کد خبر: 460776
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۶
اگر چه فاتح اصلی حماسه ماندگار ۱۲ اسفند، آحاد ملت‌اند، لیکن نمی توان منکر برد و باخت نامزدها، لیست‌ها و گروه‌های سیاسی شد. قطعاً تا یکی دو روز دیگر، همه کاندیداهای محترم این دوره از انتخابات، متوجه رأی مردم می‌شوند. از این دو حال، خارج نیست؛ یا راهی «بهارستان» می‌شوند یا در جایی دیگر مشغول خدمت، که به لطف خدا، برای خدمت، چیزی که در این کشور زیاد است، صندلی است، البته چه خوب است اگر که به بهانه آرمان گرایی، واقع گرایی را تعطیل نکنیم و به اندازه خود، تشکر کنیم از اصحاب سیاست، که با رقابت گرم شان، یکی از اضلاع مؤثر حماسه آفرینی ملت بودند. با این همه، شکر حضور ملت، علاوه بر سجده به درگاه خدا، حتماً مکلف به دو «تکلیف واجب» می‌کند؛ یکی اصحاب سیاست را، یکی اصحاب قدرت را.
بر سیاسی‌ها فرض است به احترام رأی ملت، حتی المقدور به رقابت پایان دهند و فضای عمومی کشور را برای کار و خدمت، «آرام» نگه دارند. جز این کنند، ناسپاسی کرده‌اند در حق رأی ملت. «آرامش»، پیش فرض رخوت نیست، بلکه اسباب خدمت است.
بر اصحاب قدرت نیز فرض است که قدر این ملت را بدانند و جواب محبت بی‌حد و حصر مردم را فقط و فقط با کار بدهند. مردمی که جمعه، چنین به صحنه آمدند و این چنین حماسه ای آفریدند، مردمی که زن و مرد و پیر و جوان و دختر و پسر و شهری و روستایی و بالاشهری و پایین شهری، همه با هم یک دل و یک‌صدا شدند؛ مردمی که سلیقه‌های مختلف و عقیده‌های متفاوت، اندک لطمه‌ای به وحدت شان نزد، مردمی که در صف دور و دراز رأی، اعضای یک پیکر شدند و قطره‌های زلال یک دریا شدند؛ حتماً لایق مسئولانی خادم، پرکار و حریص در خدمت رسانی‌اند. برای این مردم، هر اندازه که کار شود، باز هم کفه لطف مردم، سنگین تر است، پس فرض است بر قوه مجریه که جواب محبت مردم را با کار بدهد. این مردم لایق خبر افتتاح‌اند، نه احیاناً اخبار پروژه‌های نیمه تمام. ما هیچ وقت، دولت مستقر را با دولت سازندگی و اصلاحات نمی‌سنجیم، بلکه با خودش قیاس می‌کنیم. ظرفیت خدمت رسانی در این دولت، بالاست و اگر حواشی بگذارد، دولت فعلی در مقوله خدمت، دولت مستعدی است. تو ببین و خود قضاوت کن که خبر پیشرفت هسته ای، خبر افتتاح بیمارستان، خبر احداث بزرگراه، خبر افزایش حقوق کارمندان و کارگران، خبر بیمه‌های تکمیلی، خبر کم کردن گرانی، خبر یارانه‌ها، خبر بالا بردن ارزش پول ملی، خبر کم شدن فاصله‌ها، خبر توزیع منابع ثروت به عدالت و اخباری از این دست، با دل این ملت خوب و مهربان و صمیمی چه می‌کند، احیاناً خبر اختلاس و خبر انحراف و خبر حرافی بی مبنا، با همین دل چه می‌کند؟! بار خدمت، البته فقط روی دوش دولت نیست. قوای مقننه و قضائیه نیز در شعاع تکالیف خود، کارشان مصداق خدمت است که در این نوشته، مرادم از «خدمت»، هر آن کاری است که لبخند رضایت بر لب ملت بنشاند. سهل است که توسعه خطوط مترو، افتتاح پل صدر و درست کردن فلان ورزشگاه در پایین ترین نقطه شهر تهران، خوشحال می‌کند اهالی پایتخت را و بگومگوی شهرداری و دولت بر سر بودجه مترو، روی مخ تهران‌نشینان راه می‌رود. آیا مردمی که در حسینیه ارشاد و مسجدالنبی و مسجد لرزاده و کجا و کجا ۳ ساعت صف ایستادند تا بلکه رأی خود را درون صندوق بیندازند، سزاوار چه هستند؟! اینکه از حضرات، کار ببینند، یا اینکه از حضرات، دعوا ببینند؟! سپاس به چیست؟! ناسپاسی به چیست؟!
این نوشته را با تذکر در باب «اخلاق برد» و «اخلاق باخت»، شروع کردم. مجلس شورای اسلامی، کمتر از ۳۰۰ نماینده می‌خواهد و طبعاً انتخاباتی از این دست، بیش از برنده، بازنده دارد. آن که رأی نیاورده، حق اعتراض دارد، اما حق اعراض ندارد. حق سرپیچی از قانون ندارد. آن که رأی نیاورده، باید رعایت کند اخلاق باخت را. باید تمکین کند به رأی مردم، که آرای مردم را جماعتی از معتمدین همین مردم، می‌شمارند. راهی شدگان بهارستان هم باید اخلاق برد را رعایت کنند. آفت برد، غرور است و برد و باخت، از پی هم می‌آیند.
مردمی که پای صندوق، «اخلاق رأی دادن» را به خوبی به نمایش گذاشتند و دنیایی را مات و مبهوت از حضور خود کردند، مردمی که در طول ایام تبلیغات، «اخلاق هواداری» را قشنگ و با طمأنینه مراعات کردند، نامزدی را سزاوارند که اخلاقش به ملت رفته باشد، خواه انتخابات را باخته باشد، خواه انتخابات را برده باشد، که مهم تر از برد و باخت، اخلاق برد است و اخلاق باخت. در این انتخابات، نه نامزد پیروز و نه قطعاً نامزد مغلوب، هیچ کدام نمی توانند ادعای فتح گفتمان سیاسی خود را داشته باشند. «گفتمان ملت» صدر هر گفتمانی نشسته است. دنیا اینک، خمینی و خامنه ای را به ملتی بزرگ، باشکوه، فدایی، وفادار، عاشق، هم رأی و هم نظر می‌شناسد.
القصه! وقتی کلاس کار ملت ما اینقدر بالاست، چه خوب اگر که بیاید به این کلاس، مجلس ما، دولت ما، نامزد پیروز ما، نامزد شکست خورده ما. فتنه ۸۸ را یادتان هست؟! گمانم نامزد بازنده، بی کلاسی کرد و الا این نمی شد که الان، رأی دادن سیدمحمد خاتمی در شهر دماوند، زلزله بیندازد در اردوگاه بدخواهان! نامزد مد نظر، اگر کمی کلاسش به ملت ایران رفته بود، اگر کمی عقل داشت، این بلا را بر سر جریان اصلاحات نمی آورد. آری! ما همه باید بیاییم به ملت ایران! اگر «اخلاق دریا» نداشته باشد، قطره از دریا دور می‌شود… بگذارید صادقانه اعتراف کنم: قلمم قفل کرده است! کلیدش دست کلمات نیست! زبان فارسی مگر چند حرف دارد که با آن بشود مردم چهارمحال و بختیاری را وصف کرد که ۱۰۰ درصدشان در انتخابات شرکت کردند؟!
هی رفیق! من پایه ام… می‌آیی با هم «اشک شوق» بریزیم؟!



حيات سياسي خاتمي
در گرو شركت در انتخابات بود
جريان اصلاحات در شرايط حاضر رو به انقراض است و خاتمي با وجود اينكه بارها شركت در انتخابات را مشروط بر تعيين شدن يكسري شرايط كرده بود، باز هم براي ادامه حيات سياسي، مجبور به شركت در انتخابات شد.
حجت الاسلام قاسم روانبخش در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران در واكنش به شركت خاتمي درانتخابات مجلس نهم گفت: شركت خاتمي در انتخابات مجلس نهم اين روزها نقل محافل خبري خارجي شده است و اپوزيسيون ضد‌انقلاب روي اين مسئله مانور خبري مي‌دهند. وی ادامه داد: برخي فتنه‌گران ادعا كرده‌اند كه خاتمي براي خنثي كردن نقشه تندروهاي جريان حاكم پس از انتخابات پاي صندوق‌هاي رأي رفته و اين در حالي است كه وي چاره اي جز شركت در انتخابات نداشت.
روانبخش افزود: جريان اصلاحات در شرايط حاضر روبه انقراض است و خاتمي با وجود اينكه بارها شركت در انتخابات را مشروط بر تعيين شدن يكسري شرايط اعلام كرده بود، باز هم براي ادامه حيات سياسي خود در جامعه مجبور شد پاي صندوق‌هاي رأي حاضر شود. اين فعال سياسي ادامه داد: اصلاح طلبان تصور مي‌كردند مردم بدون آنها در مشاركت‌هاي سياسي كشور كمرنگ ظاهر خواهند شد، اما در جريان برگزاري انتخابات با ديدن حضور دشمن شكن مردم بالاخره متوجه شدند كه ملت بدون اصلاح‌طلبان هم حاضر مي‌شوند.
روانبخش تصريح كرد: با توجه به اينكه اصلاح طلبان نقش مهمي در جريان فتنه ۸۸ از خود بروز داده‌اند، اين تلقي احمقانه اي است كه فكر كنند هنوز هم مورد توجه مردم هستند‌. وي در واكنش به رفتارهاي متناقض خاتمي به عنوان لیدر اصلاح طلبان اظهار داشت: خاتمي قبل از انتخابات فكر مي‌كرد هنوز هم ميان مردم جايگاه و پايگاهي دارد، اما با رصد كردن شور و هيجان مردم هنگام برگزاري انتخابات تصميم گرفت تغيير رويه داده و در انتخابات حضور پيدا كند. وي با بيان اين مطلب كه خاتمي آمد تا بگويد اصلاحات زنده است، تصريح كرد: جريان ضد نظام در تلاش است تا خاتمي را فريب خورده، احمق وحتي رواني جلوه دهد و در شرايط حاضر به نظر مي‌رسد كه شعور خاتمي بيشتر از سطح تفكر لس‌‌آنجلسي‌ها قرار دارد، لذا او حضور پيدا كرد تا جريان اصلاح‌طلبي از صحنه سياسي كشور محو نشود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار