ترجمه: امين خرمي
بدون شك مسئلهاي به نام «سرنوشت»، يكي از مهمترين مباني موفقيت يك فرد در طول مسير زندگي فردي، خانوادگي، اجتماعي و حرفهاي او به شمار ميرود. وقتي صحبتهاي خود را در جهاني محدودتر مانند جهان ورزش بسط و گسترش دهيم به وضوح درمييابيم كه مسئلهاي به نام «سرنوشت» در زندگي بسياري از ورزشكاران نقش بسزايي را براي ديده شدن، مطرح شدن و درخشيدن آنها در ميادين مختلف ورزشي بر عهده داشته است. يكي از برجستهترين چهرههاي جهان ورزش، كه نسبت كشف و درخشيدن او در ميادين ورزشي با مقدري به نام «سرنوشت» بسيار جالب توجه است، «مارك وبر» استراليايي، راننده ۳۵ ساله مسابقات «فرمول يك» و يكي از قهرمانان تيم «ردبولز رنو» است. «وبر» كه تا ۲۵ سالگي در مسابقات دوچرخهسواري و دو چهارگانه صحرايي به عنوان ورزشكاري آماتور مشغول فعاليت بود، بارها علاقه و تواناييهاي فردي خود را در هدايت اتومبيلهاي سرعت با افرادي كه ميشناخت مطرح كرد اما تيمهاي حاضر در مسابقات اتومبيلراني سرعت چون شناختي از او نداشتند حاضر به سرمايهگذاري روي او نبودند و نميخواستند ريسك پذيرفتن رانندهاي ناشناس را براي شركت وي در مهمترين مسابقات اتومبيلراني جهان (فرمول يك) بپذيرند. اما «سرنوشت» روي مثبت خود را به «وبر» نشان داد و «مايكل اتوود» از داوران برجسته فوتبال در استراليا با كمك مالي به «وبر» او را به يكي از تيمهاي ميانه جدول مسابقات «فرمول يك» (تيم ايدكس) معرفي كرد و «وبر» با دو سال حضور در آن تيم و كسب چند قهرماني متوالي در طول مسابقات پيست، خود را به عنوان يكي از آيندهدارترين رانندگان سرعت «فرمول يك» در جهان مطرح ساخت. در ادامه يكي از تازهترين مصاحبههاي «مارك وبر» نفر سوم ردهبندي برترين رانندگان «فرمول يك» در طول سال ۲۰۱۱ را از خاطر ميگذرانيد.
مرد «سرنوشت»! لقبي است كه همواره كنار نام شما ميآيد، آيا اين مسئله، باعث دلسردي شما نميشود كه اغلب مردم موفقيتهاي شما را در گرو سرنوشت ميدانند تا تواناييهاي خودتان؟
نه به هيچ وجه! وقتي همه حقيقت را ميگويند چرا بايد دلسرد و نااميد شوم! اما مهم اين است كه مسئله به اين صورت كه شما مطرح ميكنيد نيست! رانندگي در نفس خود يك توانايي است كه هر كسي تا قوانين آن را نياموزد نميتواند آن توانايي را به داشتههاي خود اضافه كند. همه ميدانيم كه در تمام جهان هم راننده خوب وجود دارد و هم راننده بد... اما وقتي اين توانايي به مرحلهاي از آزمون ميرسد كه شما فقط بايد خوب باشيد و با كوچكترين اشتباه جاي شما در خط اول به جايگاهي در انتهاي خط مسابقه بدل ميشود، ديگر اين تنها و تنها به توانايي و تيم حمايتكننده شما بازميگردد نه مسئلهاي مانند سرنوشت!
اما اولين بار خودتان اين لقب را در سال ۲۰۰۷ و بعد از كسب سومين قهرماني در «گرند پري»هاي «فرمول يك» به كار برديد؟
امروز هم اين كار را ميكنم! هيچ چيزي در اين دنيا جز سرنوشت نميتوانست يك ورزشكار آماتور ۲۵ ساله در دوچرخهسواري را به قهرماني حرفهاي در سختترين رشته ورزشي جهان تبديل كند! من با كمك سرنوشت به ورزشي وارد شدم كه احساس ميكنم براي موفقيت در آن به دنيا آمدم و با كمك افراد تيمهايي كه در آن حضور داشتم و تمرينهاي فشرده و افزودن بر تواناييهاي خودم به جايگاهي رسيدم كه امروز همه «مارك» را در آن ميبينند و تعريف ميكنند.
طي ۱۰ سال اخير با فراز و فرودهاي بسياري در انتخاب تيمهايتان مواجه بوديد، البته به جز سه سال اخير كه عضو تيم قهرمان بلامنازع مسابقات «فرمول يك» هستيد.
نميدانم ميتوان مثل شما نام اين تغيير تيمها را فراز و فرود بگذارم يا انتخاب حرفهاي! ببينيد بهتر است با هم صادق باشيم، زماني شما به يك تيم احتياج داريد چراكه آن تيم ميتواند تجربيات شما را افزايش دهد و شما را براي رشد و ترقي آماده كند، اما وقتي شما به مرحله يا از رشد رسيديد و متوجه شديد كه تيمتان قصد ارتقاي جايگاه ندارد و به آنچه اندوخته راضي است پس بايد حركت و چالش جديدي را انتخاب كنيد. من از تيم «ايدكس» به اين خاطر به «جنرال موتورز» رفتم كه ديگر «ايدكس» حتي حاضر به تغيير مختصات فني ماشين خود نبود، خب مسلم است كه در دنيايي كه تمام تيمها هر روز به فكر ارتقاي ماشينهاي خود هستند با اين شرايط تنها فرصتهاي زندگيام را نابود ميكردم.
اگر اينطور باشد، پس چرا زماني به تيم «ردبولز» پيوستيد كه آن تيم جايگاه درخوري براي قهرماني چون شما كه صاحب هفت «گرند پري» بوديد نداشت؟
پنج سال پيش كه اين كار را كردم، با انتقادات فراواني روبهرو شدم و حتي گفتند «مارك» ديوانه شده است! اما من از زندگي آموختم كه به فرصتهايي كه در اختيار من ميگذارد به سادگي «نه» نگويم! آيا امروز كه تيم «ردبولز» سه سال پياپي قهرمان «فرمول يك» است، باز هم منتقدان به من ميگويند كه «ديوانهام»!
آيا انتخاب «ردبولز» در ادامه همان ماجراي همراهي سرنوشت با شما نبود؟
نميدانم! اما اين را مطمئن هستم كه اين تيم در سالي كه در ميانه جدول بود به من به عنوان قهرمان «فرمول يك» پيشنهاد داد و گفت قصد سرمايهگذاري عظيم در اين رشته ورزشي را دارد و ميخواهد با كمك من رشد كند! من به مسابقات سرعت مديون بودم، چراكه تمام موفقيتهايم را در آن به دست آوردم و آن زمان درست وقتي بود كه ميتوانستم سهمي از دين خود را ادا كنم. ما با هم صادق بوديم و نتيجه صداقت تنها بعد از دو سال مشخص شد و طي سه سال اخير تيمي به نام «ردبولز رنو» در تمامي مسابقات «فرمول يك» قهرماني بيرقيب است.
اما طي اين مدت با افزوده شدن «سباستين فتل» آلماني شما عملاً به عنوان راننده دوم تيم در مسابقات حضور داريد؟
مهم اين است كه يك تيم قهرمان شود! وقتي اين اتفاق صورت گيرد همه اعضاي آن تيم در قهرماني سهيم هستند، مسئله ديگر اين است كه من از رقابت كردن با چنين رانندهاي كه چشم همه جهان را به خود خيره كرده است لذت ميبرم، درست است كه من با «سباستين» در يك تيم قرار داريم اما در پيستهاي سرعت، رقيب يكديگر هستيم. اما اين رقابت باعث ايجاد تفرقه در تيم نميشود بلكه به اتحاد آن كمك ميكند و مهمترين مسئله اين است كه ما تجربيات خود را در هر مسابقه به ديگري انتقال ميدهيم. راستي فراموش نكنيد كه من ۳۵ ساله هستم و فاصلهاي با بازنشستگي ندارم اما «سباستين» ۲۵ ساله است و سالها افتخار در انتظار او است.
پس به زودي شاهد بازنشستگي شما خواهيم بود؟
نه! به هيچ وجه! تا زماني كه انگيزه داشته باشم براي رقابت خواهم جنگيد و به شما و همه علاقهمندان «فرمول يك» اعلام ميكنم كه «مارك» فعلاً در پيستها براي اول شدن با تمام سرعت به پيش خواهد رفت.
منبع: http://www. formula۱. com