کد خبر: 460282
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۷:۲۳
نگاهي به دومين جشنواره فيلم كوتاه بسيج و فعاليت فيلمسازان جوان بسيجي
محمدصادق دهنادي | شهري که هنوز سرگرداني‌هاي مدرنيته و ديوارهاي بلند آسمان‌خراش‌ها نتوانسته آسمانش را از مردمان سختکوشش دريغ دارد و در سراسر ايران هر که به دنبال آسمان مي‌گردد به سوي آن مي‌آيد. شهر يزد، اين گونه در هفته پاياني ماه بهمن ميزبان بزم سينمايي فيلمسازان جوان بسيجي بود و در آن حوالي دومين جشنواره فيلم کوتاه بسيج (سکانس بيداري) که به اهتمام سازمان بسيج هنرمندان برگزار شده بود، به ياري صميمانه سپاه الغدير يزد به ايستگاه پاياني خود رسيد. 

جشنواره تازه براي سرزمين جشنواره‌ها
قبل از هر چيزي آنچه با شنيدن نام يک جشنواره فيلم تازه در کشور ما ذهن آدمي را به خود مصروف مي‌دارد آن است که، در کشوري که بيش از تعداد آثار هنري جشنواره‌هاي ريز و درشت برگزار مي‌شود، برگزاري يک جشنواره تازه آن هم در حوزه فيلم چه معنايي را در ذهن متبادر مي‌کند.
يا به عبارتي ساده‌تر در زماني که بهره و فلسفه وجودي رسمي‌ترين و پر هزينه‌ترين جشنواره‌هاي هنري مانند فيلم فجر به شدت مورد سؤال و ابهام قرار مي‌گيرد، چگونه و با چه هدفي يک جشنواره جديد را مي‌توان درست و مفيد دانست؟
اما اگر کسي کمتر اطلاعي در مورد فعاليت‌هاي هنري بسيج داشته باشد، اجراي اين جشنواره و استمرار آن را شايد يکي از اوليه‌ترين حقوق اين فعاليت‌ها بداند.
واقعيت اين است که فعاليت هنري بسيج در سراسر کشور، از پايگاه‌هاي بسيج روستاهاي دور افتاده تا شهرهاي بزرگ امروزه به بزرگترين شبکه‌هاي انساني هنرمندان سراسر کشور تبديل شده است که در هشت رشته و زمينه داراي فعاليت‌هاي سراسري است.
بديهي است که از اصول اوليه و مهم هر آموزشي ارزيابي بهنگام همه آثار باشد و در اين فرآيند اجراي جشنواره يکي از راههايي است که مي‌تواند فرصت‌هاي آموزشي را با انتقال و تضارب تجارب در خدمت هم قرار دهد.
جانشين رئيس سازمان بسيج هنرمندان به عنوان باني اين جشنواره نيز با اشاره به اصل مهم پيوستگي ارزيابي و آموزش مي‌گويد: «جشنواره‌هاي هنري دو سالانه بسيج از معدود جشنواره‌هاي آموزشي هنر در کشور به شمار مي‌رود که در آن برگزيدگان و استعدادها بعد از جشنواره رها نمي‌شوند. بارها اين سؤال از دست‌اندرکاران سازمان بسيج هنرمندان پرسيده مي‌شود که رابطه‌ جشنواره‌هاي هنري بسيج با ساير جشنواره‌هاي هنري کشور چيست؟ و آيا ما به دنبال تأسيس يک ژانر خاص در عرصه هنر هستيم؟ البته بسيج همواره در اين زمينه اعتقاد داشته هنر بسيجي يک گونه جديد هنري نيست اما معتقديم جشنواره‌هاي موجود هم جوابگوي نياز هنرمندان ارزشگرا در حوزه جشنواره‌اي نيز نبوده و نيست.»
حسين حسن نژاد در باره تفاوت‌هاي اساسي جشنواره‌هاي بسيج با ساير جشنواره‌ها تأکيد مي‌کند:«از آنجا که بسيج هنرمندان يکي از بزرگترين شبکه‌هاي هنري کشور محسوب مي‌شود که نه فقط بر مدار جشنواره‌ها، بلکه بر پايه آموزش مستمر در سراسر کشور فعال است و هيچ آموزشي به بالندگي کامل نمي‌رسد مگر اينکه در مسير آن سنجش مستمر و منظم مورد پيش‌بيني قرار بگيرد. نگاه بسيج هنرمندان اين است که جشنواره‌هاي استاني و سراسري هنري بسيج بايد در مسير رشد و تعالي همين آموزش‌هاي تکميلي و بخشي از نقشه‌ بزرگي باشد که براي توسعه هنر بسيجي و ارزشمدار طراحي شده است.
جشنواره‌اي مانند جشنواره فيلم بسيج را نبايد با يک جشنواره‌اي مانند فيلم فجر يا فيلم کودک و نوجوان مقايسه کرد و موازي دانست. ما افتخار مي‌کنيم که جشنواره‌هاي ما برگزيدگاني از دور افتاده‌ترين روستاهاي کشور دارد و از دهستان‌هاي کوچک تا شهرهاي بزرگ، امکان برابر آموزشي و رقابتي براي همه علاقه‌مندان هنر فراهم شده است و اين چيزي است که بايد بر آن پاي فشرد و بر آن افتخار کرد. کداميک از جشنواره‌هاي موجود مي‌تواند چنين گستره‌اي را مورد پوشش قرار دهد؟ کدام جشنواره ملي برنامه‌اي براي متشکل کردن برگزيدگانش و سازماندهي علاقه‌مندي‌هاي آنان ارائه کرده است؟ مرحله نهايي جشنواره‌هاي بسيج زماني اجرا مي‌شود که ۳۰ اختتاميه در استان‌هاي کشور براي جشنواره‌هاي استاني برگزار شده و همين چند مرحله‌اي بودن، يک شاخصه بسيار اميدوار کننده است. اينها همه مزيت‌هايي است که براي ما به عنوان خدمتگزاران هنر متعهد ارزشمند و بسيار مهم است.»
فيلمسازي به سبک بسيجيان
پرديس سينمايي تک يکي از پروژه‌هاي ارزشمند فرهنگي و هنري شهر و استان يزد است که در آن امکانات بسيار مناسبي براي نمايش‌هاي سينمايي فراهم شده و عصرهاي بسياري از اهالي يزد را سينمايي کرده است. در روزهاي برگزاري جشنواره البته برگزيدگان ۱۴۶۰ فيلم کوتاه ارسالي به دبيرخانه‌هاي استاني که بعد از دو بار ارزيابي و انتخاب، حالا تبديل به ۹۰ فيلم کوتاه شده بودند در سالن‌هاي اين پرديس به نمايش در آمدند. فيلم‌ها و پويانمايي‌ها گرچه در همه سطحي هستند اما بي‌شک يک مؤلفه مشترک دارند و آن دردمندي آثار است.
«يک خروس تا بهشت»، «ما مي‌توانيم»، چند اثر از خراسان رضوي و چند کليپ تأثيرگذار از خوزستان، اردبيل و. . . در اين جشنواره مسئولان و داوران و بعضاً مردم مي‌آمدند و برآيند حرکت هنري منتخبان هنري بسيج را به تماشا مي‌نشستند.
اکران که تمام مي‌شد، کارگاه‌ها شروع مي‌شد و فيلمسازان متعهد، دور هم جمع مي‌شدند تا بدون دغدغه‌اي حرف‌هاي دلشان را با اساتيد فن در ميان بگذارند.
از آن سو نيز اساتيدي چون دکتر جولايي، دکتر شاه‌حسيني و دکتر جلالي و البته مهندس سيدعلي رضا سجادپور معاون سازمان جديد التأسيس سينمايي بودند که با نقد و بررسي کلي آثار به حرف‌هاي فيلمسازان بسيجي پاسخ دادند.
فضا به شدت بسيجي و مردمي بود. فاقد ديسيپلين‌‌ها و پروتکل‌هاي معمولي که همواره در چنين جلساتي معمول است. بدون چهره‌ها و تيپ‌هاي روشنفکر نمايي جلسات هنري مشابه، بدون سبيل تاب داده، بدون کلاه کج و پيپ سيگار ميان جلسه ( که متأسفانه جلسات هنري و به خصوص سينمايي کشور ما را چشم بسته مي‌توان از چنين نمادهايي شناخت) هر کسي هر چه مي‌خواست دل تنگش گفت و اساتيد هم خوب صبر كردند تا قاعده دوستي و مدارا پابرجا بماند. اين اساتيد در ميانه صحبت‌هاي فيلمسازان البته به ارائه راهنمايي‌هايي هم مي‌پرداختند اما دلتنگي‌هاي فيلمسازان از کم توجهي‌هاي مسئولان ارشاد و حوزه هنري و ساير مسئولان استاني گويي تمامي ندارد. اين دلتنگي‌ها اين قدر زياد است که گويي دل سجادپور را به درد آورده که حتي در سخنراني اختتاميه از مسئولان ارشاد و همکاران استان‌هايش مي‌خواهد که به اين هم خاندان‌هاي عقيدتي بيش از پيش (و به عبارتي بيش از نمايندگان هنري جبهه معارض انقلاب ) بها بدهند. جلسه و کارگاه درد دل‌ها که به پايان ‌رسيد، مدير گروه خانواده شبکه دو سيما که اجراي اين جلسه را برعهده داشت پيامي متفاوت از اين حرف‌ها و نقل‌ها دريافت کرده بود.
به عقيده دکتر مريم جلالي وظيفه اول يک جشنواره رقابتي و آموزشي مانند فيلم بسيج کمک به همگرايي هنري بين بسيجيان است.
وي مي‌گويد: «به نظر من اجراي هر جشنواره‌اي يک فرصت است. فرصتي که در آن، علاوه بر رقابت و کسب تجربه، مي‌توان با شنيدن حرف‌هاي هنرمندان و استفاده از نقطه نظرات آنان، سياستگذاران تلاش کنند که جشنواره به همدلي و همنوايي هنرمندان شرکت کننده در آن تبديل شود. با مشاهده آثار اين جشنواره مي‌توان به خوبي چهار ويژگي جسارت، صراحت و آثار هنرمندان بسيجي را ديد و اين آن چيزي است که در کارگاه نيز از صاحبان اين اثرها ملاحظه کردم.
با اين حال مديرعامل سابق بنياد فارابي که براي انتقال تجارب سينمايي‌اش به جشنواره آمده بود نظري متفاوت داشته و انتظار داشت که مديريت عالي هنري بسيج، هنر بسيج را به مبادي اصلي بسيج بازگرداند.»
دکتر مجيد شاه حسيني مي‌گويد:«ما نسلي بوديم که بسيج را تأسيس کرديم و چه در دوران دفاع مقدس و چه بعد از آن مي‌دانستيم که فلسفه تشکيل بسيج چيست. اما اگر بخواهم يک شاخصه را براي شناخت کار بسيجي از غير بسيجي ارائه کنم بايد بگويم، در همه دوران‌هاي فعاليت اين نهاد، هيچ بسيجي منتظر مسئولان براي حرکت کردن نماند. به ويژه در خط مقدم گاهي بسيجي‌ها احساس مي‌کردند که برخي از مسئولان آن گونه که بايد و شايد پشت سر قضيه جنگ نيستند.

اما هيچکدام از اين دلايل، باعث نمي‌شد که بسيجي به راه خودش، فرمانده اصلي خودش يعني حضرت امام(ره)، به نظام و به کاري که انجام مي‌دهد شک کند يا لحظه‌اي جديت نداشته باشد. همه بسيجي‌ها فارغ از هر چيزي به اين فکر مي‌کردند که امروز چه کارايي و مسئوليت و تکليفي به دوش دارند. اگر هنر و فيلم بسيج بخواهد مزيت و شاخصه خاص خودش را پيدا کند و در اين جشنواره‌ها شاهد به نمايش در آمدن آن شاخصه باشيم، بايد اين صفت بالقوه هر بسيجي در عرصه هنر شکوفا شود.
برخي از اين مشتريان ثابت جشنواره‌ها بدون اينکه از فرصت ايجاد تريبون‌هاي جديد و فرصت‌هاي تازه بروز استعدادها استفاده نمايند، مرتباً بعد از آغاز فعاليت هر جشنواره‌اي از آن سؤالات فلسفي و بنيادي كرده و سعي مي‌کنند به جاي ارتقاي سطح ثابت و عمدتاً نازل کارهاي خود، مشکلات فرهنگي، مديران، آموزش هنر در‌کشور، نظام فکري و انديشه‌اي و خيلي چيزهاي ديگر را مورد استيضاح قرار دهند و اين در حالي است که از اين جشنواره تا جشنواره بعدي، خود اين افراد، هيچ ارتقايي به کار خود نمي‌دهند و به جاي اينکه کار خودشان را اصلاح کنند، به فکر حمله به ديگران هستند و فکر مي‌کنم هنر بسيجي بايد در صدد رفع چنين مشکل فراگيري از جامعه‌‌هنر باشد.»
زماني مناسب براي خودشناسي
تالار فرهنگ اداره ارشاد اسلامي يزد، عصر روز ۲۹ بهمن، پر از اراده‌هاي آهنين و دل‌هايي بود که براي حراست از انقلاب اسلامي نور بر پرده نقره‌اي سينما انداخته بودند. از گيلان تا هرمزگان، از سيستان و بلوچستان تا آذربايجان غربي و از مشهد تا اهواز، گويي چهارسوق سينماي ارزشي کامل است.
پيشاپيش جمعيت چشممان به موي سپيد استاد داوود رشيدي روشن مي‌شود که براي دومين بار جوانانه به همراهي هنرمندان بسيجي آمده و با طنين آشنا و گرم صدايش، محبتش را پيشکش هنرمندان بسيجي مي‌کند.
جمال شورجه، دبير جشنواره نيز به رسم ميزباني، به همه افراد خوشامد مي‌گويد و پيشکسوتاني چون گلريز و محمد علي باشه آهنگر(که ملکه‌اش در جشنواره فيلم فجر امسال خوش درخشيده) و ديگران را در جاهاي تعيين شده راهنمايي مي‌کند.
شورجه برادر بزرگتري است که نه فقط براي جشنواره‌ها، بلکه در همه زمان‌ها کنار همرزمان بسيجي‌اش فيلمسازي را تجربه مي‌کند و هميشه به دنبال جذب امکانات بهتر براي فيلم بسيج است.
او در حاشيه مراسم به خبرنگاران مي‌گويد:«فيلمسازان بسيجي براي انتقال بهتر مضامين ارزشي احتياج به تعميق اخلاق و خودسازي و مراقبت آن دارند و بايد بتوانند در کنار فيلمسازي در خودسازي هم پله به پله پيشرفت کنند.
فيلم بسيج بخشي از يک پيکره بزرگ و ارزشمند به نام فرهنگ بسيج است که عبارت از پويايي، ايجاد حرکت، زايش، تدين، دعوت به خوبي، اخلاق و علاقه‌مندي به پيشرفت کشور است. بنابر اين هر کسي که مي‌خواهد هر آنچه خوبي که متصل به دين و ارزش‌هاي ديني است را به تصوير بکشد، او سازنده اثري است که مي‌تواند زير چتر جريان فيلم بسيج قرار بگيرد.»
کارگردان «۳۳ روز» قضاوت درباره سطح کارهاي اين جشنواره را منوط به دانستن بضاعت و مشکلات اين فيلمسازان جوان مي‌داند و ادامه مي‌دهد:«با توجه به ظرفيت و بضاعتي که خود فيلمسازهاي بسيجي و عمدتاً بدون حمايت‌هاي مالي آن هم در استان‌هاي مختلف و بعضاً محروم براي چنين هنر تقريباً پرخرجي فراهم کرده بودند، سطح کارهاي ارائه شده خوب بود و وقتي به شخصه، خود را در سن و سال اين عزيزان قرار مي‌دهم و سطح کارهاي اين دوستان را با عملکرد آن زمان خودم مقايسه مي‌کنم، مي‌بينم اين فيلمسازهاي شهرستاني و جوان جلوتر از آن سنين ما هستند. از اين به بعد تکليف ما در سازمان بسيج هنرمندان براي پوشش حمايتي و آموزشي و آماده کردن اين استعداد‌ها براي ورود به سينما بيشتر و بيشتر مي‌شود.»
سينما و ديني که بايد ادا کند
ميهمان ارجمند اين اختتاميه که براي تشويق و راهنمايي برادران بسيجي‌اش به يزد آمده بود اما روايتي از سينما دارد که ذکر آن در ماه بهمن بي‌مناسبت هم نيست.
سردار نقدي رئيس سازمان بسيج مستضعفين، سطح آثار توليدي سينماي پيش از انقلاب را يادآوري مي‌کند و بر اين نکته پاي مي‌فشرد که سينما بيش از بسياري از عرصه‌ها هم اينک جايگاه خود را مرهون انقلاب اسلامي است.
وي با اشاره به مسئوليت‌هاي جمهوري اسلامي در قبال آنکه امروز دنيا او را به عنوان سرور آزاديخواهان جهان مي‌شناسد، مي‌گويد:«کليت عرصه هنر و به ويژه هنر سينما بيش از ساير هنرها مديون انقلاب اسلامي است. سينماي ما پيش از انقلاب اسلامي محلي از اعراب نداشت. اين در حالي است که امروز سينماي ايران شانه به شانه قدرت‌هاي سينمايي دنيا مي‌زند و براي خودش صاحب سبک و جايگاه فاخري است و مي‌تواند براي عرصه هنر جهان عرض اندام نمايد و جا دارد براي اداي دين به انقلاب سينما پيشقدم شود.
امروزه، متأسفانه ديده مي‌شود بسياري از افرادي که انقلاب و نظام فرصت‌هاي خوبي را در اختيار آنها گذاشت و آنها را به سينما و رسانه معرفي کرد، با ديد نقادانه، بسيج، انقلاب و دفاع مقدس را در سينما انعکاس داده و مورد هجمه قرار مي‌دهند. اين در حالي است که هاليوود و رسانه‌هاي استکباري که بيش از ۹۵ درصد توليدات سينمايي جهان را در دست دارند نيز با همين ديد تخريبي به ارزش‌ها و نظام نگاه مي‌کنند ، در حالي که ما در داخل با نيش و کنايه اين افراد روبه‌رو هستيم. بايد به اين پرسش پاسخ داد که چه کسي بايد مسئوليت دفاع از مظلومان و آزاديخواهان را بر عهده بگيرد؟
ملتي که تمام قد در مقابل خونريزي زور و تحريم ايستاده است و سر سوزني مقاومت از کف نداده و امروز خودش را در جايگاه الگوي آزادگي در جهان مطرح کرده است حق بزرگي بر هويت همه دارد و جا دارد همه هنرمندان هنرشان را براي حمايت از اين ملت ارزشمند در عرصه‌هاي مختلف به کار گيرند و در مقابل اين دنياي سرمايه‌داري و رياکاران صهيونيسم از تفکر و راه اين ملت پشتيباني کنند.
جشنواره فيلم بسيج فرصتي براي ورود به اين ميدان است، فرصتي که استعدادهاي نهفته شناسايي و شکوفا شوند و به ميدان بيايند و اين حق را ادا کنند.»
به عقيده سردار نقدي، شاخصه‌هاي هنر بسيجي عبارت است از آگاهي بخشي و نشان دادن واقعيت دنياي به پا خاسته مظلومان در مقابل ستمگران و ظالمان و انعکاس صداقت جبهه حق و تزوير جبهه مقابل.
جشنواره به گام پاياني رسيد اما همه ما و فيلمسازان بسيجي مي‌دانيم، هنوز فاصله زيادي بين فيلمسازي بسيجي و گذر از موانع فني، تکنيکي، مافيايي، تبليغي و. . . براي رسيدن به پرده نقره‌اي کشور و نمايندگان ما در سينماي جهان همان جايي که به عقيده بسياري، هنوز سنگر فتح نشده انقلاب اسلامي است باقي مانده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها