کد خبر: 460242
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۴:۲۷
فرازي از مجاهدات فرمانده توانمند لشكر۱۴ امام حسين(ع) از زبان همرزمانش
عليرضا محمدي
خرازي فاتح فتح المبين بود
سردار سيد احمد موسوي، مسئول اطلاعات عمليات لشكر ۱۴ امام حسين(ع) از عمليات خيبر تا انتهاي جنگ بوده است كه از ابتداي تشكيل اين لشكر همجواري سردار شهيد خرازي را تجربه كرده و نكته جالب اينكه هم در مجروحيت منجر به قطع دست شهيد خرازي در عمليات خيبر و هم در لحظه شهادت ايشان در كربلاي۵، در كنار اين سردار رشيد جبهه‌ها بوده است.
نحوه آشنايي‌تان با شهيد خرازي از كجا رقم خورد؟
در سال اول جنگ من در گيلانغرب بودم كه شهيد خرازي به همراه گروه ضربتش از كردستان به جبهه جنوب آمدند. ايشان در ناآرامي‌هاي خطه كردستان به همراه گروه ضربتي كه تشكيل داده بود ضربات كارسازي را به دشمن وارد كرد كه در واقع هسته اوليه تشكيل لشكر ۱۴ نيز از بچه‌هاي اين گروه شكل گرفت. به هرحال وقتي كه شهيد خرازي به جنوب آمد، در منطقه دارخوين مستقر شدند و خط پدافندي خود را در روستاي محمديه شكل دادند. رفته رفته رزمندگان بيشتري به اين گروه ملحق شدند تا كمي بعد اولين تيپ سپاه شكل بگيرد. به اين ترتيب كه تيپ امام حسين(ع) قبل از عمليات طريق القدس و آزادسازي بستان تشكيل شد، در حالي كه تعداد ديگري از تيپ‌هاي سپاه بعد از اين عمليات تشكيل شدند. به هرحال بنده كه از فتح المبين وارد اطلاعات ـ عمليات لشكر شدم، به خاطر وظايفم ارتباط نزديكي با شهيد خرازي داشتم و بعدها نيز هرچه مسئوليتم در اين واحد بيشتر مي‌شد، ارتباطم با ايشان نزديك‌تر مي‌شد.
ظاهراً انجام عمليات فرماندهي كل قوا به عنوان يكي از اولين عمليات‌هاي سپاه، از ابتكارات شهيد خرازي بوده است، در اين مورد توضيح دهيد.
اين عمليات در ۲۱ خرداد سال ۶۰ و درست يك روز پس از رأي عدم اعتماد مجلس به بني صدر كه پيش از آن فرمانده كل قوا را برعهده داشت، انجام گرفت تا پس از كارشني‌هاي خائني چون او، رزمندگان ما ضرب شست خوبي به دشمن نشان دهند. در واقع مي‌توانيم بگوييم عمليات فرماندهي كل قوا خميني روح خدا اولين عمليات سپاه نيز به شمار مي‌آيد. البته فرماندهي منطقه عملياتي برعهده سردار رحيم صفوي بود اما شهيد خرازي و نيروهايش به عنوان اركان اصلي اين عمليات در دارخوين وارد عمل شدند و تلفات خوبي نيز به دشمن وارد كردند. اين عمليات از بعد سياسي نيز به دليل اتفاقاتي كه در تغيير فرماندهي جنگ رخ داد، حائز اهميت بود.
شهيد خرازي در عمليات‌هاي متعددي حضور داشت، در كدام عمليات نقش ايشان را محوري ارزيابي مي‌كنيد؟
البته تمامي فرماندهان و رزمندگان نقش تأثيرگذار خود را در وقايع و عمليات‌هاي گوناگون ايفا مي‌كردند. اما شايد بتوان فتح در عمليات فتح المبين را به نام شهيد خرازي ثبت كرد. چراكه در اين عمليات، لشكر۱۴ ( كه آن زمان هنوز تيپ بود) از ارتفاعات ممله به پشت مواضع دشمن وارد شد و به دليل قطع ارتباطش با تيپ ثارالله، به تعبيري در محاصره افتاد. به اين ترتيب در حالي كه فرماندهان ارشدي چون محسن رضايي از ما مي‌خواستند منطقه را ترك كنيم، شهيد خرازي مي‌گفت اين ما نيستيم كه به محاصره افتاده ايم، بلكه دشمن به محاصره در آمده و بايد مقاومت كنيم. لذا دو روز دشمن از هر سو به ما يورش آورد و ما آن قدر مقاومت كرديم تا اينكه ارتباط مان با تيپ ثارالله برقرار شد و به اين ترتيب دشمن عقب‌نشيني كرد. در همين عمليات شاهد ابتكار جالبي از شهيد خرازي بودم كه از خلاقيت بالاي نظامي ايشان نشأت مي‌گرفت. چنين ابتكاراتي باعث شد دشمني كه به لحاظ تجهيزات از ما قوي تر بود به ناچار شكست خود را پذيرا باشد. در همان نقطه‌اي كه ما در محاصره دشمن قرار داشتيم، شهيد خرازي از راننده خودروهاي مان خواست كه شب هنگام با چراغ روشن فاصله ۱۰ كيلومتري تا امامزاده عبدالله را طي كنند و بعد با چراغ خاموش برگردندند و دوباره با چراغ روشن همين مسير را طي كنند. اين قضيه چند بار رخ داد و دشمن كه فكر مي‌كرد نيروهاي ما به تعداد زياد در اين جاده در تردد هستند نه تنها پيشروي نكردند بلكه روز بعد عقب نشيني كرده و راه ما براي خلاصي از محاصره باز شد.
گويي شما هم در ماجراي مجروحيت و هم شهادت ايشان حضور داشتيد، از اين لحظات بگوييد.
شهيد خرازي فرمانده‌اي بود كه دوشادوش نيروهايش در خط مقدم حضور مي‌يافت. به همين خاطر هميشه احتمال مجروحيت يا شهادت شان مي‌رفت. در عمليات خيبر نيز صبح روزي كه قرار شد لشكر۱۴ از طلائيه وارد عمل شود، ايشان خودش جزو اولين نفرات بود كه در منطقه حضور يافتند، درحالي كه بچه‌هاي ما هنوز خط خودي را تشكيل نداده بودند و در منطقه خطرات زيادي وجود داشت. در آن لحظه من در چند متري ايشان بودم كه ناگهان گلوله خمپاره‌اي به نزديكي شان اصابت كرد و بيسيم چي همراه ايشان به شهادت رسيده و خودش نيز به شدت مجروح شد. طوري كه به خاطر شدت جراحات وارده و قطعي دست شان ابتدا فكر كردم خرازي به شهادت رسيده است. اما مقدر بود زنده بماند و در ادامه دفاع مقدس منشاء خدمات خير بسياري بشود.
و نحوه شهادتشان؟
خواست خدا بود كه من در لحظه شهادت نيز همراه شهيد خرازي باشم و جالب اينجاست كه ايشان در هنگام شهادت نيز دغدغه نيروها را داشت و شايد بتوان گفت در همين مسير نيز به شهادت رسيد. عمليات كربلاي۵ در مراحل پاياني خود قرار داشت كه بخشي از نيروهاي لشكر چند صد متر جلوتر در خط مقدم، موضع گرفته بودند. شهيد خرازي از طريق گفت‌وگوهاي بيسيم متوجه شد آن بچه‌ها به دليل نرسيدن آذوقه و مهمات در مضيقه هستند. خيلي ناراحت شد و از ما خواست به سرعت خودرويي را به اين منظور به منطقه بفرستيم و خواست كه راننده قبل از عزيمت به كنار سنگر فرماندهي بيايد. بعد در همان جلسه قسمتي از وصيتنامه‌اش را براي‌مان خواند و گفت دوست دارد نام فرزندش كه هنوز متولد نشده بود را اگر پسر شد مهدي و اگر دختر شد زهرا بگذارند و به او نان حلال بخورانند. حال عجيبي داشت. حتي گفت كه از خدا شهادت خواسته و مي‌خواهد بدون اينكه زخمي بشود، مستقيماً به شهادت برسد. در همين حين خبر رسيد كه راننده مورد نظر با خودرواش بيرون سنگر هستند. ايشان بيرون رفت و ما هم پشت سرش خارج شديم. فرماندهي كه پيشاپيش نيروهايش حركت مي‌كرد
حسن فتاحي دولت آبادي به عنوان مسئول واحد مهندسي – رزمي لشكر ۱۴ امام حسين(ع)، از جمله ياران نزديك شهيد خرازي است كه از زمان حضور اين سردارشهيد در ناآرامي‌هاي خطه كردستان، همراه او بوده است و به صورت مستمر همرزمي شهيد خرازي را در جبهه‌هاي جنوب نيز دنبال كرده و به اين ترتيب خاطرات بسياري از اين شهيد بزرگوار دارد.
براي شروع از گروه ضربت شهيد خرازي در كردستان بگوييد. ظاهراً اين گروه وحشت زيادي در آن خطه بر دل ضد انقلاب انداخته بود؟
اين گروه متشكل از نيروهاي سپاه و ارتش بود كه بخش سپاه آن را شهيد خرازي فرماندهي مي‌كرد. گروه ضربت از همان آغاز ناآرامي‌هاي غرب كشور به همت افرادي چون شهيد خرازي تشكيل شده بود كه معمولاً اين گروه شامل ۵۵ الي ۶۰ نفر مي‌شد. كار ما تأمين امنيت راه‌ها يا ايجاد آرامش در نقاط آشوب خيز بود. مثلاً وقتي كه ضد انقلاب از رسيدن آذوقه و اقلام مورد نياز به مردم مريوان جلوگيري كردند، ۵۰ الي ۶۰ كاميون از كالاهاي مورد نياز به آن شهر گسيل شد كه گروه ضربت وظيفه تأمين امنيتش را برعهده گرفت و اتفاقاً با كميني كه ضد انقلاب گذاشته بودند حدود ۱۱ شهيد داديم، اما وجود همه سختي‌ها كارمان را انجام مي‌داديم و با جديت و توانمندي كه شهيد خرازي در امر فرماندهي داشت، گروه ضربت وحشت زيادي در دل ضد انقلاب انداخته بود.
به عنوان يكي از همرزمان شهيد خرازي، نقش ايشان را در فرونشاندن فتنه ضد انقلاب در كردستان چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
همانطور كه گفتم گروه ضربت وظيفه پاكسازي نقاط ناآرام را از لوث وجود ضد انقلاب برعهده داشت. بارها پيش مي‌آمد كه بچه‌هاي ما چندين كيلومتر راه را در مسيرهاي ناآرام طي مي‌كردند تا همانند نيروهاي واكنش سريع، ضد انقلاب را غافلگير كرده و ضربات مهلكي به آنها وارد كنند. به طور مثال ما در آخرين روزهايي كه در منطقه غرب بوديم، دو مأموريت به فاصله چند روز از هم انجام داديم كه در هر دو مورد راه‌هاي صعب العبوري را از ميان شيارها، دره‌ها و بلندي‌هاي ناهموار طي كرديم تا اينكه براي پاكسازي روستاي پيرخزان و در مورد ديگر براي پاكسازي بلندي‌هاي ژاله وارد عمل شويم. با توجه به شرايط كوهستاني كردستان كه شرايط را براي رزمندگان سخت مي‌كرد، گروه ضربت نعمت بزرگي به شمار مي‌آمد. چنانچه وقتي جنگ شروع شد و بسياري از بچه‌هاي گروه اصرار داشتند براي مقابله با بعثيون به جنوب برويم، خيلي از مسئولان با تصميم ما مخالفت كردند و نگران بودند كه مبادا با خالي شدن منطقه از گروه ضربت مشكلاتي پيش بيايد. اين امر به خوبي نشان مي‌دهد كه نقش فرماندهاني چون شهيد خرازي و گروهش در فرونشاندن فتنه ضدانقلاب در كردستان تا چه ميزان تأثيرگذار بود.
چطور شد كه با اتفاق شهيد خرازي به جبهه جنوب اعزام شديد؟
وقتي جنگ شروع شد، اخباري از پيشروي سريع نيروهاي دشمن در عمق خاك‌مان مي‌شنيديم كه بر نگراني بچه‌ها افزوده بود. به همين خاطر افراد فشار زيادي مي‌آوردند كه حتماً به جنوب برويم. شايد شهيد خرازي نيز ته دلش راضي به اين امر بود، ليكن به عنوان يك فرمانده و مسئول، هميشه سعي مي‌كرد وظايف محوله را عهده‌دار باشد. اما به هرحال فشار افراد باعث شد چند روزي به اصفهان برگرديم و باصطلاح پيه اين كار را نيز به تن مان بماليم. چراكه اصرار زيادي به بازگشت ما به غرب وجود داشت و حتي يادم مي‌آيد ما را به گرفتن دو روز روزه پشت سرهم جريمه كردند. همه با دل و جان پذيرفتيم و در نهايت با اصرار ما به جبهه جنوب و منطقه دارخوين اعزام شديم كه همان جا خط دفاعي محمديه را در برابر دشمن متجاوز تشكيل داديم.
از خصوصيات فرماندهي شهيد خرازي بسيار شنيده‌ايم، چه ويژگي بارزي از اين بعد شخصيتي ايشان سراغ داريد؟
شهيد خرازي سرداري بود كه وقتي فرماني مي‌داد، خودش پيشاپيش نيروها در انجام آن اقدام مي‌كرد. در مأموريت‌ها يا عمليات‌هاي گوناگون، شخصاً حضور فعالي مي‌يافت و باعث دلگرمي بچه‌ها مي‌شد. ايشان پيش از انقلاب دوره سربازي را پشت سرگذاشته و از طرفي مدت زمان قابل توجهي در منطق جنگي حضور داشت، تجربيات زيادي كسب كرده بود و اگر پيشنهاد يا فرماني مي‌داد، افراد مي‌دانستند كه پشت اين حرف تفكر فرماندهي چون خرازي نهفته است و با دل و جان پذيرايش مي‌شدند. البته ايشان از مشورت نيروها نيز بهره مي‌برد و اينطور نبود كه فقط خودش تصميم گيرنده باشد. به طور كلي شهيد خرازي فرمانده قلب‌ها بود و همه نيروها با دل و جان فرامينش را اجرا مي‌كردند. خوب است اينجا خاطره‌اي از يكي از عمليات‌هايمان در كردستان بگويم كه وقتي براي پاكسازي بلندي‌هاي ژاله رفته بوديم، غافلگير شديم و دو زخمي داديم. من حمل يكي از زخمي‌ها را برعهده گرفتم و شهيد خرازي نيز ديگري را بر دوش گرفت. ۲۰ متر به ۲۰ متر آنها را جا به جا مي‌كرديم تا در شرايط ناهموار كوهستان انرژي لازم براي رساندنشان به نقطه امن را داشته باشيم. شهيد خرازي با اينكه جثه‌اي كوچك‌تر از من داشت و از طرفي فرمانده بود و مي‌توانست از حمل مجروح شانه خالي كند، اين كار را نكرد و با توجه به احساس مسئوليت و علاقه‌اي كه به تك تك نيروها داشت، پا به پاي من در حمل مجروح‌ها كمك كرد و در عين حال نيز وظيفه فرماندهي‌اش را به نحو احسن به انجام رساند.
رجزهاي فرمانده عراقي براي حسين خرازي
سردار غلامحسين هاشمي به عنوان، مسئول ادوات و گردان‌هاي تخصصي لشكر ۱۴ امام حسين(ع) در دوران دفاع مقدس، از جمله همرزمان شهيد خرازي است كه سابقه آشنايي‌اش با اين سردار بزرگ جبهه‌ها، به دوران قبل از جنگ و عضويت در كميته دفاع شهري اصفهان مربوط مي‌شود. لذا از حيث آشنايي طولاني مدت با شهيد خرازي، واگويه‌هاي جالبي از اخلاق، سلوك و همينطور مجاهدات اين سردار شهيد دارد كه طي گفت‌وگويي از وي جويا شديم.
براي شروع از نحوه آشنايي‌تان با شهيد خرازي بگوييد.
آشنايي ما از سال ۱۳۵۸ در كميته دفاع شهري اصفهان آغاز شد. همانطور كه مي‌دانيد در اصفهان كميته انقلاب اسلامي تشكيل نشد و به جاي آن همين كميته دفاع شهري مسئوليت‌هاي مشابه را برعهده گرفت. محل اين كميته در مركز سابق ساواك تشكيل شده بود و شهيد خرازي به دليل انجام خدمت سربازي و آشنايي‌اش با سلاح ها، مسئوليت نگهداري از سلاح‌هاي اين كميته را برعهده داشت. از همان جا با ايشان به عنوان يك فعال انقلابي آشنا شدم و بعدها در جبهه‌ها نيز اين آشنايي تداوم يافت.
پس شهيد خرازي در فعاليت‌هاي انقلابي هم حضور داشت؟
بله ايشان در بحبوحه جريان انقلاب، خدمت سربازي خود را مي‌گذراند كه به فرمان امام مبني بر ترك پادگان توسط نظامي‌ها، ايشان محل خدمت خود را ترك مي‌كند و به صف انقلابيون مي‌پيوندد و در كنار ساير مبارزان، در جريان انقلاب نقش فعالي را برعهده مي‌گيرد. لذا وقتي كه انقلاب به پيروزي رسيد، ايشان نزد انقلابيون فردي معتمد و شناخته شده بود و از همين رو وظيفه حساس و خطير نگهداري اسلحه‌ها آن هم در شرايط حساس آن زمان برعهده ايشان قرار گرفت. در كميته دفاع شهري شهيد خرازي در كنار ساير افراد، حفظ امنيت شهر و تعقيب و دستگيري ضد انقلاب را عهده‌دار بود.
گويي با وجود استمرار حضور شهيد خرازي در اغلب عمليات‌ها و سال‌هاي متمادي حضورشان در جبهه‌ها، شهادت ايشان بازتاب زيادي در ميان دشمنان داشته است؟
شهيد خرازي در زمره شهداي نامي جبهه‌ها بود. چنانچه حتي فرماندهان دشمن ايشان را به نام مي‌شناختند و پيش آمده بود كه در تلويزيون عراق از او نام برده بودند. يكي از نمونه هايش در يكي از عمليات‌ها اتفاق افتاد كه وقتي مواضع مان را در شرق دجله تخليه كرده و به نقطه ديگري رفتيم، ماهر عبدالرشيد، فرمانده سپاه سوم عراق كه اغلب عمليات پاتك را برعهده مي‌گرفت، در تلويزيون عراق ظاهر شده و درست در جايي كه پيشتر لشكر ما قرار داشت، ايستاد و گفت: «خرازي كجايي كه ما اينجا را گرفتيم.» اين حرف فرمانده عراقي به خوبي نشان مي‌دهد كه شهيد خرازي تا چه ميزان بر دل دشمنان ترس افكنده بود كه او را به نام مي‌شناختند و با چنين لفاظي‌هايي سعي داشتند حقارت خود در برابر اين سردار رشيد را بپوشاندند. وقتي هم كه خرازي به شهادت رسيد، راديو و تلويزيون عراق با خوشحالي اين مسئله را عنوان مي‌كردند و اظهار مي‌داشتند كه يكي از فرماندهان ارشد ايراني به نام حسين خرازي كشته شده است. همه مي‌دانيم كه خوشحالي دشمن از چنين اتفاقي از چه واقعيتي نشأت مي‌گيرد و وجود شهيد خرازي خاري بر چشم آنها بود.
به عنوان يكي از همرزمان شهيد خرازي نقش ايشان را در كدام عمليات مؤثر مي‌دانيد؟
شهيد خرازي در اغلب عمليات‌هاي بزرگ حضور تأثيرگذار داشت، وليكن در عمليات الي بيت المقدس و آزادسازي خرمشهر، شهيد خرازي به همراه شهيد كاظمي جزو اولين نفراتي بودند كه وارد خرمشهر شدند و اين امر در ارتباط بيسيم شهيد كاظمي و شهيد صياد شيرازي به خوبي نمايان است كه سردار كاظمي به قرارگاه مي‌گويد به همراه حسين داريم وارد شهر مي‌شويم. يعني درست در سوم خردادماه ۱۳۶۱ و اولين ساعاتي كه نيروهاي ما توانستند به شهر راه يابند و كمي بعد كل شهر را آزاد كنند. رشادت شهيد خرازي در عمليات الي بيت المقدس مورد تأييد شهيد صياد شيرازي نيز قرار داشت و ايشان بارها از نقش شهيد خرازي و شهيد كاظمي در اين خصوص سخن گفته بودند.
از قرار ارتباط عميقي بين شهيد خرازي و شهيد كاظمي وجود داشت، نظر شما چيست؟
اين سخن از شهيد كاظمي است كه گفته شهيد خرازي جايگاه ويژه‌اي در درگاه خدا دارد و يكي از درهاي بهشت قبر اين شهيد بزرگوار است. با چنين سخني به خوبي مي‌توان انس و الفت بين اين دو شهيد را دريافت. به همين دليل نيز شهيد كاظمي وصيت كرده بود جسدش را در كنار شهيد خرازي دفن كنند و بعد از شهادت ايشان نيز طبق وصيتنامه‌اش، پيكر مطهر شهيد كاظمي در كنار دوست و يار ديرينه‌اش آرام گرفت.
به نظر شما چه رازي در نام و ياد شهيد خرازي وجود دارد كه اينگونه مورد توجه مردم اصفهان و به خصوص جوانان اين خطه قرار دارد؟
واقعيت اين است كه شهدا متعلق به منطقه و قوميت خاصي نيستند و اين كلام خود شهيد خرازي است كه اعتقاد داشت جنگ متعلق به گروه خاصي نيست و هركس كه براي دفاع از كشور به جبهه‌ها بيايد، رزمنده محسوب مي‌شود و حق دارد در آن شركت كند. شهيد خرازي نيز همانند تمامي شهدا متعلق به همه مردم ايران است. اما همانطور كه گفتيد ايشان در نزد مردم استان اصفهان از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است و به عنوان فرمانده توانمند لشكر ۱۴ امام حسين(ع) بسياري از خانواده‌هاي ايثارگر و ساير اقشار استان اصفهان با منش ايشان به خوبي آشنايي دارند. از آنجا كه تمامي شهدا خلوص نيت در رفتار و كردار خود داشتند اثرات كارهاي خالصانه‌شان در نهاد پاك جوانان و عموم مردم تأثير خود را مي‌گذارد. از اين رو شهيد خرازي نيز به عنوان فرماندهي كه به واقع فرمانده قلب‌ها بود و در امر جنگ و خدمت به كشور و انقلاب خالصانه از همه هستي خود گذشت، مورد احترام مردم قرار دارد. لذا اكنون مشاهد مي‌كنيم مردم ما قدر خلوص نيت و خدمات خالصانه شهيد خرازي را در كنار ساير شهدا درك مي‌كنند و مزار اين شهيد بزرگوار حتي ۲۵ سال پس از شهادتش همچنان محل زيارت جوانان و دوستداران راه حقيقت و شهادت است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار