کد خبر: 460201
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۶
ظهور و سقوط حزب رستاخیز در آئینه اسناد و روایت‌ها

احمدرضا محتسب |  تزلزل ناشي از فقدان مشروعيت، شاه را به مستبدي سركوبگر، قدرت‌طلب و وابسته تبديل كرده بود. شاه با ابزاري كردن تمام نهادهاي دولت، مجلس، دادگستري و قانون اساسي، همه چيز را در خدمت منافع شخصي و ماندگاري رژيمش قرار داده بود. به همين دليل ابتكار عمل را از كارگزاران رژيم سلب و همه آنها را به مهره‌هاي بي‌اراده و چاپلوس تبديل كرده بود. از سوي ديگر، مردم چون خود را بي‌تأثير در نظام سياسي و تصميم‌گيري مي‌دانستند، خود را از هر گونه مسئوليت‌پذيري مبرا و هر روز فاصله خود را به رژيم بيشتر مي‌كردند. شاه همه تلاش خود را به كار مي‌برد تا با ايجاد يا تقويت نهادهاي امنيتي، رژيم همواره در معرض خطر خود را ثبات بخشد، اما نهادهاي سركوبگر وي نه‌تنها عامل ثبات رژيمش نشدند، بلكه با دامن زدن به فساد مزمن سياسي، عامل تزلزل آن شدند. شاه به دليل فقدان پايگاه مردمي ناچار به دنبال تكيه‌گاهي در خارج از مرزها مي‌گشت و سرانجام همين سياست، او را به عنصري وابسته به غرب تبديل كرد كه خود عاملي در سقوط رژيمش شد.
اراده برای تشکیل حزب واحد
شاه روز دوشنبه ۵ اسفندماه ۱۳۵۳ تلفنی به علم، وزیر دربار دستور داد که یکشنبه آینده جلسه‌ای را با حضور نخست‌وزیر رؤسای مجلسین، رئیس دفتر مخصوصش، نمایندگان مطبوعات و خود علم برگزار کند. شاه هیچ توضیح دیگری نداد و «فقط گفت می‌خواهد درباره بعضی مطالبی که به فکرش رسیده صحبت کند». (۱) روز موعود بعد از ظهر روز یکشنبه، ۱۱ اسفند فرارسید و شاه خطاب به اعضای جلسه گفت: «فکر حزب مخالف دیگر بی‌معنا شده، در آینده فقط یک حزب وجود خواهد داشت که در طیفی گسترده از چپ به راست شامل دولت و مخالفین خواهد بود. مناظرات سیاسی در چارچوب همین یک حزب صورت خواهد گرفت که استیضاح و در صورت لزوم تعویض رئیس حزب را آسان‌تر خواهد کرد. ناراضیان در محدوده حاکم آزادی بیشتری را برای ابراز عقیده بدون خطر متهم شدن به ارتداد خواهند داشت». (۲)
یا عضویت یا خروج از کشور!
شاه در این جلسه بعد از یک مقدمه طولانی تصمیم خود را اعلام کرد و در همان ابتدا گفت: «ما امروز یک تشکیلات جدید سیاسی را پایه‌گذاری می‌کنیم و اسمش را هم بد نیست بگذاریم رستاخیز ایران یا رستاخیز ملی». شاه بلافاصله دبیر کل حزب را هم مشخص کرد و گفت: «ما فعلاً او (هویدا) را برای دو سال به دبیر کلی این تشکیلات پیشنهاد می‌کنیم». شاه دستور داد تا فوراً یک «مجمع عمومی» تشکیل شود و «این را به تصویب برسانند». شاه در این سخنرانی تلویحاً علت اساسی چنین تصمیمی را پایداری حکومت پهلوی اعلام کرد. «فرد فناپذیر است و من هم یک فرد هستم... هیچ دلیل ندارد که من فردا اینجا نباشم، چون عمر انسان دست خداوند است. ما باید پیش‌بینی همه چیز را بکنیم». وی فرمان داد تا هر کس به «قانون اساسی و نظام شاهنشاهی و انقلاب ششم بهمن عقیده دارد» در این حزب وارد شود. شاه کسانی که این حزب را قبول ندارند چنین تقسیم‌بندی کرد: او یا «توده‌ای» و «بی‌وطن» است که جایش در زندان ایران است یا اگر بخواهد فردا با کمال میل بدون اخذ عوارض گذرنامه در دستش می‌گذاریم و به هر جایی که دلش می‌خواهد برود. وی درباره کسانی که بی‌وطن و توده‌ای نیستند و این حزب را قبول ندارند، گفت: «ما با او کاری نداریم، ولی دو دوزه‌بازی کردن و در هنگام وقوع خبر یا یک سر و صدا پنهان شدن و این بازی‌هایی که بعضی اوقات ما می‌بینیم دیگر قابل قبول نیست». (۳) روز ۲۷ اسفند مجمعی به ریاست هویدا تشکیل و مرامنامه حزب نوشته شد و حزب رسماً ثبت‌نام اجباری را آغاز کرد. روز دوازدهم اردیبهشت ۱۳۵۴ روزنامه رستاخیز به عنوان ارگان حزب منتشر شد و حزب با این سرعت راه‌اندازی شد.
روایتی از جلسه اعلام ظهور حزب
آقای محمود طلوعی، مدیر مجله «مسائل جهان» که خود شخصاً در جلسه‌ای که شاه، علل و اهداف حزب را تشریح می‌کرد، حضور داشت، مسائل جانبی جلسه را چنین توصیف می‌کند: «پس از پایان سخنان شاه، شاه به قطبی اشاره کرد تا دوربین‌ها و میکروفن‌ها را قطع کند. شاه تأکید کرد اینجا مجلس مصاحبه مطبوعاتی نیست و مطالب مورد بحث نباید در جایی منتشر شود. در عین حال شاه می‌خواست چنانچه سؤال یا شبهه‌ای وجود دارد مخاطبین را توجیه کند. یکی از حضار درباره حدود آزادی مطبوعات از شاه سؤال کرد. شاه بدون هیچ ارتباطی به آیت‌الله خمینی اشاره کرد و لحن خشم‌آلود او هنگام بردن نام ایشان، نشان می‌داد که داغ آیت‌الله خمینی هنوز برای شاه تازگی دارد. محمود عنایت، مدیر مجله نگین درباره انطباق سیستم تک‌حزبی با قانون اساسی از شاه سؤال کرد. شاه با پاسخی بی‌ربط از موضوع گذشت. عنایت گمان کرد شاه متوجه سؤال او نشده است، لذا مجدداً سؤال خود را با توضیح بیشتری تکرار کرد. شاه با عصبانیت به او گفت: این‌قدر مزخرف نگویید». (۴)
امام خمینی(ره) و نمایش رستاخیز
بعد از اعلام حزب رستاخیز، امام خمیني(ره) طی یک بیانیه در مقابل اقدام شاه موضع‌گیری کردند و آن را مخالف اسلام و مصالح ملت مسلمان ایران اعلام کردند و شرکت در آن را بر عموم ملت حرام دانستند. امام اقدام شاه را اغفال ملت و عامل خفقان بیش از پیش ارزیابی کردند و از مردم خواستند تا فرصت از دست نرفته، با مقاومت بیش از پیش و همه‌جانبه، جلوی این نقشه‌های خطرناک را بگیرند. امام‌خمینی علت طرح حزب رستاخیز را شکست شاه در طرح استعماری انقلاب ششم بهمن و برخوردار نبودن آن از پشتیبانی ملت دانستند. امام در این بیانیه تحمیل حزب رستاخیز را «مخالف قانون اساسی و موازین بین‌المللی» اعلام کردند و فرمودند: «حزبی به امر ملوکانه تأسیس شده و ملت مجبور است وارد آن بشود». امام‌خمینی ضمن ارائه تحلیلی از روند استعماری بیگانگان در ایران و شکست سیاست اقتصادی شاه «از مراجع اسلام» خواستند تا «ورود در این حزب را تحریم کنند». (۵)
یک حزب یا دو حزب؟
شاه در سخنان و نوشته‌های خود بارها از سیستم دوحزبی دفاع کرده بود و سیستم تک‌حزبی را به عنوان استبداد استالینیستی و کمونیستی مورد نکوهش قرار داده بود و اینک خود به خاطر ایجاد سیستم تک‌حزبی مورد سؤال واقع می‌شد. شاه در پاسخ به این چراها سعی می‌کرد ماهیت حزب واحد را به دو جناح مخالف و موافق تحلیل کند و بگوید «رقابت در بطن حزب وجود دارد». در عین حال سیستم دوحزبی را زیر سؤال می‌برد و می‌گفت: «در واقع در گذشته مسخره بود که می‌دیدی وقتی که یک حزب بیانیه‌ای می‌داد، حزب دیگر منحصراً به سبب مخالفت می‌کوشید در کار برنامه‌ریزی عمران کشور خیلی دوآتشه‌تر جلوه کند و قلمداد بشود». (۶) شاه به همین راحتی دست از فلسفه سیاسی دو حزبی خود برداشت و نظریه دیگری را انتخاب کرد.
شاه در پاسخی به خانم مارگارت لاینگ گفت: «حالا به‌جای یک گروه [حزب] مخالفین وفادار می‌توانیم سه یا چهار گروه داشته باشیم، ولی درون یک حزب، اما این چیزی است که شما عملاً در گذشته داشتید؛ دو حزب وفادار به سلطنت و با فراکسیون‌های متعدد درون آن احزاب بود». (۷) در واقع همه استدلال شاه این است که سیستم تک‌حزبی او یک سیستم چند حزبی واقعی است که درون یک حزب قرار گرفته‌اند.
هدف از تشکیل حزب واحد
با این تفسیر یک سؤال باقی می‌ماند و آن اینکه علت اساسی و هدف اصلی شاه از سیستم تک‌حزبی چه بوده است؟ به نظر می‌رسد یکی از علل اصلی تصمیم شاه، شکست نظام دوحزبی او بود. وی با یک سیاست اشتباه که از روحیه استبدادی او سرچشمه می‌گرفت، دو حزب دست‌نشانده درست کرد و خود تعیین کرد که کدام اقلیت باشد و کدام اکثریت. احزاب شه‌ساخته علاوه بر بی‌اعتنایی مردم به دلیل فقدان مشروعیت آن، انگیزه فعالیت را از وابستگان حزبی سلب‌ می‌کرد. اقلیت به دلیل اقلی بودن آن و اینکه نمی‌توانند به پست‌های وزارت برسند، هیچ انگیزه‌ای نداشتند و اکثریت هم به دلیل اینکه از قبل اکثری بودن آن تعیین شده بود هیچ دغدغه‌ای برای فعالیت نداشتند، لذا شاه با یک رکورد همه‌جانبه روبه‌رو شدند. بدین ترتیب از مشارکت کاسته شد و شاه خواست با انحلال دو حزب و ایجاد یک حزب واحد یک نوع تحول را ایجاد کند. شاه خود بعداً در توجیه سیستم تک‌حزبی خود نوشت: «از آنجا که جبهه مخالفی در کار نبود، هیچ یک از شخصیت‌های مهم به خاطر کنار رفتن حزبشان در انتخابات از مشارکت در دولت محروم نمی‌شدند». (۸)
علت دیگری که شاه دست به تأسیس حزب واحد زد، این بود که سازمانی منسجم و قدرتمند برای تحکیم پایه‌های رژیم او درست شود. گرچه شاه ایجادکننده اصلی احزاب قبلی بود، ولی تا حدودی کار در دست دیگران بود و شاه تحمل این فاصله را نداشت، لذا تصمیم گرفت حزبی را به وجود بیاورد که ابزار مستقیم خودش باشد. به عبارت دیگر ایدئولوژی شاه، انقلاب سفید بود و او سازمانی را می‌خواست که مجری مستقیم این ایدئولوژی باشد. وی در کتاب به سوی تمدن بزرگ می‌نویسد: اصول نوزده‌گانه اصول حاکم بر زندگی ایران امروز و راهنمای جامعه ما در مسیر پیشرفت هستند. لازمه عملی شدن این اصول احتیاج به آشنایی و اطلاع روزمره به این نیاز بود. به همین دلیل حزب رستاخیز تأسیس شد تا با همه مردم ایران و تمام قشرهای جامعه ایرانی سر و کار داشته باشد، تا بدین ترتیب عموم افراد ملت در لوای آرمان‌های مشترک در آن گرد آیند. علت اساسی حزب واحد، دغدغه خاطر شاه از ادامه حکومت پهلوی‌ها بود. او می‌دانست که اداره کشور با روش استبدادی چندان دوام نمی‌آورد و به‌محض اینکه مرگ به سراغ او بیاید بازماندگان وی قادر به اداره کشور نخواهند بود. به همین علت درصدد سازمانی برآمد که هم شیوه حکومت فردی را عوض کند، هم خلأ ‌وجودی او را پر کند. نطق شاه در اولین روز اعلام حزب و اشاره به امکان مرگ خود و اینکه سازمانی برای پر کردن این خلأ ‌باید پدید آورد، خود دلیل این مدعی است. شاید مصاحبه جمشید آموزگار دبیر کل حزب رستاخیز نیز اشاره‌ای به این علت باشد. وی در مصاحبه با روزنامه وال‌استریت جورنال در ۴ نوامبر ۱۹۷۷ درباره فلسفه حزب رستاخیز گفت: «نظر شاهنشاه بر این است که چون در آینده هیچ‌کس به‌طور فردی قدرت حکومت بر حدود ۶۰ میلیون نفر جمعیت ایران را نخواهد داشت، لذا باید مردم یاد بگیرند که چگونه در امر حکومت مشارکت کنند». وی در پاسخ به این سؤال که چرا از همین حالا به مردم اجازه داده نمی‌شود تا در این مسیر گام بردارند؟ گفت: «فعلاً حدود ۵۵ درصد مردم بی‌سوادند و اگر به این گروه عظیم بی‌سوادان مسئولیتی داده شود طبیعی است که تبعه کار چیزی جز از هم گسیختگی و هرج و مرج نخواهد بود». (۹)
حزب واحد و ظهور غده سرطانی شاه!
همزمانی ظهور غده سرطانی شاه در بهار ۱۳۵۳ با تأسیس حزب واحد رستاخیز در زمستان همان سال تأییدی بر ادعای فوق است که شاه را ناگزیر کرد برای آینده پهلوی‌ها به دلیل ناتوانی فرح و کوچکی ولیعهد چاره‌ای بیندیشد.
اما ماهیت استبدادی شاه در زمینه بالندگی حزب خودش را نیز سلب کرد. شاه در مصاحبه‌ای با نیویورک‌تایمز گفت: «حزب رستاخیز در کشور ما نماینده همه ملت است. در داخل این حزب برخورد نظرها و سلیقه‌ها زیاد است، ولی درباره سه اصل اساسی، نظام شاهنشاهی، قانون اساسی، انقلاب شاه و ملت اختلاف عقیده‌ای وجود ندارد». (۱۰)
با همه این ادعاها شاه نابردبارانه اجازه بحث در مسائل فرعی را سلب کرده بود. یک گروه به اصطلاح روشنفکران حزبی در رستاخیز از دولت انتقاد کردند که بیش از اندازه به امریکا نزدیک شده است. وقتی این خبر به شاه رسید، شاه گفت: «فضولی‌اش به آنها نیامده، در چنین اموری من باید قضاوت کنم». (۱۱)
حزبی بدون اختیارات حزبی!
شاه از همان ابتدای تأسیس حزب رستاخیز به مسئولان حزب تفهیم کرد که حق اظهار نظر جدی ندارند. سه ماه بعد از تأسیس حزب و برگزاری اولین انتخابات رستاخیزی، جمشید آموزگار رهبر جناح پیشرو حزب و وزیر کشور در مصاحبه‌ای گفت: نمی‌دانیم نمایندگان چگونه عمل مي‌کنند و این به آینده موکول می‌شود. شاه از این اظهار نظر دموکراتیک به‌شدت عصبانی شد و به علم گفت: «فوراً به وزیر کشور تلفن کند و بپرسد: این یاوه‌سرایی‌ها که ما نمی‌دانیم وکلای تازه انتخاب شده چطور عمل می‌کنند چیست؟ مگر نمی‌فهمند که همه اعضای یک حزب سیاسی هستند و بنابراین از خط مشی حزب پیروی می‌کنند. به او بگویید فوراً اصلاحیه‌ای صادر کند». (۱۲)
اعضای حزب تنها مجاز بودند درباره مسائل حاشیه‌ای روز مثل اجاره، ترافیک یا نقش زنان مباحثی را راه بیندازند، اما در مسائل کلیدی مثل آزادی بیان، امنیت داخلی، امور دفاعی یا سیاست نفتی هرگز اجازه بحث نداشتند. (۱۳)
نتیجه دیکتاتوری شاه و روش‌های استبدادی وی موجب شد که حزب هیچ‌گاه نتوانست مورد اقبال قرار بگیرد و سرانجام با شکستی رقت‌انگیز روبه‌رو شد(۱۴) تا جایی که شاه اعتراف کرد که بدبختانه، غلط بودن فکر ایجاد این حزب در عمل به اثبات رسید. (۱۵) 
سرانجام حزب رستاخیز با همه امکانات عظیم دولتی و بودجه رسمی هنگفت همراه با سراشیبی سقوط رژیم، عملاً تعطیل شد و شاه تجربه تلخ حزب دولتی را مکرر آزمایش کرد.
تحريم حزب رستاخيز
به دنبال اعلام حزب واحد رستاخيز و تهديد شاه براي شركت در آن، امام‌خميني بلافاصله طي پيامي در بيست و يكم اسفند ۱۳۵۳، مواضع خود را در مقابل حزب شه‌ساخته اعلام كردند. حضرت امام در اين پيام آوردند كه «نظر به مخالفت اين حزب با اسلام و مصالح ملت مسلمان ايران، شركت در آن بر عموم ملت حرام و كمك به ظلم و استيصال مسلمين است و مخالفت با آن از روشن‌ترين موارد نهي از منكر است». حضرت امام در ادامه پيام خود، تأسيس چنين حزبي را نشانه «شكست فاحش طرح استعماري به اصطلاح انقلاب ششم بهمن و برخوردار نبودن آن از پشتيباني ملت» دانستند. امام‌خميني حزب رستاخيز را «با اين شكل تحميلي مخالف قانون اساسي و موازين بين‌المللي» اعلام كردند كه «در هيچ يك از كشورهاي عالم نظير ندارد و ايران اولين كشوري» است كه «حزبي به امر ملوكانه تأسيس كرده و ملت مجبور است وارد آن بشود». امام‌خميني در پاسخ شاه كه مخالفين حزب را بي‌وطن ناميده بود، نوشتند: «آيا علماي اسلام و محصلين و رجال دين و طبقه دانشگاهي كه با اين نظام پوسيده و دستگاه ظلم و جور و اين انقلاب رسوا مخالفند بي‌وطن‌ هستند و بايد به شكنجه‌گاه بروند و يا از حقوق اجتماعي خود محروم باشند؟» امام‌خميني در اين پيام، مراجع اسلام را خطاب قرار دادند و فرمودند: «بر مراجع اسلام است كه ورود در اين حزب را تحريم كنند و نگذارند حقوق ملت مسلمان پايمال شود». همچنين از ساير اقشار ملت «خصوصاً خطباي محترم و محصلين و طبقه جوان دانشگاهي و طبقات كارگر، زارع و تجار و اصناف» خواستند تا «با مبارزات پيگير و همه‌جانبه و مقاومت منفي خود اساس اين حزب را ويران كنند و مطمئن باشند كه رژيم در حال فرو ريختن است و پيروزي با آنهاست». (۱۶)
اين پيام همواره با استفتاي ديگري كه جمعي از مسلمانان تهران از امام كرده بودند در كتابچه كوچكي چاپ و در سراسر كشور منتشر شد. (۱۷)
واکنشی اعجاب‌انگیز!
به دنبال موضع‌گيري امام‌خميني رژيم به‌شدت برآشفت و طي اقدامي احمقانه متوسل به انتشار اعلاميه‌اي شد كه عنوان آن چنين بود: «روح‌الله هم بهايي شده است؟»
در متن اعلاميه آمده بود: «عجيب نيست كه روح‌الله خميني نيز هم‌صدا با بهاييان با اين حزب مخالفت و در اين باره اعلاميه صادر كرده باشد». (۱۸)
اين اعلاميه نيز توسط ساواك به عربي ترجمه و ۳۵۰۰ نسخه از آن به ايرانيان مقيم شيخ‌نشين‌ها ارسال شد.
واکنش مراجع تقلید وقت
به دنبال پيام امام، طلاب طرفدار امام‌خميني به منزل مراجع در قم رفتند تا از آنان فتواي تحريم حزب رستاخيز بگيرند. (۱۹) با توجه به اوج خفقان در سال ۱۳۵۴، مراجع قم از صدور فتواي كتبي عليه حزب رستاخيز خودداري كردند، ولي به صورت شفاهي جواب استفتا را مي‌دادند. به گزارش ساواك آيت‌الله گلپايگاني تا مدتي بعد از صدور فرمان تشكيلات جديد در مقابل سؤال طرفداران خود براي پيوستن به تشكيلات مذكور به‌طور غيرعلني آنها را به عدم عضويت در حزب رستاخيز ملت ايران و مخالفت با آن دعوت مي‌كرد و نزديكان او اظهار مي‌كردند، آيت‌الله راضي نيست كسي در اين حزب ثبت‌نام كند. بعداً آيت‌الله گلپايگاني و طرفداران وي در جواب سؤال‌‌كنندگان اظهار مي‌كردند: «شركت در اين حزب جايز نيست و حرام است». طبق همين گزارش آيت‌الله شريعتمداري در پاسخ اظهار مي‌كرد: «ثبت‌نام در حزب رستاخيز ملت ايران اجباري نيست. اگر با ما كاري نداشته باشند ما هم با آنها كاري نداريم». (۲۰) در اين ميان آيت‌الله سيدصادق روحاني اقدام شجاعانه‌تر و انقلابي‌تري كرد و با صدور اطلاعيه‌اي اعلام كرد: «دخول در حزب جديد‌التأسيس را به اين صورت كه دولت و مطبوعات و راديو پس از نطق طرح حزب برداشت كرده‌اند و مردم را ملزم مي‌كنند در اين حزب فعاليت كنند و بايد ايمان به سه اصل داشته باشند والا زندان يا تبعيد و لااقل محروم از حمايت دولت خواهند شد، چون با اسلام و مصالح ملت مسلمان ايران مخالف است و نيز با اعلاميه‌ حقوق بشر و قانون اساسي مملكت... مغايرت دارد، حرام مي‌دانم». (۲۱)
به هر حال بسياري از هواداران امام‌خميني و مردم متدين ايران از شركت در ثبت‌نام حزب رستاخيز خودداري كردند و حزب هيچ‌گاه نتوانست در بين مردم پايگاهي براي خود پيدا كند.
پي‌نوشت‌ها در روزنامه موجود است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار