
مصطفی کواکبیان نماینده و کاندیدای اصلاح طلب مجلس که این روزها در حال تبلیغات انتخاباتی برای خود است در پایگاه اینترنتی اش به شدت از فقدان همشهری بهایی اش ابراز ناراحتی کرده است.وی در قسمت معرفی مهدیشهر سمنان نوشته است:
" پایه گذاری صنعت در شهرستان مهدیشهر(سنگسر) به دهه ۱۳۵۰ شمسی باز می گردد . در این دهه هژبر یزدانی سرمایه دار فقیدسنگسری، طرح ایجاد ۱۳ کارخانه عظیم را در جنوب غربی مهدیشهر به اجرا درآورد . تا پیش از وقوع انقلاب ۵۷ و کوچ اجباری او به کاستاریکا، وی سه کارخانه ریسندگی پاکریس، کفش اطمینان و پی وی سی، را به ثمر نشاند و سنگسر آنروز عملا به شهری مهاجرپذیر بدل شد.

پس از خروج او از کشور، روند رشد صنعت مهدیشهر پس از وقفه ای طولانی مدت باردیگر سیر صعودی یافت و به تدریج واحدهای دیگری در کنار کارخانجات هژبر یزدانی شکل گرفت"
البته آقای کواکبیان نگفته که چرا امروز سنگ هژبر بهایی را به سینه می زند؟ و از او بعنوان سرمایه دار فقید که در سال ۵۷ کوچ اجباری کرد یاد می کند؟!
احتمالا جناب کواکبیان نیکی می داند که تراکم سرمايه در دست هژبر يزداني به حدي بود که او تمام ساختمان هاي بزرگ تهران نظير ساختمان پلاسکو و ساختمان آلومينيوم و برج سپهر - محل کنوني شعبه مرکزي بانک صادرات - را خريداري کرد. وي مالک هزاران رأس گوسفند بود. تعداد گوسفندان هژبر يزداني به حدي زياد بود که وي در يک مورد ۴۰۰ سگ گله از خارج به ايران وارد کرد!
وي افزون بر بهره برداري از شير و مواد لبني و گوشت اين گوسفندان، چرم آنها را در کارخانه هاي چرمسازي خويش فرآوري مي کرد و سپس آنها را به صورت کفش هاي دست دوز گرانقيمت به بازار مي فرستاد. هژبر يزداني براي توليد اين کفش ها کارخانه هاي کفش ايران و فروشگاه هاي زنجيره اي آن را ايجاد کرده بود و کفش هاي توليدي خود را به صورت انحصاري در فروشگاه هاي کفش ايران به فروش مي رساند.
وي براي خود گارد و محافظان مخصوص داشت و هر واحد تجاري يا کارخانه اي را که اداره مي کرد به زور از مالکش خريداري مي نمود!