نکته اول: دوست روزنامهنگارم ظهر پنج شنبه، با اشاره به محتوای اظهار نظر اغلب نامزدهای انتخابات، به ویژه در شهر تهران، اشاره به نکته ظریف و در عین حال عجیبی داشت. این دوست میگفت: «سالها بود که عادت کرده بودیم، حضرات نامزدهای ورود به مجلس شورای اسلامی، ایام تبلیغات، مدام وعدههای رنگارنگ به مردم بدهند، بعضاً وعدههایی که کمترین سنخیتی با وظایف یک نماینده مجلس نداشت! در کنار وعدههایی که به نسبت، درست و منطقی و راهگشا و کارشناسانه بود. معالاسف در این دوره، نه خبر خاصی از برنامه هست، نه وعده و احیاناً وعید! عمده تلاش کاندیداها، خلاصه شده در طرد دیگری و هر کس، دیگری را مردود یکجا معرفی میکند نگاه که میکنی، میبینی، هیچ نامزدی و هیچ لیستی، برنامه خاصی ندارد و اگر هم دارد، دعوایش با دیگران، تحتالشعاع قرار داده وعدهها و برنامهها را.»
فیالحال که با دقت بیشتری در حرفهای این دوست خبرنگار، دقیق میشوم، متأسفانه مجبورم حق بدهم به گلايههایش. در ادامه اما چند سؤال میپرسم از نامزدها، به ویژه نامزدهای شهرهای بزرگ از قبیل تهران که کم و بیش با مباحث مربوط به لیستهای متعدد درگیرند.
۱- شما در مجلس، اگر اشتباه نکرده باشم، قرار است «وکیل مردم» شوید، پس چرا در مجادلات انتخاباتیتان و تبلیغاتتان، از دردهای مردم و مشکلات آحاد جامعه، کمتر خبری به گوش میرسد؟! چرا از همه چیز، سخن در میان هست، الا مردم؟!
۲- این همه جبهه یا بهتر بگویم ائتلاف و گروه رنگارنگ، از اصلاحطلب گرفته تا اصولگرا، بفرمایند برای حل مشکلات مردم، نظیر گرانی، بیکاری، تورم، حقوق کم کارمندی و کارگری و… دقیقاً چه برنامهای برای ارائه دارند؟!
۳- آیا تفسیر از «وضع قانون» و «نظارت بر اجرای قوانین» به عنوان دو کار اصلی نمایندگان، میتواند به گونهای باشد که در مقام عمل، نمایندگان را از حال و روز موکلین خود، غیر مرتبط و ناآگاه کند؟!
۴- در جهت کاستن از مشکلات مردم، نامزدهای محترم بفرمایند نحوه تعاملشان با دولت به عنوان مهمترین دستگاه اجرایی، چیست و چگونه تنظیم خواهد شد؟! آیا صرف شعارهایی نظیر اینکه ما «وکیله الدوله» نیستیم، مشکلات مردم را حل میکند؟! و از آن سو، آیا نمایندهای که با اندکی پول، از خیر سؤال و استیضاح میگذرد، میتواند «وکیل ملت» باشد؟!
۵- برای موازی و منطقی پیش رفتن دو مقوله پیشرفت و عدالت و به عبارت دیگر، سازندگی و معیشت، حضرات نامزدها چه برنامهای دارند؟! گروهها چه ایدهای دارند؟! گیرم لیست شما، مردود هیچ کدام از مقاطع تاریخی انقلاب اسلامی نباشد، آیا این شرط، برای نماینده دردهای مردم شدن، کافی است که در تبلیغات، از همه چیز حرف هست، الا خود مردم؟!
۶- آیا نامزدهایی که هنوز پای شان به صحن بهارستان باز نشده، سیاسی بازی را به بحث و بررسی مشکلات مردم، ترجیح دادهاند، امیدی هست که در مجلس، این رویه غلط را اصلاح کنند؟!
نگارنده امیدوار است در روزهای آتی، نامزدهای محترم، صرف نظر از مجادلات سیاسی و کمی به جای رقابت و دعوا و بگومگو، ورود مسئولانه و وکیلانه کنند در پرسشهای فوقالذکر واندکی «حرف حساب» بزنند! والا شاید مجبور شویم بگوییم، یاد روزگار ماضی به خیر! که نامزدهای ورود به مجلس، لااقل یک وعدهای به مردم میدادند! گیرم ترمیم سوراخ لایه ازن! یعنی که
عزیز من! نامزد محترم! حتی وعده نادرست تو، بهتر از دعوای گیرم درست توست، آن هم در این مقطع که نیازی به زدن همدیگر نیست! پس لطف کن و به جای این همه «حرافی»، بگو که در زمینه «حمالی»، برنامهات چیست؟! وعدهات چیست؟! گیرم جنابعالی خود خود خود جناب «عمار». عمار بودنت روی تخم چشم ما، اما اگر از برنامههایت برای ما بگویی، بهتر نیست؟! مثلاً تو نماینده ما قرار است بشویها! به جز ما، از همه چیز داری حرف میزنی! یعنی چه این کار؟!
نکته دوم: این نکته دوم، در طول نکته بالاست و تعارضی با آن ندارد. گاه میبینم بعضی دوستان، متأثر از فضای پیش آمده، نتایج غلطی میگیرند. بالاخره عرصه انتخابات، صحنهاندکی رقابت و کمی منم منم و این حرفها هست! یعنی تا حدودی طبیعی است پارهای منازعات، اما چه خوب، به غذا، همان اندازه نمک بزنیم که لازم است. نه ما رسانهایها؛ اعم از مکتوب و مجازی، بیش از حد معقول به مباحثات بعضاً طبیعی نامزدها گیر بدهیم و نه خود نامزدها، در دعوایشان با هم، بیش از حد دربیاورند شورش را. القصه! ظهر پنجشنبه، همان دوست خبرنگارم، بعد از گلايههای بحقی که داشت، نتیجهای میخواست از حرفهایش بگیرد که مطلقاً درست نبود! در مقام نقد، فقط یک چیز به دوستم گفتم: سیاست و سیاست ورزی، ظرفیت میخواهد!