یک: نمیدانم در چی چی نیوز بود که مصاحبهای خواندم از آقای هاشمی با فلان خبرنگار که جایی از گفتوگو، از آقای هاشمی و یحتمل با غرض و مرض پرسیده بود: «آیا شده نامهای بنویسید که بعداً از نوشتنش پشیمان شوید؟!»
اما جواب آقای هاشمی، فقط یک کلمه است: «نه!» یعنی ایشان، یکی هم از نوشتن «نامه سرگشاده» هرگز پشیمان نیست! به هر حال، آقای هاشمی است دیگر!
دو: اما بگذار اعترافی بکنم. ایام دهه فجر و در پیش بودن حماسه ملی انتخابات مجلس و تلاش برای جذب حداکثری و از این حرفها، دست در دست هم داده بود، تا به صرافت نوشتن مطلبی بیفتم درباره آقای هاشمی، اما نه با لحن تند و احیانا گزنده همیشگی! قصدم این بود اشاره کنم به سوابق زندان آقای هاشمی در رژیم شاه و لااقل به پاس سوابق مبارزاتی ایشان، چند جملهای مثبت بنگارم درباره آقای هاشمی، یعنی حتیالمقدور و به ضرب زور و از کیلومتر شونصد جاده بصیرت(!) جدا کنم خرج آقای هاشمی را از خاندان اشراف، همچنین از فتنهگران و منحرفین و خلاصه، از این خالیبندیهای صد من یک غاز! محتوای آن نوشته که البته ننوشتمش، روایت دوباره خاطرهای است که شاید شما هم شنیده باشید. القصه! در زندان شاه، یکی از زندانیان (حسین شریعتمداری) متوجه میشود که از اتاق بغل دارد صدای شکنجه میآید و شکنجهگر از زندانی میخواهد که به امام، ناسزا بگوید، اما آن زندانی، همه شکنجهها را تحمل میکند ولی به امام، ناسزا نمیگوید. آن زندانی، آقای هاشمی بود. آری! به همین سبب و اسباب دیگری، میخواستم قدردانی بکنم، نه از امروز، بلکه از دیروز آقای هاشمی و به نوبه خود گامی برداشته باشم جهت تحبیب قلوب کهمتأسفانه در همان بزنگاه، آقای هاشمی میرود و با روزنامه شرق، آنقدر بد و نا بجا و مغرورانه و از موضع بالا گفتوگو میکند، که مرا بالکل از نوشتن متن مورد نظر بازداشت و جایش را داد به یک متن انتقادی و تند در وبلاگم.
سه: با این همه اگر بناست پردهبرداری کنیم که چه کسی از چه کاری پشیمان نیست و اگر آقای هاشمی از نوشتن «نامه سرگشاده» علیه ۴۰ میلیون رأي ملت، پشیمان نیست، دست بر قضا چیزهایی هم هست که ما هرگز از انجام آن پشیمان نیستیم.
- ما از شعارهایی که در یوم الله ۹ دی دادیم، هرگز پشیمان نیستیم!
- ما از شعارهایی که در یوم الله ۲۲ بهمن هنگام دیدن آقای هاشمی با آن همه محافظ، خطاب به ایشان میدهیم، اصلاً پشیمان نیستیم!
- ما از چیزهایی که هنگام تماشای ایشان از تلویزیون، به خصوص کنار بزرگان، نثارشان میکنیم، پشیمان نیستیم!
- ما از رأي ندادن به ایشان در مقاطع مختلف تاریخ این سالهای انقلاب، به هیچ وجه پشیمان نیستیم!
- ما از اینکه رهبر والامقاممان کمترین اعتنایی به «نامه سرگشاده» و توصیههای بعدی مردودین و ساکتین فتنه ۸۸ نکردند، اصلاً پشیمان نیستیم! «آقا» هم پشیمان نیست! میدانیم!
- ما از رأي دادن به جناب آقای مهدوی کنی در خبرگان رهبری اصلاً و ابداً پشیمان نیستیم! آقای مهدوی کنی هم پشیمان نیست! میدانیم!
- ما ملت از اینکه مواضعمان تا آخرین قطره خونمان، همان مواضع نماز جمعه رهبر انقلاب است، ذرهای پشیمان نیستیم!
- ما ملت از رأي دادن به «گفتمان اصولگرایی» بر مدار خدمت، عدالت و اشرافستیزی، اصلاً پشیمان نیستیم!
راستی! من هم به نوبه خود، از اینکه آن متن مد نظر را در مدح سوابق آقای هاشمی در زمان شاه ننوشتم، اصلاً پشیمان نیستم! هر جا هم که علیه خاندان اشراف، چیزی نوشتهام، هرگز پشیمان نیستم! بعضیها شکنجه شاه را تحمل کردند، اما نتوانستند شکنجه نفس، شکنجه غرور، شکنجه خودبزرگ بینی، شکنجه عافیتطلبی و شکنجه قدرتگرایی را تحمل کنند، لذا با رفتارشان و با نامه سرگشادهشان این بار حتماً به انقلاب اسلامی، ناسزا گفتند. همین چیزها بود که امام گفت: «ملاک حال فعلی افراد است» و البته امام هم هرگز از بیان این جمله پشیمان نشد! میدانیم!