تازه وارد
ميخوان كلي پول خرج كنن يه دروازهبان جديد و به اصطلاح شش دونگ بيارن. آودوكيچ بهترين گزينهاي بود كه رويانيان تونسته واسه پرسپوليس پيدا كنه. سنوسال كمي نداره و اتفاقا چندان بلندقد هم نيست. گلر بوسنيايي وقتي رفت سر زمين تازه فهميد پرسپوليس يعني چي. برخورد معمارزاده و هوشيار با دروازهبان بوسنيايي اينقدر سرد بود كه نگو. آودوكيچ تست پزشكي داده و آماده عقد قرارداده فقط مونده تأييد دنيزلي كه هنوز اوكي نداده. فكرش رو بكنيد اين گلر جديده از اون گلهاي ضايع بخوره اونوقت هم معمارزاده و هم هوشيار لبخندهاي معنادار رو نيمكت ميزنن.

هلو برو تو گلو
خونهنشيني اعصابش رو خرد كرده بود. حسابي كلافه شدهبود تا اينكه پيشنهاد صنعت ساري مطرح شد. فرشاد پيوس هنوز به آرزوش كه نشستن رو نيمكت پرسپوليسه نرسيده. خيلي منتظر شد تا بلكه فرجي بشه اما نشد و از سر اجبار سرمربيگري صنعت ساري رو قبول كرد. منتها وضعيت قعرنشين گروه اول ليگ دستهيك اينقدر خرابه كه همه به پيوس شك كردن: «دنبال هلو برو تو گلو نبودم.» روحيه فرشادخان واقعاً جاي تقديروتشكر داره. نه به يه عده كه دنبال نيمكت تيمهاي معروف و بالاي جدولين، نه به پيوس كه از فرط تواضع و براي فرار از بيكاري رفته سراغ ليگ يك، اونم از نوع ته جدوليش.

تازه چه خبر؟
همه چي بر وفق مراده، تمرين ميكنه، خوش ميگذرونه، جلو دوربينها ژست ميگيره و آماده ميشه واسه بازي با الهلال. شيث رضايي همچنان محرومه اما به لطف همكاري خوب رويانيان و اجازه دنيزلي بازگشت زودهنگام به تمرينات رو داشته. تو اين مدت البته بهش بد نگذشته. سفر دور اروپا، كاشت مو و رسيدن به سروشكلش. از اين مهمتر زمزمه بازي كردنشه و اينكه تو ليگقهرمانان آسيا يكي دو هفته ديگه بايد پابهتوپ بشه. كجاست اون مديرعاملي كه سينهسپر كرده بود و ميگفت شيث رو اخراج كردم و خلاص!