سر الكس فرگوسن اعتراف كرد اگر الان ميخواست كار در منچستريونايتد را شروع كند دشواريهاي زيادي را پيش رو داشت. ضمن اينكه خيلي خوب ميداند كسي كه جاي او را ميگيرد چه وظيفه سختي را بر عهده گرفته است. او ميگويد مربيگري منچستريونايتد به خاطر بزرگ شدن نام باشگاه و انتظاراتي كه از آن ميرود وظيفه به مراتب سنگينتري شده است.
چهار سال طول كشيد تا او اولين جامش را با منچستريونايتد ببرد و هفت سال زمان برد تا او براي اولين بار قهرمان ليگ برتر شود ـ چيزي كه ۱۱ بار ديگر تكرار شد ـ و تصور اينكه چنين فرصت طولاني در اختيار جانشين او گذاشته شود، هم ميسر نيست.
فرگي ميگويد، باشگاه از نوامبر ۱۹۸۶ كه او سر كار آمد تغييرات بسياري داشته و همين كار را براي خود او هم اگر ميخواست الان شروع كند، دشوار ميسازد:«اگر امروز به منچستر ميآمدم مشكل داشتم چون اين تيم بسيار قدرتمند شده. آن موقع تيم كوچك و مهجوري بوديم و كسي به ما توجه زيادي نميكرد چون آن موقع ليورپول قدرت اول فوتبال انگليس بود، آنها همه جامها را ميبردند و با آنها فاصله زيادي داشتيم بنابراين بايد باشگاه فوتبال را از نو ميساختيم. آسان نبود و زمان زيادي برد اما تجربهاي كه از حضور در آبردين داشتم به من كمك كرد كه بتوانم احترام و اعتماد رختكن را جلب كنم. خودم هم باور داشتم كه از عهده اين كار بر ميآيم. اگر قرار بود امروز از آبردين بيايم با وجود موفقيتي كه آنجا داشتم كار خيلي دشواري را بايد انجام ميدادم.»
فرگوسن ۷۰ ساله احساس ميكند ميتواند دو يا سه سال ديگر ادامه دهد و ميگويد با مدير اجرايي باشگاه، ديويد جيل فهرستي از جانشينهاي احتمالي خودش تهيه نكرده چون اين كار را بيفايده ميداند. او مدعي است مربيهايي كه الان روي مد هستند و برووبيايي دارند شايد آن موقعي كه او بالاخره يونايتد را رها ميكند، ديگر كار نكنند. مارچلو ليپي، برايان رابسون، استيو مككلارن و اسون گوران اريكسون هر كدام مدتي نامشان مطرح شده اما حالا به محاق رفتهاند.
البته فرگوسن به طور خاص ديويد مويس، مربي اورتون را شايسته تمجيد ميداند چون او مثل خودش اهل گلاسكو است و در ۱۰ سال حضور در باشگاه ليورپولي عملكرد تحسين برانگيزي بر جاي گذاشته است.
فرگوسن ميگويد:«هيچ وقت درباره جانشينم صحبتي نكرديم، بازي خطرناكي است. در حال حاضر شايد چندين مربي در ليگ برتر خوب كار ميكنند، فقط چند تا چون بقيه دارند براي زندگيشان ميجنگند. برخي با منابعي كه در اختيار دارند عالي بودند و ديويد مويس باورنكردني بود. من او را جزو شش مربي برتر ميدانم چون كاري كه در اورتون كرد به معجزه بيشتر شباهت دارد. اما ما الان درباره اين قضيه حرف ميزنيم، فرض كنيد من دو سال ديگر بروم آيا آن موقع هم همين طوري خواهد بود؟ من به شما اطمينان ميدهم كه دو سال ديگر خيلي از مربياني كه الان هستند و دارند خوب كار ميكنند، سرجايشان نيستند.»
فرگوسن ميگويد يك مربي با تجربه كه ركورد خوبي دارد بايد جانشين او شود و اين شايد اشاره به خوزه مورينيو باشد:«بايد اين راه را درست برويم، باشگاه به كسي نياز دارد كه تجربه مربيگرياش براي يونايتد مفيد باشد.»
سر الكس فرگوسن ميگويد از روزهايي كه رفتار معروف «سشواري» با بازيكناني داشته كه خوب بازي نميكردند، زمان زيادي گذشته است:«حالا ديگر از آن برخوردها خبري نيست البته جوانتر كه بودم از اين كارها ميكردم. اگر يك بازيكن جوابم را ميداد ميرفتم توي صورتش و از همين جاست كه رفتار سشواري درآمده. اجازه نميدادم كه يك بازيكن در بحث بر من غلبه كند. حالا من مسنتر و باتجربهتر شدم و به خاطر مدتي كه در باشگاه بودم بازيكنان برايم احترام زيادي قائل هستند.»
البته اين به معناي آن نيست كه با بازيكنان نرم شده و خودش هم اين قضيه را قبول دارد: «وقتي شما دلايل درستي براي عصبانيت داريد و ميدانيد چيزي در سيستم شما درست كار نميكند، عصباني شدن چيز بدي نيست. من به بچهها ميگويم و تمام ميشود، روز بعد براي من يك جهان تازه است.»
فرگوسن ميگويد استرس مفهوم ناآشنايي براي اوست اگرچه اعتراف ميكند عشقش به مسابقات اسب سواري باعث ميشود كمي از زندگي اولدترافورد راحت شود:«بايد اعتراف كنم استرس را احساس نميكنم، از تماشاي بازي منچسترسيتي با استون ويلا بيشتر از تماشاي بازي تيم خودم با ليورپول عصبي شدم. منچستريونايتد باشگاه بسيار بزرگي است اما شما نياز داريد زماني از اين تيم و همه مسائل مربوط به آن آسوده شويد و مسابقات اسب سواري به من اين كمك را ميكند.»
خودش تأكيد ميكند حتي اگر مربيگري در منچستريونايتد را كنار بگذارد، پستي مديريتي در اين باشگاه بر عهده خواهد گرفت. يونايتد دوست ندارد سمتهايي مثل مدير فوتبال را به او بدهد كه جانشينش را زير سايهاش قرار دهد اما بازيكنان بزرگ باشگاه مثل سر بابي چارلتون و برايان رابسون به عنوان سفير جهاني باشگاه مشغول به كار شدهاند.
فرگوسن ميگويد «همچنان اكتيو ميمانم، فكر ميكنم بعد از اتمام كارم يك نقش برايم در نظر بگيرند. نميدانم تا كي ميتوانم ادامه دهم اما اگر وضعيت جسمانيام اجازه دهد فكر نميكنم دو يا سه سال ديگر كار ضرري به من برساند. در كار من شما به توانايي نياز داريد و من كاملاً اين فاكتور را در خودم احساس ميكنم. همسرم هم به من اجازه نميدهد در خانه بچرخم. هميشه به من ميگويد تو سر راهم هستي، برو يك كار براي خودت پيدا كن، ميخواهي برو شيرفروشي.»