کد خبر: 459228
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۳
سينما نيازمند انقلابي فرهنگي است
محسن غلامي

سينما به هرحال رسانه‌اي است فراملي كه بايد در خدمت ارزش‌هاي جامعه ملي خود باشد كه اين رويكرد پس از وقوع انقلاب اسلامي كه تجديدي بر ارزش‌هاي جامعه بوده نيز بايد وضوح و رونق بيشتري پيدا كرده باشد.
مسلما تبلور اين ارزش‌ها در قالب سينما كه خودش هم بايد انقلابي را درون خود ببيند، جز در استخوان‌بندي درست و حسابي به سرانجام نمي‌رسد ولي اين اما و اگرها، هم بايد در عمل به جريان بيفتد نه فقط حرف كه زدنش هيچ باري از سينما را به زمين نمي‌گذارد.
مطمئنا اصل سينماي انقلاب ما بايد دوري از مصرف‌زدگي در اين حوزه هنري باشد چراكه تقليد صرف يعني استفاده از ابزاري غربي كه در پي اهداف آنان است و نه فرهنگ ارزشي خودي. سينما ابزاري حاصل از مدرنيته است اما استفاده از آن براي ما، نبايد نمود اين جريان باشد.
با گذري كوتاه بر سينماي بعد از انقلاب چه نتيجه‌اي را مي‌توان از مقدمه ذكر شده گرفت؟ چقدر در خدمت الگوي كلان فرهنگي بوده؟ بُعد رسانه‌اي سينما چقدردر خدمت اين ارزش‌ها قرار گرفته؟ و سؤالاتي اينگونه كه جز با دگرگوني سينماي قبل از انقلاب پيش نمي‌آيد، آن هم نه در ظاهر بلكه مهم باطن امر است.
ظاهر قضيه را كه نمي‌توان تأكيد جدي داشت، همچنان كه وجود برخي سينماگران مهاجرنشين آن سوي آب‌ها و گاه برخي اتفاقات حول بازيگران و امثال آن در داخل، خلاف اهداف ارزشي ماست. اما به هرحال نمي‌توان با جديت گفت كه هيچ كاري در باطن قضيه نكرده‌ايم؛ هست اما نه برنامه‌ريزي شده و پيرو الگويي كلان! هرچه بوده حاصل تنها دغدغه فيلمسازاني است كه در بطن انقلاب، دفاع مقدس يا دين بوده‌اند.
گرچه بايد پا را فراتر گذاشت و عقبه افرادي را هم ديد كه در سينماي ارزشي ما كار كردند و شايد الان كساني ديگر جور كه نه، بلكه اين وظيفه را عهده‌دار باشند. زماني شايد «گوزن‌ها»، «ساز دهني» و جز آن دم از فرهنگي مقبول مي‌زدند و امروز امثال «۳۳روز»ها داعيه‌دار سينماي مقبول ما عنوان مي‌شوند. اما هرچه هست مسلماً به مقدار مقبول و شايسته كار نكرده‌ايم و اين ضعف متوجه نبود برنامه‌ريز يا برنامه‌ريزي كارآمد است وگرنه چه بسا گاه سوژه‌هاي مستقيم ديني، انقلابي و حتي دفاع مقدس را شكل سينمايي داده‌ايم و گاهاً شكل غيرمستقيمي از پرداخت به اين ارزش‌ها را بر پرده سينما به نظاره نشسته‌ايم.
ولي در حد قياس با آثاري كه داستان‌هاي فيلمفارسي و حتي ضدفرهنگي را ثقل كارشان قرار داده‌اند و كم هم نيستند، كار ناچيزي را به مرحله توليد رسانده‌ايم. نتيجه‌اش هم در تغيير ذائقه مخاطب به سمت فيلم‌هايي با محتواي سخيف، عبوري و طنز مبتذل است.
چه بسا هدف سينماي انقلابي بايد در گرو برانگيختگي احساس معنوي مخاطب و در پي اخلاق‌گرايي باشد اما چقدر كار كرده‌ايم؛ وقتي خود سينماگر –البته به جز معدودي ـ بي‌خيال از اين جريانند و هرچه به دستشان برسد و بسازند و به مخاطب بدهند، جز اين را نمي‌توان انتظار داشت! مگر ممكن است فيلمساز و بازيگري كه درك و تعهدي به اين ارزش‌ها نداشته باشند، كاري را پيش روي مخاطبي بگذارد كه آنان را درگير ارزش‌هاي ملي و ديني كند؟ البته هستند طيفي محدود از اين خيل عظيم سينما، كه در هر شرايطي نيز سنگ تعهد و ارزشمداري را به سينه زده‌اند ـ و جاي هيچ شكي نيست ـ اما يقيناً بودجه و سرمايه‌گذاري و هرچه اين سينماي ديني نياز دارد تا در ريل درستي از برنامه‌ريزي قرار نگيرد، مثل كشتي تكه پاره‌اي مي‌ماند كه در اين درياي هنري مواج – كه بسياري از بازيگران و فيلمسازان خلاف آن پارو مي‌زنند ـ خود را به زور به ساحل مخاطب مي‌رساند.
اگر اين جريان را بخواهيم به دست حركت از پيش مشخص سينماي فعلي بگذاريم قطع‌اليقين نه‌تنها تحقق نمي‌يابد بلكه همچنان به كج‌روي خود ادامه‌ مي‌دهد. بنابراين چه بسا عرصه‌هاي بزرگ هنري از جمله جشنواره ملي فيلم فجر مي‌توانند با در پيش گرفتن بخش‌هايي تازه، قوانيني مشخص، تعيين چارچوبي در اين راه و شاخصه‌هايي ديگر، حداقل باري از اين سينماي انقلابي را به دوش بكشند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها