
همه اعضاي خانواده از كوچك و بزرگ، دختر و پسر، نوه و نتيجه كنار سفره غذا نشستهاند؛ سفرهاي كه هر چند وقت يكبار در خانه بزرگ خانواده برپا ميشود، هيچ كدام از اعضاي خانواده به غذاها دست نميزنند تا بزرگ خانواده بر سر سفره حاضر شود و همه به احترام پدربزرگ غذا خوردن را آغاز كنند. يادش بخير، زماني كه اين تصاوير را در قالب سكانسهايي از سريال پرمخاطب «پدر سالار» از قاب رنگي تلويزيون تماشا ميكرديم.
در اين نوشتار كوتاه قصد نداريم كه بار ديگر از سريال «پدر سالار» بگوييم و بنويسيم، البته نميخواهيم با بيان نوستالوژيهاي قديمي و داستانهاي گذشته ضرورت احترام به پدر و مادر و بزرگان خانواده را يادآوري كنيم. در اين نوشتار ميخواهيم از كمرنگ شدن حرمت و حريم يك ابزار ارتباطي بگوييم؛ وسيلهاي كه بساط پيوند ميان خانوادهها را فراهم ميكرد. وسيلهاي كه اين روزها توسط بسياري از ما مورد بيمهري قرار گرفته و هر چه ميگذرد، اين بيمهريها بيشتر ميشود. روزگاري نه چندان دور، مردم اعتقاداتي داشتند، «سفره» و كنار هم نشستن را مايه خوشبختي و با هم بودن را قوت قلب و باعث نزديك شدن خانوادهها به هم ميدانستند. براي سفرهاي كه پهن ميشد و غذايي كه در آن قرار ميگرفت، احترام خاصي قائل بودند و حريم سفره را پاس ميداشتند.
اما اين روزها در بسياري از خانهها نه تنها از سفره و دور هم بودن خبري نيست، بلكه رخنه الگوهاي خوردن و آشاميدن غربي در بين خانوادههاي ايراني بسياري از ارتباطات عاطفي و كلامي را از بين برده است. در بسياري از ميهمانيهاي خانوادگي، ديگر از پهنشدن سفره خبري نيست، دور هم جمع ميشوند اما انگار از هم دور هستند.
بسياري از خانوادهها در ميهمانيهاي خود براي پذيرايي از ميهمانان و صرف غذا از «سفره» استفاده نميكنند و به جاي آن از فرهنگ غربي به نام «سلف سرويس» براي پذيرايي استفاده ميكنند. فرهنگي كه تا پيش از اين تنها براي پذيرايي در هتلها، رستورانها و مراسمات گوناگون استفاده ميشد، اما اين روزها از خانههاي ما سردرآورده است. استقبال زنان و دختران جوان براي پذيرايي از ميهمانان با اين روش باعث شده است تا پاي سفره از خانهها برچيده شود و خبري از دور هم بودن، نشستن بزرگ خانواده در بالاي سفره و صفا و صميميت گذشته نباشد.
استقبال از فرهنگ غربي پذيرايي با استفاده از غذاهاي فرنگي و آماده رنگ و بوي غربزدگي را كاملاً به خانههاي ايراني آورده است. بسياري از دختران و زنان جوان استفاده از اين روش را با صرفهتر، بدون زحمت و راحت ميدانند و به همين دليل استفاده از اين فرهنگ غربي روز به روز در بين خانوادههاي ايراني بيشتر ميشود.
بيشك اگر اين روند ادامه داشته باشد و براي پاسداشت حرمت سفره كه هميشه يادآور دور هم بودن خانوادههاست، برنامهاي شايسته تدبير و اجرا نشود در آيندهاي نه چندان دور به تدريج فاصلهها و كدورتها در خانوادهها زياد ميشود، چرا كه «سفره» در فرهنگ ايراني همواره نماد نزول رحمت الهي، محل جمع شدن خانواده و محفلي براي محبت و صفا و ادب و احترام بوده است، محفلي كه هيچ كس كدورت، مشكلات و گلايههاي خود را پاي آن نميآورد. به قول بزرگترها «سفره حرمت دارد».