به عنوان مثال، مجموعه روايتهايي كه از طرف صاحبنظران با ديدگاههاي مختلف در مورد انقلابهاي كشورهاي منطقه مطرح شده است، به صورت مشترك ناظر بر اين مفهوم است كه جريانهاي اسلامي در اين كشورها پيگير مطالبه باشكوه امت اسلامي هستند. به خصوص پس از برگزاري انتخابات برگزار شده در كشورهاي تونس و مصر كه نمايندگان جريانهاي اسلامي توانستهاند بيشترين آرا را كسب نمايند، اين نگاه كه بساط حكومتهاي غيرمردمي رو به زوال است، قوت گرفته است.
بنابراين ميتوان گفت برگزاري انتخابات در تونس و مصر و در آينده در ساير كشورهاي عربي، علائم آشكاري از موقعيت حركت جوانان براي رسيدن به خواستههايي است كه سالها انتظار آن را ميكشيدند.
تكاپوي رهبران مرتجع كشورهاي عربي و قدرتهاي سلطهطلب غربي پس از شنيدن نتايج انتخابات در اين دو كشور نشان از شكست سياستهاي آنها در منطقه دارد. اگر چنين نبود آنها با اعزام نمايندگان سياسي به اين كشورها همواره تلاش نميكردند حداقلهايي از تضمين را براي اطمينان از آينده تحولات خاورميانه و تامين امنيت رژيم صهيونيستي و منافع خود دنبال كنند. اين اقدام آنها حكايت از عمق حركت پرشتاب جوانان در تحقق خواستههاي انقلابي و استيصال آنها در ناكارآمدي اقدامات بازدارنده دارد.
رايزنيهاي معنادار امير قطر براي انتقال بحران از كشورهاي حاشيه خليج فارس به نقطه ديگر و مشخصاً سوريه و صرف ميلياردها دلار پول سعودي براي شكستن خط مقاومت در سوريه براي برونرفت از بحراني كه عربستاني در منطقه قطيف و ديگر مناطق حاكميتي خود در كشمكش با جوانان پرشور و انقلابي اين كشور مواجه است، همه نشان از آن دارد كه حركت بيداري اسلامي آنهم در شرايطي كه جوانان بحريني، عربستان، يمني، مصري و. . . شعارهاي ۳۳ سال پيش انقلاب اسلامي را فرياد ميزنند، خاموش شدني نيست.
جمهوري اسلامي با برگزاري اجلاس با ابعاد و طيفهاي مختلف، از شركت كنندگان در طول چند ماه گذشته تاكنون، نشان داد خميرمايه بيداري اسلامي در خاورميانه و كشورهاي شمال آفريقا با شعارها و مطلوبهاي انقلابي كه خميني كبير(ره) ۳۳ سال پيش پرچمداري آن را بر عهده داشتند، عجين شده است.
غربيها و حكام مرتجع عرب اين پيام را به درستي درك كردهاند كه اين تحولات در امتداد حركت انقلاب اسلامي ملت ايران است چراكه صرفنظر از تفاوتهاي بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه با انقلاب اسلامي ايران، مستكبران جهاني و مستبدان منطقه ميبينند جنس مواجهه آن جوان بحريني، مصري و تونسي در ديدار با امام خامنهاي از همان جنس جوانهايي است كه با فرود هواپيماي امام خميني (ره) در فرودگاه مهرآباد در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ و خواندن سرود خمينياي امام طنين بر اندام سستبنياد قدرتهاي غربي و ديكتاتوريهاي دستنشانده آنها انداخته است. اگر چنين نبود آنها ناخواسته اعتراف به پايان حاكميت خويش در ايران عصر خميني (ره ) نميكردند.
جريانهاي سياسي يا احياناً مسئولاني كه هنوز بيداري اسلامي جوانان منطقه را باور نكردهاند و آن را با واژههاي غلط بيداري انساني تفسير ميكنند، بروز احساسات پاك ۱۲۰۰ جوان پرشوري كه در اجلاس جوانان بيداري اسلامي با رهبر فرزانه انقلاب صورت گرفته را چگونه تحليل ميكنند.
صرفنظر از زبان و چهره ظاهري جوانان بيداري اسلامي كه با امام خامنهاي ديدار داشتند، اگر اين تفاوت زباني و چهرهاي را كنار بزنيم آيا در نوع گفتمان، شعارها و بيان احساسات اين جوانان با جوانان دانشجويي كه به مناسبتهاي مختلف با رهبري معظم انقلاب ديدار ميكنند، چگونه ميتوان كوچكترين تفاوت قابل تشخيص را قائل شد. اشكهاي شوقي كه از چشمهاي پاك فلان دختر و پسر تونسي، بحريني، مصري، لبناني و. . . با بيان تكهاي از اتفاقات ناگواري كه در سرزمينهاي اسلامي افتاده است، گوياي دلهاي پاك و اميدهاي سرشاري بود كه دل در گرو انقلاب خميني كبير(ره)و پرچمداري امام خامنهاي عزيز سپرده شده است و اين چيزي است كه دنياي غرب و مرتجعين عرب را به وحشت انداخته و اين در واقع همان نويد پيروزي است كه امام راحل از ابتداي نهضت تا پايان عمر با بركت خويش بارها بر آن تأكيد مي كردند و رهبر مسلمين جهان امام خامنهاي نيز آينده اسلام را در گرو همت بلند همين جواناني ميدانند كه نمونهاي از آن را در اجلاس جوانان بيداري اسلامي شاهد بوديم.