دولتها و مسئولان عرصه اقتصادی طرحهایی را برای منظم نمودن و مدیریت این منابع انجام داده اند که پس از آنالیز و تحلیل این راهکارها میتوان به این نتیجه رسید که ناتوانی در مدیریت صحیح و وارد نمودن شوکهای کوتاه مدت و درمانهای موقت بسیار مورد بهره قرار گرفته شده و از مسیر اصلی یعنی مدیریت و مهندسی مالی برای دستیابی به میزان رشد حداقلی هشت درصدی برنامه پنجم توسعه منحرف شده است، در صورتی که رشد و توسعه اقتصادی، نیازمند برخورداری از بازارهای مالی (بازار پول و یازار سرمایه) گسترده و کاراست.
اجرای برنامهها و طرحهایی اعم از پایین آوردن سودهای بانکی، کنترل قیمت مسکن و... موجب نشد تا وجوه نقدی نزد مردم (به اصطلاح سرمایههای اندک) به بهترین شکل ممکن در مسیر رشد اقتصادی قرار گیرد چرا که به طور مثال با پایین آمدن سودهای بانکی، مردم به سمت خرید مسکن و اجاره دادن آن به عنوان امنترین بازار سرمایهگذاری برای کسب درآمد بیشتر از سرمایه خود سوق داده شدند و با این کار هم سرمایه خود را برای بهرهبرداری بیشتر در اختیار بانكها و مؤسسات مالی قرار ندادند و هم با اجاره دادن منازل و دریافت نكردن رهن موجب وارد نمودن لطمه به بدنه ضعیف جامعه گشتند که نتیجه مدیریت ناصحیح اقتصادی است، البته تدبیر و طراحی مهندسان اقتصادی و نیت آنان مبتنی بر مدیریت وجوه به سمت بورس اوراق بهادار بود، ولی به دلیل آماده نبودن بستر سرمایه پذیری بورس اوراق بهادار که بازار مبادلات و معاملات اقتصادی بزرگ درجهان به عنوان مرکز جمع آوری و سرمایهگذاری منابع مالی است و با توجه به پایین بودن اعتماد به نحوه کارآمدی این بازار در اقتصاد کشور، همگی این عوامل موجب گشتند که هم به خاطر پایین بودن سودهای بانکی و هم ناامن بودن و بیثباتی بورس اوراق بهادار، سرمایههای نقدی از بنگاههای سرمایهگذاری دور بماند و شرایط ورود این وجوه به بازارهای پول، بازار مبادله منابع کوتاهمدت و معاملات انفرادی همچون خرید ملک و ... فراهم گردد که اغلب حداکثر سررسید آنها یکساله و کوتاه مدت است.
بورس اوراق بهادار به عنوان رکن اصلی بازارهای سرمایه، مكانيسمي را میتواند فراهم کند که با ویژگی بلند مدت بودن آن و ایجاد امکان مبادله منابع، میان دارندگان منابع مازاد با متقاضیان کسری منابع و با مدیریت سرمایههای اندک و با تخصیص بهینه منابع، موجب سرمایهگذاریهای کلان اقتصادی گردد. بورس اوراق بهادار همچنین علاوه بر تأمین مالی برای شركتها میتواند از طرف دیگر ابزارهای سرمایهگذاری را در اختیار سرمایهگذاران قرار دهد تا قدرت مانور و مدیریت مالی برای بالا بردن درآمدزایی بنگاههای اقتصادی و صنعتی که موجبات رشد اقتصادی را به همراه دارد فراهم گردد. متأسفانه با عنایت به اینکه فعاليت و سابقه بورس اوراق بهادار در ايران به حدود ۴۰ سال قبل باز ميگردد وليكن بهرغم اين سابقه، تاكنون از جايگاه مناسبي در كشور و عرصه اقتصادي و مالي و سرمایهگذاری برخوردار نبوده است و حتی با تصمیم گرفته شده مبنی بر کم کردن سودهای بانکی برای انتقال سرمایههای کوچک به بورس اوراق بهادار موفق نبوده است تا جایگاه و نقش واقعی یک بازار سرمایه موفق و تأثیرگذار را در چرخه اقتصادی ایفا نمايد.
برطرف نمودن معایبی به عنوان عوامل کاهنده اعتماد، برای سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار، اعم از مشکلات ساختاری، تأثیر پذیری بسیار زیاد بورس از عوامل بیرونی سیاستها و شرایط اقتصادی، فقدان قانون و مقررات جامع، عدم اطلاع عموم مردم از چگونگی ارتباطگیری با بورس اوراق بهادار و همچنین حضور فعال برای فرهنگسازی در افکار خانوادهها به جهت سرمایهگذاری در بورسهای اوراق بهادار میتوانند راهکارهایی برای طراحی یک مکانیسم دقیق و ظریف برای جذب و مدیریت سرمایههای اندک و البته سرمایههای بسیار در مهمترین بازار سرمایه (بورس اوراق بهادار) باشند.