کد خبر: 458864
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۲
نيم‌نگاهي به آثار سينماي ايران و اثرگذاري آن بر سينماي جهان در گفت‌وگوي«جوان» با جمال شورجه
هنوز يك سينه حرف ناگفته از جنگ داريم
نگار حسيني | وي به تازگي فيلم سينمايي سي‌و سه‌روز را روي پرده دارد؛ فيلمي كه نگاه داستاني به جنگ ۳۳ روزه لبنان و رژيم صهيونيستي داشته و حوادثي را كه در آن مقطع رخ داده است روايت مي‌كند. اين فيلم توانست در جشنواره فيلم فجر جايزه حقوق بشر را از آن خود كند. با او پيرامون انگيزه‌هايش در مورد ساخت اين فيلم و مشكلاتي كه حين ساختنش پشت سرگذاشت به گفت‌وگو نشستيم.
نكته جالب پيرامون فيلم شما نام آقاي شمقدري معاونت سينمايي به عنوان فيلمنامه‌نويس است، راجع به نقش ايشان در به تصوير كشيدن اين اثر صحبت كنيد؟
آقاي شمقدري در مقطعي كه در مقام مشاور هنري رئيس جمهور به لبنان سفر كردند، تازه جنگ ۳۳ روزه لبنان به پايان رسيده بود و هنوز آن كشور در تب حال و هواي اتفاقات جنگ بود، به همين خاطر ايده ساخت اين اثر در ذهن ايشان شكل گرفت و طي ديداري كه با سيد حسن نصرالله داشتند اين موضوع را مطرح كردند كه با استقبال ايشان مواجه شد، آنها دوست داشتند كه يك محصول مشترك بين ايران و لبنان ساخته شود تا بتواند به نوعي به آشنا كردن فرهنگ دو ملت كمك كند.
آقاي شمقدري شخصاً اين فيلم را به رشته تحرير درآوردند يا افراد ديگري بودند كه در اين ميان به ايشان كمك مي‌كردند؟
طرح و ايده اصلي اين فيلمنامه متعلق به آقاي شمقدري بود، منتها در سفري كه ايشان به لبنان داشتند، فردي به نام آقاي ملت خواه همراهي شان مي‌كردند و همين همراهي منجر به اين شد كه بخواهند پيرامون اين ايده با يكديگر رايزني كنند و به نوعي كار اجراي فيلمنامه برعهده آقاي ملت خواه بود و اين اثر حاصل كار مشترك اين دو نفر است.
چطور آقاي شمقدري خودشان كارگرداني اين كار را برعهده نگرفتند؟
اتفاقاً قرار بود خودشان اين كار را بسازند، منتها ساخت اين اثر مصادف شده بود با پستي كه به عنوان معاونت سينما برعهده گرفتند، به همين خاطر از كارگرداني آن منصرف شدند.
بعد از آنكه تصميم گرفتيد اثر را بسازيد، فيلمنامه را بازنويسي كرديد يا شكل اوليه آن را حفظ نموديد؟
وقتي تصميم گرفتم اين فيلم را بسازم، مي‌دانستم به خاطر موضوعيتي كه دارد حساسيت‌هايي روي آن وجود دارد، به همين خاطر اين اثر مورد مطالعه سپاه و حزب‌الله لبنان قرار گرفت و خوشبختانه آنها از طرح و قصه خوششان آمد، منتها يكسري نقطه نظرهايي داشتند كه اعمال شد، البته در ارتقاي سطح كار هم تأثير بسزايي داشت، هر چند بنياد فارابي و آقاي همايونفر تهيه‌كننده كار نقطه نظرهايي داشتند كه مجموعه آنها را به آقاي دادرسي منتقل كردم و ايشان هم مجبور شدند چندين بار اين اثر را بازنويسي كنند تا در نهايت به آن چيزي كه مد نظرم است دست پيدا كند. اما به اعتقاد من وجود همين بازنويسي‌ها باعث شد كه كار از لحاظ كيفي ارتقا پيدا كند و به سطح مطلوبي دست پيدا كند.
چون قصه فيلم در لبنان مي‌گذرد قطعاً بايد تمهيداتي را مي‌انديشيديد كه فيلم بتواند از هر جهت با فرهنگ آن كشور منطبق باشد و روايت مقاومت آنها در اين جنگ ۳۳ روزه به گونه‌اي باشد كه در آن واقع نمايي به عنوان يك اصل قرار بگيرد، براي اصل اين تطبيق‌پذيري چه كار كرديد؟
همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد دغدغه‌ ما همخواني قصه‌ ما با آنچه در لبنان مي‌گذشت بود و دوست نداشتيم اگر فردي در آن كشور اين اثر را مي‌بيند، احساس كند فرهنگ لبنان آن طور كه بايد نشان داده نشده است و به اصطلاح در آن گاف‌هاي تصويري وجود داشته باشد، براي هر چه انطباق‌پذير شدن فيلمنامه با فرهنگ لبنان و تطبيق‌پذيري با آن مقاومت بزرگ ۳۳ روزه تصميم گرفتم سفري به آن كشور داشته باشم و در آن سفر با نيروهاي حزب‌الله به طور جزئي‌نگرانه‌اي پيرامون اتفاق آن مقطع صحبت كرديم و آنها اطلاعاتي را كه داشتند در اختيار ما قرار دادند و اگر ايراداتي را در فيلمنامه مي‌ديدند به ما منتقل مي‌كردند. در آن سفر فيلمنامه‌نويسي به نام هادي قبيشييه ما را همراهي مي‌كرد و ايشان هم همه تلاششان را به كار بستند تا بتوانند آن همخواني كه بايد را به لحاظ فرهنگي در طول قصه ايجاد كنند. به نظرم در كارهايي با اين مشخصه، يكي از اصلي‌ترين فاكتورها براي موفقيت اين است كه شما هر چه بيشتر خودتان را به فرهنگ كشور مدنظر نزديك‌تر كنيد و لازمه اين نزديكي اين است كه تعامل خوبي را با مردم و مشاوران فرهنگي و هنري آن منطقه داشته باشيد و ارتباط و هماهنگي ايجاد كنيد. خوشبختانه تيمي كه با آنها همكاري مي‌كرديم بسيار حرفه‌اي و انعطاف‌پذير بودند و اين امكان را در اختيارمان قرار مي‌دادند تا بتوانيم به آن ايده‌آلي كه مد نظرمان هست نزديك شويم. در هر حال اميدوارم نتيجه كار هم مورد اقبال مخاطب به ويژه مردم كشور لبنان قرار گيرد.
وقتي فيلمنامه شما را در سالن سينما ديدم، احساس كردم كه فيلم شما با توجه به موضوعيتي كه دارد هدف‌گيري‌اش فراي مخاطب ايراني بوده و يك نگاه جهاني در آن قرار داشت؟
همين طور است. مخاطبي كه در وهله اول براي اين فيلم در نظر گرفته بودم، جهان عرب بود، به همين خاطر بازيگران لبناني و سوري را انتخاب كرديم و زبان فيلم را هم عربي برگزيديم ولي خب «سي‌و سه روز» را به گونه‌اي ساختيم كه مخاطب ايراني هم بتواند با آن ارتباط برقرار كند و همانطور كه شاهد بوديم اين اثر توانست با مخاطبان ايراني هم ارتباط برقرار كند. در هر حال فكر مي‌كنم رفتار ستمكارانه رژيم صهيونيستي را اگر نشان دهيم قطعاً مي‌تواند با همه مردم ارتباط برقرار كند.
اين طور كه شنيده‌ام اين فيلم از نمايش در امريكا منع شد؟
ما در فيلم‌مان جز اينكه بخواهيم از واقعيت حرف بزنيم موضوع ديگري را بيان نكرديم و وقتي از واقعيت حرف مي‌زنيم بايد جنبه شنيدن آن را هم داشته باشيم. اين فيلم مناسب اكران در همه سينما‌هاست و نبايد براي نمايش آن محدوديتي ايجاد كرد، اما خب ظاهراً امريكايي‌ها به دليل تصاويري كه اين فيلم نشان مي‌داد و از ترس اينكه چهره واقعي و شرورانه رژيم صهيونيستي به مردم شناسانده شود تصميم گرفتند به آن اجازه اكران در امريكا را ندهند، غافل از اينكه حقيقت بالاخره خودش را نشان مي‌دهد.
فيلم شما صحنه‌هاي پرتحرك بسياري را به تصوير مي‌كشد، فكر مي‌كنم همين موضوع باعث شده بود كه شما از دوربين ديجيتال استفاده كنيد تا به نوعي دستتان براي اجراي شيوه‌هاي به تصوير كشيدن صحنه‌هاي مختلف باز باشد؟
همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد فيلم از صحنه‌هاي پرتحرك و جنگي بود، به همين خاطر اگر مي‌خواستيم اين صحنه‌ها را به كمك دوربين ۳۵ نشان دهيم، قطعاً با مشكلات زيادي در حمل ونقل مواجه مي‌شديم و خب «تورج منصوري» كه يكي از فيلمبردارهاي مطرح سينماست كار تصويربرداري اين اثر را بر عهده گرفته بود و حضور ايشان باعث شد به لطف توانايي‌هايش ما بتوانيم تصاوير خوبي را ثبت كنيم.
فيلم شما چون روايتگر حوادث جنگ است، ناخودآگاه براي نشان دادن صحنه‌هاي انفجار احتياج به جلوه‌هاي ويژه داشتيد، در اين‌باره كمي توضيح دهيد؟
براي بهتر نشان دادن جلوه‌هاي ويژه ما از احمدرضا معتمدي بهره گرفتيم. او حدود ۳۰۰ جلوه بصري را براي ۱۷ دقيقه فيلم طراحي كرد تا صحنه‌هاي مربوط به درگيري و زد و خوردهاي رژيم صهيونيستي و ارتش مقاومت، مصنوعي از كار درنيايد و انفجار تانك‌ها و شليك آرپي‌جي و موشك‌ها طبيعي نشان داده شود، البته صداي دالبي هم كمك كرد تا افكت‌هاي صوتي كارايي درستي در ساختار نهايي فيلم داشته باشند، البته بخش زيادي از تمهيدات فني فيلم در لابراتورهاي لبنان انجام شد و بسياري از متخصصان كاربلد روي فرآيند كار نظارت داشتند.
فيلم شما هم به دليل نوع قصه و شكل روايي‌اش ظاهراً ابتدا قرار بود در اكران فيلم‌هاي خاص قرار بگيرد و به شكل محدود به نمايش درآيد؟
متأسفانه همينطور است، به ما مي‌گفتند كه اين فيلم شايد نتواند در ابعاد وسيع مخاطبان زيادي را به سالن‌هاي سينما بكشاند. در حالي كه به عقيده من اين فيلم در مورد ظالم، مظلوم، مقاومت و حضور خداوند صحبت مي‌كند، پس يك موضوع جهاني دارد. مردم ما هم در طول اين سال‌ها ثابت كردند كه به مسائل حقوق بشر علاقه‌مند هستندهر چند بالاخره بعد از رايزني‌هاي فراوان موفق شديم آنها را متقاعد كنيم كه فيلم را در سطح وسيعي اكران كنند، خب خدا را شكر آنها هم با استقبال مردم، پاسخ اعتمادشان را به ما گرفتند.
«سي و سه روز» در جشنواره فيلم فجر توانست جايزه «حقوق بشر» را از آن خود كند. چطور در ساير قسمت‌ها، نتوانست جايزه‌اي را با توجه به پتانسيلي كه داشت تصاحب كند؟
متأسفانه ما سال گذشته نتوانستيم به دليل طولاني شدن پروسه توليد فيلم آن را زودتر به قسمت مسابقه برسانيم، شايد باور نكنيد تا زمان ارائه اين فيلم تا بعدازظهر مشغول ميكس و آماده كردن فيلم بوديم و صرفاً توانستيم كپي دي‌وي‌دي فيلم را براي ارزيابي به دبيرخانه جشنواره برسانيم و به همين دليل اين فيلم تنها توانست جايزه حقوق بشر را از آن خود كند، ولي خب اگر در شرايط ديگري فيلم اكران مي‌شد، قطعاً مي‌توانست جوايز بهتري را از آن خود كند.
در عوض اين فيلم در فستيوال بغداد توانست جايزه بهترين فيلم را البته به طور مشترك از آن خود كند؟
همينطور است. اين جايزه به طور مشترك به «سي و سه روز» و يك فيلم عراقي- ايتاليايي به نام «رازهاي كركوك» اهدا شد، البته تا آخرين لحظه قرار بود اين جايزه فقط به فيلم ما داده شود اما ناگهان تصميمات بنا بر سياستگذاري‌هايي تغيير كرد و اين جايزه مشتركاً به ما و آن فيلم داده شد، در هر حال «سي و سه روز» توانست نظر بسياري از منتقدان را هم به خود جلب كند.
لوكيشن اصلي فيلم در كجا بود؟
اتفاقات اصلي اين فيلم طبق فيلمنامه بايد در روستاي «عيناالشعب» رخ مي‌داد، منتها چون اين روستا با كشور فلسطين اشغالي هم‌مرز بود، اين احتمال وجود داشت مشكلاتي را صهيونيست‌ها براي ما ايجاد كنند، به همين خاطر براي اينكه گروه فيلمبرداري در آرامش كارهايشان را انجام دهند، روستايي به اسم انصاريه را انتخاب كرديم كه تا حد زيادي به روستاي «عيناالشعب» شباهت داشت و بخش‌هايي از روستا را بازسازي كرديم.
اين طور كه در خبرها آمده بود، رژيم صهيونيستي در طول دوران فيلمبرداري براي شما مشكلاتي را ايجاد كرده بود؟
هلي‌كوپترهاي رژيم اشغالي دائم در آن اطراف براي شناسايي ديده مي‌شدند و زماني كه مي‌ديدند ما فيلمبرداري مي‌كنيم روي اين قضيه تا حدي حساس‌تر مي‌شدند چون ما تانك‌هاي اسرائيلي را هم بازسازي كرده بوديم و چيزي شبيه پايگاه را هم در يك مدرسه ساخته بوديم ولي خب بعد از جاسوسي‌‌هايي كه انجام داده بودند، متوجه شدند كه اين تجهيزات صرفاً براي فيلمبرداري است و نتوانستند كاري از پيش ببرند.
در جايي خوانده بودم مردم روستايي كه در آن فيلمبرداري را انجام داده بوديد، نسبت به بازسازي پايگاه صهيونيستي عكس‌العمل نشان دادند؟
در طول ساخت فيلم مردم لبنان به ويژه حزب انصار به ما كمك‌هاي زيادي كردند تا بتوانيم اين اثر را بسازيم ولي خب برخي مردم كه نمي‌دانستند ما در حال فيلمبرداري هستيم، از اينكه مي‌ديدند در خاك كشورشان يك پايگاه اسرائيلي و چند تانك وجود دارد و پرچم آن كشور برافراشته است، حسابي غيرتي مي‌شدند و مي‌خواستند آنجا را به نوعي از بين ببرند اما بعد از صحبت‌هايي كه با آنها داشتيم، به نوعي از اصل ماجرا مطلع شدند و تنها از ما خواستند كه در لحظه‌هايي غير از فيلمبرداري پرچم صهيونيست‌ها را پايين بياوريم، چون حق با آنها بود، همين كار را انجام داديم.
اين طور كه به نظر مي‌رسد شكل روايي قصه شما مستندگونه است؟
طبيعي بود كه ما بخواهيم شيوه مستندگونه‌اي را براي روايت قصه‌مان انتخاب كنيم، چون اساس سوژه قصه ما ريشه در واقعيت داشت و شما وقتي مي‌خواهيد يك قصه واقعي را روايت كنيد، احتياج به ابزارهاي واقع‌گويي داريد، البته ما مي‌خواستيم در اين زمينه جانب اعتدال را رعايت كنيم و به گونه‌اي نباشد كه آن شكل فيلم‌گونه‌اش را از دست بدهد، البته در نسخه اصلي فيلمنامه تأكيد نويسنده بيشتر روي مستند بود و به همين خاطر فيلم از تعدد كارآكتر برخوردار بود اما ترجيح من اين بود كه بين اين قضيه را بگيريم و به همين خاطر ما طوري قصه را بازنويسي كرديم كه ضمن حفظ شكل فيلم، نگاهي مستندگونه هم داشته‌باشيم.
بازيگران فيلم شما عرب بودند، چطور آنها را انتخاب كرديد؟
تأكيد من روي باورپذير شدن كار بود، به همين خاطر ترجيحم اين بود كه بازيگران فيلمم عرب باشند. يكسري دوستاني مانند «استاد منير» و «علي بوزيد» كه افراد خوشنامي در عالم هنر عرب هستند ما را در انتخاب بازيگر همراهي كردند،‌البته استاد منير به نوعي در نقش بازيگردان اثر هم ما را همراهي مي‌‌كرد و به ما كمك مي‌كرد تا هر چه بيشتر و بهتر بتوانيم با بازيگران ارتباط برقرار كنيم.
به نظر من يكي از نقطه‌هاي عطف فيلم ما انتخاب همين بازيگران بود چون آنها به خوبي از پس مسئوليتي كه به آنها واگذار كرديم برآمدند. به نظرم خيلي مهم است كه بازيگر نسبت به كاري كه انجام مي‌دهد اشراف و آگاهي كامل داشته باشد. بازيگراني كه براي اين فيلم انتخاب شده بودند به اهميت قصه اين كار پي برده بودند و تمام تلاششان را به كار مي‌بستند تا بتوانند بهترين بازي‌ها را از خودشان نشان بدهند.
بعد از پايان فيلمبرداري هم آنها مدام پيگير فيلم بودند و مي‌خواستند بدانند چه سرنوشتي در انتظار فيلم است كه همين احساس مسئوليت‌ها من را براي ادامه كار ترغيب مي‌كرد.
يكي از نقطه‌هاي قوت فيلم شما موسيقي فيلم بود كه به نوعي همخواني كامل با صحنه‌هاي فيلم داشت و از آن بيرون نمي‌زد.
اين جزو موضوعاتي بود كه خود من نسبت به آن حساسيت زيادي داشتم و مي‌خواستم موسيقي در خدمت فيلم باشد و به نوعي به ارتقاي آن كمك كند نه اينكه بخواهد از آن بيرون بزند و به نوعي توي چشم باشد. اتود اوليه موسيقي فيلم چندان به دل من ننشسته بود به همين خاطر از دوست ديگري خواستم موسيقي فيلم را به گونه‌اي بسازد كه چندان به چشم نيايد. خوشبختانه اين اتفاق افتاد و ما شاهد يك موضوع كامل‌تري نسبت به اين موضوع بوديم.
با توجه به موضوعيتي كه فيلم دارد، مقام معظم رهبري اين فيلم را ديده‌‌اند؟
هنوز نه، ولي اميدوارم اين اثر را ببينند و از آن خوششان بيايد.
مدتي قبل مقام معظم رهبري ديداري با سينماگران داشتند و در آن ديدار رهنمودهايي را ارائه دادند. شما طي مصاحبه‌هايي كه داشتيد بارها به اين موضوع اشاره كرديد كه اگر سينماگران به رهنمودهاي ايشان با دقت گوش دهند پيشرفت‌هاي چشمگيري را خواهند داشت؟
مقام معظم رهبري در جمع سينماگرها به نكات بسيار كليدي اشاره كردند و بي‌شك اگر هر يك از ما به نصايح ايشان گوش دل مي‌سپرديم، قطعاً‌ وضعيت آثار تصويري ما ارتقا پيدا مي‌كرد.
چطور شد كه تصميم گرفتيد فيلم را در ايران به زبان فارسي دوبله كنيد؟
مخاطب ما چندان در سالن سينما عادت به خواندن زيرنويس ندارد، به همين خاطر براي آنكه مخاطبان را با خودمان همراه كنيم، تصميم گرفتيم اين فيلم را به زبان فارسي دوبله كنيم و مديريت دوبلاژ آن هم بر عهده ناصر طهماسب بود.
اين طور كه شنيده‌ام قرار است شما اين فيلم را در كشورهاي عربي هم اكران كنيد؟
بله، رايزني‌هايي در اين مورد انجام شده است و فكر مي‌كنم تا مدتي ديگر اين فيلم در كشورهاي عربي اكران ‌شود و اين طور كه انتظار مي‌رود اين اثر مي‌تواند نگاه بسياري را به خود جلب كند.
شما سال‌ها در ژانر سينماي دفاع مقدس فعاليت مي‌كرديد. به نظرتان چرا در سال‌هاي اخير فعاليت پيرامون ساخت آثار جنگي كمتر شده است؟
متأسفانه آن توجهي كه در شأن اين آثار هست صورت نمي‌گيرد. بعضي‌ها مي‌گويند سال‌هاست جنگ تمام شده، پس فيلم ساختن راجع به آن در شرايط كنوني ديگر معنا ندارد، در صورتي كه من با اين حرف‌ها مخالف هستم. به نظرم جوان‌ها و نوجوان‌هاي ما احتياج دارند از آن دوران بيشتر بدانند، به همين خاطر بايد در اين مورد بيشتر حرف زده شود و از زواياي مختلف به آن پرداخته شود. با اينكه چند سالي از زمان جنگ گذشته است اما هنوز يك سينه حرف ناگفته پيرامون آن وجود دارد و ما بايد حالا حالاها از جنگ صحبت كنيم و از بركات آن بهره ببريم.
با بعضي از سينماگرها كه راجع به حال و هواي آثار دفاع مقدس صحبت مي‌‌كنيم، اكثر آنها مي‌گويند اين آثار احتياج به بودجه بالايي براي ساخت دارند در حالي كه معمولاً بودجه‌هاي لازم در اختيارشان قرار نمي‌گيرد؟
دولت بايد به عنوان متولي اين موضوع به دفاع از سينماگراني كه در حوزه دفاع مقدس فيلم مي‌سازند، برآيد و آثاري اين چنيني را مورد حمايت قرار دهد نه اينكه آنها را به حال خودشان رها كند. متأسفانه در چند سال اخير آن چنان كه بايد از اين فيلم‌ها حمايت نشده و به نوعي ما آنها را رها كرده‌ايم، در حالي كه مطمئن هستم با حمايت از آنها مي‌توانيم فيلم‌هاي قابل توجهي را توليد كنيم.
جايي از قول شما خوانده بودم كه گفته بوديد فيلم‌هاي ايران بايد اسكار و جشنواره‌هايي كه در امريكا برگزار مي‌شود را تحريم كنند، علت اين موضع‌گيري چه بود؟
متأسفانه كشورهايي مانند امريكا كه دائم ادعاي آزادي نمايش آثار مختلف و با تفكرات متفاوت را مي‌كنند وقتي به پاي عمل مي‌رسند، خودشان اولين كسي هستند كه اين حقوق را نقض مي‌كنند، آنها هيچ گاه فيلمي مانند «سي و سه روز» كه تنها روايتگر يك اتفاق واقعي بود را اكران نكردند تا مبادا دست يار شفيق و قديمي‌شان يعني اسرائيل رو نشود، آن وقت ما چرا بايد در اسكار شركت كنيم، با اين كار ما داريم مهر تأييدي روي عملكرد قبيحانه آنها مي‌زنيم، آنها به اثري مانند «جدايي نادر از سيمين»كه مشكلات يك خانواده را نشان مي‌دهد، اقبال نشان مي‌دهند و جايزه باران‌شان مي‌كنند اما به اثري مانند اخراجي‌ها و سي و سه روز هيچ گاه نگاه مثبتي ندارند چون در آنها چهره واقعي‌شان نشان داده مي‌شود.
در خبرها آمده بود كه شما قرار است زندگي دو دانشمند هسته‌اي را طي چند وقت اخير به شهادت رسيده‌اند به تصوير بكشيد؟
البته اين موضوع از جانب بنياد فارابي در حد يك طرح مطرح شد اما من يا فرد ديگري به عنوان كارگردان براي اين اثر انتخاب نشديم ولي شخصاً اعتقاد دارم زندگي اين دو دانشمند هسته‌اي كه جزو مفاخر ما محسوب مي‌شوند و به طرز ناجوانمردانه‌اي از سوي كوردلان و دشمنان اسلام به شهادت رسيده‌اند مي‌تواند باعث آشنايي مردم با چگونگي تفكرات آنها شود. جاي خالي آنها در آثار تصويري ما به شدت وجود دارد و ما بايد از فرصت‌ها نهايت استفاده را ببريم و هر چه زودتر اثري را با موضوع اين بزرگان نشان دهيم.
با اين اوصاف اگر پيشنهاد ساخت اثري با اين موضوعيت به شما شود آن را مي‌پذيريد؟
بله اين افتخار بزرگي براي هر سينماگري است كه بتواند زندگي مرداني با اين عظمت و درايت را به تصوير بكشد. قطعاً زماني كه پيشنهادي با اين موضوع و سوژه به من شود با دل و جان آن را مي‌پذيرم، چرا كه باعث بركت كارنامه هنري من است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار