کد خبر: 458253
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۶
بررسي ورود تهيه‌كنندگان بي‌تجربه و آسيب‌پذير شدن بدنه سينما در گفت‌وگوی‌«جوان» با امیرحسین شريفي
نگار حسيني
تهیه فیلم ضیافت (مسعود کیمیایی)، ‌پری (داریوش مهرجویی)، ‌هور در آتش و اشک سرما (عزیزالله حمید‌نژاد) بخشی از کارنامه این سینماگر در عرصه سینماست و تهیه سریال‌هایی چون خانه بی‌پرنده و همسفران و تهیه بیش از ۳۰ تله فیلم هم نشان از علاقه وی به مخاطب انبوه دارد. شریفی پس از ساخت فیلم تحسین شده اشک سرما دیگر فیلم نساخت و به تعبیر خودش با سینما قهر کرد و در صداو سیما به تهیه تله فیلم و سریال پرداخت. به گونه‌اي كه ايشان اظهار كرد با این وضع ترجیح می‌دهد در تلویزیون کار کند و جالب اینکه او اولین تهیه کننده‌ای است که برای تله فیلم‌های خود به طور مستقل جشنواره ترتیب داد و به بهترین‌ها جایزه داد و برای هيئت داوران از اساتید استفاده کرد و چندی پیش هم به عنوان یکی از تهیه‌کنندگان برتر از وی تقدیر شد. ‌با او گفت‌وگوی مفصلی انجام دادیم و از غیبتش در این سال‌ها در سینما، ‌تا ماجرای انشعاب تهیه‌کنندگان و تشکیل صنف واحد و اوضاع سریال‌ها و رسانه‌های خانگی سؤال کردیم و حرف‌های جالبی شنیدیم که به گفته وی در این مصاحبه برای اولین بار آنها را عنوان داشته است. خواندن این گفت‌وگو را از دست ندهید.

نکته جالبی که پیرامون صنف تهیه‌کنندگی در ایران وجود دارد این است که برخلاف سایر کشورها یک صنف واحد در این حرفه وجود ندارد و هر كس به فراخور شرايط خودش در اين حرفه فعاليت مي‌كند. به نظر شما اين آشفتگي به صنف تهيه‌كنندگي آسيب نمي‌رساند؟
بنده با توجه به سمت‌های اجرایی که در انجمن مستقل تهیه‌کنندگان داشتم و کارهای مختلفی که انجام دادم مي‌گويم ‌‌متأسفانه تلاش‌های ما برای یکپارچه شدن تشکیلات تهیه‌کنندگان موفق نبود و اختلاف سلیقه منجر به چند شاخه شدن تهیه‌کنندگان شد، ولی با این حال تا حدودی کارها پیش می‌رفت و مشکلات خیلی حاد نبود تا زمان مدیریت آقای جعفری جلوه که اقدام به تشکیل شورای عالی کردند و سقف واحد تهیه‌کنندگان را تشکیل دادند که شاخه‌های مختلف تهیه‌کنندگان مثل انجمن- مجمع کانون کارگردانان- تهیه‌کنندگان در آنجا حضور داشتند و نمایندگان خود را به صنف واحد معرفی کردند و کارها پیش می‌رفت. به اعتقاد من بزرگ‌ترین لطمه‌ای که به تهیه‌کنندگی وارد می‌شود، ورود به سیستم دولتی است. اتفاقی که در صنف واحد تهیه‌کنندگان افتاد و این اشتباه معاونت سینمایی بود که وارد کار صنفی شد و اگر معاونت سینمایی وارد این عرصه نمی‌شد و اختلافات تهیه‌کنندگان را مدیریت می‌کرد، اوضاع به مراتب بهتر از این ‌بود.
با توجه به گردش مالی محدود سینما که در مقابل بودجه‌های بخش‌های مختلف عدد قابل توجهی نیست، چه اتفاقی به وجود می‌آید که این همه اختلاف بین تهیه‌کنندگان ایجاد می‌شود؟ و در واقع چه منفعتی وجود دارد که به تعبیری این جنگ میان تهیه‌کنندگان در جایگاه‌های مختلف رخ مي‌دهد؟
در اینجا اصلاً بحث مادیات نیست. یک جور خودبینی در بین هنرمندان و تهیه‌کنندگان ما وجود دارد که هر کدام می‌گویند من بهتر از فلانی هستم و دیگری می‌گوید که من از بقیه بهترم و مشکل از خودبینی ماست که این مسئله را ایجاد می‌کند و این اختلاف باعث ورود عده‌ای به جرگه تهیه‌کنندگان می‌شود که نه سواد این کار را دارند و نه سابقه درست و خوبی در تهیه‌کنندگی و به اصل و اساس تهیه‌کنندگی آسیب وارد می‌کنند. با توجه به اینکه ما در سال،۶۰ تا ۷۰ فیلم تهیه می‌کنیم، این تعداد از تهیه‌کنندگان لزومی به فعالیت ندارند. در واقع با توجه به اینکه در این سال‌ها سهم دولت در تولید فیلم‌ها روز به روز بیشتر می‌شود، تهیه‌کنندگانی سر بر می‌آورند که با بودجه‌های دولتی و پول‌هایی که از ارگان‌های مختلف می‌گیرند، وارد کار تهیه‌کنندگی می‌شوند که این با اصل و اساس تهیه‌کنندگی که کار کردن با سرمایه بخش خصوصی است و بنده هم در همین بخش خصوصی آثار ارزشمندی مثل اشک سرما را تهیه کردم، منافات دارد و به سیستم تهیه‌کنندگی آسیب وارد می‌کند.
من وقتی که بازرس اتحادیه تهیه‌کنندگان بودم، چیزهایی را مشاهده کردم که تا حالا جایی عنوان نکردم ولی می‌خواهم قضیه را اینجا باز کنم. اینکه در مواقعی پول‌های جزئی که از منابع مختلفی می‌آمد، منجر به ایجاد رانت برای چند تهیه‌کننده می‌شد و دیگران از آن بهره‌ای نمی‌بردند و همین هم منجر به بروز اختلافاتی در بین تهیه‌کنندگان می‌شد.
مثلاً می‌خواستند حق رایت ۲۰ فیلم را برای نمایش در هواپیمایی بخرند، اینکه کدام فیلم‌ها انتخاب شود، باعث اختلاف می‌شد. به نظر من این قضیه باید بین تهیه‌کنندگان اطلاع‌رسانی می‌شد و یک‌جور قرعه‌کشی می‌کردند. ولی‌ متأسفانه در اتحادیه این کار صورت نگرفت و این کار همیشه بین چند نفر تقسیم می‌شد و به کسی که بیرون شورای مرکزی بود، چیزی نمی‌رسید!
موقعی که صنف واحد تهیه‌کنندگان می‌خواست ایجاد شود، بنده مخالفت کردم. چه در برنامه‌هایی که در رادیو داشتم و چه در مصاحبه‌هایی که با رسانه‌ها انجام می‌دادم مخالفت خود را با تشکیل صنف واحد زیر نظر معاونت سینمایی اعلام می‌کردم و معتقد بودم و هستم که ورود دولت به این بحث لطمه شدیدی به سینما می‌زند.
در شورای عالی سینما این‌طور بود که هر گروه چهار نماینده معرفی می‌کرد که در حال حاضر فقط اتحادیه حضور ندارد و سه صنف دیگر نمایندگان خود را در شورای عالی دارند و همچنین روزهای سه‌شنبه جلسه دارند و هر نماینده مثل بنده که در انجمن هستم روزهای یک‌شنبه در صنف خودمان جلسه می‌گذاریم و مباحث و اطلاعات جلسه شورای عالی را به همه تهیه‌کنندگان اعلام می‌کنیم. اینجا دیگر کسی نمی‌تواند برای خود نفعی ایجاد کند و اگر بحث فروش رایت ۲۰فیلم ایجاد شود، همه تهیه‌کنندگان در آن سهیم هستند و به آنها اطلاع‌رسانی می‌شود.
دولتی شدن صنف واحد چه لطماتی به سینما زد؟
متأسفانه یکی از لطمه‌هایی که دولتی شدن صنف واحد تهیه‌کنندگی به سینما زد این بود که در گذشته در جشنواره و فستیوال‌های مختلف طیف‌های متنوعی از تهیه‌کنندگان حضور داشتند و فعال بودند، ولی در حال حاضر تعداد اندکی از تهیه‌کنندگان فیلم دارند. من اینجا می‌خواهم مطلبی را برای خوانندگان شما بگویم و آن اینکه بزرگ‌ترین کاری که یک معاونت سینمایی باید انجام دهد، ایفای نقش پدرانه در بین طیف‌های سینماگران است و اگر اختلافی در این بین پیش بیاید، معاونت سینمایی باید همه را با یک چشم ببیند و اختلافات را پدرانه بین گروه‌های مختلف حل کند و تبعیض بین آنها قائل نشود. بزرگ‌ترین لطمه‌ای که به سینمای ایران زده شد، همان تبعیضی است که معاونت سینمایی در ماجرای صنف واحد قائل شد، در حالی که باید پدرانه به قضیه نگاه می‌کرد و در واقع اینجا بود که در بحث تهیه‌کنندگی دچار مشکل و معضل شدیم.
خب اینجا دو بحث وجود دارد. اول اینکه دولت معتقد بود مدتي صبر كند تا اختلافات تهیه‌کنندگان بین خودشان حل شود و زمانی که حل نشد، دولت در این زمینه دخالت کرد. بحث دوم اين است كه نام‌ها و اعضایی از تشکل‌های مختلف به عنوان تهیه‌کننده سر برآوردند که نه کسی آنها را می‌شناخت و نه سابقه قابل قبولی برای ورود به سینما داشتند. در واقع یک گروه خاص از تهیه‌کنندگان برای اینکه تعداد اعضاي خود را از نظر کمی بالا ببرند و تشکل خود را بزرگ و مهم جلوه دهند، راه‌های ورود به عرصه تهیه‌کنندگی را خیلی ساده گرفتند و اعضای گمنامی را در عرصه سینما وارد صنف خود کرد كه این موضوع خود یک معضل در بین تهیه‌کنندگان به وجود آورد.
متأسفانه این روش اصلاً روش درستی نیست. من حاضرم اساسنامه کار گروهی را که ما در آن فعالیت می‌کنیم، در اختیار شما بگذارم و نشان بدهم که ما در تشکل خودمان هر کسی را به عنوان تهیه‌کننده وارد نمی‌کنیم. ما معتقدیم تهیه‌کننده‌ای که می‌خواهد وارد کار شود، باید در دو پروژه ۵۰ درصد مشارکت داشته باشد و در دو پروژه مجری طرح باشد و راه و روش درست کار را آموخته باشد. معتقدم علاوه بر صنف ما در دیگر صنوف هم این موضوع هست و در واقع دامن زدن به این موضوع یک‌جور تبرئه کردن است و این موضوع اصلاً به این شکل نبوده اتفاقاً حالا که اختلافات تهیه‌کنندگان زیاد شده، دروازه‌های ورودی روی اعضا تازه باز شده و این روندی که می‌گویید ایجاد شده و من در این مصاحبه اعلام می‌کنم که این موضوع اصلاً وجود نداشته است.
من اعتقاد دارم تهیه‌کنندگی مسئله حرفه‌ای و ریشه‌ای در سینماست و باید خیلی جدی‌تر به آن بپردازیم. ‌متأسفانه در حال حاضر در هر دوره اکران، چند تهیه‌کننده ورشکسته به سینمای ایران اضافه می‌شود!
در حال حاضر ما برای تهیه‌کننده و کارگردان خوب با سابقه‌مان در این حرفه احترام قائل نیستیم. در حالی که من به هیچ عنوان مخالف جوانگرایی و ورود نیروهای تازه و جوان به این عرصه نیستم. ولی باید ضوابط را رعایت کنیم.
در حال حاضر ریشه این موضوع یعنی ورود تهیه‌کنندگانی به عرصه سینما که سینما را نمی‌شناسند و تخصص و تجربه لازم را ندارند، در چیست؟
ریشه این موضوع در این است که سر اختلافاتي كه بین شورای عالی و اتحادیه تهیه‌کنندگان به‌وجود آمد و معاونت سینمایی با ورود به این قضیه جانب اتحادیه تهیه‌کنندگان را گرفت و از آن حمایت کرد و شرایط ایجاد شده باعث شد تهیه‌کنندگان منسوب به شورای عالی سینما راغب نباشند که فیلم بسازند و بدین طریق بود که اعضای جدیدی به این شکل وارد این حرفه شدند و به هر حال سینما هم خوراک می‌خواهد و باید فعالیتش را در زمینه تولید ادامه دهد. این شد که این اتفاقات به وجود آمد. حالا من می‌خواهم وارد بحث دیگری شوم و از یک منظر دیگر به قضایا نگاه کنم. در اینکه این اختلافات در نهایت به ضرر همه سینماست، شکی نیست. از طرفی دیگر شما در صحبت‌هایتان اشاره بسیار خوبی کردید به بخش خصوصی. چه شده که این بلا بر سر بخش خصوصی آمده که دیگر عملاً نایی برای نفس کشیدن در سینما ندارد. آمارهای تولید و اکران و فروش فیلم‌ها نمایانگر یک سینمای رو به نابودی است و در این سینما بودجه‌های کلان دولتی در دست تهیه‌کنندگانی قرار می‌گیرد که کوچک‌ترین دغدغه‌ای در زمینه نمایش و اکران فیلمشان را ندارند.
چه مسئله‌اي باعث شد تهیه‌کننده‌ای مثل شما با وجود آثار قابل تأملي مثل اشک سرما در کارنامه‌اش دیگر فعالیتی ندارد، چه روندی سبب به وجود آمدن شرایط الان سینما شده است و چه بر سر بخش خصوصی آمده است؟
من می‌خواهم بگویم بعد از اینکه اشک سرما را ساختم خیلی از نهادها و افراد مختلف از فیلم تعریف کردند و قول حمایت در کارهای بعدی را به من دادند كه ‌متأسفانه هیچ کدام از آن وعده‌ها محقق نشد و در عمل ثابت کردند که طرفدار این نوع سینما نیستند. و از آنجا بود که من با سینما قهر کردم و گفتم تا زمانی که ارزشی برای این فیلم‌ها قائل نیستند ‌‌من فیلم نمی‌سازم و هر وقت احترامی برای سینمای ارزشمند و ماندگار قائل شدند، مجدداً بر می‌گردم و این‌گونه فیلم‌ها را می‌سازم. نمونه‌اش اینکه در همین فیلم اشک و سرما وسايل و امکاناتی که فارابی به فیلم ما داد، دولتی حساب نکردند و با نرخ بازار آزاد با ما حساب کردند. من حاضرم برای صدا و سیما سریال و تله کار کنم ولی با شرایط فعلی سینما فیلم بی‌ارزشی نسازم. بسیاری از تله‌فیلم‌هايی که من برای سیما کار کردم در جشنواره‌ها و بخش‌های مختلف داخلی و خارجی جایزه برده‌اند. در چندین جا برادر ارجمندم جناب مهندس ضرغامی از بنده به نیکی یاد کرده‌اند و برای کار ارزش قائل شدند که جا دارد همین‌جا از ایشان تشکر کنم. این مسائل است که باعث می‌شود آدم در کارش دلگرم شود.
درباره بحث قدرشناسی که مطرح کردید، اگر موافقید بحث را کمی باز کنیم. با توجه به اینکه ما مخالف سینمای دولتی هستیم.
ببینید امکاناتی وجود دارد که متعلق به سینماست. نگاتیو و پوزیتیو که سوبسیدشان را دولت می‌دهد و هر کسی که بخواهد فیلم بسازد به او تعلق می‌گیرد و وسايل فنی است که فارابی اجاره می‌دهد که باید شامل همه تهیه‌کنندگان شود. در حالی که در حال حاضر این امکانات به نورچشمی‌ها و عده‌ای محدود تعلق می‌گیرد و برای آنها به طور ویژه‌ای لحاظ می‌شود و این عدم حمایت‌ها از من به عنوان تهیه‌کننده‌ای که کارهای ارزشی می‌کنم باعث شده از این سینما قهر کنم. در حالی که همه سرمایه من و امثال من در سینما شخصی است. بحث من بیشتر در قدرشناسی و نوعی حمایت یکسان بود از همه تهیه‌کنندگانی که در این عرصه فعال هستند.
بحث خوبی مطرح شد. وقتی که تهیه‌کننده‌ای با بودجه بخش خصوصی کار می‌کند، دغدغه فروش و نمایش هم خواهد داشت که ما در سینمای دولتی چنین چیزی نمی‌بینیم. از دریچه دیگری که وارد این بحث شویم ما شاهد این هستیم که در حال حاضر دستمزد بازیگران در سینمای ایران به طرز عجیبی بالا رفته و تناسبی با حال و روز سینمای ما ندارد. حالا دو نظر وجود دارد. عده‌ای تولید تله فیلم‌هایی که هر روز هم بیشتر می‌شود و تهیه‌کنندگانی که نابلدی خود را می‌خواهند با چیدن بازیگران مختلف بپوشانند و در مواقعی تا دو سوم بودجه یک فیلم را به بازیگران اختصاص می‌دهند و از سایر حوزه‌های کیفی کار کوتاهی می‌کنند، مسبب ماجرا می‌دانند. عده‌ای دیگر اختلافات بین تهیه‌کنندگان را عامل بروز چنین پدیده‌ای می‌دانند. حالا با توجه به عدم توازن بین فروش فیلم‌ها و دستمزد بازیگران، شما علت درخواست رقم‌های بعضاً ۲۰۰میلیونی بازیگران سینما را در چه می‌دانید؟
‌متأسفانه در سینما چون تهیه‌کنندگان یکدست نیستند و با سیستم واحد عمل نمی‌کنند، این اتفاق می‌افتد که بازیگر هر کاری دلش می‌خواهد، انجام دهد. خصوصاً بازیگرانی که شناخته شده هستند و واژه سوپر استار در مورد آنها اطلاق می‌شود. الان وضعیت این‌گونه است که حتی سینمادارها هم وقتی فیلمی بازیگر و چهره ندارد، راغب به پخش آن نیستند.
من علت را عدم یکپارچگی بین تهیه‌کنندگان می‌بینم که اگر وقتی بازیگری تقاضای دستمزد با رقم نامعقولی کرد، وقتی از جانب تهیه‌کنندگان بایکوت شود، این دیگر سر جایش می‌نشیند و در موارد بعدی دستمزدهای معقولی در سینما پرداخت خواهد شد.
این در مورد سینما بود. ولی در مورد تلویزیون آنجا هم به علت اینکه تهیه‌کنندگان آماتوری وارد این حرفه شدند و برای اینکه ادعا کنند فلان بازیگر در فیلم‌شان هست، اینچنین بی‌رویه شروع به پرداخت دستمزدهای بی‌حساب می‌كنند.
من در اینجا یک پیشنهاد برای جناب آقای دارابی معاون محترم سیما دارم و آن اینکه ایشان می‌توانند یک دانشکده یا هنرستان بزرگ زیر مجموعه صدا و سیما تأسيس و در عرض یک‌سال حدود ۴۰۰،۳۰۰ بازیگر جوان تربیت و آنها را وارد اين عرصه كنند تا از ايجاد جو كاذب براي بازيگران جلوگيري شود. در حال حاضر به خاطر اينكه تعداد محدودي بازيگر داريم كه بعضاً هم با رابطه‌هاي خاص وارد مي‌شوند كه اين بازيگران به خاطر نبود رقابت در اين بازار يكه تازي مي‌كنند. به نظر من اين فكر مي‌تواند نيروهاي جوان و تازه نفسي را مثلاً در هر سال۳۰۰،۲۰۰ نفر دختر و پسر را وارد عرصه بازيگري كند و از دستمزدهاي كذايي برخي از بازيگران جلوگيري كند.
بنده حتي طرح كامل تأسيس اين هنرستان يا دانشكده را دادم كه اميدوارم مسئولان سيما با خواندن اين مصاحبه اگر تمايلي داشتند به آنها ارائه كنم.
به عنوان آخرين بحث فكر مي‌كنيد كه تلويزيون و سينما و كلاً عرصه رسانه‌هاي تصويري ما گنجايش توليد سالانه۴۰۰ اثر را دارد؟
نه! ببينيد تله فيلم علت توليدش اين است كه ما الان قانون مدوني كه بين تلويزيون و ارشاد باشد، نداريم. در واقع مواردي هست كه در سينما يك مقدار قوانين بازتر نسبت به تلويزيون است. و در تلويزيون به اين نتيجه رسيدند كه اين فيلم‌هايي كه در سينما توليد مي‌شوند در شبكه سراسري نمي‌توانند پخش كنند و اين هم معضلي بود. بحث توليد تله فيلم آن‌جايي مطرح شد كه بتواند جايگزين فيلم‌هاي سينمايي براي پخش از تلويزيون باشد. ولي درحال حاضر كيفيت خيلي از اين تله‌فيلم‌ها سطحي شده است. به خاطر اينكه تهيه‌كننده آماتور است، كارگردان آماتور است و در مواردي قصه‌ها و داستان‌هايي كه مطرح مي‌شوند اصلاً استانداردي براي توليد ندارند.
شما طي گفت‌وگويي كه با رسانه‌هاي مختلف داشتيد بارها به اين موضوع اشاره كرديد كه جريان‌سازي حاكم بر سينماي ما موجب لطمه زدن به آن مي‌شود.
همين طور است. فيلم‌هاي سطحي‌نگر و به اصطلاح فيلم‌هاي گيشه‌اي كه متأسفانه به طور عمده در سطح وسيعي ساخته مي‌شود به بدنه سينماي ايران صدمه وارد مي‌كند و تصور من بر اين است كه تهيه‌كنندگان آثار مختلف بايد به مقابله با اين جريان بپردازند و آثاري فاخر و قابل تأمل را توليد كنند تا بتوانند با اين جريان انبوه فيلم‌هاي بدون تفكر به نوعي مبارزه كنند.
قبول داريد توليد اين حجم از تله فيلم به سينما لطمه زده است؟
بله، معتقدم به سينما لطمه زده است و اصلي‌ترين لطمه اين است كه تلويزيون با اين حجم توليد، ديگر رايت فيلم‌هاي سينمايي ما را نمي‌خرد و اين موضوع آسيب بزرگي به بدنه نحيف سينما مي‌زند و پيشنهاد من اين است كه اگر قانون مدوني بين صدا و سيما و ارشاد وضع شود كه بحث پوشش و آرايش خانم‌ها در آن لحاظ شود، صدا و سيما مي‌تواند ديگر اين همه تله فيلم توليد نكند و در عوض رايت يك فيلم سينمايي را بخرد.
شما اولين تهيه‌كننده‌اي بوديد كه توانستيد نظر مساعد شبكه چهار را براي ساخت يك تله‌فيلم تلويزيوني جلب كنيد. كمي راجع به تله‌فيلم «تنهايي» و چگونگي شكل‌گيري آن صحبت كنيد.
همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد تله‌فيلم «تنهايي» نخستين اثر داستاني- تلويزيوني در شبكه چهار بود، به همين خاطر مديران آن اصرار زيادي داشتند كه كار از كيفيت بالايي برخوردار باشد. همين موضوع باعث شد كه ما همه تلاشمان را به كار ببنديم تا اثر فاخري را ارائه كنيم. وقتي فيلمنامه را خواندم از قصه آن بسيار خوشم آمد چون به مسائلي اشاره كرده بود كه در اطراف ما وجود داشت ولي ما تاكنون به آن كمتر پرداخته بوديم. به همين خاطر سعي كرديم در انتخاب قصه، عوامل پشت دوربين و جلو دوربين و حتي لوكيشن، بيشترين دقت را به عمل آوريم و از چيزي دريغ نكنيم.
يادم است وقتي فيلمنامه را براي خانم تيموريان فرستادم، ايشان گفتند با خودم عهد كرده‌ام كه در هيچ تله‌فيلمي ظاهر نشوم اما ظاهراً اين قصه ايشان را به قدري تحت تأثير قرار داد كه تصميم گرفتند در آن حضور پيدا كنند البته اين اتفاق در مورد آقاي شهاب حسيني هم رخ داد. ناگفته نماند ما در تله‌فيلم «تنهايي» تأكيد زيادي بر هويت خانواده و فرهنگ ايراني- اسلامي داشتيم.
آخرين سريالي كه به تهيه‌كنندگي شما از تلويزيون پخش شد مجموعه تلويزيوني «خانه بي‌پرنده» بود، اثري كه با استقبال مخاطبان مواجه و همين مسئله موجب شد كه مسئولان صدا و سيما تصميم بگيرند از شما قدرداني كنند.
«خانه بي‌پرنده» جزء آثاري بود كه خوشبختانه توانست هم نظر مخاطبان و هم مديران را تأمين كند. اين مجموعه از قصه‌اي نجيب و پاك برخوردار بود كه دور از واقعيت زندگي مردم نبود و همين مسئله موجب شد كه مسئولان تلويزيون تصميم بگيرند طي مراسمي از عوامل اين سريال تقدير كنند. به نظر من اين حمايت‌ها موجب دلگرمي هنرمندان مي‌شود تا در راه فرهنگ و هنر اسلامي خود كوششي مضاعف كنند. اميدوارم مسئولان تلويزيون ميان آثار باكيفيت و بي‌كيفيت تفاوت قائل شوند و بودجه مناسب در اختيار حرفه‌اي‌ها قرار دهند تا آنها بتوانند كار مطلوب‌تري را ارائه دهند.
شما چندي پيش به عنوان تهيه‌كننده برتر در جشنواره فيلم‌هاي پليسي مسكو انتخاب شديد. در مورد چگونگي برگزاري اين جشنواره صحبت كنيد؟
براي تله فيلم «جمعه داغ» كه به سفارش گروه فيلم و سريال شبكه دو سيما ساخته شده بود به عنوان كانديدا به اين جشنواره معرفي شدم. خوشبختانه اين اثر توانست مورد توجه داوران قرار بگيرد. در سال‌هاي اخير برخلاف تصورات، فيلم‌هاي پليسي ايراني توانستند طرفداران خاص خود را در جهان پيدا كنند و هر گاه هم به جشنواره‌هاي بين‌المللي فرستاده شدند از آنجا سربلند بيرون آمدند. به نظرم همين موضوع موجب مي‌شود كه مسئولان دقت نظر بيشتري را روي اين سوژه داشته باشند چرا كه ما براي نشان دادن اقتدار پليس ايراني نيازمند آثاري از اين دست هستيم. نوع نگاه به فيلم‌هاي پليسي بايد از نظر ساختار و انتخاب بازيگر تغيير كند و توجه مضاعفي به كيفيت ساخت آنها شود.
فيلم كارآگاهي «جمعه داغ» توانست در نخستين جشنواره فيلم‌هاي پليسي دنيا جايزه كسب كند كه همين موضوع براي ما بسيار ارزشمند و قابل تأمل است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار