کد خبر: 458241
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۲
بسم رب الشهداء و الصديقين
سلام خدا بر شهيد اربعيني راه تاريخ‌ساز هسته‌اي
 
سلام خدا بر شهيدي كه اولين شهيد راه پيشرفت كشور در عرصه علم و فناوري از نسل سومي‌ها بود؛ نسلي كه بعد از انقلاب به دنيا آمده‌اند و نه درست جنگ را ديده‌اند و نه امامشان را... خوب سرفراز كردي نسل‌سومي‌ها را آقا مصطفي... شهيد روشن، راهي را در برابر ديدگان دنيا روشن‌كردي كه خط بطلاني بود بر تمام آرزوهايي كه مستكبران در دل مي‌پروراندند كه راه اين انقلاب در نسل‌هاي بعدي گم خواهد شد و هرچه زمان بگذرد، نسل‌ها دورتر از خطي مي‌شوند كه پير جماران گشود و علمش در دستان سيد خراساني است... چه كرده بودي؟ اينقدر آنها را سوزانده بودي كه در دوراني كه ظاهراً در جنگي سخت و ملموس نيستيم و حاضر شدند با تو چنان كنند كه با ياران دفاع مقدس كردند؟!...
مگر با آنها چه كرده بودي كه حاضر شدند اين همه هزينه بپردازند و با دستان كثيفشان غباري كه خود با هزار زحمت قصد داشتند روي پيروي نسل سومي‌ها از راهبر انقلابشان بپاشند و راه را بر راهجويان نسل‌هاي بعدي انقلاب گم كنند و دل مستضعفان عالم را بلرزانند، خود اين غبار را با نسيمي كه شهادت تو وزاند بپراكنند و همگان ببينند كه حق كجاست و كدام راه درست است و چه كسي در اين دنيا مظلوم واقعي است و چه كساني دروغگويان واقعي؟!...
مگر وجود تو چه اندازه بر آنها سخت آمده بود كه حاضر شدند ضربه‌اي محكم بر طبل توخالي رسوايي خودشان در حقوق بشر و خاستگاه علم بودنِ غرب و هزار مدعاي خوش آب و رنگ و درعين‌حال بي‌محتوايشان بزنند؟!
مرحبا آقا مصطفي... با حيات يافتن و قصدت براي ارتزاق نزد خداي عالميان آن هم در ايام اربعين ابتدا و انتهاي شهادت در عالم، اين همه زحمت شياطين عالم را به‌هدر دادي... اين همه نگاهي كه چشم دوخته بود تا نسل‌هاي بعد انقلاب را از انقلابي‌گري نااميد و مأيوس ببيند كور كردي، راه را نشانِ راه‌گم‌كرده‌ها دادي... نشان دادي خط واقعي حق كجاست... اگر حق در نزد آنان و دنباله‌هايشان درون كشور بود كه اينچنين با حرص به جان تو و شهرياري و عليمحمدي و رضايي‌نژاد نمي‌افتادند...
الحمدالله الذي جعل اعداءنا من الحمقاء
تو براي دانشجويان امروز دو چيز را باهم داشتي؛ شهادت و قرابت... پنج‌شنبه شب زمان وداع با پيكر پاكت در مسجد دانشگاه شريف، زماني بود كه هركس دنبال ايمان به وعده‌هاي الهي بود برايش كفايت مي‌كرد... ما با چشمان خود در آن شب اثر خون شهيد را ديديم، صدق وعده حق را ديديم... اين همه دنبال كار فرهنگي‌كردن و كار فرهنگي‌كنان بوديم همه يك طرف اثر حضور تو در اين دانشگاه و ميان دانشگاهيان يك‌طرف... البته از ياد نبرم، حضور پيكر پاك تو و برادر همرزمت در دانشگاه يك‌طرف، كوه ايمان پدرت و مادرت و همسرت هم يك‌طرف... خدا شاهد است كه در اين هفت سالي كه از دانشگاه شريف ديدم چنين عظمتي را به ياد ندارم... چرا تنها و تنها يك روز را به ياد دارم كه حق و باطل اينقدر نمايان خود را به هر چشمي كه به‌دنبالش بود نشان مي‌داد، نشانه‌هاي خدايي بودن راه روح خدا اينقدر عريان بود، صدق وعده‌هاي حق تعالي اينقدر آشكارا ديده مي‌شد، آن‌هم روز ۲۲ اسفندماه سال ۸۴ بود كه سه مهمان ظاهراً گمنام مهمان ما گمشده‌هاي حقيقي شدند و البته اگر آن روز حق مظلوم بود و اوضاع شعب ابيطالبي، شب حضور تو اوضاع براي جبهه حق، بدر و خيبري بود و حقيقت با اقتدار خود را به رخ اوهام بطلان مي‌كشاند... مظلوميت انقلاب و راه انقلاب گواهي آشكار را در صحن مسجد دانشگاه مي‌چرخاند و مگر به گواهي دادن به حقانيت موضوعي نمي‌گويند «شهادت»؟... الحق كه حماقت دشمنان را چه تيزهوشانه تبديل به شاهدي كرد براي كوبيدن حقانيت عَلمي كه در دستان سيدخراساني است، بر سر مستكبران و دشمنان او... تو رفتي اما خدا شاهد است كه چند لحظه حضورت چنان توفاني وزاند كه غبار از دل دانشگاه شريف تا فرسنگ‌ها به دور راند و اين را همگان در آن شب حضورت با چشمان خودشان ديدند و شهادت خواهند داد كه اين‌حرف‌ها قصه نيست... تو براي دانشگاهيان امروز تنها شهيد حيي از سال‌هاي دفاع مقدس نبودي بلكه يك همكلاسي خودشان بودي كه شهيد شد تا دلالت كند كه همكلاسي‌ها، برادران و خواهراني كه با هم در همين دانشگاه درس خوانديم و در بسيج دانشگاه كار كرديم و اردوي راهيان نور رفتيم و... راه اينجاست، در دل سربازي براي مهمات امروز انقلاب... ظاهر ميدان عوض شده وگرنه ميدان جنگ نرم همان ميدان جنگ سخت هشت ساله است...
اما سخني چند هم با مسئولان دستگاه‌هاي گوناگون نظام...
مصطفي رفت، خدا اجازه نخواهد داد كه خون شهيد هدر رود بلكه از خون او هزاران مثل او را متولد خواهد كرد درست، اما؛ اول: نبايد ديگر بار اجازه دهيد كه امت انقلاب داغدار يكي ديگر از بهترين فرزندان خود شود. دوم: اين كوس رسوايي مستكبران را بايد با هوشمندي ديپلماتيك، حقوقي و رسانه‌اي بر سر مستكبران خراب كنيد، اگر دنبال راهي باز براي نشان‌دادن ظلم ظالمان و حقانيت انقلاب به جهانيان مي‌گرديد بركت خون اين شهيد را دست كم نگيريد، تنبلي نكنيد. آن نامردهاي روزگار با هدررفتن خون كوچك‌ترين دنباله منافق زاده و حرامي خود دنيا را عليه انقلاب به آتش مي‌كشانند، چرا ما نبايد اين خون پاك و مقدس را شمشيري بران كنيم كه بر سر آنها كوفته مي‌شود؟
سوم: سخني با دستگاه‌هاي نظامي و امنيتي... ريخته‌شدن خون مصطفي بايد هوشمندانه پاسخ داده شود و پاسخ شما هم نبايد از جنس «شديداً محكوم مي‌كنيم» و امثال اين جملات ديپلماتيك باشد... دشمن بايد هزينه اين قلدربازي خود را بپردازد وگرنه دست از ريختن خون پاكان برنخواهد داشت... بايد مقابله به مثل كرد، هزاران سرباز انگليسي و امريكايي در افغانستان و ديگر نقاط... هزاران سفير و سرمايه‌دار صهيونيست در اقصي نقاط دنيا... خون كثيف آنها گرچه خون‌بهاي پاك روشنگر اين روزها نيست اما براي ترساندن صهيون خونْ‌ترس راهي بس مؤثر است...
مجتبي عرب مازار، عضو بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف

سرسخت در عرصه كار و بومي‌سازي علوم 
مصطفي ورودي سال ۱۳۷۷ دانشكده مهندسي شيمي دانشگاه صنعتي شريف بود. فردي بشاش، شوخ‌طبع، جدي و باپشتكار، ساده و صميمي و با كمي ته لهجه همداني. فردي دلبسته به نظام و مملكت كه هميشه درد حركت به سمت پيشرفت و تعالي علمي و فرهنگي مملكت داشت. در خوابگاه زنجان كه نزديك دانشگاه بود ساكن بود و در خوابگاه هم روابط بسيار صميمانه‌اي با هم‌خوابگاهي‌ها داشت. اهل مطالعه و كار گروهي بود. در اكثر فعاليت‌هاي فرهنگي و مذهبي دانشگاه و خوابگاه نقش جدي داشت. در فعاليت‌هاي صنفي دانشجويان سرسخت بود. شركت در مراسم دعاي كميل، محرم و مناسبت‌هاي مذهبي و اردوهايي كه بسيج، انجمن اسلامي و دفتر نهاد رهبري با هم جهت بازديد از مناطق جنگي جنوب و غرب كشور هر سال برگزار مي‌كردند پاي ثابت بود. اهل فرقه و گروه و حزب نبود. اهل خودنمايي و مصاحبه و نام مطرح كردن نبود. عموماً تبسمي بر لب داشت. در تز ليسانس خود فراتر از دانشجويان عمومي پروژه سختي را انتخاب نمود و كارهاي زيادي روي آن كرد و موضوع پروژه جداسازي گاز با فشار پليمري بود كه از موضوعات روز دنيا بود. همزمان با تحصيل در مجموعه‌هاي تحقيقاتي مرتبط با دانشگاه كه با حوزه دفاعي كشور در ارتباط بودند فعاليت جدي داشت و در پروژه‌هاي دفاعي در حوزه هوافضا و همچنين مهندسي شيمي كارهاي خوبي انجام داد كه شايد ذكر جزئيات موضوعات فعاليت‌هاي دفاعي ايشان در اين مقال به مصلحت نباشد. پس از فعاليت‌هاي دفاعي و پيگيري‌هاي جدي وي در انجام پروژه‌ها برخي از دوستانش پيشنهاد كردند كه وارد سازمان انرژي هسته‌اي شود كه پذيرفت و در سايت غني‌سازي نطنز مشغول فعاليت گرديد. فعاليت هسته‌اي مصطفي از سال ۸۴ جدي تر شد كه پيگيري خريدهاي خارجي تجهيزات سايت از جمله آن فعاليت‌ها بود. مصطفي عقيده داشت كه بسياري از نيازها را مي‌توان با تعريف پروژه‌هاي داخلي براي متخصصان جهادگر و قابل اعتماد داخلي رفع نمود و در دوره فعاليت خود به رغم مخالفت هايي كه در داخل با بومي‌سازي در حد بالا بود با سماجت و جديت بسيار توانست دستاوردهاي قابل قبولي از نيروهاي جهادي متخصص و شركت‌هاي دانش بنيان داخلي به سيستم انرژي هسته‌اي تحويل دهد و شعار حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب يعني «ما مي‌توانيم» را جامه عمل بپوشاند. در بومي‌سازي تكيه گاه مصطفي ياران قديمي مورد اعتمادش در دانشگاه شريف بود كه انصافاً با وي همدل بودند. پاكي، صميميت، بي‌آلايشي و حزبي و جناحي نبودن مصطفي در كنار پشتكار فراوان واحساس مسئوليتش (كه حتي مافوق‌ها هم نمي‌توانستند وي را از ادامه راهش منحرف كنند و عدم دريافت حقوق و مزاياي مناسب هم سد راه براي وي نبود) شاخص‌ترين خصوصيات مصطفي بود. مصطفي به رغم تهديد و پيشنهاد تطميع از داخل و خارج بر راه خود استوار ماند تا خداوند وي را همانند راهش «برگزيده» نمايد و به فيض شهادت برساند، هماني كه آرزويش را داشت.
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند. (سوره احزاب، آيه ۲۳)
خاطراتي از شهيد احمدي روشن به نقل از دوستان نزديك وي در دانشگاه شريف، گردآوري از اميرحسين كريمي، عضو شوراي مركزي و مسئول واحد سياسي- فرهنگي بسيج دانشجويي دانشگاه شريف

بالا بردن هزينه ترورها براي «سگ‌هاي هار» اسرائيل 
تحليل آنچه در حادثه شهادت جانگداز اما پرافتخار شهيد احمدي روشن رخ داد، به فرصت و مجالي عظيم نيازمند است اما در اين جستار كوتاه برآنيم تا حادثه را از زاويه آنچه انتظار مردم و دانشجويان از مسئولان رسمي كشور است، تبيين نماييم.
آنچه در حوادث تروريستي اخير عليه دانشمندان هسته‌اي كشورمان ديده‌ايم، همه حاكي از يك برنامه مشخص و مدون براي ايجاد رعب و وحشت در ميان دانشمندان، خانواده‌هايشان و نيز مردم ايران است. ترور شهيد احمدي روشن در سالگرد شهادت دكتر عليمحمدي كه دو سال پيش به مقام شهادت نائل گرديد و همچنين شيوه ترور شهيد احمدي روشن به سبك ترور شهيد شهرياري و دكتر عباسي (رئيس فعلي سازمان انرژي اتمي كشورمان) و نيز انجام ترور در ملاعام و در مقابل انظار عمومي نشانه‌اي است از آنچه به طور مختصر در هدف‌هاي دشمن بيان گرديد زيرا بدون شك عدم ترور اين دانشمندان در زمان‌ها و مكان هايي كه خلوت تر و براي دشمن سهل‌الوصول‌تر باشد، حاكي از آن است كه دشمن صهيونيستي به جز هدف حذف عناصر كليدي در روند علمي كشورمان، اهداف ديگري نيز در سر دارد، اما تكرار اين حادثه براي پنجمين بار كه منجر به شهادت چهار دانشمند كشورمان گرديده است، دو انتظار ويژه را از سيستم‌هاي امنيتي- اطلاعاتي كشورمان چه در داخل و چه در خارج در پي دارد. چنانكه در حوادث قبلي نيز بيان گرديد، دستگاه‌هاي امنيتي كشورمان بايد فكري جدي براي افزايش لايه‌هاي حفاظت امنيتي از دانشمندان داشته باشند كه يقيناً اين امر به صرف گذاشتن يك محافظ و ماشين در اختيار آن دانشمند محقق نخواهد شد، چه آنكه در حوادث قبلي نيز بعضاً دانشمندان شهيدمان، از اين لايه‌هاي امنيتي برخوردار بودند اما اين حداقل حفاظت است و يقيناً دشمن به سادگي از آن عبور خواهد كرد. اميدواريم اين شهادت اگرچه موجب تحركي جدي تر در ميان نخبگان كشورمان براي نيل به آرمان‌هاي علمي انقلاب عزيزمان گرديد اما زنگ هشدار آخري براي سيستم‌هاي اطلاعاتي و امنيتي كشورمان نيز باشد تا فكري اساسي براي اين مسئله نمايند. در حوزه خارجي نيز به تعبير رهبر انقلاب، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي كه در پيامي براي شهادت مصطفي احمدي روشن فرمودند: «از مجازات مرتكبان اين جنايت و عاملان پشت صحنه‌ آن هم هرگز چشم‌پوشي نخواهيم كرد»، با وجود آنكه از دخالت‌هاي سيا و موساد در انجام اين ترورها اطمينان داريم و اين نوعي اعلان جنگ دشمنان به جمهوري اسلامي ايران به شمار مي‌رود، بايد اقدام مقابله به مثل و عمليات‌هاي انتقام جويانه عليه تروريسم دولتي و صهيونيسم بين‌المللي انجام شود تا بلكه التيامي باشد بر زخم ۷۰ ميليون ايراني و همه افرادي كه در سرتاسر جهان از اين همه گستاخي و ترور عليه دانشمندان كشورمان به ستوه آمده‌اند، چه آنكه اگر سريال اين ترورها را در كنار ترور عماد مغنيه ببينيم (زيرا سبك همه آنها تقريباً مشابه بوده است) نياز است تا سيستم‌هاي اطلاعاتي- امنيتي محور مقاومت، درس عبرتي جدي به سگ‌هاي هار اسرائيل در منطقه بدهند، تا با بالا رفتن هزينه ترورها براي اسرائيل، ديگر كمتر شاهد اين دست حوادث تلخ باشيم. علاوه بر نهادهاي امنيتي بايد دستگاه ديپلماسي كشورمان نيز هرچه بيشتر و وسيع تر در سازمان‌ها و دادگاه‌هاي بين‌المللي خواستار محكوم كردن اين ترورها و مجازات عاملان آن شود و همچنين با توجه به آنكه به نظر مي‌رسد چندي قبل از شهادت دو نفر از اين دانشمندان عزيز، بازرسان آژانس با آنها ملاقاتي داشته‌اند، جمهوري اسلامي بايد سطح روابط خود را با آژانس منوط به حفظ اسرار امنيتي و استراتژيك خود كند زيرا در غير اين صورت، آژانس انرژي اتمي براي كشورمان جز صدور قطعنامه و آماده‌سازي ليست براي جوخه‌هاي ترور اسرائيلي نقش ديگري نخواهد داشت. در پايان از خداوند منان مي‌خواهيم كه آخر الامر، مرگ همه ما را همچون مرگ مصطفي، شهادت در راه خويش قرار دهد.
رشيد قانعي، دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه شريف ، جانشين اسبق بسيج دانشگاه شريف
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار