اين روزنامه در آن روز با درج مقالهاي توهينآميز عليه حضرت امام (ره) با عنوان «ارتجاع سرخ و سياه» به قلم داريوش همايون، وزير اطلاعات وقت رژيم و البته با امضاي مستعار رشيدي مطلق، خروش مردم را نيز عليه خود برانگيخت كه البته گردانندگان آن روزنامه در ماههاي پاياني حكومت سلطنتي و تا آستانه پيروزي انقلاب اسلامي تلاش كرده بودند آن را جبران كنند. اما اين روزنامه بعد از ۳۴ سال از پيروزي انقلاب اسلامي و در شرايطي كه انقلاب اسلامي به نقطه كانوني تحولات جهاني تبديل شده و منشأ بيداري نوين اسلامي در كشورهاي اسلامي و مبارزات ضدسلطه در كشورهاي غربي شده است، در سالگرد آن قيام مجدداً با درج مقالهاي موهن به قلم حسين علايي ميكوشد تا با ناديده انگاشتن فجايع رژيم سلطنتي و دلسوزي براي آن رژيم بدون توجه به كارنامه سياه آن در مقابله با ارزشهاي اسلامي و فجايعي كه در شش دهه، سران آن بر مردم مظلوم ايران روا داشته بودند، جرم آن رژيم را تنها نداشتن سعه صدر در برخورد با مردم، ندادن مجوز براي مجلس ترحيم فرزند امام (ره) يا ندادن اجازه چاپ پاسخ به مقاله رشيدي مطلق و نكاتي چند از اين دست ياد كرده و با حسرت براي شاه مقبور، افسوس ميخورد كه اگر او اين كارها را انجام داده بود، مجبور به فرار از كشور نميشد و نهايتاً رژيم سرنگون نميشد و شايد به زعم نويسنده اكنون هنوز مردم ايران توفيق بهرهبرداري از فيوضات رژيم سلطنتي را داشتند و از بركات آن (؟!) بهرهمند بودند.
اگرچه در مورد ديدگاههاي نويسنده اين مقاله و روزنامه اطلاعات در رابطه با تحولات اخير كشور، بهويژه فتنه پس از انتخابات، گفتنيهاي زيادي است و تهيه و درج اين مقاله را ميتوان در همراهي با خط بيگانگان و فتنهگران در نامهنگاري عليه اركان نظام دانست، اما نكته بسيار بديع و عجيب، تطهير رژيم سلطنتي و تلاش براي مشابهسازي حوادث روزهاي قبل از پيروزي انقلاب با شرايط كنوني است كه بسيار عجيب و قابل تأمل مينمايد و به همين دليل است كه درج اين مقاله اين روزها با استقبال رسانههاي بيگانه و بهويژه سلطنتطلبان مواجه شده است.
گفتني است طي سالهاي اخير بيگانگان و سرپلهاي داخلي آنها با احساس شكست از تحقق اهدافشان عليه نظام اسلامي با شايعهسازي و تهيه گزارشهاي خبري و تحليلي و در قالب نامهنگاريها ميكوشند تا با تخريب نهادها و اركان نظام، توفيقات نظام در عرصههاي مختلف بهويژه در مقابله با نظام سلطه را تضعيف و به گونهاي باور اجتماعي به نظام را تضعيف كنند كه البته در اين ميان ميتوان براي روزنامه اطلاعات سهم ويژهاي را منظور نمود.
چندي قبل وقتي حسن فتحي، نويسنده اين روزنامه توسط دستگاههاي امنيتي كشور به دليل دست داشتن در تهيه برنامههاي خبري و گزارشهاي ويژه بيبيسي دستگير شد، تلاش گردانندگان روزنامه اطلاعات در اعلام عدم ارتباط با وي بيشتر به مطالب ستون زهرخند نشريات شبيه بود. استقبال روزنامه اطلاعات از درج اين مقاله موهن را تنها ميتوان با مسير انحرافي و متأسفانه اعلامي آن در حمايت از فتنه و مدعيان اصلاحطلبي در ماههاي اخير همراستا دانست كه افكار عمومي مردم ايران هنوز كيك تولد آقاي دعايي براي يكي از سران فتنه را از ياد نبردهاند؛ كيكي كه از بودجه مستضعفان براي حمايت از فتنهگران تهيه شده بود.