بعد پاي پليس آگاهي وسط آمد و وقتي فردوسيپور بازخورد برنامهاش را ديد، برنامه را رها نكرد و به راهش ادامه داد، نوبت به نمايندگان مجلس رسيد كه وارد گود شوند. يكي از ميان حاضران فرياد زد كه مجلس نيز پيگير اين داستان خواهد بود. براي نشان دادن عزم جزمش هم از اين جمله استفاده كرد:«به منظور حمايت از جوانان با استعداد كشور، با قدرت مقابل دلالي ايستادگي ميكنيم!» همان زمان، اين شائبه پيش آمد كه طي يك دهه گذشته كه دلالان مانند زالو خون اين فوتبال را از گلويش ميمكيدند، نمايندگان مردم كجا بودند كه حالا، به يادشان آمده كه بايد به فكر استعدادهاي ناب و جوانان اين مرز و بوم باشند، آيا واقعا مرداني كه بايد در خانه ملت، از حقوق اين مردم دفاع كنند، تا امروز نميدانستند در اين فوتبال، دلالاني زالو صفت، خون فوتبال را ميمكند و استعدادهاي جوان ما را به جرم نداشتن پدري كارخانهدار يا بنيههاي مالي زياد، به بيراهه ميبرند؟ نمايندگان مردم، تا امروز بايد منتظر برنامه نود مينشستند؟ حال آنكه همين امروز هم بايد پرسيد كه به جز آن جمله شعارگونه، چه حركتي و چه قدمي براي مبارزه برداشتهاند؟
پنجشنبهاي كه گذشت، در همين ليگ يك، جايي كه تبديل شده به تبعيدگاه همه منشوريها، جايي كه چون همه مرداني كه از ديد مديران سازمان ليگ لياقت مربيگري در ليگ برتر را ندارند، بايد به آنجا كوچ كنند و جايي كه براساس همين تفكر آرام آرام مبدل به فضايي كاملاً ناسالم و آلوده شده، آبستن اتفاقاتي شد كه باورش ساده نبود.
يك بازيكن از داور دو بار كارت زرد دريافت ميكند و اخراج نميشود! يكي از همان مربيان منشوري، وقتي روبهروي دوست خود كه در تيمي ديگر مربيگري ميكند قرار ميگيرد، تيمش را به هم ميريزد و بازيكنان را در پستهاي غيرتخصصي قرار ميدهد. در نيمه دوم با دو تعويض بهترين بازيكنانش را از زمين بيرون ميكشد و وقتي در آخر مسابقه از زبان بازيكنش ميشنود كه ميخواسته بازي را به دوستش بدهد، ركيكترين جملات را به او و خانوادهاش هديه ميدهد. در بازي ديگري خبر ميرسد كه افسران كنترل دوپينگ از تست دوپينگ پشيمان شدهاند و خبر ميرسد كه يكي ديگر از مربيان منشوري، وسط بازي از ورزشگاه خارج شده و همراه پسرش به تهران برگشته است. بازيكني ديگر از فنسهاي ورزشگاه بالا رفته و به سمت هواداران هجوم برده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده! چه هنرمند شدهاند اين اهالي فوتبال! چه شهر شلوغي شده اين ليگ يك!
آيا مسئولان سازمان ليگ كه مخالف حضور مربيان منشوري در ليگ برتر هستند و همان مردان را به ليگ يك كه زيرمجموعه و پايه و ريشه ليگ برتر است ميفرستند، نميدانند اين ليگ چگونه به زندگياش ادامه ميدهد؟! داستان ليگ يك، داستاني است منحصر به فرد و تماشايي. شايد براي رو شدن سياهيهايش نزد مديران سازمان ليگ، امروز يك برنامه نود ديگر هم لازم است!