اين مسئله عيناً در سال ۱۳۸۸ در تهران تكرار شد. در تهران امريكاييها آنقدر عريان عمل كردند كه براي اولينبار رئيسجمهور اين كشور دو بار نام يك كانديداي ايران را به زبان آورد و يك مرتبه با صراحت گفت: «موسوي نماينده بخشي از هموطنانش است كه به دنبال گشايشي به سمت غربند». انقلابهاي رنگين چهار كشور ديگر را نيز به خاطر بياوريم (گرجستان، قرقيزستان، اوكراين و يوگسلاوي). حال سؤال اين است كه چرا انقلابهاي رنگي كه بستر انگيزشي و شكلگيري آن انتخابات است، فقط در كشورهاي مخالف يا غيرهمسو با غرب اتفاق ميافتد؟ آيا در كشورهاي متمايل به غرب انتخابات صددرصد سالم انجام ميشود؟ آيا فقط در كشورهاي مخالف غرب انتخابات مسئلهدار است؟با بررسي اين پديده به اين نتيجه ميرسيم كه اين موضوع به عنوان قاعدهاي عليه كشورهاي مخالف امريكا به كار گرفته ميشود. به تعبير ديگر امريكا روشي را برگزيده است كه هيچ هزينهاي براي خودش ايجاد نميكند. «فروپاشي دروني»، راهبردي است كه غرب به جاي گسيل سرباز و اقدامات سخت نظامي برگزيده است. اين روش آنقدر هنجاري است كه حتي ابزارهاي بينالمللي (بخوانيد ابزارهاي نظام سلطه) نيز به كار گرفته نميشود. اتخاذ و انتخاب اين روش متأثر از دو مؤلفه اساسي صورت ميگيرد كه اولي ابزارهاي نوين براي ايجاد نگرش و دوم وجود بستر تحرك اجتماعي است. ابزارهاي نوين كه به صورت كليشهاي در همه جا (شش كشور) به كار گرفته شده است عبارتند از مطبوعات، بخشي از جريان دانشجويي، شبكههاي اجتماعي، ديپلماسي عمومي، فضاي سايبري و رسانههاي ماهوارهاي. محور اصلي كه در ابزارهاي مذكور به كار گرفته ميشود تشكيك در سلامت انتخابات است. تكرار نبود انتخابات آزاد در فضاي رسانهاي و هشدار دائم نسبت به اين مسئله، باور مخاطب را تقويت مينمايد. مؤلفه دوم وجود بستر تحرك اجتماعي است كه با دوگانه «پيروزي- تقلب» اتفاق ميافتد، رسانههاي غرب و عمال داخلي غرب تلاش مينمايند جناح بيرون از حاكميت را با واژههاي قدرتمند مسلح سازند تا گفتمان آنان در متن اجتماع با گيرايي مواجه گردد.
كاربرد دوگانه پيروزي- تقلب در چهار كشوري كه در آنان انقلاب اتفاق افتاد، كارگر شد يعني فاصله رأي جناح حاكم و جناح مقابل به كمتر از چهار درصد ميرسيد و همين مسئله باور پيروزي- تقلب را دو چندان ميكرد و نتيجه اين باور حضور توفنده در خيابانها بود. يعني در كشورهاي مذكور درصد آرا بين ۴۸ درصد و ۵۲ درصد يا ۴۹ درصد و ۵۱ درصد بود، بنابراين جناح پيروز هم از اقتدار جدي برخوردار نبود و مخالفان نيز به جهت نزديكي به قله پيروزي، انگيزه تحرك اجتماعي داشتند و يك تا دو درصد اختلاف رأي را به حساب تقلب ميگذاشتند و در نتيجه خود را در موضع حق ميديدند. درخصوص ايران و روسيه اين مسئله قدري متفاوت بود و همين تفاوت كه در طراحي غرب پيشبيني نشده بود، طراحي آنان را به هم ريخت و با شكست مواجه ساخت. در ايران و روسيه فاصله دو رأي فاحش و گويا بود و احتمال تقلب را به خودي خود رد ميكرد، بنابراين مخالفان يا دچار انفعال ميشدند يا با نگرش عقلايي از ادامه مسير سر باز ميزدند. در ايران يك تفاوت اساسي ديگر نيز وجود دارد كه آن را از روسيه متمايز ميسازد و آن وجود و نقش رهبري ديني است. رهبري كه پس از خطبهاش در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ صدها هزار نفر از مردمي كه ۲۵ خرداد به خيابانها آمده بودند، به خانههاي خود برگشتند. بنابراين قاعده غرب در ايران و روسيه با ناكامي مواجه شد اما در كشورهاي ديگر موفق بود. رمز اين رفتار غرب را بايد به همه كشورهاي مخالف غرب نيز تعميم داد. يعني هر كشوري كه با غرب همسو نيست و قصد برگزاري انتخابات را دارد بايد بداند كه در اين چرخه قرار خواهد گرفت. سوريه، سودان، ونزوئلا، اكوادور، نيكاراگوئه، بوليوي، روسيه سفيد، كره و... از جمله كشورهايي هستند كه غرب منتظر برگزاري انتخابات در آنها ميباشد. آموزش روشنفكران وابسته و تحصيلكردگان آن كشور در غرب نيز به اين مسئله كمك ميكند. تفاوت انتخابات مجلس و رياست جمهوري اين است كه در رياست جمهوري تحرك اجتماعي از پايتخت شروع ميشد و در انتخابات مجلس از شهرستانها به سوي پايتخت انجام ميشود. مقام معظم رهبري در اولين اظهارنظر پيرامون انتخابات امسال (در عيد فطر) به امنيتي شدن برخي انتخاباتها در كشور اشاره كردند و اين مهم بايد ضريب بيداري و حساسيت نيروهاي مؤمن به انقلاب را دوچندان كند، تا كيد و مكر دشمنان مانند عرصههاي ديگر باطل گردد.