يك روز بعد از سالگرد شهادت امير كبير ايران و يك روز پيش از سالگرد ترور دانشمند هستهاي كشور شهيد مسعود عليمحمدي اين بار يك جوان نسل سومي، نخبه همچون استاد عليمحمدي و وطن پرست همچون امير كبير در حملهاي ناجوانمردانه به شهادت رسيد.
مصطفي احمدي روشن ترور شد تا اثبات شود از امير كبير دوران ناصري تا اميركبيران ايران اسلامي، هزاران نخبه همچون او آنقدر بزرگند و ابهت دارند و دشمنان اين مرز و بوم را آنچنان به وحشت مياندازند كه حاضرند داغ بدنامي جاودانه را به پيشاني بزنند تا چنين گنجينههايي را نه فقط از ايران كه از جهان علم بگيرند. ترور دانشمندان و انديشمندان كشورمان تجربهاي است كه ملت ايران در طول سالهاي پس از انقلاب بارها طعم تلخ آن را چشيده است. اين رفتارهاي تروريستي اگرچه نشانه عجز و ناتواني دشمنان ملت ايران و روي آوردن آنان به راهكارهاي ناجوانمردانه نبرد سخت است اما از نگاه جامعه شناختي آثار و تبعاتي را با خود به همراه دارد كه بيترديد با اهداف آنان همخواني ندارد.
از نگاه علم جامعه شناسي دانشمندان از بطن مردم يك جامعه برخاستهاند و متعلق به يكايك اعضاي يك كشورند. به ديگر بيان، افراد يك جامعه از هر حزب و گروه و مرام و مسلكي كه باشند چهرههاي علمي جامعه را متعلق به خود ميدانند و از آنجايي كه جامعه، دانشمندان را در بستري مساعد و علمي پرورش داده است در از دست دادن گنجينههايش با درك عمق فاجعهاي كه رخ داده است، اندوهگين ميشود. اين اندوه به عنوان حسي مشترك ميان تمامي افراد جامعه وحدت كلمه را شكل ميدهد و در نهايت موجب افزايش مقاومت ملي در برابر بيگانگان و انزجار عمومي نسبت به منشأ سلطه ميشود.
آلفرد مارشال برنده جايزه نوبل اقتصاد ميگويد: « اگر آموزش و پرورش يا دستگاه تعليم و تربيت كشوري در طول صد سال تنها يك مخترع يا دانشمند بپروراند هزينه صد ساله دستگاه تعليم و تربيت آن كشور را جبران كرده است». كشور ما اما در طول تاريخ صدها دانشمند و انديشمند را در سايه كينهجوييهاي كور دشمنان از دست داده است؛ ثروت ملي هر كشوري مغزهاي انديشمندي است كه بيگانگان ارزش آن را خوب ميدانند اما حذف فيزيكي آنها در كنار اندوه ايجاد شده در احساسات عمومي، روحيه مقاومت افراد جامعه را افزايش ميدهد. جامعه در برابر چنين ضربه بزرگي هوشيار است؛ مشتهاي گره شده، انزجارعمومي، وحدت كلمه و افزايش مقاومت اجتماعي همه و همه عزم ملي را براي انتقام خون عزيزاني كه پروده اين مردم بودهاند، راسخ تر ميكند.
حافظه تاريخ هرگز پاك نميشود و خدمت اميركبيرها، رشادت رئيسعليها، غيرت باكريها، صلابت فهميدهها و مجاهدت شهرياريها، عليمحمديها و احمدي روشنها و هزار افتخار و افتخار آفرين ديگر را در كنار تصاوير مخدوش خيانت برخي سياه رويان به سينه سپرده است. راه دانش براي همه باز است اما مسير شهادت و مجاهدت براي همه باز نيست. جوانان اين مرز و بوم اما براي پيمودن اين راه صف كشيدهاند و هر كدام لايقترند جام شهادت را سر ميكشند.