
الناز خماميزاده | در كشاكش دست و پنجه نرم كردن مخاطبان غربي با برنامههاي خشونتبار و خارج از عرف اخلاقي رسانههاي غرب، بينندگان رسانه ملي ايران نيز شب هنگام و فارغ از يك روز سخت كاري با سريالهايي سرگرم ميشوند كه ارمغان آن براي خانوادهها چيزي جز نمايش بدبختي، فلاكت و غم و اندوه اجتماعي نيست. اين در شرايطي است كه معاون سيما اوايل امسال اعلام كرده بود كه مسئولان صدا و سيما در تلاش براي جلوگيري از ساخت سريالهاي تلخ هستند. با اين حال طي چند ماه اخير بار غم و اندوه سريالهاي تلويزيوني «ستايش»، «تا ثريا»، «شيدايي» و «پنجره» در خلأ آثار طنز تلويزيوني و نمايش رئاليستي پستيهاي اجتماعي نه تنها كمتر نشده بلكه چند برابر شده و قطاري از مسائل خاكستري رنگ جامعه را با خود به همراه آورده است.
بينندگان رسانه ملي هنوز خاطره تماشاي سريال موفق «سربداران» را از ياد نبردهاند كه در كنار نمايش داستاني تاريخي محور، رگههايي از طنز و فرهنگ و ادب ايراني را هم به تصوير ميكشيد. سريال «وضعيت سفيد» داستاني اجتماعي داشت آن هم در دوره پراضطراب بمباران و جنگ! اما به رغم ابعاد زماني كه داستان در آن حادث ميشد در نهايت مضموني آرامشبخش و لطيف را به بيننده منتقل كرد. در واقع يك وجه درامهاي اجتماعي با نمايش دغدغههاي اجتماعي پيوند خورده و گاهي داستان اين درامها ناگزير از افتادن در سراشيبي غم و اندوه است. اما گره كار اينجا است كه گاه فرورفتن در عمق اين سراشيبي، توليدكنندگان اين ملودرامها را از گريز زدن به حلقههاي مفقودهاي چون طنزهاي گاه و بيگاه و ساير عواملي كه نقش تسكيندهنده را در بار سياه رنگ قصه داستان دارد، غافل ميكند تا به اين ترتيب دافعه شديدي در بينندههاي تلويزيون ملي ايجاد شود. توليد و پخش انبوه اين آثار ملودرام در حالي جاي خالي آثار طنز تلويزيوني را پررنگتر ميكند كه يك منتقد تلويزيوني معتقد است كه در حال حاضر تهيهكنندگان اين مجموعهها براي تلويزيون تعيين تكليف ميكنند.
تهيهكنندگان عامل اصلي سياهنمايي
رضا استادي نويسنده و منتقد به «جوان» ميگويد: «برخلاف برخي تصورات، مديران تلويزيون تصميمگير نهايي توليد نوع برنامههاي تلويزيوني نيستند. در حال حاضر بيش از هر چيز تهيهكنندهها تعيين كننده نهايياند و اين حجم از ملودرامهاي تلويزيوني هم محصول گروه خاصي از تهيهكنندگان است كه صرفاً در همين زمينه توانايي فعاليت دارند. اين گروه از برنامهسازها بر تلويزيون مسلط هستند و به همين دليل ملودرامهاي زيادي از اين جنس را در تلويزيون ميبينيم.»
استادي با اشاره به دورههاي اوج توليد و پخش برنامههاي طنز از تلويزيون ادامه ميدهد: «در آن دوره برنامهسازهايي از جنس رضا عطاران و مهران مديري بر تلويزيون تسلط داشتند كه حالا در غيابشان شاهد ساخت انبوه اين ملودرامها هستيم.»
از سوي ديگر برنامهسازي از جنس «تا شيدايي» و «تاثريا» و اكثر آثاري كه از آنها به عنوان آثار تلخ ياد ميشود آسانتر است. به گفته كارشناسان اين حوزه ساخت آثار طنز پيچيدگي و ظرافت و سختيهاي خاصي دارد اما براي ساخت آثار تلخ كافي است فضا را جدي و غم و اندوه را به آن تزريق كرد.
تأكيد دين اسلام بر شادي
اينجا ايران است؛ كشوري كه مردمانش تعصب خاصي بر حفظ شئونات اسلامي و شعاير ديني در قالب برنامههاي تلويزيوني دارند و از اين حيث مضمون برنامههاي ماهوارهاي چندان پسنديده سليقه خانواده ايراني نيست. اما در سوي ديگر مردمي كه اين روزها به عنوان تنها گزينه، رو به رسانه ملي آوردهاند جز هجوم غم و اندوه و فلاكتي كه از طريق درامهاي اجتماعي رسانه ملي دريافت ميكنند، چيز ديگري نصيبشان نميشود. مدتها است كه در ويترين نمايش شبكههاي مختلف تلويزيون ملي اثر طنزي ديده نميشود كه خستگي يك روز كاري را از جان مخاطب بيرون بريزد. تأكيد مكتب مقدس ما بر شادي مجاز و همچنين يادآوري تبسم مليح چهره رسول اكرم (ص) و رفتار حضرت علي(ع) ميتواند همواره الگوي خلق و آفرينش نشاط اجتماعي در ابعاد مختلف جامعه ما باشد.
مجيد ابهري، رفتارشناس و آسيبشناس اجتماعي با اشاره به اينكه توليدات فرهنگي مثل فيلم و سريال يكي از اصليترين ابزار در توليد و گسترش شادي و تنوع روحي در جامعه است در گفتوگو با «جوان» ميگويد: مدتها است كه صدا و سيما با نمايش سريالها و برنامههاي تلخ و گزنده باعث گريز مردم از تلويزيون و گرايش آنها به ماهواره يا افزايش غم و غصه آنها شده است.
زندگي روزمره داراي مشكلات و شكستها و پيروزيها، شاديها و تلخكاميها است و وقتي يك خانواده در كنار همديگر به تماشاي تلويزيون مينشينند، همراه با آموزشها و برنامههاي مفيد ميخواهند با گذراندن لحظاتي شاد غصههاي روز خود را فراموش كنند اما متأسفانه گويا كمتر به اين نكات توجه ميشود.
شايد مسئولان توليد اين گونه سريالها فراموش كردهاند كه شاد كردن مؤمن و آوردن لبخند بر لبهاي او نوعي عبادت است.
به عقيده كارشناسان، ارتقاي كارايي در جامعه در گرو افزايش نشاط اجتماعي است. هرچند در پارهاي از اوقات نمايش بدبختيها، مصيبتها و گرفتاريها مردم را به صرافت دانستن قدر عافيت و رفاه مياندازد اما توازني كه وجودش ضروري است با ساخت يك يا دو برنامه طنز در سال فراهم نميشود و اين در حالي است كه گفته ميشود در هنگام پخش سريالهاي طنز، مشتريان ماهوارهها تا حدود ۹۰ درصد كاهش پيدا ميكند.