ديدار جمعي از نخبگان و انديشمندان و اساتيد حوزه و دانشگاه با امام خامنهاي (ره)، رهبر فرزانه انقلاب در قالب سومين نشست انديشههاي راهبردي جمهوري اسلامي با هدف تعامل فكري و بررسي ابعاد مختلف موضوع زن و خانواده، آن هم در شرايطي كه نگاه به زن و خانواده در دو مكتب فكري متفاوت ظهور و بروز يافته است، بسيار حايز اهميت است. يك نگاه به زن برگرفته از مكاتب غربي و متأثر از انديشههاي فمينيستي است كه حداكثر سابقه آن به دو قرن گذشته در اروپا بازميگردد كه آن هم برگرفته از تفكر روشنفكراني همچون «مري و رتلي مونتاگو» و «ماركوئيز كاندورست» است.
آنچه در غرب تحت عنوان حقوق عادي براي زن تأكيد ميشود صرفاً اشاعه تفكر بردهداري و نگاه به زن به عنوان يك كالا براي مردان، به ويژه صاحبان قدرت و بنگاههاي بزرگ اقتصادي است. ويل دورانت درباره نگاه غرب به زن مينويسد: «آزادي زن از عوارض انقلاب صنعتي در غرب است. يك قرن پيش در انگلستان، يافتن كار براي مردان دشوار گشت اما در همين زمان در اعلانها از آنان خواسته ميشد كه زنان و كودكان خود را به كارخانهها بفرستند. كساني كه ناآگاه بر «خانه براندازي» توطئه كردند، كارخانهداران قرن ۱۹ انگلستان بودند.» اين نگاه به زن را وقتي با نگاه اسلام به زن مقايسه ميكنيم، تفاوتهاي ماهوي آن آشكارتر ميشود. غرب مفهوم عميق خانواده را به جهت نگاه ابزاري و مادي به زن به عنوان شالوده حركت يك خانواده سالم تغيير داد و امروز آنچه به عنوان منجلاب فساد در جوامع غربي مشاهده ميشود، حاصل همين تغيير نگاه و هدايتهاي ناصوابي است كه گريبان آنها را گرفته است. امام (ره) پيش از آنكه پرچم انقلاب را بر دوش مردان نهاده باشند، بار سنگين هدايت جامعه را معطوف به خانواده و به طور مشخص زنان نمودند و با بيان تعاريفي به وسعت كهكشانها از زن، چنان بار مفهوم زن را نه در جامعه ايران بلكه در اقصي نقاط جهان طنينانداز كردند كه غرب و انديشههاي فمنيستي آن براي هميشه تاريخ خلع سلاح شد. مفاهيمي از جمله «از دامان زن، مرد به معراج ميرود»، آنچنان جايگاه زن را ارتقا بخشيد كه بسياري از تحولات بزرگي كه در ايران سالهاي قبل و پس از انقلاب اسلامي رقم ميخورد به نام زنان ثبت و ضبط ميگرديد. گزاف نيست اگر بگوييم انقلاب خميني كبير(ره) با تشويق، ترغيب و هدايت مادراني كه فرزندان خويش را براي كمك به امام بسيج ميكردند، رقم خورده است و قطعاً دروغ نگفتهايم كه اگر بگوييم ايستادگي ملت ايران در هشت سال در برابر تجاوز رژيم ددمنش صدام و قدرتهاي غربي عليه جمهوري اسلامي، مرهون هدايت و مديريت زنان و مادران ايراني بوده است. امروز نيز بيش از هر زمان ديگر اين زنان هستند كه پيشقراول دفاع از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي ارزشمند آن، اعم از حضور در صحنههايي همچون انتخابات، راهپيماييهاي ۲۲ بهمن يا ۹ دي هستند و اينها همه نشأت گرفته از ارج نهادن به مقام زن است كه امام راحل با تأسي از آموزههاي ديني آن را پايهگذاري و مقام معظم رهبري امام خامنهاي بر استمرار و تداوم آن تأكيد كرده و آن را توسعه دادند. اما در كنار اين اهميت دادنها به مقام زن، هستند كساني كه زن را به عنوان ابزار، حتي ابزاري براي رسيدن به آرزوهاي سياسي خويش هزينه ميكنند. پس از دوران دفاع مقدس و با شروع دوره سازندگي، تحولات اجتماعي در ابعاد مختلفي رقم خورد كه موجب پديد آمدن آسيبها و گسستهايي در عرصه اجتماعي و تأثيرگذاري بر قدرت گرديد. از سوي ديگر با تغيير ديدگاهها و گرايشات سياسي در بين بخشي از بازيگران سياسي، استفاده ابزاري از اين تغييرات و به عبارتي موجسواري روي مطالبات برآمده از اين تحولات به جاي انجام وظيفه براي تحقق اهداف و آرمانهاي نظام، توسط جريانات قدرتطلب و تجديد نظر طلب در دستور كار قرار گرفت و اپوزيسيون و بيگانگان نيز از اين تغييرات به عنوان بستري براي پيشبرد جنگ نرم يا براندازي آرام عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي بهره جستند. اين تغييرات همراه با فرصتطلبي قدرتطلبان و نيروهاي مخالف نظام، شرايط پيچيدهاي را رقم زد كه در مواردي چالشها و بحرانهايي را پيش روي نظام قرار داد و حتي در برخي بحرانها و چالشها عاملي تأثيرگذار بود. گرچه بخشي از اين تغييرات را ميتوان طبيعي دانست، اما بخشي ديگر از آن كه حاصل برنامهريزي دشمنان داخلي و بيروني نظام و غفلت عناصر خودي از اتفاقي كه در حال وقوع بود، است، موجب گرديد برخي باور كنند از خلأ برخي بسترها وتغييراتي كه در اين بسترها ايجاد كردهاند، ميتوانند باورها، ارزشها و هنجارهاي ديگري را جايگزين هنجارهاي سالم جامعه ايران كنند. يكي از اين اتفاقات، حركت خزنده تكنوكراتهاي كارگزاران سازندگي در آستانه انتخابات مجلس پنجم در سال ۱۳۷۴ بود. آنها با مديريت فائزه هاشمي رفسنجاني و با هدف تأثيرگذاري بر جمعيت زنان كشور و ايجاد برخي گسستهاي ساختگي در اين طيف از جامعه، تلاش كردند موجي را ايجاد كرده و بر روي اين موج سوار شوند تا شايد با فضاسازي و تأثيرگذاري بر نيمي از جامعه ايران، مسير انقلاب و تعاريفي را كه امام راحل از زن داشتند تغيير دهند. راهاندازي روزنامه زن و درج مطالب فمنيستي در اين روزنامه و كوبيدن بر طبل مطالبات خاص كه سرمنشأ و مديريت اين مطالبات در خارج از ايران طراحي گرديده بود، هر روز به وسيله فائزه هاشمي و تيم رسانهاي او در كشور دنبال ميشد. يك روز مصاحبه با سيمين بهبهاني فمنيست تيتر يك اين روزنامه قرار ميگرفت و يك روز پيام تبريك فرح ديبا (همسر شاه فراري ايران) به مناسبت عيد نوروز در اين روزنامه به چاپ ميرسيد. مطالب اين روزنامه مملو بود از انديشههاي فمنيستي و ضديت با دين و مسئولان نيز به جهت احترام به آقاي هاشمي در برابر اين رفتارها سكوت اختيار كرده بودند. اگر ميبينيم جريان فتنه ۸۸، پس از انتخابات، زنان را بهترين ظرفيت خويش براي تحريك جامعه ميپندارند و با اين برداشت كه در صورت حضور زنان در كف خيابان حكومت ياراي برخورد نخواهد داشت، به جهت تغيير رفتاري بود كه حداقل ۱۵ سال پيش از آن، طيف كارگزاران و جريان منتسب به فائزه هاشمي، فضاسازي آن را انجام داده و اين مسير را طي كرده بودند.
امروز نيز هنوز اين جريانهاي زنستيز و سوءاستفادهكننده از جنس زنان، تلاش دارند با تحركي در جامعه باز موجود لطيف و فهيم زن را كه تحولاتي همچون انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي هشت ساله را مديريت كرده است، به صحنه آورده و انتخابات مجلس نهم را نيز همچون انتخابات ۸۸ جولانگاه رفتارهاي سودجويانه خويش، آن هم در بستر پاكترين مجموعهاي نمايد كه پيشتر شكست خود را از اين بستر تجربه كرده بودند.