واقعيت اين است كه دشمنان به خوبي واقفند كه انتخابات در جمهوري اسلامي، نوعي مشروعيتزايي براي نظام محسوب ميشود و ميزان مشاركت مردم در انتخابات بيان كننده مقبوليت جمهوري اسلامي در نزد افكار عمومي است. بنابراين انتخابات به يك منبع قدرت نرم براي نظام جمهوري اسلامي ايران تبديل شده و دشمنان داخلي و خارجي، با درك اين موضوع، تلاشهاي خود را براي از بين بردن اين منبع قدرت آغاز كردهاند.
ماجرايي كه رهبر معظم انقلاب نيز در سفر خود به كرمانشاه در مهرماه سال جاري و در جمع مردم اين شهر به آن اشاره كردند و فرمودند:« با هر انتخاباتي، خون تازهاي در رگهاي كشور تزريق ميشود، روح تازهاي در كالبد كشور دميده ميشود – اين را بدانيد – و به خاطر همين هم هست كه در طول اين سالهاي متمادي، هميشه دشمن خواسته است كه يا انتخابات نباشد يا كمرنگ باشد.»
تمامي اين موارد در حالي است كه فتنه ۸۸ به رغم تمامي تلخكاميهايي كه با خود به همراه داشت، يك دستاورد بزرگ نيز براي كشور به ارمغان آورد و آن دستاورد چيزي جز واكسينه شدن نظام اسلامي و به تبع آن بالا رفتن اقتدار كشور نبود. امروز در حالي كه جمهوري اسلامي در بالاترين سطح اقتدار خود در داخل و خارج كشور قرار دارد، دشمنان نيز در طرف مقابل وضعيتي بسيار اسفبار دارند كه قطعاً توان ضربه زدن به پيكره پرقدرت را ندارند. بنابراين دشمنان كشور به رغم تمامي اختلاف سليقههايي كه با يكديگر دارند، براي يك هدف مشترك در كنار هم قرار گرفتهاند و ميكوشند با اين در كنار هم قرار گرفتن به هدف مشترك خود كه همان ضربه زدن به نظام است، دست پيدا كنند.
اين دشمنان همانطور كه گفته شد در سه ضلع يك مثلث قرار گرفتهاند. در يك ضلع از اين مثلث دشمنان خارجي قرار گرفتهاند كه كار هدايت و خط دهي به دو طيف ديگر اين مثلث را بر عهده دارند. اين دشمنان خارجي كه امروز با بحرانهاي فراواني اعم از عدم مشروعيت و بحرانهاي اقتصادي دست و پنجه نرم ميكنند و از سوي ديگر، شاهد فروپاشي نظامهاي دستنشاندهشان بر اثر بيداري اسلامي هستند، ميكوشند از طريق ضربه زدن به جمهوري اسلامي ايران نه تنها نگاههاي جهاني را از روي خود برداشته و به سمت جمهوري اسلامي سوق دهند، بلكه مانع از سقوط دولتهاي دست نشانده خود از طريق حذف ايران از رهبري معنوي جريان بيداري اسلامي شوند. علاوه بر اين شايد يكي از مهمترين برنامههاي دشمنان خارجي از اين اقدام، دستيابي به منابع اقتصادي جمهوري اسلامي براي حل بحران اقتصادي خود باشد.
در ضلع ديگر اين مثلث جريان انحرافي قرار دارد كه از طريق نفوذي كه در اركان قدرت دارد، وظيفه حمايت لجستيكي و اقتصادي از حركت را به عهده گرفته و ميكوشد از طريق بهرهگيري از اين نفوذ خواستههاي حركت را برآورده كند. اين جريان كه در طول مدت پيدايش خود به رغم تمام ژستهاي مردمپسندانهاي كه از خود بروز داده، نشان داده كه علاقه شديدي به قدرت دارد و با اين حركت به دنبال تثبيت جايگاه خود در نهادهاي حساس و ادامه رفتارهاي ساختارشكنانه خود در محيط اقتصاد و فرهنگ كشور است.
ضلع سوم اين مثلث به نيروهاي فتنهگر اختصاص دارد. اين جريان نيز كه پس از شكست سنگين در انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ و سپس ناكامي در حوادث پس از انتخابات، دچار اضمحلال شديد مقبوليت و از بين رفتن پايگاههاي اجتماعي درون جامعه شده بود هم با بهرهگيري از اين موقعيت به دنبال احياي وضعيت خود و بازگشت به بدنه قدرت است. فتنهگران در اين پازل با توجه به تجاربي كه در جريان فتنه ۸۸ به دست آوردهاند، نقش پياده نظام جريان را بازي خواهد كرد. البته آنها در حركتي هوشيارانه، كوشيدند تا از طريق كوبيدن بر طبل تحريم، حساب خود را از انتخابات پيش رو جدا كنند و اتهام حوادث احتمالي را از خود پاك كنند. در مجموع آن چيز كه در اين ميان مشخص است، تلاش معاندين با نظام اسلامي و گمراهان براي سو استفاده از فضاي باز دوران انتخابات است كه اين موضوع بارها مورد تأكيد منابع امنيتي و شخصيتهاي دلسوز نظام قرار گرفته و لازم است، جريانهاي سياسي نسبت به آن آگاه باشند و از بازي در اين پازل به صورت خواسته يا ناخواسته بپرهيزند.