
البته حضور پررنگ زن در اجتماع آن هم در حكومت اسلامي هميشه با ابهاماتي روبهرو بوده و بسياري از علما و بزرگان را به واكنش نسبت به اين موضوع وادار كرده است. همواره اين بحث وجود داشته است كه حضور بيمهاباي زن در صحنههاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي او را از وظايف ذاتي و اصلي خود در حوزه خانواده بازميدارد و آسيبهاي جدي را متوجه فرد و اجتماع ميكند كه از جمله آن كاهش ارتباط با اعضاي خانواده، ادا نشدن حقوق شوهر و صدمات روحي و جسمي فراوان، مشكلات عاطفي و تحصيلي فرزندان، كاهش ميزان ازدواج و خستگي مضاعف است.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در گفتوگو با «جوان» به ضرورتهاي حضور زن در اجتماع و به خصوص قوه مقننه پاسخ ميدهد و چرايي تشكيل كميته زنان جبهه متحد اصولگرايان را تبيين ميكند. دكتر زهره الهيان همچنين به دلايل عدم كارايي زنان در حوزههاي مختلف و از جمله فراكسيون زنان مجلس هشتم پاسخ ميدهد.
جلسه كميته زنان جبهه متحد اصولگرايان با حضور تمامي اعضا تشكيل جلسه داد. اين شايد يك حركت نو و تازهاي در جريان اصولگرايي است كه بانوان منصوب به اين جريان كميتهاي را تشكيل داده و خواهان حضور پررنگ در انتخابات هستند. چه ضرورتها و نيازهايي باعث شكلگيري اين كميته شد؟
كميته بانوان ذيل جبهه متحد اصولگرا چند وقتي است كه تشكيل شده و در واقع معناي اين كميته اين است كه از تمام ظرفيتهاي جامعه زنان (كه در واقع متصل به جريان اصولگرايان هستند) و گروهها و شخصيتهاي فعال از بانوان و افراد صاحبنظر در اين حوزه دعوت و هم فكري شود در مورد اينكه ما به چه نحوي بتوانيم مشاركت حداكثري زنان را در انتخابات آينده داشته باشيم، از آنجا كه خانمها همواره انگيزه جدي در مشاركتهاي سياسي و به خصوص در انتخابات گذشته داشتهاند، حضور زنان يك حضور تأثيرگذار و جدي است و هدف اصلي كميته زنان اين است كه اين حضور را پررنگتر كند. با توجه به اينكه طبق آماري كه اخيراً مركز آمار اطلاع داد ۴۹ درصد از جامعه را زنان تشكيل ميدهد و اتفاقاً اين خانمها به لحاظ تأثيرگذاري در انتخابات تجربه ثابت كرده كه روي خانواده و همسر و فرزندان خود تأثير ويژهاي دارند. همچنين خانمها ارتباطات گستردهاي را در محافل مذهبي، هيئتها و ساير تشكلهايي كه فعاليتهاي اجتماعي خانمها در آنها شكل گرفته، دارند. اينها محملهايي براي گستردگي ارتباط بانوان است و به لحاظ انگيزهاي هم كه خانمها دارند مجموعاً جامعه زنان ايران به عنوان يك جمع فعال و تأثيرگذار در انتخابات آتي نقش آنها حساس و حياتي است. بنابراين از همه گروههاي اصولگرا و نخبگان زنان انشاءالله دعوت خواهيم كرد و در واقع با همفكري اين خانمها برنامههايي براي انتخابات اسفندماه خواهيم داشت. يك هدف ديگر از كميته زنان كه خيلي هم مهم است اين است كه ما خانمهاي توانمند را شناسايي كنيم. خانمهايي را كه ميشناسيم و ميدانيم ظرفيت و توانمندي بالايي دارند و تخصص و تحصيلات عالي دارند از اينها بخواهيم كه در انتخابات به عنوان كانديدا حضور داشته باشند كه اين اقدام را انجام دادهايم و تماسهايي را با خانمهايي كه سوابق مثبت و درخشاني دارند، تخصص دارند و متعهد به نظام انقلاب هستند گرفته شد و از آنها خواستهايم در صورت ثبتنام نكردن در ستاد انتخابات ثبتنام كنند و صحبتهايي را هم با شوراي مركزي جبهه اصولگرا داشتهايم كه در واقع ظرفيتهايي را ايجاد كنند در جبهه متحد تا از اين خانمهاي توانمند كه به عنوان كانديدا ثبتنام كردهاند حمايت شود. اعضاي محترم جبهه متحد هم قول دادهاند و اين ضرورت را تأييد كردهاند كه در مجلس آينده بايد تعداد بيشتري از خانمهاي توانمند حضور داشته باشند و سطح حضور زنان در مجلس آينده چه به لحاظ كمي و چه به لحاظ كيفي بايد بيش از مجلس فعلي باشد.
يعني بايد انتظار داشته باشيم جبهه متحد اصولگرايان تعداد خانمهاي بيشتري را نسبت به دوره گذشته انتخابات در ليست جاي دهد؟
تلاش ما اين است كه در واقع تعداد بيشتري از خانمها در ليست جبهه متحد اصولگرا باشند و در اين راستا شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرا با اين امر موافق هستند. حضرت آيتالله مهدويكني هم تأكيدي را به شوراي مركزي جبهه متحد داشتهاند كه اين اتفاق بيفتد، يعني حمايت جبهه متحد اصولگرا از خانمهاي توانمند و متعهد جديتر باشد كه در مجلس آينده ما همانطور كه عرض كردم همه به لحاظ كمي و هم به لحاظ كيفي تعداد خانمها و حضورشان پررنگتر باشد و قاعدتاً فقط بحث تهران نيست يعني علاوه بر ليست تهران در ساير استانها و حوزههاي انتخابي ديگر هم نياز داريم. خانمهاي توانمند داشته باشيم كه در حال حاضر ما فقط دو نفر از خانمهايي كه مجلس از ساير حوزههاي انتخابي غير از تهران هستند را داريم و اين يك نقص جدي است و نياز است كه از هر استاني حداقل يك خانم حضور پيدا كند و به نظر ميآيد كه اين يك خواسته حداقلي است، بالاخره در همه استانها خانمها نياز دارند كه با نمايندگان زن ارتباط بگيرند و بعضاً مسائل و مشكلاتشان را با نمايندگان خانم مطرح كنند و ما از جبهه متحد خواستهايم كه اين افق را مدنظر داشته باشند كه از هر استان يك خانمي كه بالاخره شرايط را دارد در ليست جاي بدهد. در واقع اصل شايستهسالاري حمايت شود و شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرا هم با اين امر موافق است، منتها بايد بدانيم آيا خانمهاي توانمند كه قطعاً در كل كشور حضور دارند اين انگيزه را براي حضور در انتخابات دارند و آيا ثبتنام كردهاند يا خير.
چرا حضور زنان در مجلس هيچگاه تأثيرگذار نبوده است؟
من فكر ميكنم يكي از دلايل اين قضيه تعداد خانمهاست و اينكه اگر يك حركت مهم و يك گام جدي در راستاي حقوق خانواده، دفاع از حقوق زنان و تحكيم بنيان خانواده برداشته شود نياز است تعداد بيشتري از خانمها را ما داشته باشيم. خوب است كه در كميسيونهاي تخصصي خانمها حضور داشته باشند، پيشنهادات متنوعي در اين حوزه مطرح شود، ضمن اينكه افراد بايد به اين توجه داشته باشند كه خانمهايي كه معرفي ميكنند صرفاً براساس نوع ارتباط نباشد بلكه بيشتر براساس شايستهسالاري باشد. بايد خانمهاي توانمند به ليستها معرفي شوند و قاعدتاً ممكن است چنين ايدهاي باشد كه برخي افراد خانمهايي را معرفي كنند كه اين خانمها تابع اين حزب و ديدگاههاي حزب هستند و در واقع ما شاهد اين باشيم كه احياناً به لحاظ كيفي در برخي از ليستها خانمهاي توانمند و مقتدر حضور نداشته باشند كه اين يك آفت براي حضور خانمها در مجلس است. افراد فارغ از تعهدات حزبي بايد به اين توجه كنند كه خانمهايي كه معرفي ميكنند و در ليست خود جا ميدهند بايد در حداكثر سطح توانمندي و تأثيرگذاري باشند، در عين اينكه به لحاظ تخصص و تعهداتشان به نظام و انقلاب در واقع سوابق درخشاني داشته باشند. مطالبه مقام معظم رهبري امسال در روز زن (كه ديداري با خانمها داشتهاند) اين بوده كه بايد يك حركت جدي و يك گام بلند در حوزه قانونگذاري و در رابطه با بحث حقوق زنان و تحكيم بنيان خانواده صورت بگيرد، اين مطالبه ايشان قاعدتاً از خانمهاي مجلس است و اگر جريانات تأثيرگذار به اين مطالبه مقام معظم رهبري توجه جدي نداشته باشند و حضور خانمها را تقويت نكنند اين مطالبه مقام معظم رهبري ممكن است كه عملي نشود و در مجلس آينده هم ما نتوانيم شاهد حركت جدي باشيم و از ضرورتهاي اهداف تأثيرگذار اين است كه به اين مهم توجه داشته باشند.
برخي اعتقاد دارند جايگاه زنان نه تنها در يكي دو دهه اخير ارتقا پيدا نكرده بلكه از خانه تنزل پيدا كرده و به بازار كشيده شده كه اين بازار شامل بازار كار، سياست و بازار اقتصاد است و اين الگو هم يك الگوي غربي و اومانيستي ميباشد.
اعتقاد من اين است كه خانمها در طول يك دو دهه گذشته و طول انقلاب پيشرفتهاي چشمگيري داشتهاند چه در حوزه علم، فناوري، پژوهش، تحقيقات، حضور اجتماعي، حضور سياسي و البته ما در اين رابطه كم و كاستيهايي هم داشتهايم كه شما به آنها اشارهاي داشتهايد، اما منظور از حضور پررنگ زنان در عرصههاي مختلف اين نيست كه خانمها در واقع به هر شغلي تن در بدهند و در هر شرايط نامناسبي به لحاظ محيط اجتماعي و اخلاقي حضور داشته باشند به منظور كسب درآمد بلكه ما بايد تلاش كنيم حضور خانمها در سطوح عالي تحصيلات، حضور اجتماعي، فعاليتهاي عامالمنفعه و همچنين حضور سياسي پررنگ باشد و بحث اشتغال نبايد به عنوان يك ضرورت براي خانمها به منظور تأمين درآمد خانواده باشد كه يك خانم مجبور شود در هر محيط شغلي كه خلاف شأن و جايگاه زن مسلمان و ايراني است حضور پيدا كند و در واقع خداي ناكرده باعث آسيبهايي در جايگاه او در خانواده شود و حضور او را در خانواده كمرنگ كند بلكه بايد تعادلي بين حضور اجتماعي زن و حضور او در خانواده به عنوان مدير خانواده و مادر خانواده برقرار شود كه اين وظيفه قانونگذاران و دولتمردان است كه شرايطي را فراهم كنند كه خانمها صرفاً به لحاظ كسب درآمد مجبور به حضور ساعتهاي متمادي در محل كار نباشند و اين وظيفه اول آنها كه همان مديريت خانواده و حفظ كيان خانواده است فراموش نشود.
عدهاي معتقدند در واقع حرف زدن از سهم زن در قدرت، آن هم در جمهوري اسلامي ايران يك حرف ليبراليستي و سكولاريستي است و با اسلام تناسبي ندارد، نظر شما در مورد اين موضوع چيست؟
ما در اين رابطه نگاهمان به تفكر و انديشه حضرت امام (ره) است كه ايشان راهنو و تازهاي را در جلوي زنان گذاشتند و بعد از انقلاب ما شاهد بوديم كه حضرت امام (ره) با خانهنشيني زنان مخالفت و تأكيد كردند كه حضور زنان در عرصههاي سياسي يك ضرورت است و همانطور كه خانمها در سالهاي انقلاب و بالاخره در پيروزي انقلاب نقش ويژه و مؤثري داشتهاند در بعد از انقلاب هم بايد زنان در مسائل كلان مملكت دخالت كنند. حضرت امام (ره) فرمودهاند كه زنان هم دوش مردان بايد در عرصههاي سياسي و اجتماعي حضور داشته باشند و البته تأكيد حضرت امام (ره) حضور ارزش مدار زنان بوده و در چندين جا حضرت امام (ره) اين تأكيد را به جامعه زنان داشتهاند كه حضور خودشان را در بالاترين سطوح سياسي، اجتماعي حفظ كنند كه اين نشان از نگاه بلند حضرت امام (ره) به جامعه اسلامي و در واقع تأثيرگذاري زنان در شكلگيري جامعه اسلامي است چرا كه اگر ما بخواهيم به سمت جامعه اسلامي سير كنيم نياز به حضور خانمهايي با علم، با انديشه و با تجربيات خوب حضور سياسي و اجتماعي داريم كه بتوانيم انشاءالله نوع نگاه و انديشه حضرت امام (ره) را در جامعه ايران اسلامي محقق كنيم.
با توجه به اينكه ما شاهد حضور زن در مجلس و دولت هستيم غربيها باز هم سعي دارند تبعيض جنسيتي كشورمان را مطرح كنند و برخي جاسوسان مثل شيرين عبادي همچنان حقوق زنان در ايران را پايمال شده تلقي ميكند اين كار با چه هدفي صورت ميگيرد؟
علت اين امر اين است كه غرب تلاش دارد كه تئوري اسلام و حكومت اسلامي را شتابزده جلوه دهد و يك بعد مهمي كه غرب روي آن مانور ميدهند اين است كه نوع نگاه اسلام به زن، يك نوع نگاه سنتي و متحجرانه است و اسلام به حقوق زن توجه ندارد و تبليغات جديدي در اين راستا در غرب صورت گرفته است در آن حد كه وقتي ما با زنان در كشورهاي غربي صحبت ميكنيم (و مثلاً سفر اخيري كه به نيويورك داشتيم) خانمهاي آنجا تصورشان اين بودكه خانمها در ايران نه اجازه تحصيلات عالي دارند و نه اجازه دارند كه شغلي را اختيار كنند و نه اجازه حضور اجتماعي دارند حتي باور اينكه زنان در ايران مثل من نماينده مجلس شدند براي آنها خيلي سخت بود كه قبول كنند خانمها در ايران ميتوانند به اين جايگاهها دست پيدا كنند. علتش اين است كه در طول ساليان متمادي رسانههاي غربي تبليغ كردند كه در ايران نوع نگاه اسلام به زن يك نگاهي طالبانيستي است و حقوق اسلام به زن را خانهنشيني زن معرفي ميكنند، اين تبليغات را ما بايد تلاش كنيم با ارائه الگوهايي از زن مسلمان ايراني و با ارائه پيشرفتها و دستاوردهايي كه جمهوري اسلامي ايران داشته و به واقع قابل توجه هم هست را به دنيا ارائه دهيم.
اين نوع نگاه را بايد عوض كنيم به واسطه معرفي دستاوردهاي سيساله جمهوري اسلامي ايران در حوزه پيشرفت زنان. بايد اين حضور زنان و الگوي زن مسلمان ايراني را به جهانيان معرفي كنيم چرا كه امروز غرب با چالشي جدي به تعبير مقام معظم رهبري با بحران در حضور زنان مواجه است. كمااينكه ما طبق آمار ميبينيم حتي يك ميليون زن جوان امريكايي در دام باندهاي قاچاق و اسارت جنسي هستند و با اين شرايط باز غرب تلاش ميكند كه ما را متهم به عدم رعايت حقوق خانمها بكند. ما بايد در افكار عمومي دنيا الگوي زن مسلمان ايراني را معرفي كنيم. قطعاً پاسخ خيلي از ابهامات و مشكلاتي كه غرب در رابطه با زن دارد و حتي كشورهاي شرقي كه نگاه سنتي به زن دارند را خواهيم داد. پاسخ اين مشكلات و چالشها و معضلات را ميتوان در اسلام و نوع نگاه اسلام و حضرت امام (ره) به جايگاه زن ميتوانند جستوجو كنند.
چرا فراكسيون زنان مجلس هشتم سند جامعي براي حضور سياسي - اجتماعي زنان يا الگوي جامعه اسلامي ايران پيشرفت زنان را ترسيم نكرده يا ساز و كار را براي منشور حقوق و مسئوليت زنان در جمهوري اسلامي ايران تدوين نكرده اين موارد نشان از عدم توانايي زنان حتي در حوزههاي تخصصي خود نيست و دليلي براي عدم شايستگي زن در مجلس به حساب نميآيد؟
من اين مسئله را قبول دارم كه مجلس ميتوانست بهتر از اين و در سطح بالاتري از اين در حوزه زنان كاركرد داشته باشد و همانطور كه عرض كردم البته اين قلت عدد و مشغله خانمها در حوزههاي متعدد با توجه به تعداد كمك خانمها هم ميتواند باشد.
به هر حال ما هم نماينده خانمها هستيم و هم مراجعات از سوي آقايان در حوزههاي مختلف داريم و اين باعث ميشود كه ما نتوانيم يك حركت جدي در حوزه زنان انجام دهيم، البته منشور حقوق و مسئوليتهاي زنان در مجلس گذشته به تصويب رسيده و اين به عنوان يك قانون است و دورنماي جامع و كاملي از حقوق و مسئوليتهاي زنان را به تصوير ميكشد. متناسب با آن بايد قوانين واجبتر وضع شود. ما البته در همين مجلس مصوبات خوبي هم در حوزه زنان داشتهايم كه ميتوان اشارتي به فعاليتهاي حوزه قانونگذاري خاص زنان داشته باشيم كه انشاءالله در آينده نزديك، آن را نشان ميدهيم.
مصوباتي كه ما در حوزه زنان و خانواده دنبال كرديم يا اساساً كارنامهاي كه در مجلس هشتم داشتيم خيلي از طرف رسانهها، مورد توجه قرار نميگيرد. رسانهها هم در طول اين چهار سال شايد نوعي بيمهري نسبت به اين حوزه نشان دادهاند. بايد اخبار مربوط به زنان و فعاليتهاي زنان در بين ساير اخبار در وقايع سياسي اجتماعي گم نشوند. به جهت اهميت مباحث مربوط به زنان اخبار مربوط به فعاليتهاي خانمهاي نماينده هم به خوبي پوشش داده شود كه انشاءالله ابهامات در اين زمينه رفع شود.
فراكسيون زنان مجلس از تحرك لازم برخوردار نيست و به نظر غير فعال ميآيد دلايلي نظير قلت تعداد و عدم توجه رسانهها به حوزه زنان توجيه كردن و پاك كردن صورت مسئله نيست؟
من عرض كردم كه شايد خانمها در مجلس هشتم ميتوانستند بيش از اين و جديتر از كارنامهاي كه در حال حاضر در مجلس هشتم دارند ورود پيدا كنند و البته بايد يك آسيب شناسي بشود و در واقع بايد يك مرور و بررسي داشته باشيم، البته به نظرم ميآيد اگر برمصوبات مجلس هشتم در حوزه زنان و خانواده مروري داشته باشيم، ميبينيم تا پايان مجلس ما طرحهايي را داريم و در واقع انشاءالله تا پايان مجلس به تصويب خواهد رسيد و شايد روي اين طرحها دو سال، سه سال و كار مطالعاتي صورت گرفته كه الان به مرحله طرح در صحن علني رسيده و مجموعاً همه اين مطالعات و بررسيهايي كه داريم (با توجه به تعداد كم خانمها) قابل قبول است و البته ايدهآل نيست و خانمها شايد ميتوانستند بيش از اين و بهتر از اين ورود پيدا كنند.
همين عملكرد ضعيف و پر از ترديد به نظر شما باعث عدم استقبال جامعه نسبت به حضور زن نميشود؟
بله، اين قطعاً تأثير دارد، به نظر من در اين حوزه در يك سيكل معيوب قرار گرفتهايم؛ از يك طرف تعداد كم خانمها و عدم توجه احزاب را شاهد هستيم. عدم حضور كيفي خانمها با سطح بسيار بالاي توانمندي باعث ميشود كه عملكرد خانمها در مجلس ايدهآل نباشد و از شرايط ديگر همين قلت عدد و عدم وجود يك حركت جدي در حوزه قانونگذاري در ارتباط با زنان و خانواده باعث ميشود نوع نگاه مردم و رأيدهي آنها به خانمها كمرنگ شود. همين به عنوان يك سيكل معيوب باعث ميشود كه ما اين آفت را در حوزه زنان در ارتباط با قانونگذاري داشته باشيم و راهحل شكافتن اين سيكل معيوب اين است كه توجه ويژهاي به حضور زنان چه به لحاظ كمي يا كيفي بشود كه ان شاءالله در مجلس آتي عملكرد بهتري در عرصه خانمها داشته باشيم كه همين منجر شود كه در دورههاي بعد اعتقاد مردم به نمايندگان زن بيش از پيش شود.
با توجه به اينكه اسلام اولويت را به امور خانه نظير همسرداري و فراهم كردن بستر و زمينه لازم براي رشد و تعالي فرزندان براي زن قرار داده، احساس نميشود كه زن امروز جامعه ما از وظايف اصلي فاصله گرفته است؟
بايد تعادلي بين حضور اجتماعي زن و حضور او در خانواده به عنوان مدير خانواده و مسئول تربيت فرزندان برقرار شود و اين نياز به برنامهريزي دارد يعني ما در چند سطح خانمها را ميبينيم، يك سري خانمها هستند كه به عنوان فعال اجتماعي، زن شاغل يا يك زن در حال تحصيل هستند كه در اين سطح امكان اين هماهنگي وجود دارد و نياز به مديريت زمان توسط خود خانمها و مهارتهاي مديريت زمان وجود دارد. البته خانمها بايد آموزش ببينند كه چگونه ميتوانند اين تعادل را برقرار كنند و حق همه عرصهها را ايفا كنند، هم حق خانواده، حق همسر، حق فرزندان و هم حق حضور اجتماعي و مجموعاً بايد يك تعادل را ايجاد كنند كه مقام معظم رهبري هم تأكيد بر اين دارند كه در واقع از صفر و صد بودن اين حوزه صرفاً خانمها بايد در خانه باشند يا نه آنقدر افراط كنيم كه خانمها عدم حضورشان در خانه و حضور اجتماعي آنها لطمه به بنيان خانواده بزند و اين برقراري تعادل نياز به مهارت خود خانمها دارد.
به نظر شما اين تعادل در حضور برخي خانمها در عرصههاي سياسي و اجتماعي رعايت شده است؟
من فكر ميكنم كه الان در وضعيت كاملاً مطلوبي نيستيم و بايد در واقع در اين رابطه برنامهريزي جدي داشته باشيم و بخشي از آن به خود خانمها برميگردد و بخشي به خود سياستگذاران، قانونگذاران و دولتمرداني كه مطابق شرايط خانمها سياستگذاري و برنامهريزي داشته باشند كه خانمها بالاخره به لحاظ اهميت حضورشان در خانواده و شغل اولشان كه در واقع خانهداري و تربيت فرزندان است لطمهاي نخورد كه در مورد ساعت كار و نوع امتيازاتي كه به خانمها ميدهند اين مسئله لحاظ شود. در مورد سطح مديريتهاي كلان مانند وزارت و نمايندگي مجلس و اينهاست كه اين فرد شرايط ويژهاي را ميخواهد يعني هر خانمي نميتواند با توجه به مشغلههايي كه در خانه و خانواده دارد در واقع ضرورت حضور در خانه و تربيت فرزندان به آن امر اهتمام بورزد كما اينكه خيلي از خانمهاي توانمند را داريم كه اينها انگيزهاي براي حضور در اين سطح ندارند كه علت همان مسائلي است كه در خانه و خانواده وجود دارد ولي به هر حال خانمهايي كه الان در مجلس حضور پيدا كردهاند يا در سطح وزارت يا مديريتهاي كلان، اينها همراهي خانواده و همسر و شرايط مناسب خانواده را داشتهاند كه توانستهاند در اين سطح حضور پيدا كنند و قاعدتاً اگر همراهي همسر، فرزندان، خانواده و همدلي و كمك آنها نباشد اين امكان وجود ندارد و اين شرايط البته شرايطي است كه براي برخي خانمها مهيا ميشود و در اين شرايط آن خانمها به عنوان وظيفه ورود به آن امر پيدا ميكنند و در واقع بايد خيلي جزئيات داشته باشد كه تعادل در اين زمينه رعايت شود و به حق و حقوق خانواده، همسر و فرزندان توجه ويژه شود و البته اين يك اصل ضروري است يعني خانمهايي كه ميتوانند اين تعادل را برقرار كنند و خانواده با آنها همراهي دارد و خودشان هم سطح بالاي تخصص و توانمندي را دارند به عنوان يك ضرورت بايد وارد عرصه اجتماع شوند چرا كه اين خانمها اگر ورود به عرصه قانونگذاري نداشته باشند چه كسي ميتواند شرايط ويژه جامعه زنان را درك كند و قوانين متناسب براي عدم لطمه به تحكيم بنيان خانواده را وضع كند.
چطور ممكن است وزير خانم، نماينده مجلس يا معاون رئيس جمهوري كه اكثر روزها مشغول كار در بيرون منزل است به وظايف ذاتي و انساني خود در درون خانه برسد؟ آيا اين به معني تنزل جايگاه زن در جامعه امروز ما و حركت كردن در مسير كشورهاي غربي نيست و آسيبي جدي براي خانوادههاي ايراني به حساب نميآيد؟
همانطور كه عرض كردم اگر كانون مهر و محبت در خانه و خانواده حكمفرما باشد و انديشه همكاري و همراهي در بين همسران و فرزندان وجود داشته باشد، مشكلات به حداقل ممكن ميرسد. درست است كه امروز ما مصاديقي داريم كه مثلاً خانمهايي در سطح وزير يا نمايندگي مجلس مشغول به فعاليت هستند اما بايد توجه به كيفيت حضور آنان در خانواده هم داشته باشيم. بعضاً ميبينيم حتي مادري در تمام ساعات شبانهروز در خانه حضور دارد و وقت خود را كاملاً در اختيار فرزندان و همسر خود قرار ميدهد اما اين به آن معنا نيست كه اين خانم مادر خوبي باشد و زندگي بدون عيب و نقصي را داشته باشد يا فرزندان خوبي را به جامعه تحويل بدهد. هر چه توجه خانمها به سلامت حضور خود در اجتماع به معناي حضور متعهدانه با حفظ نجابت و حيا و توكل به خداوند و ائمه اطهار (ع) باشد قطعاً اين قشر را از آسيبهاي جدي حفظ ميكند. اين باعث ميشود در كنار ارائه خدمات اجتماعي، در مسير معنوي هم موفق باشند و بتوانند روح ايمان را هم به خانواده منتقل كنند و فرزنداني شايسته به جامعه تحويل بدهند. خانمها كه در حوزههاي اجتماعي مشغول به كار هستند بايد زماني كه در خانه حضور دارند سعي كنند تا با ابزار محبت و عاطفه و ايجاد رابطه مناسب با همسر و فرزندان كانون خانه را گرم و صميمي نگه دارند و همچنان خانواده را در مسير تعالي به پيش ببرند.