محمد صادق زمانی /هنگامی که زشتی برخی پدیده های نابهنجار، غیراخلاقی، غیرقانونی و مصداق عمل مجرمانه در انظار عمومی بشکند و برخی ها بی هیچ حجب و حیا و ترسی در پیشگاه چشمان نظاره گر دیگران مرتکب این رفتارها شوند، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود!
در شهری که کوچه ها، پارک ها، خیابان ها و معابرش صحنه های عاری از حجب و حیا افزون شود، انحطاط و ابتذال اژدهایی می شود که آتش دهانش همه را می سوزاند و خاکستر می کند.
شاید شما هم شاهد صحنه های تاسف بار استعمال مواد مخدر در گذرگاه های عمومی مانند پارک ها، خیابان ها و کوچه ها بوده باشید. صحنه هایی که دیده ایم شبیه هم است؛ در این صحنه ها، بازیگران سودازده مواد، روبروی دوربین چشم ها ما نقش آفرینی می کنند و کشیدن مواد را به تصویر می کشند.
در بسیاری از پارک ها، چند نفر که در بیشتر موارد جوان هستند و میانگین سنی آنها از ۲۰ تا ۳۰ سال است دور هم جمع می شوند و به قول خودشان «سیگاری می زنند»! وقتی می پرسی:«سیگاری یعنی چی؟»، پاسخ می دهند:«یعنی سیگاری که حشیش داخلش ریخته ایم»!
این ساده ترین سبک استعمال مواد مخدر در انظار عمومی است و چون بسیاری از رهگذران در دست این افراد تنها یک سیگار معمولی می بینند و از محتویات درون آن خبر ندارند، بی توجه رد می شوند. خیلی وقت ها، این افراد در خیابان و پیاده روها و در حالی که از کنار عابران رد می شوند، «سیگاری» کنج لبشان است و باکی هم ندارند!
اما برخی دیگر، روی چمن یا نیمکت پارک ها می نشینند و چیزی شبیه پیپ را پک می زنند. ولی این، پیپ نیست «پایپ» است که با آن ماده مخدر شیشه مصرف می شود.
در خیابان ها، پای درختان و یا در پناه شمشادهای بغل پیاده روها، همین بساط به راه است و برخی ها بی هیچ واهمه ای، «پایپ بازی» می کنند!
اگر عابری هم برای لحظه ای شوکه شود و این افراد را خیره بنگرد، با لحنی طلبکارانه به عابر گفته می شود:«چیه؟! برو رد کارت!»
اما هر بار با دیدن چنین صحنه های قبیحی که قبح شکنن اند، این پرسش در ذهن رژه می رود: «چه شده است که اهالی تخدیر، بی واهمه موادبازی می کنند و این جسارت را پیدا کرده اند که قبح قبیح اعتیاد را بشکنند؟!»
تاسف بارتر آن است که به ویژه در پارک ها، کودکان و نوجوانان از کنار چنین صحنه هایی رد می شوند و با نگاهی کنجکاوانه خیره می شوند. بی شک، ذهن جستجوگر آن ها خواهد پرسید:«این ها چه می کنند؟»
این ذهن های کنجکاو بالاخره پاسخ این پرسش خود را می یابند؛ اینجاست که به یک نتیجه گیری دست می زنند:«حتما این کار اشکالی ندارد که آن ها پیش همه انجامش می دهند!»