اتمام ثبتنام كانديداهاي انتخابات مجلس نهم نشان ميدهد كه همه جناحهاي سياسي متناسب يا مهرههاي سفيد يا نشاندار خود به عرصه انتخابات وارد شدهاند. اگرچه ارتقاي سطح تحصيلات نمايندگي به فوقليسانس بخشي از علاقهمندان نمايندگي را از حضور در انتخابات محروم كرد اما عمل به اين قانون باعث شد كه وزانت تخصصي و كارآمدي مجلس آتي قابليت بيشتري را داشته باشد. دقت در هويت ثبتنامكنندگان نشان ميدهد كه همه اضلاع انتخابات ظرفيت آرايش سياسي را در كشور دارند. اصلاحطلبان و عقبه فتنهگون آنها كه بر تحريم (شركت نكردن) تأكيد داشتند، نتوانستند اين راهبرد را عملي سازند. ورود اصلاحطلبان و حتي بخشي از ردصلاحيتشدگان مجلس ششم (رد صلاحيت در آستانه مجلس هفتم) به صحنه انتخابات نشان ميدهد كه اين جناح از رهبري و انسجام واحد برخوردار نيست. حضور اعضاي حزب مردمسالاري و ائتلاف ۱۴ حزب اصلاحطلب، ورود اعضاي حزب همبستگي و اعتاد ملي و خانه كارگر به انتخابات نشان ميدهد كه فقط احزاب غيرقانوني از ثبتنام خودداري كردهاند. علت اين امر نيز به غيرقانوني بودن احزاب مربوط ارتباط دارد. بنابر اين به رغم بلوفهاي سياسي اصلاحطلبان مبني بر تحريم انتخابات، بسياري از آنان وارد عرصه انتخابات شدند. دقت در هويت افرادي كه به اصلاحطلبان گرايش دارند نشان ميدهد كه آنان بيش از ظرفيت حوزه انتخابيه تهران كانديدا وارد عرصه نمودهاند، بنابر اين به رغم اينكه قانون انتخابات افراد را بررسي ميكند و توجهي به جناحبنديها ندارد اما جريان اصلاحات اكنون ظرفيت ساماندهي جناحي را در انتخابات دارد؛ ظرفيتي كه اكنون از دست پدرسالاران مشاركت و مجاهدين خارج است و احزاب اصلاحطلبي كه به صورت اقماري در حاشيه اصلاحطلبان بودند اكنون ميداندار عرصه انتخابات هستند و اين پوستاندازي ميتواند گرايش اصلاحطلبان به مركزيت نظام را تقويت كند.
بسياري از كانديداهاي جريان انحرافي با هويت حاميان احمدينژاد در صحنه وارد شدهاند و آنان نيز ظرفيت ليستي را دارند. در جبهه پايداري اكثريت شاگردان برجسته حضرت آيتالله مصباح در تهران و برخي شهرستانها به ميدان آمدهاند و جبهه متحد اصولگرايان نيز داراي پتانسيل خوبي در حوزه نخبگي است. در عرصه آماري نيز كاهش آمار ثبتنامكنندگان به دليل محدوديتي است كه شرايط جديد تحصيلاتي ايجاد نمود و اين محدوديت نبايد هنگام مقايسه با آمار چهار سال پيش، به عدم اقبال ارجاع داده شود.
اما آنچه مهم است اينكه برخي اعضاي حزب مشاركت تلاش مينمايند، بخشي از اصلاحطلباني كه وارد گود انتخابات شدهاند در قالب سازمان جناحي به آرايش نپردازند تا نقش پدرسالارانه خود را پررنگ نشان دهند بنابراين اصلاحطلباني كه وارد صحنه شدهاند اگر به صورت تمام قامت خود را نماينده اصلاحطلبان ميدانند بايد هم عرض جريان اصلاحطلب به ايفاي نقش پردازند.
حضور كمرنگ كارگزاران سازندگي در انتخابات نشان ميدهد كه آنان به خط تحريم توجه نمودهاند كه اگر اينگونه باشد، اولين اشتباه آنان آخرين اشتباه سياسيشان خواهد بود. امريكا و غرب خط كاهش مشاركت را دنبال ميكنند و طبق قاعدهاي كه مقام معظم رهبري اعلام نمودهاند: «دشمن در اين كشور كسي است كه همان حرف دشمن خارجي را تكرار ميكند.» بنابراين اگر فتنهگران به صورت علني به تحريم يا عدم مشاركت تأكيد نمايند همسويي خود با امريكا را يك بار ديگر ثابت نمودهاند. اما همان ملتي كه با حجم ۴۰ ميليون در ۲۲ خرداد به ميدان آمدند و با همان استعداد در ۹ دي حماسه آفريدند مجدداً نقش خود را ايفا خواهند كرد.
مقايسه ميزان حضور مردم در انتخابات آتي با ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس هشتم ميتواند جايگاه فتنه را روشن نمايد. در اين صورت وزن فتنه يك بار ديگر محك زده خواهد شد. اما آنچه اتفاق ميافتد پوستاندازي جدي جبهه اصلاحات است؛ اين زايش در متن انتخابات امسال انجام ميشود.