اصلاحطلبان كه حالا به سه گروه تقسيم شدهاند، هركدام در پي آن هستند تا بتوانند نظر خود را به گروههاي ديگر تحميل كنند. گروه اول از اين جريان، افرادي هستند كه با پديد آوردن جريانات پس از انتخابات، نيت اصلي خود را كه همان از پاي درآوردن نظام و جايگزيني يك نظام سكولار است علناً اعلام كردند. آنها پس از شكست در تحقق اهدافشان كه از طريق مردم به ايشان تحميل شد، حالا به اين نتيجه رسيدهاند كه با تحريم انتخابات و كاهش مشاركت عمومي، ضربهاي ديگر به نظام وارد كنند و از اين مسير به دنبال تحقق اهداف خود باشند. آنها به خوبي ميدانند كه انتخابات در جمهوري اسلامي، نوعي مشروعيتزايي براي نظام محسوب ميشود و ميزان مشاركت مردم در انتخابات بيان كننده مقبوليت جمهوري اسلامي در نزد افكار عمومي است. بنابراين انتخابات به يك منبع قدرت نرم براي نظام جمهوري اسلامي ايران تبديل شده و وابستگان به جريان فتنه، با درك اين موضوع، تلاشهاي خود را براي از بين بردن اين منبع قدرت آغاز كردهاند. اين جريان هم اكنون با انتشار بيانيههاي مختلف سخن از تحريم انتخابات به ميان آوردهاند كه در اين ميان ميتوان به بيانيه شوراي راه سبز اميد و احزاب منحله و غير قانوني مشاركت و مجاهدين اشاره كرد كه در كنار آنان نيز، برخي از نمايندگان مجلس ششم كه حالا به كشورهاي غربي پناهنده شدهاند نيز با حمايت از اين حركت، اعلام كردهاند كه انتخابات را تحريم خواهند كرد. درست همانند آنچه كه در انتخابات مجلس هفتم به وقوع پيوست اما به رغم اين تحريمها و با آنكه كنترل نهادهاي برگزاري انتخابات در اختيار اصلاحطلبان بود، بازهم مشاركت خوبي در كشور شكل گرفت و اين تحريم بيتاثير شد.
خاتمي در دسته دوم
اما دسته دوم اصلاحطلبان، كساني هستند كه رهبري آنها بر عهده سيد محمد خاتمي است و عمده نيروهاي آنان در داخل كشور هستند. اين گروه براي حضور در انتخابات شرط و شروطي براي نظام تعيين كردند اما نظام هيچ گاه با آنان موافقت نكرد. به همين خاطر، آنها با عدم موفقيت در امتيازگيري از نظام، سعي ميكنند با نزديك شدن به دسته اول و كوبيدن بر طبل تحريم انتخابات، گرفتن اين امتيازها را از راهي ديگر دنبال كنند، البته اين گروه تصميم گرفته تا از طريق حركت با چراغ خاموش و معرفي كانديداهايي بيتابلو، شانس خود را در انتخابات بيازمايد و خود را شريك بخشي از قدرت كند. اما علت حركت چراغ خاموش دسته دوم اصلاحطلبان، فرار آنها از عذرخواهي به خاطر فتنه ۸۸ و همچنين از دست ندادن حمايت دسته اول است.
تكنوكراتها در دسته سوم
شايد مهمترين دسته اصلاحطلبان امروزي، دسته تكنوكراتها باشد؛ دستهاي كه با سكوت در قبال حوادث پس از انتخابات، تلاش كردند ردپاي خود را در شكلگيري اين حوادث پاك كنند. اگرچه برخي از وابستگان به جريان تكنوكراتها نيز به هنگام وقوع فتنه ۸۸، توسط نهادهاي امنيتي دستگير شدند و عملا نقش اين گروه نيز در تامين لجستيكي اين جريانات افشا شد، با اين حال اين دسته بر خلاف دستههاي ديگر اصلاحطلبان به مشاركت در انتخابات اعتقاد دارد و حتي تصميم به معرفي چهرههاي تابلو دار اين جريان به عنوان كانديدا گرفتهاند، حتي هم اكنون اخبار مختلف از احتمال كانديداتوري فرزند ليدر اين دسته نيز حكايت دارد.
اختلاف به سبك اصلاحطلبان
اما قرارگيري اين سه گروه در زير چتر اصولگرايي، بيحاشيه نيز نبوده، چراكه هم اكنون فشار بسيار زيادي از سوي دسته اول، به گروههاي ديگر اصلاحطلبي وارد ميشود تا از طريق همين فشارها، آنها را از حضور در انتخابات منع كند، چراكه حضور تحت نام اصلاحطلبي، عملاً باعث شكست رسمي و نابودي كامل اين دسته خواهد شد. در عين حال، دسته دوم و سوم نيز اختلافات فراواني با يكديگر دارند كه مهمترين اين اختلافات در نوع حضور و همچنين شيوه جذب راي گروههاي مختلف اصلاحطلب است.
هم اكنون گفته ميشود كه برخي ليدرهاي دسته سوم اصلاحطلبي به دسته دوم پيغام دادهاند و از آنها خواستهاند كه با كنار گذاشتن شرط و شروط خود، حضوري فعال در عرصه انتخابات داشته باشند، چراكه امكان اقدام عليه نظام و تحقق اهداف مورد نظر جريان اصلاحطلبي از درون نظام و با در اختيار داشتن قدرت بيشتر است.
از طرف ديگر، تحركات ليدر دسته سوم براي جذب جامعه نخبگاني اصلاحطلب، مورد اعتراض دسته دوم به هدايت سيد محمد خاتمي قرار گرفته و آنها با انتقاد از ليدر دسته سوم، از وي خواستهاند تا قيد نخبگان اصلاحطلب را بزند، چراكه سبد رأي آنها در اختيار خاتمي است.
در مجموع نوع قرارگيري نيروهاي اصلاحطلب در كنار هم و همچنين پاتك زدن آنها به سبدهاي رأي يكديگر، حكايت كننده وجود اختلافات عميق ساختاري درون اين جامعه است، كه باعث شكست قطعي آنان در انتخابات پيش رو خواهد شد.