کد خبر: 457097
تاریخ انتشار: ۰۶ دی ۱۳۹۰ - ۰۶:۴۹
حضور مردم در نهم دي در پي فتنه‌گري فتنه‌گران و توهين به ارزش‌هاي ديني و انقلابي عبرت‌هاي فراواني دارد كه هر انساني را وادار به تأمل و تفكر مي‌نمايد و به يقين عبرت‌آموزي حلال بسياري از مشكلات خواهد بود.
۱- خواصي كه روزي يار امام رضوان الله تعالي عليه بودند و در برابر راه امام‌(ره) ايستادند:
از عبرت‌هايي كه نهم دي ۸۸ برما يادآوري كرد اين بود هر فردي ولو داراي نام و نشاني باشد اگر در دام حيله‌هاي دشمنان درون و برون بيفتد، خواهد لغزيد و خروج و انحراف از جاده حقيقت مساوي با بيرون شدن از خيمه ياوران حق خواهد شد و ملت بدون درنگ با او تسويه حساب مي‌نمايند و در مرحله بعد چطور شد اين خواص به ظاهر در ميدان دشمنان كينه‌توز ملت ايران بازي كردند و حتي منافع ملي را قرباني نمودند؟ در پاسخ مي‌توان گفت چند دليل زمينه اين فتنه‌گري و انحراف از دامن ملت را رقم زد:
الف – گرفتار شدن در دام شيطان
چنانچه اميرالمؤمنان عليه‌السلام در ريشه فتنه جويي مي‌فرمايد: «منحرفان، شيطان را معيار كار خود گرفتند و شيطان نيز آنها را در دام خود قرار داد و در دل‌هاي آنان تخم گذارد و جوجه‌هاي خود را در دامانشان پرورش داد. با چشم‌هاي آنان مي‌نگريست و با زبان‌هاي آنان سخن مي‌گفت، پس با ياري آنها بر مركب گمراهي سوار شد و كردارهاي زشت را در نظرشان زيبا جلوه داد، مانند رفتار كسي كه نشان مي‌داد در حكومت شيطان شريك است و با زبان شيطان، سخن باطل مي‌گويد.» (خطبه ۷‌)
فتنه‌گران ۸۸ با اعتماد به وعده‌هاي شياطين امريكا و صهيونيسم حاضر شدند حتي در برابر توهين و دهن‌كجي‌هاي ضد انقلاب به ارزش‌هاي مردم سكوت كنند و حتي آنها را مردمان خداجويي بدانند و اين انسان را به فكر مي‌اندازد كه شيطان چگونه زير پاي او پوست خربزه مي‌اندازد و به راحتي بازي‌اش مي‌دهد.
ب – هواهاي نفساني
يكي از ريشه‌هايي كه سبب انحراف و سقوط انسان مي‌گردد خواهش‌هاي نفساني است يعني رياست طلبي،‌دنياخواهي كه اميرمؤمنان‌(ع) مي‌گويند: «همانا آغاز پديد آمدن فتنه‌ها، هواپرستي و ... است.» (خطبه ۵۰)
چه انسان‌هايي كه در رتبه‌هاي بالايي قرار گرفته بودند ولكن با گرفتار شدن در خواهش‌هاي نفساني سقوط كردند و براي هميشه در سياه بختي مانند بلعم باعورا نمونه روشني از هواپرستان است كه پروردگار عالم در قرآن براي عبرت‌آموزي بيان مي‌كنند.
آنهايي كه علم فتنه را در ۸۸ برداشتند براي اينكه چند روزي بر ميل خود جواب داده باشند، حاضر شدند مصالح كشور را زير پا بگذارند و از قانون عبور نمايند و با دشمنان ملت همصدا شوند و همين هواپرستي بود كه آنها را زمين زد و در انظار عمومي منفور شدند.
ج – بي‌بصيرتي
از ريشه‌هاي افرادي كه (ولو در ظاهر از خواص بودند) نداشتن بصيرت يعني عدم توانايي تجزيه و تحليل مسائل و به تعبير ديگر نداشتن قدرت تشخيص حق از باطل و اينكه معيارها را گم كردند چنانچه اميرمؤمنان‌(ع) به حارث بن حوط وقتي نزد امام‌(ع) مي‌آيد و مي‌گويد: آيا چنين پنداري كه من اصحاب جمل را گمراه مي‌دانم؟ چنين نيست، مي‌فرمايند: اي حارث! تو زير پاي خود را ديدي اما به پيرامونت نگاه نكردي، پس سرگردان شدي، تو حق را نشناختي تا بداني كه اهل حق چه كساني مي‌باشند و باطل را نيز نشناختي تا باطل گرايان را بداني. حارث در پاسخ امام‌(ع) مي‌گويد:من و سعد بن مالك و عبدالله عمر از جنگ كنار مي‌رويم، امام‌(ع) فرمود: همانا سعد و عبدالله‌بن‌عمر نه حق را ياري كردند و نه باطل را خوار ساختند. (حكمت ۲۶۲)
اشخاصي مانند حارث بن حوط و سعد وقاص‌ها خواص بي‌بصيرتي هستند، علم‌هاي هدايت را كنار مي‌گذارند و به جاي پيروي از امام نور در ميدان پيشواي نار قرار مي‌گيرند.
۲- در گردباد فتنه دشمن پايه‌هاي اصلي يك ملت را هدف قرار مي‌دهد:
وقتي غبار فتنه برخاست و فضا غيرشفاف شد معاندين در كمين نشسته با هجوم گسترده اصول حياتي ملت مورد هدف را بمباران مي‌كنند و سعي دارند آن اصول را از سر راهشان بردارند و مي‌دانند در صورت نابودي پايه‌هاي اساسي به آساني برگرده ملت‌ها سوار شده و هرچه باب ميل‌شان هست به آن مي‌رسند.
در فتنه سال ۸۸ كه فريب‌خوردگان نظام سلطه كه نقش پياده داشتند مستقيماً ‌سراغ اركان اساسي ملت ايران رفتند يعني ايمان، اسلام، ولايت و امامت را مورد حمله قرار دادند. «مرگ بر ولايت فقيه» را سر دادند، نمادهاي محرم و عاشورا را به آتش كشيدند، نقاط قوت نظام را مورد حمله قرار دادند و مقدسات مردم را به سخره گرفتند.
در ماهي كه مردم همگي روزه‌دار بودند ماشين‌هاي پر از نوشيدني‌ها و خوردني‌ها را توزيع كردند و تعدادي از اراذل و اوباش علناً ‌روز‌ه‌خواري كردند، با كفش و بدون وضو در نماز جمعه نماز خواندند و ده‌ها نمونه كه گوياي اين بود دشمنان از كانون‌هايي كه ضربه زدند در صدد نابودي آنها هستند.
اميرالمومنين علي‌(ع) در وصف حكومت بني‌اميه مي‌فرمايند:در آن هنگام كه امويان بر شما تسلط يابند، باطل بر جاي خود استوار شود و جهل و ناداني بر مركب‌ها سوار‌ و طاغوت زمان عظمت يافته و دعوت كنندگان به حق اندك و بي‌مشتري خواهند شد. روزگار چونان درنده خطرناكي حمله‌ور شده و باطل پس از مدت‌ها سكوت نعره مي‌كشد... (خطبه ۱۰۹)
بلي وقتي دشمنان قسم خورده ديدند تعدادي فريب خورده از قوانين عبور كردند زمينه را براي عملي نمودن اهداف پليد خود مساعد ديدند، نعره‌كشان ستون‌هاي استوار ملت را مورد هجمه قرار مي‌دهند و بر احدي رحم نمي‌كنند و آيا اين جاي عبرت‌گيري ندارد؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار