حماسه نهم ديماه ۱۳۸۸ به يكي از نقاط عطف تاريخ انقلاب اسلامي و ايران تبديل شد. اين رويداد بزرگ در بعد زمينههاي پيدايش و دستاوردها و فرصت، قابل تحليل و بررسي است. در اين نوشتار از زاويهاي به اين رويداد بزرگ مينگريم كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است و آن تحليل آماري جمعيت حاضر در نهم ديماه ميباشد. دقت در آمارهاي اعلام شده نشان ميدهد كه اكثريت قاطع كساني كه به ديگر كانديداها (غير احمدينژاد) رأي داده بودند در صحنه نهم دي در سراسر كشور و خصوصاً تهران حاضر بودند.
پشتوانه اين مدعا جمعيت حاضر در صحنه و تفاوت آن با ميزان رأيدهندگان به احمدينژاد است. طبق آمارهاي اعلام شده توسط وزارت كشور در نهم ديماه (تبريز هشتم ديماه) حدود ۴۰ ميليون ايراني در سراسر كشور به ميدان آمدهاند، جمعيت حاضر در نهم ديماه از كودكان ابتدايي و راهنمايي به دليل سرما و تعطيل نبودن اين دو مقطع تحصيلي در آن روز تهي بود.
بنابراين تركيب اين ۴۰ ميليون تقريباً همان ۴۰ ميليوني است كه در ۲۲ خردادماه به پاي صندوق رأي رفته بودند. مقام معظم رهبري در خطبه به ياد ماندني ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ فرمودند: خط انقلاب ۴۰ ميليون رأي دارد و براي اثبات اين مدعا، هويت تك تك كانديداها و نسبت آنان با نظام و انقلاب اسلامي را يادآور شدند. به تهران در ۹ دي نگاه كنيد.
طبق اعلام رسمي وزارت كشور كه بر مبناي محاسبات مهندسي صورت گرفته بود، جمعيت حاضر در ميدان انقلاب تهران و خيابانهاي همجوار بيش از ۴ ميليون نفر بوده است. حال آنكه رأي احمدينژاد در تهران حدود ۲ ميليون رأي بود و رأي موسوي حدود ۲ ميليون و ۳۰۰ هزار نفر. حال اگر تمامي كساني كه به احمدينژاد رأي داده بودند به خيابان آمده باشند، نبايد آمار جمعيت حاضر از ۲ ميليون نفر تجاوز كند. پس جمعيت ۴ ميليوني را چه كساني تشكيل ميدادند؟ سرجمع رأي احمدينژاد و موسوي در تهران حدود ۵/۴ ميليون نفر بود و جمعيت حاضر در روز نهم دي نيز بالغ بر ۴ ميليون بود. آيا امكان داشته است كساني كه به كلي در انتخابات شركت نميكنند، در راهپيمايي ۹ دي شركت كرده باشند. اين نظر را نميتوان به صورت مطلق رد كرد اما كسي كه تعمداً در انتخابات شركت نميكند نميتواند دل در گرو اصل نظام و انقلاب داشته باشد و طبيعتاً راهپيماييهاي ملي نيز براي وي بيمفهوم است.
بنابراين ميتوان اكثريت مطلق افرادي را كه حماسه ۹ دي را آفريدند، كساني دانست كه به همه كانديداها رأي داده بودند. شايد كساني كه به موسوي رأي داده بودند و روز ۹ دي به ميدان نيامدند چند ده هزار نفر باشند اما اگر بگوييم اكثريت آنان غايب بودند جمعيت ۴۰ ميليوني را چگونه ميتوان توجيه كرد؟ بنابراين بايد نتيجه گرفت كه نظام جمهوري اسلامي ايران در جذب معترضين به نتيجه انتخابات و رفع ابهام اكثريت آنان موفق بوده است. به همين دليل بود كه پيشبيني اتاق فكر فتنه در لندن در خصوص ۲۲ بهمن آن سال و اسب ترواي مهاجراني خالي از آب درآمد و فتنه براي هميشه به محاق رفت. عاشورا، رهبري ديني و مردم را بايد سه ضلع آفريننده حماسه۹ دي دانست كه جايگاه مردمي نظام جمهوري اسلامي را مجدداً به رخ جهانيان و خصوصاً جهان غرب كشيد، اعتماد به نفس ملي را ارتقا داد و خواص انقلاب را روحيه و باوري مضاعف بخشيد، قدرت بسيجگري نظام را نمايان كرد و دشمنان را به تنظيم روابط مجدد خود با نظام جمهوري اسلامي رهنمون شد.
به تعبير مقام معظم رهبري فتنه ۱۳۸۸ فراتر از آمدن عدهاي در خيابان بود و جمع كردن آن با روشهاي امنيتي و انتظامي امكان نداشت. آنچه فتنه را به محاق برد حركت توفنده و ۴۰ ميليوني مردم بود. اما آسيب جدي آن است كه آن حماسه بزرگ نيروهاي انقلاب اسلامي را خاطرجمع نمايد و آنان همه چيز را تمام شده تلقي كنند. دشمن در هيچ شرايطي انقلاب اسلامي را رها نخواهد كرد. امام راحل ميفرمود:«ما چه بخواهيم و چه نخواهيم استكبار و صهيونيستها در تعقيبمان خواهند بود تا حيثيت مكتبيمان را لكهدار كنند.» و باز ميفرمود: «بزرگترين سادهانديشي آن است كه گمان كنيم جهانخواران ما را رها خواهند كرد.» لذا هوشياري امروز بايد همانند هوشياري ۹ دي به قوت خود باقي بماند.
نكته دومي كه ميتواند به حماسه ۹ دي آسيب رساند، صاحب پيدا كردن آن است. نبايد كسي باور كند كه خالق آن حماسه است. آن حماسه فقط در انحصار اصل نظام و ملت بزرگ ايران است و نكته سوم اينكه نبايد از حماسه ۹ دي آنقدر و بيموقع هزينه كرد تا زدگي ايجاد شود. حماسه ۹ دي نياز به تبليغ ندارد. ۴۰ ميليون جمعيت حاضر خود مبلغان آن هستند. ميزان مشاركت، زمينههاي شكلگيري و دستاوردها و فرصت و ايضاً آسيبهاي حماسه ۹ دي فقط نياز به تبيين و تحليل دارد. مطالبه رهبري از نيروهاي انقلاب اسلامي تبيين آن است، تبييني كه ريشه را در ايمان مردم و دفاع از جمهوريت نظام ببيند.