پاسخ یک: در تمام عصر اصلاحات، آنچه توسط فتنه گران و منحرفان آن روز صورت گرفت، حمله آشکار و به اصطلاح «رو» به مبانی و اصول انقلاب اسلامی بود. شهادت را خشونتطلبی نام مینهادند، ولایت فقیه را دیکتاتوری فرد صالح میخواندند، امام خمینی(ره) را متعلق به دوران ماضی و اندیشهاش را مال موزهها مینامیدند، دوره شعارهای اسلامگرایانه و بر مدار اللهاکبر را تمام شده قلمداد میکردند، پافشاری بر اصول و ارزش ها را با عنوان واپسگرایی یاد میکردند، جنگ تحمیلی را با طعنه برادرکشی تخطئه میکردند و کارهایی از این قبیل، اما چند سالی طول کشید که فهمیدند بهتر است با همان شعارهای انقلاب، به جنگ انقلاب بروند. سر همین در فتنه هشتاد و اشک، به ویژه روزهای اول فتنه که نفاق شان برجستهتر بود، به جای حمله مستقیم به شعارهای انقلاب، در لوای همین آرمانها، و زیرکانه، به باطن و اصل انقلاب اسلامی حمله کردند؛ این بار از امام(ره) و خط امام و دهه ۶۰ و جنگ و اللهاکبر و شهادت و شهید و خانواده شهدا و... بهظاهر به نیکی یاد کردند تا بلکه جمهوری اسلامی را با همان شعارهای خودش زمین بزنند. منتها قصه این بود که در یک کلام به اسم «محمد»، «علی» را بکوبند! و در زیرمجموعه همین قصد شوم بود که مثلاً «همت» و «باکری» را قبول داشتند، اما فقط به عنوان یک چماق بر سر بسیجی امروز. بگذریم که ماه ها و هفته های آخر فتنه، ذات پلید خودشان را رو کردند و زیاد نتوانستند در لاک نفاق، خودشان را مخفی نگه دارند.
پاسخ دو: آنچه «جریان انحرافی» این روزها انجام میدهد، تلفیقی از دو مدل فتنهآفرینی بالاست و از همین رو، لازم است که با مرور انحراف اصلاحطلبان در دو شکل ۷۸ و ۸۸ بیشتر شگردهای جریان منحرف را رصد کنیم. باورم هست که جریان انحرافی، نه به مدل سال ۷۸ عمل میکند و نه به مدل سال ۸۸ بلکه کارش، آمیزشی از هر دو شگرد است. یعنی در مقام عمل، مثل اصلاحطلبان در سال ۷۸ مشی میکند، لیکن در باب حرف، مثل فتنهگران در سال ۸۸ و اینگونه است که بازی جریان انحرافی پیچیده میشود. به عبارت روشن تر و به عنوان مثال این جریان اگر چه در مقام رفتار، رئیس قوه مجریه را توصیه به دورکاری و دور شدن از خط ولایت فقیه و ملت میکند، لیکن در مقام گفتار، دست به ادعاهای آبکی میزند؛ نظیر اینکه اگر رهبر امر کند، ما حتی از همسرمان هم طلاق میگیریم!!
و اما با دو سؤال دیگر، پلاک امروز را خاتمه میدهم. پاسخ به این پرسشها، با شمای خواننده.
یکم: چرا فتنهگران دوست دارند تعداد وکلای انحرافی ها در مجلس آتی بیشتر باشد، و چرا جریان انحرافی هم دوست میدارد که تعداد اهالی فتنه در صحن بهارستان؟!
دوم: برای اینکه نگذاریم میان جریان انحرافی و سران فتنه، «هم افزایی» صورت بگیرد، چه باید کرد؟!