کد خبر: 456646
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۸
نبردهاي اطلاعاتي و اهميت آن از جنگ سرد تا عصر ارتش‌هاي نامرئي
علي قربان‌نژاد | در دوره استالين نيروي جاسوسي و ضدجاسوسي شوروي در بهترين دوران خويش به سر مي‌برد. در اين دوران، گسترش كمونيسم و نفوذ آن در كشورهاي امريكاي جنوبي، ايالات متحده را در نگراني عميقي فرو برده بود؛ كشورهايي كه ارباب قدرتمند شمالي به آنها به عنوان رعيت خويش نگاه مي‌كرد!
اين ماراتن قدرت نمايي از سه بخش اصلي تشكيل مي‌شد: ۱) ايدئولوژي هر ابرقدرت و سعي در بسط و گسترش آن ۲) نبرد اطلاعاتي ۳) رقابت تسليحاتي.
در مورد نخست، عرصه بر امريكا بسيار تنگ شده بود و كمونيسم به شدت رو به گسترش بود. به همين دليل ايالات متحده بر نبرد اطلاعاتي و رقابت تسليحاتي تمركز بيشتري يافته بود.
با اين وجود، نيروهاي اطلاعاتي شوروي معروف به «كا.گ.ب» به اطلاعات ذي قيمتي دست يافتند و بلافاصله اطلاعات به دست آمده را به كرملين ارسال كردند. اين اطلاعات از شروع تلاش امريكايي‌ها براي ساخت زير دريايي اتمي خبر مي‌داد.
استالين بدون فوت وقت سران دولت را احضار كرد. پس از جلسه، ليستي از بهترين كارشناسان و متخصصان بود كه بايد همان لحظه اتومبيل هايي براي آوردن هر يك فرستاده مي‌شد. نكته قابل توجه، اهميت استالين براي زمان است و اين موضوع كه گاهي اطلاعات در اين لحظه داراي ارزش است، اما ممكن است فردا ديگر آن ارزش را نداشته باشد.
هر مأمور به همراه راننده‌اي در همان نيمه‌شب به در خانه فرد مورد نظر مي‌رفت و به وي مي‌گفت: «شما طبق دستور رفيق استالين براي مأموريت فوق‌سري احضار شده‌ايد. به خانواده بگوييد ممكن است تا چند ماه نتوانيد به ديدارشان بياييد.»
آنچه روايت مختصر اين بخش از تاريخ را سبب شد، بيان اين نكته است كه هرگاه عزم و اراده ملي دست در دست وفاق و همدلي در جهت نيل به هدف يا اهدافي قرار گيرد- از رؤساي قواي مختلف تا مردم جامعه- رسيدن به نتيجه بسيار محتمل خواهد شد. با آنكه زمان به نفع ايالات متحده بود ولي شوروي از جهت اطلاعات جلوتر قرار داشت. از آن جهت كه امريكا در وهم خويش به راحتي به هدفي مي‌انديشيد كه تنها خودش به آن سمت در حركت بود؛ لكن پرسنلي كه تحت حفاظت بسيار شديد و بدون هيچ‌گونه ارتباط با بيرون در پايگاهي در سيبري بي‌وقفه مشغول به كار بودند، مي‌دانستندكه امريكا از چندي پيش ساخت زيردريايي اتمي را كليد زده است، همين نكته كوچك و به ظاهر كم يا بي‌اهميت، در ذهن آن عده رقابتي را ترسيم مي‌كرد كه به سرعت بخشيدن به كارها ضمن دستيابي به نتيجه‌اي مطلوب‌تر كمك مي‌كرد. نه تنها نگهبانان بلكه افسران آن پايگاه نيز از اينكه در آن سيلوي بزرگ چه مي‌گذرد، اطلاعي نداشتند.
دقت در اين ماجرا به ما يادآور مي‌شود كه در نبرد از هر نوع آن- تهاجم فرهنگي تا انقلاب‌هاي هيجان‌زده و رنگي كه ماحصل كسب اطلاعات دقيق از فرهنگ و علائق كشور هدف است- جمع‌آوري و تجزيه و تحليل داده‌ها تا حد ممكن به بخش‌هاي كوچك‌تر تقسيم شده و به نكات ريزتر معطوف مي‌گردد، تا آنجا كه در انقلاب‌هاي رنگي، رنگي را انتخاب مي‌كنند كه اثرگذاري‌هاي ديني، تاريخي داشته باشد. رنگ براي هر كشوري با در نظر گرفتن عقايد ديني و مذهبي، يا تاريخي و حماسي و ملي انتخاب مي‌شود و به عده‌اي كه چشمانشان به سمت صفحه تلويزيون است اما مغزشان در حالت «استند باي» است و شبكه‌هاي ماهواره‌اي به جاي ايشان فكر و نتيجه‌اي از پيش آماده را تحويل مي‌دهند، توجه دارند. اين نتيجه و تصميم‌گيري حتي تا رنگي كه در سال پيش‌رو بايد دوست داشته باشند هم پيش مي‌رود. پرداختن و دقيق شدن بر شيوه‌هاي حملات رسانه‌اي خود فصلي مفصل است كه در مجالي فارغ از عجله بايد بر آن دقيق شد.
امريكايي‌ها پس از پايان ساخت و گذراندن مراحل آزمايشي زيردريايي اتمي خود و حصول اطمينان از سلامت و صحت عملكرد بخش‌هاي مختلف آن، براي نمايش اقتدار خود در تمام عرصه‌ها و استهزاي رقيب خويش كه فريب سكوت و آرامش پيش از توفان را خورده، تاريخي را طي همان روزها براي به آب افكندن نمادين زير‌دريايي اتمي خود اعلام كردند كه با حساب پنتاگون، در دريا قدرت بلامنازع جهان شوند و شوك سختي به شوروي وارد خواهند كرد.
در حالي كه رسانه‌هاي آن روزگار جهان از سرعت، دقت در هدف‌گيري، جهت‌يابي دقيق و توان شليك مهمات ريز و درشت اين زيردريايي به وجد آمده بودند، ناگهان خبري باعث نخستين سكته پنتاگون شد؛ شوروي زير‌دريايي اتمي خود را به صورت آزمايشي به آب افكند كه از سرعت گرفته (نزديك به دو برابر) تا قدرت مانور و نيز در جابه‌جايي از زير سطح به سطح آب و بالعكس از رقيب امريكايي خود بسيار كارآمدتر بود. پنتاگون تاكنون چنين تحقير نشده بود. در حقيقت آنها فريب خورده فريب خود شده بودند. زيردريايي روسيه به علتي كه هرگز از در يقين به دست نيامد، دچار سانحه شد و همراه با انفجاري مهيب، به آرامش عميق اقيانوس رسيد. البته بيان اين نكته از ارزش و توانمندي گروه‌هاي مختلف شوروي در آن زمان نمي‌كاهد.
مرور ماجراي زيردريايي اتمي و عملكرد دو ابرقدرت، نكاتي بسيار مهم را به ما يادآوري مي‌كند:
الف) اهميت كسب اطلاعات دقيق از كشورهاي ديگر خاصه امريكا كه هيچ وقت نمي‌توانيم هم «يا‌لثارات الحسين‌(ع)» بگوييم و هم دست آغشته به خون ملت‌هاي امريكا را بفشاريم. همچنين رژيم جعلي و غاصب قدس شريف و حتي برخي از حكومت‌هاي منطقه كه از هيچ خدمتي به امريكا و فرزند طاعون‌زده‌اش اسرائيل دريغ نمي‌كنند، حتي كشتن مسلمانان يمن و بحرين.
ب) در جنگ‌ها و نبردها- از هر نوع آن- تنها زماني به نتيجه مطلوب دست مي‌يابيم كه اطلاعات دقيق و سالم كه خود به دست آورده‌ايم در اختيار داشته باشيم و اين هدف ميسر نمي‌شود مگر اينكه با تمام جان و تن شيفته وطن و نذر يار و دلي در بند ولايت، آزاده و استوار تا قطع كامل هر نوع وابستگي بكوشيم (اللهم قو علي خدمتك جوارحي) چراكه در عصر سرعت، دقت و ظرافت (حركت پنهان و دور از چشم دشمن) لاجرم به ابزارهاي مناسب مانند همين
«خفاش جاسوس RQ-۱۷۰» نيازمنديم كه البته نيروهاي نظامي ايران با كمك سازمان خودكفايي نيروهاي مسلح وزارت دفاع، چندين سال است كه در شمار چند كشور سازنده پرنده‌هاي بدون سرنشين و رادار گريز از گونه‌هاي شناسايي و مهاجم قرار دارد.
ج) دستيابي به اطلاعات اگر بدون جلب توجه رقيب باشد، اهميتي ويژه دارد وگرنه آگاهي رقيب از اينكه شما موفق به كسب چه اطلاعاتي شده‌ايد- علي‌القاعده- زحمتي است كه بر باد است و حتي ممكن است تبديل به تله‌اي مهلك براي نيروهاي خودي شود.
كاهش رقابت پس از تك‌قطبي شدن
پس از فروپاشي شوروي و آخرين مدل از سري هواپيماهاي اعجاب‌انگيز «سوخو ۲۴» كه شوروي آن را در مقابل آخرين مدل از جنگنده‌هاي «فانتوم» البته در آن زمان ساخته، رؤيت شد. اما سوخو ۲۴ قابليت‌هايي دارد كه اين هواپيما را قادر مي‌سازد تا در عمليات‌هاي آفندي و پدافندي ايفاي نقش كند. سوخو ۲۴ حاصل طراحي‌هاي دقيق متخصصان شوروي سابق بود.
اين هواپيما قادر است با ارسال امواجي در رادار اختلال ايجاد كند و رادارها را فريب دهد. از سوخو ۲۴ براي عمليات‌هاي شناسايي و تصويربرداري از مواضع دشمن نيز استفاده مي‌شود. به دليل همين قابليت‌ها و سرعت ايده‌آل اين پرنده چندين‌بار در كشورهاي اروپايي نظير فنلاند چند كشاورز از مشاهده شيء پرنده‌اي كه در ارتفاع بسيار پايين و با سرعتي اعجاب‌انگيز از فراز سر آنها عبور كرده است، خبر دادند. امريكا بارها شوروي را به جاسوسي در كشورهاي اروپايي متهم كرد. در مقابل شوروي نيز با استناد به گزارش‌هايي پيرامون مشاهده اشياي عجيب پرنده كه به «يوفو» مشهور شده بودند، باعث نگراني در مقامات هر دو كشور شده بود. در بعضي موارد افرادي كه موفق به عكس گرفتن يا تصويربرداري از يوفو‌ها شده بودند، پس از مشاهده تصاوير يا عكس‌ها لحظاتي مات و مبهوت مي‌شدند. اين اشياي پرنده هيچ شباهتي به هواپيما يا ديگر پرنده‌هاي ساخت بشر نداشت. نكته اعجاب‌انگيز ديگر اين بود كه يوفوها مي‌توانستند در آسمان و بر فراز هر جا ثابت بمانند، كساني كه از فاصله نزديك‌تر يوفوها را رؤيت كرده‌اند، در اظهارات خود مدعي شدند هيچ صدايي كه انتظار مي‌رود از موتور نيروي محركه اين اشياي پرنده باشد، نشنيده‌اند و اعجاب‌انگيزتر سرعت فوق‌العاده زياد آنهاست و برخلاف موتورهاي ساخت دست بشر كه براي رسيدن به حداكثر توان خود زماني را نياز دارند كه از آن با عبارت صفر تا ۱۰۰ نام برده مي‌شود، در يوفوها اثري ديده نمي‌شود، يعني آنها در آغاز حركت خود مي‌توانند با حداكثر توان خويش حركت كنند!
از موارد مذكور مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه از مهم‌ترين اهداف دستگاه‌هاي اطلاعاتي- امنيتي در سراسر جهان پي بردن به آخرين فناوري‌هاي كشورهاي ديگر است تا به مدد اين اطلاعات قدرت دفاعي و تهاجمي كشورهاي ديگر را تخمين بزنند و البته مسئله به اين مهمي كمترين استفاده از توان پنهان كشورهاي ديگر است. براي پي بردن به اهميت اين موضوع كافي است به ماجراي پرنده جاسوس ايالات متحده RQ- ۱۷۰ نگاه كنيم.
پس از انتشار خبر شكار طلايي RQ- ۱۷۰ در آسمان ايران، در سازمان سيا (CIA) لرزه‌اي و ولوله‌اي به راه مي‌افتد. مقام‌هاي ارشد اين سازمان اما از ساعت‌ها قبل منتظر اعلام خبري از جانب ايران بودند، چراكه هدايت‌گر اين جاسوس امريكايي خبر ناپديد شدن هواپيما را از صفحه رادارش به سرعت به مقام مافوق خود گزارش كرده است. با تمام اين اوصاف هنوز كورسوي اميدي در دل اين عده به عبث روشن است، چراكه مدت‌ها پيش از اين، هواپيماي شكاري ارتش جمهوري اسلامي ايران از پايگاه مهاباد براي رصد و رديابي شيء مرموزي كه ورود آن را به خاك ايران هيچ راداري ثبت نكرده به پا مي‌خيزد. از آنجا كه آنها اين شيء را در صفحه رادار ندارند، بايد به امداد خداوند و به ياري چشمان تيزبين و تجربه و درايت‌شان آن را بيابند. كار سخت مي‌شود و دو هواپيماي ديگر برمي‌خيزند. سرانجام تيزپروازان ارتش ولايت اين جاسوس رژيم غاصب قدس را تعقيب كرده و به ماهيت آن پي برده‌اند اما مهار آنها كار آساني نيست. حسگر‌هاي موجود در اين هواپيما با احساس كوچك‌ترين خطر اقدام به خودزني مي‌كنند، چراكه در بخشي از ميان بال و بال‌هاي كوچك انتهاي هواپيما آن اندازه مواد منفجره تعبيه شده كه اين پرنده را به خاكستر تبديل كند. لاجرم قبل از خروج از مرزهاي كشورمان، اين پرنده هدف راكت هواپيماي شكاري قرار مي‌گيرد.
ساعت‌ها مي‌گذرد و مقام‌هاي سيا در تشويش و نگراني كه حتماً ايراني‌ها باز موفق شده‌اند يكي ديگر از اين جاسوس‌ها را مورد هدف قرار دهند، البته خود اين موضوع هم چندان كم‌اهميت نيست، چراكه در مورد قبلي هواپيماي مورد هدف قرار گرفته از پايگاهي در جنوب تركيه كه به امريكا تعلق دارد، عازم ايران شده بود، به طوري كه كيلومترها از حريم هوايي تركيه را پيموده و هيچ يك از پايگاه‌ها و رادارهاي ارتش تركيه چيزي را ثبت نكرده است. تنها اين موضوع مي‌تواند حاوي خبري بسيار خوب براي سازمان سيا باشد: ايران به فناوري مورد استفاده در اين هواپيما دست نيافته است.
اما ... ۲۴ ساعت گذشته ... در ايران و در ميان نيروي هوايي سپاهيان الله و ارتش نامرئي ايرانيان (ارتش سايبري) غوغايي برپاست. غريو شكر و شادي. در آن سو سازمان سيا (مزدوران لابي‌هاي صهيونيستي) پخش تصاوير پهپاد از تلويزيون ايران را كه به طور كامل سالم است، پس از ماجراي زيردرياي اتمي در زمان استالين بزرگ‌ترين گاف ايالات متحده مي‌دانند.
سازمان CIA و پرسش‌هاي بي‌پاسخ
- با اين وجود هنوز سؤالاتي پيش روي سازمان سيا قرار دارد؛ سازماني كه هميشه در مقام طراح بوده است:
- دو هواپيماي ايراني تجهيز شده به سلاح ارتش سايبري در آسمان در انتظار اين هواپيما بوده‌اند! افتضاحي كه مي‌تواند تمام هيمنه سيا و موساد را بر باد دهد، يعني سازماني با توان ماهواره‌اي و نيز رادارهاي قوي و هواپيماهايي از خانواده آواكس چقدر راحت به دام ايران اسير مي‌شود؟!
- از دريچه‌اي ديگر، تاكنون اگر امريكا نسبت به اينكه توان ايران در تمام عرصه‌ها بيشتر از آن است كه خود ايران در مانورها يا رژه‌ها به نمايش مي‌گذارد، شك و ترديد داشت، اكنون ديگر به يقين رسيده است.
- نكته بعدي اطلاع ايران از لحظه پرواز اين جاسوس پرنده از پايگاه هواپيماهاي بدون سرنشين در خاك پاكستان است. آيا نيروهاي اطلاعاتي ايران از مدت‌ها قبل چنين دقيق پايگاه به اين مهمي امريكا را زيرنظر داشته است؟ اگر چنين باشد نيروهاي ايران مي‌توانند بر تمام پايگاه‌هاي خاورميانه و شمال آفريقا اشراف داشته باشند.
ارتش سايبري ايران از داخل خاك ايران با نفوذ به خانه شرارت به سرعت زبان، كد و رمزهاي آنان را كشف و تمام راه‌هاي جاسوسي را كه به آهستگي قدم برمي‌داشت، بسته است و آنها غافل از اينكه چشمان بيدار محافظان اين مرز و بوم كه مدد از الله مي‌گيرند بر مدار ولايت حامي دين خدا و مستضعفان عالم است تا آمدن موعود.
«ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار