مصوبه مجلس شوراي اسلامي در زمينه الزام دولت جمهوري اسلامي ايران به كاهش روابط با انگليس و حوادث بعد از آن، دورخيز كشورهاي اروپايي و ديگر متحدان آنها را براي تشديد تحريمها و تشديد فشارها بر ايران به دنبال داشت و در همان روزهاي آغازين به ميدان جديدي از جنگ رواني نظام سلطه عليه ايران تبديل شد، اما اين تب تند كه با تصويب يك مصوبه تكراري اتحاديه اروپا براي تحريم تعدادي از بازرگانان و شركتها و تعدادي از ملوانان شركتهاي كشتيراني ايران همراه شد به سرعت رو به سردي گراييد و البته تحتالشعاع اقدام غيورمردان سپاه اسلام و نشاندن يك فروند هواپيماي پيشرفته امريكايي به محاق رفت.
اهميت اين فراز و فرود تا به آنجا بود كه مجله امريكايي نيز نتوانست تعجب خود را نسبت به آن، بهويژه تحقير استعمار پير انگليس، پنهان كند. آنگاه كه مينويسد: تصور نميرفت اروپا بهويژه پس از حمله به سفارت انگليس در تهران واكنشي نرم در قبال ايران نشان دهد، اما اين دقيقاً همان چيزي بود كه رخ داد. خبر واقعي اقدامي است كه اروپا انجام نداد، يعني اعلام توافق در مورد تحريم كامل واردات نفت ايران كه فرانسه پيشنهاد داده بود و بريتانيا و هلند هم از آن حمايت ميكردند.
در زمينه ريشههاي ناتواني حصول توافق بر سر تحريم خريد نفت يا تحريم بانك مركزي ايران اگر چه دلايل چندي از سوي نظريهپردازان و كارشناسان غربي از جمله تأثير اين اقدام بر اقتصاد اروپا، افزايش قيمت جهاني نفت، سقوط اقتصاد برخي از كشورهاي اروپايي نظير يونان و ايتاليا كه پيش از سايرين به نفت ايران وابسته هستند، مطرح شده و از سوي ديگر آنها اذعان دارند كه اين تحريم چندان تأثيري بر فروش نفت ايران نداشته و ايران قادر خواهد بود كه بازارهاي جايگزين را پيدا كند، اما به نظر ميآيد ريشه اين واكنش را بايد علاوه بر مؤلفههاي اقتصادي، در جاي ديگري نيز جستوجو كرد. تجربه بيش از ۳۰ سال ايستادگي نظام اسلامي در برابر نظام سلطه نشان داده است كه هر بار ايران اسلامي دربرابر تهاجم برنامهريزي شده و هماهنگ غرب ايستادگي كرده است، دشمن وادار به عقب نشيني و پذيرش شروط ايران شده است و هر گاه توانسته اندك ضعف و ترديدي در ديپلماسي و راهبردهاي ايران بيابد بر فشارهاي خود افزوده است.
در اين زمينه شايد بازخواني ماجراي قهوهخانه ميكونوس در آلمان و سيلي محكمي كه از حسينيه امام خميني(ره) بر گوش كشورهاي اروپايي نواخته شد معيار مناسبي براي نحوه تنظيم روابط با كشورهايي باشد كه به زبان زور و سلطه در مواجهه با كشورهاي مستقل عادت كردهاند.
پس از ماجراي ۲۶ شهريورماه سال ۱۳۷۱ در يك رستوران به نام ميكونوس در برلين كه طي آن در يك ماجراي درگيري سه تن از اعضاي مركزيت حزب دمكرات كردستان به هلاكت رسيدند، دادگاهي در آلمان، پنج سال بعد از آن ضمن صدور رأي براي برخي از متهمان حادثه، بعضي از مسئولان نظام جمهوري اسلامي را نيز به اتهام صدور حكم قتل نامبردگان محكوم و به تبع آن سفير آلمان را نيز از ايران فراخواند و كشورهاي ديگر اروپايي نيز سفراي خود را فرا خواندند. در پي اين اقدام مستكبرانه كشورهاي اروپايي، مقام معظم رهبري در ارديبهشت سال ۷۶ در جمع معلمان با اشاره به رفتار استعمارگرانه كشورهاي اروپايي بهويژه آلمان، به دستگاه سياست خارجي كشور تأكيد ميكنند كه ضمن واكنش قدرتمندانه در برابر اروپاييها، دستور ميدهند كه سفير آلمان در ايران نبايد تا مدتي به ايران باز گردد و بقيه هم اگر بنا دارند كه به عنوان يك حركت آشتي جويانه برگردند مانعي ندارد اما در بازگشت سفراي ايران به اروپا نبايد هيچ عجله شود، بايد آن گونه كه عزت اسلامي اقتضا ميكند عمل شود.
اكنون و در بررسي تطبيقي شرايط ايران و اروپا، بهطور قطع ايران اسلامي بسيار قدرتمندتر از گذشته توانسته است تمامي راهبردهاي نظام سلطه در يك «استراتژي تركيبي» را خنثي كند و به عنوان نقطه ثقل حركت بيداري اسلامي به نقطه كانوني تحولات منطقه تبديل شود و در نقطه مقابل اروپا بسيار ضعيفتر از گذشته درگير بحران بزرگ اقتصادي است كه حتي موجوديت خود را نيز زير سؤال ميبيند و در اين شرايط البته دستگاه ديپلماسي كشور بايد بسيار پوياتر و فعالانهتر عمل كند كه متأسفانه اينگونه نيست. سردرگمي دستگاه سياست خارجي در مواجهه با اين تحولات ميتواند هزينه مضاعفي را بر نظام جمهوري اسلامي تحميل كند.