شام غریبان است، دشت نینوا با خیمههای سوخته و تاریکی دهشتناک سعی دارد اتفاقات ظهر را فراموش کند. در گوشهای از دشت بانویی نشسته و بدون حضور برادرش ذکر «یا رب» را بر زبان جاری ساخته است و در آرزوی ظهور منتقم خون حسین شب را به صبح میرساند.
به گزارش فارس، دیگر از آن همه سر و صدا خبری نیست، گویا دشت نینوا به خوابی سنگین فرو رفته است، اما در دل زنان و کودکان آل طه غوغایی است، تاریکی شب خود را در راز و نیاز زینب شریک میکند، زینب در این شرایط نماز شب خود را با حالتی نشسته اقامه میکند تا نشان دهد، این شهادتها برای نماز بوده است.
در عصر عاشورا و در نزدیکی غروب آفتاب، هنگامی که دشمنان با یورش وقیحانه خود دل اهل حرم را به لرزه درآوردند، زینب سلام الله علیها از امام سجاد علیهالسلام کسب تکلیف کرد و امام ترک خیمهها را سفارش کرد.
زینب(س) سراسیمه به درون خیمه میرود تا امامش را از گزند آتش محفوظ بدارد در این هنگام زنان و کودکان خاندان آل رسول(ص) با حالتی گریان سر به بیابان نهادند، اما زینب علیهاالسلام، این شیرزن فاطمی، در آن هنگامی که آتش خیمه ها شعلهور بود، دست بر سر کوبان به آسمان نگاه میکرد، درون خیمه میرفت و باز میگشت، چرا که امامش درون خیمه بود و توان آن را نداشت که از خیمه بیرون بیاید.
عمه سادات با حالی زار و نگران از آینده، به دنبال طفلان و امانتهای برادرش است که بعد از آن یورش وقیحانه لشگریان کفر به زنان و کودکان، برای به دست آوردن زیورآلات آنها به عنوان غنیمت جنگی، به اطراف دشت نینوا گریختند تا شاید از دست این شیطانصفتان درندهخو آرامش داشته باشند.
زینب(س) از سالها پیش برای پرستاری از آل طه آماده شده بود
زینب کبری علیهالسلام که برای ایفای مسئولیت بزرگ و پیامرسانی از دوران کودکی تحت تربیت پیشوایان معصوم قرار گرفته بود، پس از شهادت برادرش عهدهدار سرپرستی زنان و کودکان است، عمه سادات با اینکه در سن ۵۵ سالگی قرار داشت و حدود ۵ ماه از وطن خود دور شده بود و در مدت کمتر از نیم روز تعداد زیادی از برادران، برادرزادگان، عموزادگان خود را در مقابل چشمانش با بدترین و فجیعترین شیوه از دست داده بود و سوگ هر یک از آنان کافی بود، هر انسان قوی و نیرومندی را به زانو درآورد؛ وظیفه داشت در چنین شرایط جسمی و روحی در میان دشمن و در حال اسارت که قلم از بیان آن عاجز است، به پیامرسانی خون شهیدان کربلا و پرستاری از امام زمان خود، حمایت و دفاع از زنان و کودکان اهل بیت علیهمالسلام بپردازد.
زینب کبری(س) به خوبی میدانست که باید از امام سجاد علیهالسلام به نحوی محافظت کند تا سلسله امامت با مرگ برادرزاده خاموش نشود و هرگاه دشمن قصد جسارت به سیدالساجدین علیهالسلام را داشت، ایشان یکتنه در برابر دشمن میایستاد و با سپر کردن خود، راه هرگونه تعرض به امام را میبست.
زینب(س) و رابطه آن با تعجیل فرج یوسف زهرا(عج): هرگاه فرج ظهورم را از خدا خواستید، خدا را به عمهام زینب قسم دهید
عمه چقدر سخت است، شرایط بر تو و این همه اندوه و غم که بر تو چیره گشته است، عمه! بازگو کن از مصائب شام غریبان آلطه، بگو از تشنگی کودکان در شام غریبان! هنگامی که آب برایشان آورده شد، ولی حاضر نبودند لب به آب بزنند و میگفتند «چگونه آب بیاشامیم! با اینکه فرزند رسول خدا را با لب تشنه شهیدش کردند.»
بگو از آن هنگامهای که آب را به رقیه دادند تا بیاشامد، ولی او دوان دوان به سوی قتلگاه حرکت کرد تا بابای تشنه لبش را پیدا کند و با قطرهای آب او را سیراب کند، بگو زینب! چگونه عزیزان میتوانستند آرام بگیرند و به جای اشک، خون از چشمانشان سرازیر نشود، در حالی که اجساد جانباختگان حسینی بر خاک تفتیده کرب و بلا افتاده است.
زینب جان! لب به دعا بازکن! چرا که یوسف زهرا فرموده است؛ هرگاه فرج ظهورم را از خدا خواستید، خدا را به عمهام زینب قسم دهید تا در ظهور تعجیل فرماید، آری زینب، عمه سادات! دعا کن تا مهدی فاطمه، فرزند حسین ظهور کند تا این منتقم خون سالار شهیدان با خونخواهی خود، دل شما را شاد سازد و دل شیعه را پس از ۱۴ قرن التیام بخشد.