کد خبر: 455718
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۳
چرايي ضرورت قطع رابطه با انگليس و ارتقاي جايگاه كشورمان در سطح بين‌الملل در گفت‌وگوي «جوان» با دكتر علاءالدين بروجردي
محمد اسماعيلي | بررسي تفاوت برخورد امروز جمهوري اسلامي ايران در قبال زياده‌خواهي‌ها و دخالت‌هاي كشور انگليس با آنچه قبل از انقلاب اسلامي و در زمان قاجاريه و سلطنت پهلوي اتفاق مي‌افتاد خود به خوبي نشان‌دهنده گزاره فوق است. ‌ در روزهاي اخير، اعتراضات مقامات رسمي كشورهاي غربي نسبت به تصويب طرح كاهش رابطه سياسي و اقتصادي از سوي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در حالي صورت مي‌گرفت كه سفارت انگليس و باغ قلهك توسط دانشجويان ‌تسخير شد. كاري كه با خود سيل حملات رسانه‌اي كشورهاي غربي را به همراه داشت و البته نشان داد كه جوانان و دانشجويان كشورمان همانند سال‌هاي ابتدايي انقلاب روحيه استكبارستيزي دارند طرح تقليل روابط با انگليس اگرچه در جاي خود قابل دفاع و ارزش است اما اين سؤال را در اذهان به ‌وجود مي‌آورد كه چرا اين پاسخ قاطعانه در فتنه ۸۸ كه سفارتخانه اين كشور پناهگاهي براي ورود اغتشاشگران بود و علناً مقامات اين كشور در امور داخلي ايران دخالت مي‌كردند صورت گرفت كه دكتر علاءالدين بروجردي، رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه مجلس شوراي اسلامي به اين شائبه پاسخ مي‌دهند. ايشان همچنين ضرورت تصويب اين طرح و انعطاف‌پذيري آن را در شرايط مختلف توضيح مي‌دهد. نماينده مردم بروجرد معتقد است: دخالت‌هاي انگليس در ايران سابقه تاريخي داشته و كارنامه اين كشور پس از پيروزي انقلاب اسلامي همانند پيش از پيروزي انقلاب سياه و تاريك است و متأسفانه انگليسي‌ها اين رويه را به عنوان يك سياست دنبال مي‌كنند‌.
رئيس كميسيون امنيت ملي در گفت‌وگو با «جوان» ضمن چرايي تصويب طرح مذكور از سوي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به بررسي جايگاه كشورمان در منطقه خاورميانه و بين‌الملل و چرايي غيرعملياتي بودن تهديدات نظامي كشورهاي غربي مي‌پردازد.
با توجه به آنكه اقدامات خصمانه انگليس صبغه چند ده ساله دارد، مجلس چه ضرورتي ديد كه در اين مقطع زماني طرح قطع رابطه با انگليس را به تصويب برساند؟
موضوع مسبوق به يك سابقه طولاني است. اين اولين باري نيست كه در مجلس چنين اقدامي عليه انگليس صورت گرفته است حتي ما مصوبه قطع رابطه را هم در زمان شيطنت‌هاي انگليسي‌ها در ارتباط با سلمان رشدي مرتد داريم در تاريخ مجلسمان، منتها در اين مقطع، مواضع انگليس روز به روز تندتر شده است. به خصوص در پيشگامي فشارهاي مختلف بين‌المللي عليه جمهوري اسلامي ايران، صدور قطعنامه‌ها، اعمال تحريم‌هاي فراقطعنامه‌اي كه باز انگليس سردمدار آن است. در رابطه با منافقين هم به ياد داريم كه انگليس اولين كشوري بود كه اين گروه را از ليست تروريست‌ها درآورد بعد بقيه كشورها اين را انجام دادند. خلاصه اين كاسه صبر لبريز شد و بعد از اينكه اينها آمدند و سردمداري كردند در تحريم بانك مركزي كه گام ديگري بود عليه ملت ما و جمهوري اسلامي ايران اين ضرورت احساس شد كه بايد حتماً جلوي اين زياده‌خواهي‌ها و اقدامات خصمانه عليه ملتمان گرفته شود، اخيراً هم در يك اقدام غيرقابل توجيه و ضد همه مقررات بين‌المللي محيط‌زيستي، صدها اصل درخت كهنسال را در باغ قلهك تخريب كردند كه شهرداري تهران هم در اين رابطه اقامه دعوي كرده كه بحث خاص خودش را دارد. بنابراين مي‌خواستيم اين پيام را به انگليسي‌ها بدهيم كه آنها بايد توجه داشته باشند كه ما در برابر سياست خصمانه بي‌طرف نخواهيم بود به عنوان نمايندگان ملت و نمايندگان حقوق آنها. طبيعي هم هست كه سطح رابطه در چنين شرايطي نمي‌تواند سفير را در خود جاي بدهد، يعني اصلاً معنايي ندارد كه سفير باشد چون سفير مظهر گسترش روابط با كشورهاست و بالاترين سطح رابطه است وقتي كه سياست‌هاي كشوري در قبال جمهوري اسلامي ايران تبديل شد به سياست خصمانه كه به طور مستمر آنها به توطئه‌گري عليه ملت‌ها اقدام كردند،‌ طبيعي است كه اين عكس‌العمل از طرف نمايندگان ملت ايران صورت مي‌گيرد و به همين دليل است كه اين طراحي انجام شد و ملاحظه كرديد كه در صحن دو فوريتش هم چه ميزان نمايندگان از آن استقبال كردند و رأي بالايي آورد و عملاً يك گام بلند در پاسخ به سياست‌هاي خصمانه دولت انگليس از سوي مجلس شوراي اسلامي كشورمان برداشته شد.
جناب دكتر، عده‌اي معتقدند تقليل سطح يا قطع روابط سياسي اقتصادي ما با كشور انگليس به بخش خصوصي ما آسيب وارد مي‌كند، آيا اينگونه است؟
ما وقتي كه عنوان مي‌كنيم كه روابط تجاري اقتصادي هم به حداقل بايد برسد اين در واقع به اين معناست كه كل فضاي داد و ستد بين دو كشور به حداقل مي‌رسد كه حتماً شامل بخش خصوصي هم خواهد شد. بخش خصوصي ما هيچ الزامي ندارد كه فقط بخواهد با انگليس كار بكند. كشورهاي اتحاديه اروپا ۲۷ كشور هستند و مي‌توانند با آنها ارتباطشان را داشته باشند و جداي از اتحاديه هم خيلي از كشورهاي جهان هستند كه تكنولوژي خوبي هم در اختيار دارند مثل ژاپن و كره كه مي‌توانند بسياري از نيازهاي ما را در عرصه‌هاي مختلف تأمين بكنند. بنابراين به نظر نمي‌رسد اين كاهش سطح همكاري‌ها با انگليس آسيبي به بخش خصوصي ما بزند.
برخي‌ها از بيرون مجلس، تصويب اين طرح از سوي مجلس را يك ژست ديپلماتيك عنوان مي‌كردند.
ژست ديپلماتيك به معناي يك موضع‌گيري بدون عمل است. وقتي كه شما يك مصوبه قانوني را مي‌گذاريد يعني براي دولت الزام ايجاد مي‌كنيد و مسير خودش را طي مي‌كند، اين طرح دو هفته زمان دارد و همين را رياست مجلس به رياست جمهوري ابلاغ مي‌كند و رئيس‌جمهور هم طبق سير قانوني خودش دستور مي‌دهد به وزير خارجه براي عملي شدن اين مصوبه قانوني. بنابراين استفاده از كلماتي نظير ژست سياسي معنايي ندارد. ژست زماني است كه حرف بدون عمل باشد اما تصويب كردن اين طرح از سوي نمايندگان قطعاً حرف همراه با عمل خواهد بود.
انتقادي وجود دارد و آن اينكه چرا مجلس براي اين كار زودتر دست به كار نشد، زماني كه انگليس در فتنه سال ۸۸ همه تلاش‌هاي مادي و معنوي را در سفارتخانه خود در ايران براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران كرد و نمايندگان ملت هيچگونه برخورد قاطعي را در پاسخ به اين تحركات پررنگ انجام ندادند و امروز تنها به خاطر تحريم بانك مركزي وارد صحنه شده است؟ اين تناقض چطور قابل توجيه است؟
در آن زمان كه به خاطر مي‌آوريد، يك حجم عظيم تبليغاتي عليه ما را تلويزيون الجزيره و العربيه انجام مي‌داد. اينها كه ديگر رسانه‌هاي كشورهاي غربي نيستند و كشورهاي منطقه خودمان مثل عربستان و قطر هستند. جدايي از تلويزيون‌هاي ضد انقلاب، تلويزيون امريكا و بي‌بي‌سي و مجموعه كشورهاي غربي و تعداد زيادي از كشورها با اين تحليل غلط كه واقعاً در ايران اتفاقاتي ضد حقوق بشر در حال انجام است به اين كاروان پيوستند و اگر ما مي‌خواستيم بر اين مبنا عمل كنيم بايد خيلي از كشورها را ذبح مي‌كرديم كه منطقي نبود چون ما از خودمان مطمئن بوديم و مي‌دانستيم كه اين تحركات و اغتشاشات نسيم‌گذراست و موضوعي نيست كه اين درخت تنومند انقلاب اسلامي را بعد از سي و چند سال با اين بادها بلرزاند و اين اطمينان را نظام از خودش داشت و بنابراين چون منحصر در انگليس نبود اگر مي‌خواستيم اقداماتي بكنيم با اين محمل، بايد تعداد قابل توجهي از كشورها از دم تيغ مي‌گذشتند. در اينجا اقدام‌كننده انگليس بود و ما اين را در تبصره هم آورديم كه اگر انگليس هم سياست خودش را تغيير يا تعديل كند و در مسير منطقي مبتني بر اصول بين‌المللي و منافع متقابل و احترام متقابل قرار بگيرد دست وزارت خارجه در تبصره يك باز گذاشته شده است كه بتواند ارتقا بدهد روابط كاهش يافته را. در تبصره دو هم قيد كرديم كه اگر كشورهاي ديگري هم سياست‌هاي مشابه را عليه ما اتخاذ كردند وزارت خارجه مكلف است كه به مجلس گزارش بدهد و ما هم براساس اطلاعات دريافتي تصميم‌گيري كنيم.
پس اين تناقض از سوي مجلس را نمي‌توان به اسم يك كار تبليغاتي در آستانه انتخابات نهم مجلس ناميد؟
به هيچ وجه، چون هيچ دليلي نداشت كه ما مصوبه‌اي را تصويب كنيم كه اين همه انتقادات را با خود به همراه داشته باشد. اصلاً بحث مرتبط با انتخابات به هيچ وجه نبوده و مشخصاً گره خورده به منافع ملي ‌ما اين تصميم گرفته شده است و به نظر من هم بسيار مهم است كه انگليس حدود خودش را بداند و بداند كه هر كاري را نمي‌تواند انجام بدهد و دوران جمهوري اسلامي ايران دوران گذشته نيست.
برخي معتقدند كه بارزترين خصيصه يك ديپلماتيك، روحيه محافظه‌كاري اوست، ويژگي‌اي كه باعث شد در اتفاقات سال ۸۸ برخي از اين ديپلمات‌ها موضع‌گيري شفافي نداشته باشند؟
يك وقت ما ديپلمات را در چارچوب كادر وزارت خارجه تحليل و ارزيابي مي‌كنيم، اين موضوع درست است چون آنها طبيعتاً محدوديت‌هاي خاص خودشان را دارند. سخنگوي وزارت امور خارجه هيچ‌گاه نمي‌تواند موضع سخنگوي كميسيون امنيت ملي را داشته باشد. آن محدوديت‌هاي خاص خودش را دارد و موضع‌گيري رسمي دولت و دستگاه ديپلماسي تلقي مي‌شود و كشورها روي آن حساب مي‌كنند و روي آن عكس‌العمل نشان مي‌دهند اما ما به عنوان نمايندگان مردم اين محدوديت‌ها را نداريم به لحاظ اينكه ما بايد فرياد بلند ملت باشيم در عرصه‌هاي جهاني و داخلي، طبق اصل ۸۴ قانون اساسي كه اين حق به نمايندگان ملت داده شده كه در تمامي مسائل داخلي و خارجي حق اظهارنظر دارند بنابراين اگر منظور اين است كه در چارچوب وزارت خارجه مي‌تواند دولت باشد و اگر منظور مجلس است، اينطور نيست. بنده در همين سفر اخير به تركيه بحث خيلي صريحي را با آقاي داوود اغلو داشتم كه اين بحث را حتماً دستگاه وزارت خارجه نمي‌توانست بگيرد منتها به ايشان هم گفتيم كه ما نماينده ملتمان هستيم و اجازه مي‌خواهيم كه صريح صحبت كنيم.
موضوعاتي مثل متهم كردن ايران به دخالت در امور داخلي بحرين، متهم كردن ايران به طراحي ترور سفير عربستان، فشار به آمانو براي ارائه گزارشي سفارشي و تهديد به حمله نظامي عليه ايران را بسياري به عنوان يك سناريوي طراحي شده با هدف فرافكني از مسائل بيداري اسلامي و فشار به ايران هسته‌اي مي‌دانند، نظر شما در اين باره چيست؟
اگر ما بخواهيم يك منحني رسم بكنيم، منحني قدرت امريكا با يك شيب تندي سير نزولي خود را مدت‌هاست آغاز كرده است، يعني اينها در عراق آمدند يك سرمايه‌گذاري صدها ميليارد دلاري انجام دادند و طرح حمله‌شان كه خارج از مصوبه شوراي امنيت بود به طمع نفت سرشار عراق عمليات نظامي را آغاز كردند و هفته‌اي سه ميليارد دلار هزينه مي‌كردند و اين رسيد به صد هزار ميليارد دلار و صدها هزار كشته. اين براي كشوري مثل امريكا تلفاتي اينگونه مناسب به نظر نمي‌رسد در واقع جمهوريخواهان هم به همين دلايل انتخابات را واگذار كردند. بعد از اين سرمايه‌گذاري عظيم امريكايي‌ها در حضيض ذلت در حال ترك عراق هستند كه بسيار مهم است. در افغانستان همه توانمندي‌هاي خودشان را بسيج كرده‌اند يعني همه ظرفيت ناتو را آورده‌اند و چيزي حدود ۴۸ كشور در افغانستان نيرو دارند ولي آرزوي كشورهاي عضو ناتو خروج آبرومندانه از افغانستان است. بالاخره امريكايي‌ها در خاورميانه شكست‌هاي متفاوت داشته‌اند، نمونه‌اش جنگ ۳۳ و ۲۲ روزه بود، عدم موفقيت آنها در اينكه بتوانند بحران خاورميانه را مديريت كنند و بعد از اين تحولات بيداري اسلامي شروع شد و مصر مهم‌ترين پايگاه امريكا و رژيم صهيونيست در منطقه بود. يعني در بحران‌هايي مثل غزه، مصر مهم‌ترين كمك‌كننده و حامي رژيم صهيونيستي و امريكا بود، يك محور مهم و قابل اعتنا در قلب خاورميانه كه فرو پاشيد. بن علي تونس، قذافي ليبي، عبدالله صالح يمن و... اينها همه سر شاخه‌هاي قدرت امريكا در خاورميانه هستند كه از بين رفتند توسط مردم خود كشورها. چون مجموعه اينهاست كه اقتدار امريكا را شكل مي‌دهد وقتي كه يكي‌يكي از بين مي‌روند طبيعي است كه قدرت خود امريكا هم كاهش پيدا مي‌كند. در سوريه هم به رغم همه امكاناتي كه امريكايي‌ها بسيج كردند از كشورهاي هم‌پيمانشان و پول هنگفت عربستان و اردن براي توطئه، تا بتوانند اين موازنه قدرت را به حالت قبلي برگردانند اين هم عملياتي نشد و در اين بخش هم ناكام ماندند. آنها تمام اين حوادث را از چشم ايران مي‌بينند. مردم همه دنيا فعاليت‌هاي صلح‌آميز و اقتدار ما را مي‌بينند و به رغم چندين سال حملات نظامي و تحريم اقتصادي و تجاري باز هم به سرعت در حال پيشرفت هستيم و ماهواره به فضا پرتاب مي‌كنيم، كاري كه فقط چند كشور در دنيا از آن برخوردار هستند. به رغم خواست آنها جمهوري اسلامي ايران تبديل به يك الگو شده است و آنها در واقع الگو گرفته‌اند اما امريكا اين موضوع را برنمي‌تابد و دائماً در حال توطئه‌چيني عليه كشور ماست و همه توان خود را به كار گرفته است تا به ما ضربه بزند و مثلثي كه شما اشاره كرديد ۱- حقوق بشر ۲- هسته‌اي ۳- طرح ترور سفير عربستان بخشي از فشارهاست كه ادامه خواهد داشت ولي به نتيجه نخواهد رسيد.
به عنوان يك كارشناس ارشد روابط بين‌الملل، به چه دليل حمله نظامي امريكا به ايران را غيرقابل اجرا مي‌دانيد؟
به عنوان مثال عرض مي‌كنيم ما غرب را نمي‌توانيم يك مجموعه منفك ببينيم، غرب يعني مجموعه غرب به علاوه رژيم صهيونيستي را همه با هم بايد ديد. اينها تصميم داشتند در سال ۲۰۰۶ پرونده حزب‌الله را ببندند و وزير خارجه امريكا به لبنان آمد و گفت: ما با كشورهاي منطقه هم هماهنگ كرديم و اين اتفاق خواهد افتاد و به بهانه‌اي اسارت دو سرباز اسرائيلي جنگ را شروع كردند. تمام امكانات امريكا و رژيم صهيونيستي ، بمب‌هاي ۱۰ تن را از پايگاهش در يونان انتقال داد و به كار برد و هزار نقطه را در بخش شيعه‌نشين لبنان ۱۰ هزار كيلومتري استفاده كرد (ما بعد از جنگ كه به لبنان رفتيم خيلي از جاها با خاك يكسان شده بود). اينها موفق نشدند و همين تجربه در جنگ با حماس، دوست‌ ديگر جمهوري اسلامي ايران تكرار شد و از درونش جنگ۲۲ روزه بيرون آمد و آنجا هم موفق نشدند. اينها محاسبه مي‌كنند و مي‌دانند كه حزب‌الله به مراتب از ۲۰۰۶ قوي‌تر است بنابراين اگر بخواهند دست از پا خطا كنند يك ۳۳ روزه ديگر با روزهاي كمتري تكرار مي‌شود و اين بار اسرائيل ديگر به جز نامي نخواهد باقي ماند. با توجه به اين واقعيت‌ها آنها بارها تهديد كرده‌اند ولي نتوانستند عملي كنند. اقتصاد غرب و اروپا گره خورده با منطقه خليج فارس است و اگر بخواهند آتش را روشن بكنند، منطقه به آتش كشيده خواهد شد و اين در مقابل منافع تعريف شده امريكايي‌ها و غربي‌هاست. من معتقدم اين گزينه، گزينه واردي نيست به لحاظ محاسبات منطقي، تأمين امنيت ملي حتماً آمادگي صددرصد را نيروهاي ما بايد داشته باشند كه دارند يعني ما اين فرض را هم جز محاسبات قرار مي‌دهيم كه ممكن است بي‌عقلي كنند و حمله كنند كه اگر اين را انجام دهند پاسخ ما حيرت‌آور خواهد بود. ما نگران اين قضيه نيستيم چراكه امريكا قبل از هر اقدامي تأمين منافع خود و آسيب نرساندن به آن را مورد نظر قرار مي‌دهد.
ارزيابي شما از تحركات چند ماه اخير تركيه چيست؟
من فكر مي‌كنم اگر تركيه عضو ناتو نبود اين كار را كه در چند ماه اخير انجام داده است، صورت نمي‌داد. اين به اين معناست كه ناتو الزاماتي را براي تركيه مي‌گذارد كه به‌‌رغم مصالح امت اسلامي برخي از اين دستورات اجرايي مي‌شود.
اين نظريه درستي است كه غربي‌ها سعي دارند براي مردم انقلابي منطقه الگويي شبيه به تركيه امروز ارائه بدهند؟
بله، اما عملاً اين مدل را در مصر آزمودند و آقاي اردوغان در سفر قاهره اعلام كرد كه پيشنهاد مي‌كنم كه شما يك نظام لائيك تشكيل بدهيد و ملاحظه كرديد كه مجموعه‌ احزاب مصر و اخوان المسلمين چگونه واكنش نشان دادند. الگويي مناسب است كه ملت‌ها بپذيرند و اين نگاهي كه ما مي‌بينيم در مصر، تونس و ديگر كشورها، اسلام گرايان پيروز مي‌شوند و اين نشان مي‌دهد كه ملت‌ها در جهان اسلام بر اساس بيداري اسلامي تصميم خودشان را گرفته‌اند.
آينده دولت بشار اسد در سوريه را با توجه به تلاش‌هاي غرب براي غائله آفريني در اين كشور چگونه مي‌بينيد؟
بنده عرض كردم كه امريكايي‌ها در منطقه به دنبال بالانس موازنه قدرت هستند و چون مصر را از دست داده‌اند و اين كشور در كنار ايران، حماس و حزب‌الله قرار گرفته است بنابر اين مي‌خواهند اين موازنه را تعديل بكنند و به خاطر همين هم سوريه را از كنار مقاومت خارج بكنند تا بتوانند به گونه‌اي اين معادله به هم ريخته را تعديل بكنند.
دليل اينكه امروز جمهوري اسلامي ايران برخلاف گذشته جايگاه ويژه‌اي در سطح منطقه و دنيا پيدا كرده است را چه مي‌دانيد؟
قبل از هر چيز ‌ پيوند عميق ملت ما با مبدأ هستي و قدرت، يعني خدا محوري، محور اساسي انديشه مديريتي در اين نظام است كه در رأس آن مقام معظم رهبري قرار دارد و اين سنت الهي است كه «ان الله يدافع و ان الذين آمنوا» در طول جنگ و در طول تمام سي و چند سال گذشته بايد بگويم كه خدا ما را‌ ياري كرده است. نكته دوم، پيوندهاي عميقي كه ملت ما با اهل بيت (ع) بسته‌اند و اعتقاد عميق آنها به فرهنگ عاشورايي و فرهنگ شهادت كه پشتوانه‌ بسيار عظيمي براي موفقيت ايران است. عامل سوم جايگاه رهبري است كه بخش اساسي دارد و اين خلأ را بسياري از كشورهاي منطقه كه در حال انقلاب هستند كاملاً احساس مي‌كنند و در اجلاس اخير بيداري اسلامي برخي از آنها اين موضوع را تصريح مي‌كردند. نكته بعد اتحاد ملي ماست و در بسيج قابل رؤيت است كه حول محور ولايت فقيه شكل گرفته است كه در توانمندي ملي ما نقش بسزايي داشته است.
ديپلماسي دولت نهم و دهم چه ميزان به اين اقتدار كمك كرد؟
كمك مناسبي كرد. جسارت و قدرت ريسك پذيري اين دولت خصوصاً در عرصه هسته‌اي بسيار قابل توجه بود چرا كه در هر صورت انرژي هسته‌اي يك گردنه صعب‌العبوري بود. در مجلس ششم ما بجد مشكل داشتيم مثلاً ما يك روزي پيشنهاد داديم كه يك مصوبه را بگذاريم كه دولت را ملزم كنيم در هر شرايطي فناوري هسته‌اي را بايد ادامه بدهد و با عقلاي آن قوم هم حرف زديم. آنها گفتند اين موضوع اصلاً جايگاهي ندارد، گفتند مجلسي‌ها (سران آن روز مجلس) تصميم گيري كرده‌‌اند با يك سه فوريت (كه بسيار استثنا در امور مجلس بوده است) دولت را ملزم بكنند كه پروتكل الحاقي را اجرا بكند، يعني تصميم‌گيري متمايل باخواسته‌هاي امريكا. اين واقعيتي بود كه در آنجا وجود داشت. بالاخره درست است كه رهبري در رأس نظام است ولي بدنه جامعه به خصوص محورهاي قدرت كه مجلس يكي از آنهاست، اگر در كنار رهبر نباشند (اگر مولا علي (ع) هم باشد) نخواهد توانست مقاومت كند و مجلس و دولت امور مورد پسند خود را به پيش مي‌برند. اين اتفاق ناگوار آن زمان بود. بعد از مجلس ششم، چهار مصوبه را از سرگذرانديم كه يكي از آنها موظف كردن دولت به عدم اجراي پروتكل الحاقي بود و اين جاده صاف كن متخصصين ما بود براي رسيدن به آن قله.
امروز در مقابل جريان اصولگرايي دو جريان انحرافي و اصلاحات هستند كه براي شكست اصولگرايان و پيروزي خود در انتخابات دست به كار شده‌اند، شما اين صف‌آرايي را چگونه مي‌بينيد؟
اصولگراها اگر اصول را رعايت كنند و همه به كشتي نجات سوار شوند قطعاً اكثريت قاطع مجلس نهم را در اختيار خواهند داشت. چون اين يك سنت الهي است «ولاتنازع فتفشر» آيه شريف قرآن است «نزاع و اختلاف نكنيد كه شكست خواهيد خورد». خوشبختانه اين سازوكاري كه در واقع انديشيده شده و يك شخصيت برجسته‌اي مثل آيت‌ا... مهدوي كني و آيت‌ا... يزدي در رأس اين جريان قرار گرفته‌اند بسيار اميدوار كننده است و همه بايد سلايق مختلف را كنار بگذارند و بيايند در زير اين علم سينه بزنند و هركس سوار اين كشتي نجات نشود خودش در واقع ناموفق خواهد بود و اين كشتي حركت خواهد كرد و به ساحل امن خواهد رسيد.
مهمترين تاكتيك‌هايي كه اين دو جريان براي پيروزي خود در انتخابات در دستور كار قرار داده‌اند، چيست؟
آنها از همه ترفندها از جمله منابع گسترده مالي و حتي تخريب اصولگرايان استفاده مي‌كنند و در انتخابات هم اين رويه متداول بوده است منتها خوشبختانه ملت ما ملت هوشيار و سياسي هستند و درك و تشخيص مسائل را دارند و من فكر نمي‌كنم آن سرمايه‌گذاري آنها بتواند به نتيجه برسد.
جبهه متحد اصولگرايان بايد چگونه وارد مصاديق شود تا بتواند افرادي را در ليست جاي بدهد كه اصولگرايي واقعي باشند؟
ما تجربه سي و چند ساله خوبي را داريم و در عرصه انتخابات تازه كار نيستيم بنابراين از همه اين تجارب بايد استفاده شود. مثلاً از تجربه بد مجلس ششم و تجارب مناسب مجلس هفتم و هشتم. گروه ۸+۷ و تشكيلاتي كه تدبير شده است به عنوان سكانداران نهايت دقت را كنند تا معيارهايي را كه براي گزينش افراد قرار مي‌دهند و براساس آن افراد را انتخاب مي‌كنند بايد معيارهايي باشد كه در آن خلل و روزنه‌اي نباشد كه در راهبرد اصلي مشكلي وارد كند.
برخي از دلسوزان انقلاب اظهار مي‌كنند كه در ليست اصولگرايي جوانان اصولگرايي كه متعهد و متخصص هستند را بايد جايگزين پيران محافظه‌كار اصولگرايي قرار بدهيم، شما با اين موافقيد؟
من فكر مي‌كنم كه ما به هر دو نياز داريم و ما از تجارب مفيد بايد استفاده كنيم مثلاً از تجارب بزرگي مثل آيت‌الله مهدوي‌كني.
منظور در ليست اصولگرايي است نه در جايگاه تصميم‌گيري؟
بالاخره نبايد گسست ايجاد كنيم بين نسل سوم و دوم و اول انقلاب. بايد به نسل سوم بها داد تا در آينده بتوانند سكانداري كنند و مسئوليت‌ها را در عرصه‌هاي مختلف بپذيرند. ولي حتماً اين بايد با يك شيب منطقي اتفاق بيفتد و در كنار آنها نسل دوم و اول انقلاب هم حضور داشته باشند و تجارب منتقل شود و در اين بستر افراد رشد كنند.
سهم اصولگرايان از كرسي‌هاي مجلس آينده را مي‌توان تخمين زد؟
ان‌شاءالله سهم قابل توجهي خواهد بود.
برخي افراد و جريان‌ها در كنار رسانه‌هاي خود سعي داشتند شما را در پرونده اختلاس سه هزار ميليارد توماني در حوزه انتخاباتي‌تان مقصر جلوه دهند، نظري در اين باره نداريد؟
بنده دو، سه مصاحبه در اين باره انجام داده‌ام و مسائل را در آنها بسيار شفاف اعلام كرده‌ام و صحبت در اين‌باره تكرار مكررات است. يكي، دو نفر از اعضاي كميسيون هم سعي مي‌كردند مطالبي را القا كنند كه حتي با لفظ جلاله تكذيب كردند و موضوعاتي كه بعد از آن اتفاق افتاد... . به موضوع ادعاي برخي همكاران در كميسيون نپردازيم، بهتر است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار