شیب حوادث از۱۱ سپتامبرتا موج بیداری در کشورهای اسلامی پیوسته به سمت پر رنگتر کردن نقش ایران در مناسبات منطقه پیش رفته است. این موقعیت هنگامی خاصتر میشود که به ایران به عنوان یک کشور غیر عربی و مستقل از وابستگیهای غربی مرسوم در منطقه توجه میکنیم. آنچه که در این بین فارغ از مناسبات سیاسی نقش ایفا میکند، مقوله قدرت فرهنگی است. در دو قرن اخیر، جهان با تمرکز زدایی از جنگهای کلاسیک، کوشیده تا نبرد را به جبهههای فرهنگی منتقل کند. پر واضح است که کشوری با قدرت فرهنگی برتر، خواهد توانست تا حدود زیادی مناسبات بینالمللی را به سود خود تغییر دهد. شاید بتوان علت موفقیت و عدم اضمحلال ایران پس از انقلاب در مواضع سیاسی غرب را در قدرت فرهنگی جمهوری اسلامی ایران جستوجو کرد. در سطور پیش رو میکوشیم تا آنچه را که در اصطلاح موقعیت ژئوکالچرال مینامند، در ارتباط با ایران به طور خلاصه بررسی کنیم.
علوم استراتژیک موقعیت هر کشور را از ابعاد گوناگونی بررسی میکند. در اولین قدم از این بررسیها میتوان به تبیین قدرت محیطی پرداخت که در آن به کیفیت مساحت و همچنین منطقه جغرافیایی هر کشور پرداخته میشود. با در نظر گرفتن گزارههای مختلف محیطی، میتوان این بررسی را در سه سطح زمین (Geo) ، آب ( Hydro) و هوا( Aero) انجام داد. در رویکردی دیگر اما قادریم موقعیت هر کشور را از حیث قدرت موضوعي مورد مطالعه قراردهیم. در تبیین قدرت موضوعی، قدرتهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و … در مرکز توجه قرار میگیرند. در نهایت از تطبیق دو رویکرد اشاره شده به نگاهی جدید در مطالعه موقعیت کشورها دست پیدا میکنیم. این رویکرد جدید ناظر بر تلفیق قدرت محیطی با سایر اقسام قدرتهای موضوعی است.
در اقسام رویکرد اخیر میتوان گونه قدرت موضوعی فرهنگی و محیطی(Geocultural) را تشخیص داد که در ارتباط با ایران از جایگاهی منحصر به فرد برخوردار است. خاص بودن موقعیت جغرافیایی ایران واقعیتی نیست که تنها در سالهای اخیر موضوعیت پیدا کرده باشد. از حدود یکصد سال قبل منطقه آسیای مرکزی ( به عنوان قلب جزیره جهانی) قطعه یک پارچه آسیا- اروپا شناخته میشد. این منطقه نسبتاً عریض پس از فروپاشی شوروی به دلایل گوناگون به ایران منتقل شد. پس از پایان جنگ سرد در۱۹۹۰مشابه همین اتفاق در سطح دریایی نیز رخ داد و نگاه جهانی از دریای ساراگاسو متوجه خلیج فارس و تنگه هرمز شد. میتوان این طور تلقی کرد که در پی رخدادهای منطقه ای، آسمان ایران نیز حالتی آئرواستراتژیک پیدا نموده است.
اما به لحاظ فرهنگی حدود ایران را میتوان بسیار فراتر از آنچه گفته شد، دانست. تنها مقوله فارسی زبان بودن این کشور را از کردستان عراق تا افغانستان و قلب آسیای میانه صاحب نفوذ فرهنگی نموده است. از سویی خرده فرهنگهای موجود در اقوام و طوایف ایرانی توانسته تا آن را با فرهنگهای کلان تر مشابه در کشورهای مرزی پیوند زند. فرهنگ شیعی ایران توانسته تا حدودي نفوذ فرهنگی- مذهبی ایران را از افغانستان و پاکستان در شرق تا عراق و لبنان در غرب و آذربایجان در شمال تا بحرین در جنوب گسترش دهد.
البته در دل همین فرهنگ شیعی نیز رفتاری همانند صهیونیسم ستیزی موجب خاص تر بودن موقعیت ایران میشود. این مسئله هنگامی اهمیت پیدا میکند که به لحاظ رفتارشناسی از سطح یک رویکرد سیاسی خارج و به یک مقوله فرهنگی تبدیل میشود. معنای این سخن آن است که صهیونیسم تنها در رویکرد سیاسی ایران محکوم نیست، بلکه در نگاه هر ایرانی شیعه، مطرود و مورد نفرت است. برای روشن تر شدن این مطلب، وضعیت ژئومیلیتاری (محیطی- نظامی) ایران را در نظر میگیریم.
با وجود اینکه حتی طبق اذعان مقامات نظامی آمریکا، ایران قوی ترین نیروی نظامی خاورمیانه شناخته میشود، این کشور هیچ گاه خود را ملزم به اقدام نظامی کلاسیک علیه صهیونیسم ندانسته است. دلیل این امر جدا از رویکرد صلح طلبانه ایران و احتراز از تبعات اقدامات نظامی ریشه در نتایج محرز فرهنگ صهیونیسم ستیزی ایران شیعی دارد. این فرهنگ در بوته آزمایش نشان داده است که در تبیین مطلوبات کشور و جلب هم صدایی سایر کشورهای منطقه بسیار راهبردی تر و کارا تر از هرگونه اقدام نظامی است. از نگاه جمعیتشناسی خیل عظیم جوانان تحصیلکرده، کشور را در قیاس با سایر کشورهای منطقه و اسلامی در موقعیت ویژه قرار میدهد. میتوان ادعا کرد که این موقعیت حتی در قیاس با بسیاری از کشورهای غربی نیز منحصر به فرد است. روشنفکری در سطح عام آن و تحصیلگرایی دو نسل اخیر کشور، ایران را تبدیل به مرزی نموده است که در آن غالب جوانان از تفکر سیاسی برخوردارند. این مسئله در مناسبات فرهنگی و خصوصاً در فضای مجازی اینترنت نقش بسیار مهمی ایفا میکند.
موج بیداری اسلامی پیام آور موفقیت فرهنگ دو قطبی اومانیستی – تئوئیستی جمهوری اسلامی است. این فرهنگ که میتوان ایران را مبدع آن دانست ناظر بر کیفیات خداگرایانه و در عین حال انسان گرایانه است. قدرت فرهنگی ایران نه تنها توانسته مقوم این رویکرد فرهنگی در داخل باشد، بلکه قادر بوده است تا متضمن صدور آن به سایر کشورهای اسلامی نیز باشد. به نظر میرسد که موقعیت ژئوکالچرال ایران بتواند در آینده مرزهای دگرگونی را از کشورهای منطقه به حدود بیشتری از جهان گسترش دهد.