
در مقابل، دو جريان انحرافي و اصلاحات با برگزاري جلساتي منظم و هدفمند عزم خود را جزم كردهاند تا بتوانند اصولگرايان را از دور خارج كنند و خود بر اريكه مجلس سوار شوند. به عقيده حجتالاسلام مهدي طائب، مسئول قرارگاه عمار يكي از مهمترين تاكتيكهاي اين دو گروه، غافلسازي اصولگرايان از موضوعات اصلي است. به اين معنا كه با دامن زدن به اختلافات درون تشكيلاتي اصولگرايان و تعميق بخشيدن آن، جريان اصولگرايي از حساسيت انتخابات و برگزيدن گزينههاي شايسته در ليست غافل سازند. آنچه در ادامه آمده است حاصل گفتوگوي يك ساعته جوان با حجت الاسلام مهدي طائب است.
با توجه به نزديكي موسوم انتخابات، شرايط و وضعيت اردوگاه اصولگرايان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ در بين اصولگراها [به دليل تجربهاي كه تقريباً در دو دوره حاكميت نسبي اصولگرايان و فراز و نشيبهايي كه براي برخي از افراد اصولگرا پديدار شده بود،] نوعي احساس مسئوليت همراه با وسواسهايي در زمينه آينده و مسئوليتهاي جايگاههاي متفاوت اعم رئيس جمهور و مجلس آشكار شده است.
بر اين اساس فعاليتهاي جريانهاي اصولگرايي به همان دليل «احساس مسئوليتها» از شادابي، تحركات و اقدامات بيشتري نسبت به دورههاي گذشته برخوردار هست. يعني برخلاف آن چيزي كه قبلاً تصور شد كه عامل تحرك در بين اصولگرايان وجود نيروهاي مخالف يا معاند هست در اين دوره رفتارها ثابت كرده است كه تحركات به دليل دست يافتن به وضعيتي از نظر مصالح و رشد، برتر و رسيدن به افرادي مناسبتر نسبت به دورههاي گذشته است. البته هر چه روند كار به سوي جلو حركت ميكند، گرايش به منطق و حكمت در بين اين جريان بيشتر متجلي ميشود. بر اساس همين احساس زيبا و خوب و تحرك بالا در بين اصولگرايان روندي بسيار خوب و آينده بسيار مناسبي انشاءا... در آينده حركت اصولگرايي قابل پيشبيني است.
دسته بندي: شما دسته بندي بين جريان اصولگرايي را قبول داريد و اگر هست به چه دليل اتفاق افتاده است؟
در جريان اصولگرايي يك اصل كه اصل مشترك هم هست، اصل تبعيت از وليفقيه و فصلالخطاب بودن آن است كه افراد اصولگرا هيچ اختلافي با هم ندارند و اصول خاص را پذيرفتهاند ليكن در مصاديق اصولگرايي، يعني اينكه همه فردي اصولگرا هست يا نه،يا اينكه يك فرد داراي چه نمرهاي در اتفاقات مهم و اساسي كشور گرفته است، اختلاف نظر وجود دارد و در اينجا سلايق متفاوت است. به همين جهت اختلاف نظر ميشوند. در باب اصول اختلافي ندارند بلكه در باب مصاديق كه آيا افرادي در جرگه اصولگرايي هستند يا نيستند به طور طبيعي اختلاف وجود دارد. بنابر اين در جايي كه اين اختلافات بيشتر مي شود يك جايي بايد مركز وحدت پيش بيني شده باشد و همگي به آن مركز رجوع كنند تا اين اختلافات سطحي هم از بين برود و تبديل به وحدت و انسجام و هماهنگي بشود. پس اصولگرايان را هم داراي اختلاف ميبينيم طبيعتاً لكن نقطه وحدت هم برايشان قائليم و آن شاخصمورد قبول همه آنهاست كه ولي فقيه و فصل الخطاب بودن فرمايشات ايشان است.
امروز در باب اصولگرايي، اگر افراد با آن شاخص مورد سنجش قرار گرفتند و قبول شدند كه اصولگرا هستند و اگر نه كه آن فرد يا افراد را از دايره اصولگرايي خارج ميبينيم. البته يك شاخص ديگر هم در كنار شاخص اصلي و مهم ديده ميشود و آن اينكه اگر افرادي در فتنه سال ۸۸ امتحان خوبي ندادهاند نميتوان آنها را در دايره اصولگرايي جاي داد مگر آنكه به اشتباه خود اقرار و مسير خود را تغيير داده باشند. مثلاً اگر فردي در اين فتنه همكاري يا سكوت اختيار كرده باشد از اصولگرايي فاصله گرفته است. اگر هم كسي يا افرادي با گروه انحرافي همكار و همفكر و هم رأي باشد، اين هم از اصولگرايي فاصله گرفته است. پس دو عامل و شاخص ديگر اين است كه افراد و گروهها زاويه مناسب و قابل قبول با دو جريان فتنه و انحرافي داشته باشند، اگر اين دو ويژگي در فردي وجود داشته اين فرد يا افراد در جريان اصولگرايي جاي دارند. البته شاخصهاي ديگر را بايد داشته باشند اما اين عوامل كه به آن اشاره شد از بقيه شاخصها مهمتر است. اين مورد قبول هم هست اما اختلاف سليقهاي در اينجا رخ ميدهد و آن اينكه آيا چه فردي با جريان فتنه يا انحرافي بوده و چه فردي نبوده است كه حل اين مسئله هم خيلي مشكل نيست.
هميشه بنده در جاهاي مختلف به اين اشاره كردهام كه اگر كسي در جريان فتنه بوده اما بازي فتنه را خورده و متوجه شده و رسماً هم اعلام كرده است كه من بازي خوردهام و با آنها نيستم و به اصطلاح توبه كرده يا حتي كسي بازي خورده جريان انحرافي بوده و واقعاً هم با آن همكاري كرده است و يك دفعه متوجه شده كه اين افراد منحرف هستند و اعلان برائت كرده يا فاصله گرفته است. همانطور كه گفتم اينكه اين افراد تواب ميتوانند در جريان اصولگرايي باشند يا خير هم جاي اختلاف هست.
مسئله ديگري هم هست و آن اين است كه ما افرادي را داريم كه جزء ساكتين بودهاند الان هم اعلام توبه نميكنند، آيا سكوت اين افراد را ميتوانيم دليلي بدانيم بر اينكه مردم از آنها رويگردان نشدهاند و به همين دليل ما ميتوانيم آنها را از دايره خارج كنيم. موضوعي كه در اين رابطه بايد مد نظر قرار بدهيم اين است كه مردم ما آنطور كه نشان دادند، سكوت اين افراد را در اتفاقات مربوط به دو جريان فتنه و انحرافي نميپذيرند و روي آن حساسيت دارند.
وجود دو جريان اصلاحات و انحرافي با توجه به تلاشهاي گسترده آنها براي حضور و پيروزي در انتخابات اخير را ميتوانيم عاملي بدانيم كه انتخابات پيش رو را حساس كند و مشاركت مردمي را افزايش بدهد؟
بنده اعتقادم اين است كه جريان انحرافي (اگر بتوانيم اسم جريان را روي آن بگذاريم) اصلاً به دنبال تشكيل مجلس نيستند اينها به دنبال رقابت، دعوا و بگو مگو در باب انتخابات مجلس و مشاركت مردم نيستند. اينها به دنبال اين هستند كه اصلاً مجلس تشكيل نشود و اگر مجلسي تشكيل ميشود، بسيار ضعيف باشد تا به همين دليل نتواند خواستهها و مطالبات مقام معظم رهبري و مردم را برآورده كند.البته بنده اينها را خيلي كوچكتر از آن يافتم كه بتوانند موتور محركي چه در شركت كردن مردم و چه در شركت نكردن مردم در انتخابات اخير باشند. بنده در انتخابات آينده موتور محرك را درك و فهم و شعور مردم از اوضاع جهاني ميبينم. اوضاع در كل دنيا به شكلي پيش مي رود كه مردم ما به خوبي ميفهمند كه مجلس آينده چه جايگاه مهمي دارد و همين موجب مشاركت مردم ما در انتخابات مي شود. بنده يك مطلب را عرض ميكنم و تجربه هم آن را نشان داده است و مردم براي مملكت، انقلاب و منافع ملي به ميزاني كه احساس خطر كنند به همان ميزان پاي صندوقهاي رأي ميآيند و در صحنه حضور مييابند. يادمان نرفته است زماني كه دشمنان ما و در رأس آنها امريكا، ايران را در طول سالهاي گذشته تهديد به حمله نظامي ميكرد، مردم حضور پررنگتري در روزهاي مثل ۲۲ بهمن و پاي صندوقهاي رأي داشتند. مردم ما به خوبي درك ميكنند كه با توجه به شرايط منطقه و بينالملل و بيداري اسلامي كه اتفاقي افتاده است، تركيب مجلس بايد به گونهاي باشد كه جايگاه ايران را در شرايط جهاني تقويت و ارتقا بخشد.
آرام آرام اينكه فلان گروه در انتخابات شركت ميكند يا نميكند يا فلان فرد ميآيد يا نميآيد رنگ ميبازد و مردم خيلي اهميت به اين سري مسائل نميدهند.
بارها عرض كردم به همدستان اصلاح طلب هم گفتهام كه حيف است كلمه «اصلاح» را برخود بگذارند. اينها از دوره مشروطيت كلمه اصلاح را دزديدهاند و هنوز هم براي خودشان آن را به كار ميبرند. اين افراد بقاياي افرادي نظير ميرزا ملكمخان و ملا لالهزار و تيپ نويسندگاني مثل ميرزا رضاي كرماني هستند. روشنفكراني كه مدعي روشنفكري بودند و تمام تلاشها و كارهايشان به اين منجر شد كه رضاخان به حكومت برسد. نام مدعيان اصلاحات براي اينها مناسب است نه خود اصلاح طلبان. اين افراد ريشهشان در غرب است و برخي از آنها عروسكهاي خيمه شب بازي هستند در دست غربيها و ديگر از آنها بازي خوردهاند. آن عروسك گرداني كه سالهاست اين عروسكها را در ايران ميگرداند در حال افتادن است و ديگر نميتواند اين عروسكها را به رقص و تحرك وادار كند. امريكا امروز در گرداب جنبش تسخير وال استريت گير كرده و ديگر نميتواند در ايران عروسكهاي خود را بالا و پايين ببرد. انگلستان و فرانسه در گرداب مشكلات اقتصادي در حال غرق شدن و نابود شدن هستند و حركت تصاعدي و سرعت دار در تمام اين قضايا هست مدعيان اصلاح طلب در تمام اين سالها مردم را به مدل زندگي غربي دعوت ميكردند و امروز براي مردم ما روشن شده است كه مدل زندگي غربي به كجا ميرسد.
معنا ندارد كه اين افراد سوخته و به حاشيه رانده شده از سوي مردم محرك انتخابات باشند. البته قطعاً اين گروهها حضور پيدا ميكنند و خيلي هم دوست دارند حضور پررنگي داشته باشند لكن خواهند ديد كه مثل هميشه مردم اعتنايي به آنها نميكنند و بازكساني را انتخاب خواهند كرد كه به مشكلات معيشتي و معنوي آنها رسيدگي كنند. امروز آنها فهميدهاند كه نفس از جاي اصلي قطع شده و كسي كه نفسش بريده است در جاي ديگري مثل ايران نميتواند فرياد داشته باشد.
مهمترين تاكتيكهايي كه اين دو جريان براي شكست اصولگرايان و جلب آراي مردم در دستور كار قرار دادهاند، كدام هستند؟
تاكتيكهاي اين دو جريان متفاوت و مختلف است كه يكي از مهمترين آنها غافل سازي است. اينها سعي دارند اصولگرايان را از مسئله اصلي خود غافل كنند و آن اينكه جريان اصولگرا بيشتر به زد و خورد درون تشكيلاتي روي بياورد و از اهميت انتخابات و مجلس آينده به دور بماند، مطالعه و تحقيق اصولگرايان در مورد مجلس آينده را ضعيف كنند و ديگر شناسايي افرادي كه براي مجلس آينده مناسب هستند را در دستور كار قرار دهند تا بتوانند گزينههاي خود را به كرسيهاي مجلس برسانند.
نبايد ناديده يا ساده بگيريم كه افرادي در مجلس كنوني به «شبه مادام العمر كردن حقوق سياسيون» رأي دادهاند و حقوق عموم جامعه و مصالح نظام را ناديده گرفته و سعي داشتهاند اشرافيگري سياسي به پا كنند. اين افراد بايد شناسايي شوند كه به اين طرح رأي دادهاند و ضمن آنكه از آنها سؤال شود كه چرا به اين طرح رأي دادهاند نبايد مطلقاً اين افراد در مجلس آينده اجازه ورود به آنها داده شود. نبايد اجازه بدهيم اين افراد در انتخابات به عنوان كانديدا شركت كنند.
ما بايد مجلسي تشكيل بدهيم كه نماينده مجلس مطلق روي منافع خودش چشم بسته باشد و فقط به فكر منافع مردم و مصالح كشور باشد. ما بايد افرادي را معرفي كنيم كه در اين راستا حركت كنند و اين دو جريان ما را از شناسايي و برگزيدن اين افراد براي انتخابات آينده غافل و سعي ميكنند مهرههايي را تبليغ كنند براي انتخابات آتي كه اگر با برچسب اصولگرا هم وارد عرصه شدند و به مجلس راه پيدا كردند كارهاي اينچنيني انجام بدهند و آب در آسياب آنها بريزند.
لازمه آنكه اصولگرايان بتوانند افراد شايسته و متعهد و كارداني را به عنوان نماينده در مجلس جاي بدهند، چيست؟
سه ويژگي را ما بايد در نماينده پيدا كنيم، يك تخصص، علم و شايستگي علمي، دوم تعهد، يعني مسلمان و مؤمن خداترس باشد، سوم شجاعت. اين سه شاخصه را ما بايد سعي كنيم در افراد پيدا كنيم و افرادي را در ليست اصولگرايان قرار بدهيم كه تا حد امكان داراي اين سه شاخصه باشند تا مسائلي به مانند مجلس اخير پيش نيايد كه حقوق مادامالعمر براي خود قائل شوند يا مصوبهاي را به نفع جريان درون دانشگاه آزاد به تصويب برسانند يا آنكه طرح نظارت مجلس بر نمايندگان را ماهها به درازا بكشانند. ما بحمدا... نيروهاي جواني را كه متخصص، متعهد و شجاع و رويش انقلاب ما هستند را داريم. جريان اصولگرايي بايد از افرادي كه پير شدهاند و به عرصه محافظه كاري روي آوردهاند تا جايي كه ميتوانيم (ولو اينكه افراد خوبي هم باشند) به حاشيه مشاورت ببريم. يعني تيم مجلس آينده تيم جوانتري بشود و به دليل تعهدي كه دارند از مشاورتها بهرهببرد، به دليل تخصصي كه دارد بتواند مشاوران متخصص استفاده كند و به دليل شجاعتي كه دارد بتواند در تغيير قوانين ورود پيدا كند.
تاكتيكهاي ديگري هم اين دو جريان براي شركت اصولگرايي در دستور كار دارند؟
شگردهايي مثل مظلوم نمايي و امثالهم براي اين دو گروه رنگ باخته است و يكي از مهمترين تاكتيكهاي آنها همان است كه عرض كردم يعني جاي فرعي و اصلي را براي جريان اصولگرايي عوض كند يا همان غافل سازي است. اينكه تيغ شوراي نگهبان نميگذارد ما پيروز بشويم يا تمام رسانهها با اصولگراها هستند و ما تريبون نداريم يا در انتخابات تقلب شده است و ديگر ادعاهايي كه براي مظلوم نمايي به كار ميبردهاند ديگر كارايي لازم را براي اين جريانها ندارد و آنها تمام همت خود را براي تفرقه افكني اصولگرايان و غافل سازي آنها به كار گرفتهاند.
شما پيوند دو جريان مذكور را قبول داريد؟
بنده به پيوند قائل نيستم به وحدت اين دو جريان قائل هستم و اعتقاد دارم اينها تماماً يك جريان هستند كه در دو ظاهر متفاوت جلوه ميكنند. فرد منحرف با افراد خود و مدعيان اصلاحات از يك آبشخور تغذيه ميشوند و يك هدف دارند از دو راه و دو مسير.
پس اين وحدت هدفمند شكل گرفته و اتفاقي و برحسب شرايط موجود به وجود نيامده است؟
بله، دقيقاً همين طور است. بله هدفمند بوده و هدف آنها سرنگوني جريان اصولگرايي بوده و به تبع آن سرنگوني نظام جمهوري اسلامي بوده است. مدعيان اصلاحات كه فتنه ۸۸ را كارگرداني كردهاند غرضي جز سرنگوني نظام نداشتهاند. وقتي جريان فتنه در انتخابات و بعد از آن شكستي خورد، نفوذ اينها در سيستم كشور به نام انحراف و انحرافي شكل گرفت كه قصدشان براندازي است اما اينكه چرا ما اين را به مانند جريان فتنه خطرناك نميبينيم به اين دليل است كه اين گروه فاقد قدرت و توانمندي است و ما خيلي بايد مراقب باشيم كه اين جريان را طوري قدرت بدهيم كه به مسئله اصلي تبديل بشود
جريان انحرافي در طول ماههاي اخير توانسته به اهداف خود برسد؟
آنطور كه بايد و شايد نه رئيس انحرافيون مشورتهايي كه به رئيس جمهور ما داده آيا باعث بال و پر گرفتن و قدرت و عظمت آقاي رئيس جمهور شده است يا هر كجا به مشورت او آقاي رئيس جمهور كاري انجام داده است باعث ضعف يا قصور ايشان يا كوتاه شدن توانمندي دولت شده است. پاسخ مشخص است، فعاليت و مشاورههاي اين فرد باعث فاصله گرفتن بسياري از دلسوزان از دكتر احمدينژاد و انتقاد بسياري از بزرگان نظام و حوزه و مردم عزيزمان شده است.
اين افراد قصد دارند رئيس دولت را به زمين بزنند. فرد اصلي اين گروه فقط تصور ميكند كه افراد يا گروهي با او هستند در حالي كه چنين نيست و كسي او را قبول ندارد و آدم و همفكر ندارد. همفكران او مدعيان اصلاحات هستند و به دليل تابلويي كه بر پيشاني آنها چسبيده شده است نميتواند از آنها استفاده كند. يك بار ديگر هم به روزنامه شما گفته بودم كه تخصص اين فرد (ليدر انحرافيون) در چيست؟ چرا در مورد موسيقي اظهار نظر ميكند، در باب مديريت انبيا اظهارنظر ميكند يا در جاي ديگري در مورد صنعت گردشگري حرف ميزند يا در مورد احكام اسلامي و حتي عرفان و تصوف حرف ميزند بالاخره تخصص او چيست. آيا در باب احكام موسيقي ايشان متخصص است، در عين حال متخصص امور مذهبي و فقه هست، متخصص امور تاريخي، گردشگري، سينما، هنر، عرفان، ادبيات و ... هم هست كه در هر تريبون به شكل گستردهاي اظهار نظر ميكند. بالاخره هدفهاي خاصي از اين طريق دنبال ميكردهاند كه به هيچكدام هم نرسيدند.
جابهجا كردن برخي از مسئولان رده مياني دولت در ماههاي اخير با چه هدفي از سوي اين گروه صورت ميگيرد؟
فقط و فقط اين جابهجايي كردنها به قصد استقرار نرسيدن و به سامان نشدن امور مملكت است. به عنوان مثال فرماندار شهرستان ري را عوض كردن فقط به اين دليل كه در باب اين جريان موضعگيري داشته را نبايد به عنوان دليل اصلي بدانيم و اين طور حساب كنيم كه فرد جايگزين قطعاً از گزينههاي آنهاست يا مثلاً عوض كردن فرماندار ورامين به اين دليل است كه ميخواهند در هنگام انتخابات تسلط مسئولان به حوزههاي خود را كاهش دهند.
با اين تغييرات در سطح شهرستانها و استانها تا فرد ميخواهد به اوضاع و شرايط كاري احاطه پيدا كند، انتخابات برگزار شده و اين گروه به اهداف انتخاباتي خود رسيده است.
قصد اين فرد با گروه خود از اين جابهجاييها، ايجاد تزلزل در عرصه مديريت شهري و استاني است.
اين را هم بايد عرض كنم كه اينها اگر پول هنگفت براي انتخابات خرج ميكنند، اشتباه ميكنند چرا كه مردم ما به خاطر پول به كسي يا جرياني رأي نميدهند.
آينده سياسي انحراف و اصلاحات در كشور را چگونه پيشبيني ميكنيد؟
تودههاي مردم ما به دليل بصيرت و آگاهي و اشراف به اتفاقات سياسي و تحركات جريانها فريب اين گروهها را نميخورند و آينده اين جريانات ذلت، خواري و بيآبروي در نزد ملت ماست مگر آنكه توبه كنند.
شعارهايي كه اين دو جريان احتمالاً در انتخابات آينده از آن استفاده ابزاري خواهند كرد را ميتوان پيشبيني كرد؟
جريان انحراف قطعاً با كانديداي خود در انتخابات آتي هم دائم دم از عدالت و عدالت محوري خواهند زد و با شعار ولايتمداري به ميدان خواهند آمد و منافقان از اين شعارها استفاده ابزاري ميكنند. جريان مدعي اصلاحات هم شعارهايي نزديك به اين سر خواهند داد چرا كه مردم در دورههاي گذشته نسبت به شعارهاي غرب گرايانه آنها رغبتي نشان ندادند.
نقش افرادي نظير موسوي خوئينيها كه اخيراً هم سايتي را راهاندازي كرده است در اين طراحيها چگونه ميبينيد؟
باز هم تأكيد ميكنم مدعيان اصلاحات فقط مدعي اصلاح طلبي هستند و طالب آن نيستند. نوع گفتمان آقايان طوري هست كه متوجه شدهاند در بين مردم خاستگاهي ندارند. سؤال بنده اين است كه مگر كسي از آقايان دعوت كرده است كه لطفاً در انتخابات شركت كنيد كه اين آقايان با ناز وكرشمه وارد ميدان ميشوند مثل اين اشخاص، مثل آن بچهاي ميمانند كه گفته بود من شام نميخورم و شامي كه مادر او برايش كنار سفره گذاشته بود را اشاره ميكند و ميگويد من كه شام نميخورم اما آن شام را براي هر كسي كه گذاشتهايد، كم است. اين مدل گفتمان از سوي افراد قديمي شده است. شما گودالي از آتش براي مردم كنده بوديد و ميخواستيد هر چه هست را در آن بسوزانيد و امروز كه ترفندها و توطئههاي شما كارگر نيفتاده ميخواهيد به طريق ديگري به حاكميت برگرديد و افكار و اهداف خود را پيگيري كنيد.
مواضع اخير آقاي هاشمي و نقش ايشان در پازل دو جريان اصلاحات و انحرافي را چگونه ميبينيد؟
خوشبينانهترين حالت اين است كه ايشان نتوانستند تحليل درستي از اوضاع داشته باشند بنابر اين كلمات، سكوت و مواضع ايشان بستري شد براي جريان فتنه، بنده هنوز معتقدم كه ايشان درك درستي از اوضاع موجود جامعه ندارند.
هركسي تحليل درستي از اوضاع نداشته باشد به نيت اصلاح هم كه بگويد به نفع جريانهاي مخالف گفتمان انقلاب اسلامي است.
احساس هاشمي اين است كه اگر ايشان نباشد، انقلابي وجود ندارد در صورتي كه اين طور نيست و اشتباه هاشمي هم هميشه همين بوده است. آقاي هاشمي در موقع لازم موضوعات را تشخيص نميدهد و پس از گذشت روزها متوجه ميشود كه چه اتفاقي افتاده است.
ايشان در جلسهاي عنوان ميكند كه اگر جريان سبز در انتخابات به پيروزي ميرسيدند، استبدادي بر ايران حاكم ميشد بدتر از استبداد پهلوي. سؤال اينجاست كه چرا ايشان با اين ديد موضعگيري نميكند و اينها را به مردم نميگويد. ما بايد حواسمان باشد كه موضوعات فرعي را بزرگ جلوه ندهيم و در پازل ضدانقلاب بازي نكنيم. زماني كه ما موضوعات فرعي را اصليكرديم و روي آن كار كرديم عملاً ذهن مردم را از موضوعات اصلي دور ميكنيم و اين بزرگترين اشتباه است.
موضوع اصلي كشور جريان انحرافي و امثالهم نيست اما بايد به اين موضوع هم در حد خودش پرداخته شود نه بيشتر. خواسته جريان مقابل اين است كه اين موضوع را آنقدر بزرگ كنند تا مردم و جامعه موضوع اصلي را كه دشمني و عناد با نظام است گم كنند.
آقاي طائب شما به تلاش اصلاحات براي پيروزي درعرصه انتخابات اشاره كرديد، دم دستترين راههاي آنها براي برگشتن به حاكميت را ميتوان نام برد؟
اول با تخريب طرف مقابل و حاكميت و به اشتباه انداختن طرف مقابل در پي آن هستند كه مقبوليتي به دست آورند. آنها به دنبال آن هستند تا فعاليتهاي دولت را غير اصولي و پرهزينه جلوه بدهند و از اين طريق القا كنندكه جاي اصلاحطلبان در حاكميت خالي است و مردم را به اين ترغيب كنند كه به سمت اين جريان كشش پيدا كنند. لازم است اينجا عرض كنم كه احتياجي نيست كه محل كنفرانس سران كشورهاي اسلامي را در جزيره كيش بسازيم، رئيسجمهور مردمي و عدالتمحور ما نبايد بگذارد اينكار را بكنند.
يكي از انتقادات به آقاي هاشمي اين بودكه چرا ايشان سفرهاي تفريحي را به كيش ميرود. اينگونه حركات كه جريان اصلاحطلب سعي ميكند آن را به آب و تاب خاصي جلوه ببخشد به ضرر اصولگرايان و دولت تفسير ميشود.
اصلاحطلبان جايگاهي در بين مردم ندارند و اين را خودشان هم ميدانند و با همين ديدگاه در پي آن هستند تا از راههايي كه گفته شد كسب مقبوليت و مشروعيت كنند. ما در انتخابات آينده داغي تنور را به خاطر وجود اصولگرايان خواهيم داشت، به اين معنا كه مردم جستوجو ميكنند كسي بهتر از احمدينژاد را در ميان اصولگرايان كه فعال و پوياست پيدا كنند. مردم بازي احزاب را نميخورند و سعي ميكنند فردشناسي كنند.
دودستگي ميان اصولگرايان كه باعث نگراني جامعه هم شده به نظر شما منتهي به همگرايي و ائتلاف ميشود؟
حتماً اينطور خواهد شد. چراكه پايبند به فصل الخطاب است كه همان فرمايشات مقام معظم رهبري است.
به نظرشما براي اين كار دير نشده است؟
خير، هنوز فرصت باقي است.
تركيب مجلس آينده چگونه خواهد بود و مردم به دنبال چه گزينههاي هستند؟
انتخابات مجلس نهم پرشور خواهد بود و مردم انگيزه بيشتري دارند تا افرادي بهتر از نمايندگان فعلي براي مجلس انتخاب كنند.
اگر بياعتمادي از سوي دولت براي مردم حاصل شد با بصيرت حلشدني است و مردم جامعه به دنبال شاخصهايي هستند كه در مجلس و دولت موجود از سوي برخي از نمايندگان به طور كامل نديدند، ولي اين انقلاب آدم تربيت كرده و افرادي هستند كه داراي شاخصهاي مثبت و خوبي باشند و قطعا افراد بهتري به مجلس راه مييابند. مجلس نهم به دليل داشتن تريبون ميتواند نقش مؤثري در تبيين بيداري اسلامي داشته باشد. قوانيني كه ورود ما را به جهان سياسي بسته است ميتواند با بررسي قوانين موانع را باز و نطقهاي پيش از دستور نمايندگان و رئيس مجلس در بحث بيداري اسلامي راهگشا باشد و اين مطمئناً در آينده اتفاق خواهد افتاد. البته همانطور كه عرض كردم جريان انحرافي به دنبال اين است كه مجلس خوبي تشكيل نشود ومجلس ضعيف وانعطافپذيري تشكيل شود.
جريان انحرافي به دنبال اين نيست كه مجلس شكل گيرد، بلكه به دنبال تضعيف مجلس شوراي اسلامي است.
البته دولت كنوني انتخابات خوبي را براي مجلس نهم برگزار ميكند و اين به نفع نظام و مردم قطعاً خواهد بود. رئيسجمهور وجود ليدر جريان انحرافي را مخالفت از مقام معظم رهبري نميداند، او فكر ميكند ديگران اشتباه ميكنند، احمدينژاد فكر ميكند اين فرد پيرو رهبري است.
احمدينژاد در اين فكر است كه رهبري در برخي از امور تقيه روا ميدارند، اين نظر رئيسجمهور است.