
حساسيت انتخابات اسفندماه براي جريان اصولگرا به مراتب بيشتر از دورههاي گذشته است؛ چراكه در انتخابات اخير در كنار اصلاحطلبان دستهاي به مقابله با اصولگرايي برخاستهاند كه از قدرت و استطاعت مالي خيرهكنندهاي برخوردارند و تصميم دارند به شكلي هماهنگ و هدفمند با جريان مطرود اصلاحات كرسيهاي مجلس را در اختيار گيرند. اگرچه تاكتيكهاي اين دو جريان متفاوت اما هدف آنها يكي است و آن به حداقل رساندن حضور نمايندگان اصولگرا در مجلس نهم است. آنچه كار اصولگرايان را براي مقابله و خنثي كردن توطئههاي اين دو جريان مشكل كرده به وحدت نرسيدن گروههاي مختلف اصولگرايي حدود سه ماه مانده به برگزاري انتخابات است. موضوعي كه در دورههاي گذشته حداقل به اين شكل سابقه نداشته است. اگرچه براي رسيدن به ائتلاف و همگرايي در دل جريان اصولگرايي بسياري از بزرگان و دلسوزان انقلاب پيشقدم شده اما هنوز اين هدف محقق نشده و نگرانيها و التهابهاي فراگيري را در بدنه جامعه به دنبال داشته است. پرويز سروري، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه مجلس شوراي اسلامي هم معتقد است اگر اصولگرايان همين روند را ادامه دهند و با چند ليست در انتخابات مجلس نهم شركت كنند قطعاً پيروز انتخابات جريانهاي مخالف گفتمان اصولگرايي هستند. نماينده مردم تهران ميگويد دو جريان انحرافي و اصلاحات برنامهريزيهاي مشترك و گستردهاي را براي شكست اصولگرايان طراحي كردهاند كه در صورت تعلل و سهلانگاري اصولگراها لطمات جبرانناپذيري را بر پيكره انقلاب، نظام و خود جريان اصولگرا وارد خواهد كرد كه جلوگيري از آن در سالهاي بعد به حداقل ممكن ميرسد. پرويز سروري در گفتوگويي كه در پي ميآيد ابعاد مختلفي را از تاكتيكهاي دو جريان مقابل گفتمان اصولگرايي بررسي و تحليل ميكند.
جريان اصلاحطلب با اينكه عملكرد مناسبي در طول چند سال اخير خصوصاً انتخابات سال ۸۸ نداشته، خود را براي انتخابات اسفندماه مجلس شوراي اسلامي آماده ميكند، هرچند كه به نظر ميرسد ديدگاههاي متفاوتي در دل اين جريان نسبت به انتخابات وجود دارد؛ ارزيابي شما از وضع موجود اين جريان و ورود آنها به انتخابات چيست؟
من اين جريان را به سه دسته تقسيم ميكنم. يكي جريان فتنه است. اين جريان ميخواهد از انتخابات بستري براي ايجاد اغتشاشات، نافرمانيهاي مدني و به تعبيري بيثباتي ايران مبتني بر برنامههاي امريكا در منطقه بسازد به همين دليل است كه ما از الان ميبينيم باز بحث تقلب در انتخابات و صيانت از آرا به طور پررنگي در داخل مطرح ميشود. در خارج از كشور هم ميبينيم كه با اشاره امريكاييها دعوت ميشوند به اينكه ايران را به يك پايگاه ناامن تبديل كنند، جنگ مسلحانه در ايران راه بيندازند و مدل ليبي را پيشنهاد كنند و به دنبال دادن وعده و وعيدهايي هستند كه ما اگر در فتنه سبز به صورت آشكار نيامديم، دليلش فلان موضوع بوده است. آنها به صورت غيرمستقيم ابراز ميكنند كه ما آمادهايم اينبار به صورت مستقيم از شما حمايت بكنيم. به هر حال ما يك جريان فتنه را داريم كه به نظر من اين جريان به صورت راديكاليستي عمل ميكند، به صورت خشونتآميز عمل خواهد كرد و ما آثار آن را از الان ميبينيم هم در درون و هم در بيرون. آنها به دنبال اين هستند انتخابات را به بستري براي ايجاد درگيري و اغتشاش در كشور تبديل كنند. دقيقاً مدلي را كه در انتخابات سال ۸۸ شروع كردند را امروز كليد زدند يعني بحث صيانت از آرا يا بحث اينكه بايد در مورد انتخابات تضمين داده شود و تمام شرط و شروطهايي كه گذاشته ميشود در اين راستاست كه القاي عدم سلامت انتخابات را به جامعه منتقل كنند. دقيقاً همان روند انتخابات سال ۸۸ است به علاوه اينكه علناً حمايتهاي نظام سلطه را به صورت آشكارتري نسبت به گذشته جلب ميكنند. همين كه در آستانه انتخابات خانم كلينتون دعوت ميكند ايرانيها را براي بازتوليد اعتراضات در ايران و ايجاد فتنه، اغتشاشات و جنگ مسلحانه خود گوياي بسياري از نكات است.
نامهاي كه برخي از چهرههاي اصلاحطلبان فراري به انقلابيون منطقه نوشتهاند هم در همين راستا قابل ارزيابي است؟
بله، اينها نمايندگي امريكا را دارند. اين دقيقاً سياست امريكاست و اين افراد كه نامههايي به مردم منطقه نوشتهاند نمايندگي امريكا درمنطقه را بر عهده دارند و ميخواهند ايران يكپارچهاي كه پشت سر رهبري نشان داده كه در همه عرصهها حاضر است مقاومت و ايثارگري كنند را خلاف آنچه هست نشان دهند و اين القا را به مردم منطقه بدهند كه ايران يكپارچه نيست. البته اين را بايد بدانند كه حناي آنها ديگر رنگي ندارد چراكه هم مردم ما و هم مسئولان منطقه متوجه شدهاند كه اينها همان شعارهاي امريكاست كه يك روز از زبان تركها برخاست كه ادعا ميكردند كه منطقه بايد با مدل سكولاريزه اداره شود و امروز هم از زبان برخي چهرههاي اصلاحطلب شنيده ميشود. ميشود گفت اين حركت در راستاي همان موضوع است به اين صورت كه متحدان امريكا را اين گروهها و جريانات دلگرم كنند به وجود ظرفيتهاي همراه با امريكا و مقابل با انقلاب اسلامي.
دو گروه ديگر اصلاحطلب چه راهكارهايي را براي شركت در انتخابات و بهرهبرداري از آن به نفع جريان خود در دستور كار دارند؟
يكي ديگر از گروههاي اصلاحطلب معتقد است كه ظرفيتهاي اصلاحطلبان را بيخود و بيجهت پاي جريان فتنه در انتخابات سال ۸۸ و اتفاقات پس از آن آوردهاند. آنها معتقدند تا قبل از انتخابات سال ۸۸ ما اپوزيسيون دولت بوديم اما با فتنه ۸۸ تبديل به اپوزيسيون نظام شديم و جريان فتنه ما را از مخالفت با دولت به مخالفت با اصل نظام و حكومت اسلامي كشاند به همين دليل اصلاحطلبان كه در چارچوب نظام، مخالفت با دولت ميكردند، خارج از نظام با نظام مخالفت كردند و نظام در مقابل آنها قرار گرفت. اين گروه معتقدند بايد خروج از نظام را تبديل به ورود به نظام بكنيم و برگرديم به موضع قبل از فتنه ۸۸ كه اصل مخالفتمان «مخالفت با دولت» بود. آنها هدفشان اين است كه مخالفت با نظام را به مخالفت با دولت تبديل بكنند با اين رويكرد اين گروه معتقد است بايد با تمام قوا در انتخابات شركت كرد. آنها حضور خود را در انتخابات پيروزي قلمداد ميكنند حتي بدون كرسي. آنها ميگويند حتي يك كرسي هم در مجلس آينده نداشته باشيم اما حضور در انتخابات داشته باشيم. اين به مثابه بازتوليد حيات سياسي ما در كشور است. اما اين حداقل هدف و استراتژي آنهاست ولي نكته استراتژيكي كه به آن ميانديشند گرفتن كرسيهاي زياد از مجلس است. گروه دوم برنامهريزيشان اين است كه ميگويند ما چهرههاي مشهور خودمان را مطرح ميكنيم؛ اينها يا از توري شوراي نگهبان عبور ميكنند يا نميكنند، اگر گذر كردند كه ما پشت آنها قرار ميگيريم اگر گذر نكردند اين زمينه مظلومنمايي ما را فراهم كرده و ما به همين وسيله فضاسازي گستردهاي عليه نظام انجام ميدهيم و در كنار آن مهرههاي سفيد را وارد عرصه ميكنند و با مهرههاي سفيد عمليات انجام ميدهند. يعني بعد از گذر مهرههاي سفيد از شوراي نگهبان پشت آنها قرار ميگيرند و با آنها سعي دارند كه كرسيهاي مجلس را در اختيار بگيرند.
خب دليل اتخاذ چنين رويكردي از سوي اين گروه چيست؟
تحليلشان اين است كه اين بازي است كه اصولگرايان در شوراي دوم با ما انجام دادند يعني چراغ خاموش و موتور روشن حركت كردند، اختلافات را در اصلاحطلبان زياد كردند و خودشان بروز و ظهور علني نداشتند و القا كردند كه نميخواهند در انتخابات شركت كنند و ما (اصلاحطلبان) به وزنكشي كشيده شديم و تقسيم قدرت كرديم و اصولگراها با يك ليست نامشخص غيرمطرح آمدند و بازي را بردند. آنها قصد دارند همان بازي را انجام دهند، چراغ خاموش و موتور روشن با تمام ظرفيت حركت ميكنند و از طرفي تمام ظرفيتها را ميآورند و افرادي كه ظرفيتي براي اين جريان به حساب ميآيند و ميسوزند را زمينه تبليغات و مظلوم نمايي براي مهرههاي سفيد ميكنند و با مهره سفيد و با يك ليست قوي و افراد كاردان فضاي انتخاباتي را به سود خودمان ميبريم و برنده ميشويم.
گروه سوم از طيف اصلاحطلب چه برنامههايي را براي شركت در انتخابات در دستور كار قرار دادهاند؟
گروه سوم همان گروه هستند كه در جريان فتنه يا اصلاً همراهي نداشتهاند مثل برخي از اصلاحطلباني كه در مجلس حضور داشتند يا مخالفت علني با اين جريان داشتهاند يا ساكت بودهاند يا مواضع خيلي ضعيفي در همراهي با اين جريان گرفتهاند. اينها همان روال قبل از انتخابات سال ۸۸ را در پيش گرفتهاند و تلاش ميكنند كه با روحيه محافظهكارانه به اهداف خود دست پيدا كنند.
البته آنها هم تاكتيكها و برنامهريزيهاي خاص خود را براي ورود به انتخابات و پيروزي در آن دارند.
به عقيده شما بين اين سه دسته از جريان اصلاحطلب توافقاتي هم صورت ميگيرد و محتمل ميدانيد كه با يك ليست در انتخابات شركت كنند؟
بنده فكر ميكنم كه گروه سوم و دوم به توافق و تفاهم برسند و يك ليست واحد ارائه خواهند كرد. قطعاً اصلاحطلبان در اين دوره با يك ليست واحد وارد عرصه انتخابات ميشوند و اصولگرايان سعي ميكنند، مديريت كنند تا با چند ليست متفاوت وارد عرصه انتخابات شوند.
مجمع روحانيون مبارز جزو كدام دسته به حساب ميآيد؟
به صورت كلي مجمع روحانيون مبارز جزو دسته دوم به حساب ميآيد اما در همين مجمع هم ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد. برخي از چهرههاي اين گروه هنوز با جريان فتنه همراهي دارند و آن را مديريت و تلاش ميكنند كه اين صحنه را همچنان جلو ببرند و جريان فتنه را زنده نگه دارند. برخي ديگر از اعضاي اين گروه مخالف اين رويكرد هستند و معتقد هستند ما با طناب جريان فتنه به ته چاه رفتيم و اشتباه كرديم الان هم زمان مناسبي است كه اشتباهات گذشته خود را جبران كنيم و به درون حاكميت برگرديم. البته من با يك نگاه تقريباً ابهامآلودي نگران هستم كه اين موضوعات در پشت صحنه با هماهنگي كامل صورت گرفته است يعني يك عده نمايندگي جريان راديكال اصلاحطلب را داشته باشند، يك عده محافظهكارانه عمل بكنند، يك دسته هم بين اين دو عمل بكنند. اميدوارم اينطور نبوده باشد. اميدوارم مواضعي كه برخي از اعضاي اين جريان اعلام ميكنند، مواضع حقيقي آنها باشد نه براساس يك مديريت پشت صحنه كه هر كدام يك نقشه را بر عهده گرفته باشند كه يكي نقش طرفدار فتنه را بگيرد، يكي نقش بازگشت به نظام را بر عهده بگيرد يكي هم نقش حركت در چارچوبهاي قبل از جريان فتنه را بر عهده بگيرد. اين ميتواند يك سناريو باشد از سوي كل جريان اصلاحطلب كه عملكرد خوبي هم در طول چند سال اخير از خود به جا نگذاشتهاند. بايد با تأني، دقت و رصد مواضع اصلاحطلب به عرصه انتخابات نگاه كرد و با توجه به سوابقي كه از آنها در عرصه سياسي سراغ داريم اين نگراني را داريم كه پشت صحنه يك هماهنگيهايي براي اين نقش بازي كردنها صورت گيرد.
با توجه به تمام برنامهريزيها و تاكتيك اردوگاه اصلاحات، ميزان موفقيت اين جريان را در انتخابات آتي چقدر ميدانيد؟
بستگي دارد به نسبت رفتاري كه اصولگرايان دارند؛ اگر اصولگرايان به صورت چند ليسته وارد بشوند من ميزان موفقيت اصلاحطلبان را بسيار بالا ميدانم و از الان ميزان موفقيت اصلاحات را حداقل در حوزههاي بزرگ مثل تهران و اصفهان بالا ميبينم. اصولگرايان اگر با وحدت، انسجام و استحكام مواضع وارد بشوند و اختلافات خودشان را از درون مديريت بكنند و اجازه ندهند از طرف اصلاحطلبان مديريت بشوند(كه تا الان احساس ميكنم شدهاند) نتيجه انسجام، وحدت و استحكام به مواضع ميتواند به پيروزي اصولگرايان و شكست دوباره اصلاحطلبان بينجامد. من فكر ميكنم اين يك رابطه بسيار بسيار جدي نزديك و غيرقابل انفكاك با رفتاري است كه اصولگرايان از خودشان نشان ميدهند. يعني اصولگرايان بايد ببينيم با چه ساز و كاري وارد عرصه انتخابات خواهند شد.
بسياري از سياسيون به وابستگي و داد و ستدهاي دو جريان اصلاحطلب و انحرافي صحه ميگذارند؛ شما اصل قضيه كه همان تعامل و هماهنگي اين دو جريان با هم است را قبول داريد؟
الان جريان فتنه و جريان انحراف خيمه در سبد آراي اصولگرايان زدهاند. اصلاحطلبان اعتقاد دارند و برآوردشان اين است كه در شهرهاي بزرگ رأي دارند. براساس برآورد خود در انتخابات سال ۸۸ اين را علام ميكنند، آنها ميگويند پيروزيشان در حوزههاي بزرگ بسيار محتملتر از حوزههاي كوچك است. جريان انحرافي عكس جريان اصلاحطلب را معتقد است و ابراز ميكنند كه در انتخابات سال ۸۸ از حوزههاي كوچك شروع كرديم و به سمت شهرهاي بزرگ رفتيم و برديم. الان هم ما طبق نظرسنجيها و تجربه گذشته در شهرهاي كوچك مقبوليت خوبي داريم. ما (جريان انحرافي) طرح هدفمندسازي يارانهها را پياده كرديم و اين در حوزههاي كوچك مثبت جواب داده است و نسبت به اجراي اين طرح رضايتمندي بيشتري دارند و به همين دليل ما در حوزههاي كوچك كه تك نماينده و دو نماينده دارند وضعيت مناسبي داريم و سرمايهگذاري در اين شهرها پاسخ مثبت خواهد داد. اين جريان سرمايهگذاري سنگين و گسترده را در بسياري از شهرهاي كوچك انجام ميدهد. فراهم كردن بستر تبليغاتي، دادن وعده و وعيد و ريختن پولهاي هنگفت از جمله كارهايي است كه اين جريان در دست اجرا دارد و معتقد هستند ميتوانند از شهرهاي كوچك رأي خوبي به دست آورند. پس اصلاحطلبان شهرهاي بزرگ را مورد توجه قرار داده و جريان انحرافي برعكس به دنبال رأيآوري از شهرهاي كوچك هستند. به نظر بنده اين دو جريان در مصاف با اصولگرايان به يك وحدت و هماهنگي پنهان خواهند رسيد.
اين هماهنگي به صورت اتفاقي شكل گرفته است يا به شكل هدفمند و برنامهريزي شده؟
بله به صورت هدفمند و برنامهريزي شده اين وحدت و هماهنگي شكل گرفته است؛ چرا كه جريان اصولگرايي يك جريان قدرتمند و با ظرفيت بالا در سطح كشور است و اين دو جريان مخالف گفتمان اصولگرايي مجبور هستند به يك وحدت و يكپارچگي براي غلبه بر جريان اصولگرايي برسند و تمام ظرفيتهاي خود را روي هم بريزند براي مقابله با اين جريان كه در حال حاضر پايگاه مناسبي در جامعه دارد. من شما را برميگردانم به مصاحبهاي كه آقاي اميريفر در چند ماه گذشته با روزنامه شرق داشت. در آن مصاحبه ايشان رسماً اعلام ميكند كه در انتخابات مجلس نهم با اصلاحطلبان رقابت نخواهيم كرد بلكه با اصولگرايان مقابله و رقابت خواهيم كرد. اين دقيقاً نشان ميدهد كه جهتگيري آنها در مقابل اصولگرايان است و طبيعتاً آثار آن تقويت سبد جريان اصلاحطلب است. دليلش اين است كه وقتي جريان انحرافي وارد عرصه انتخابات ميشود به نام جريان انحرافي كه وارد عرصه انتخابات نميشود و مثلاً ليست نميزند كه اين افراد منسوب به جريان انحرافي هستند بلكه ليست ميزند كه مثلاً پيروان ولايت و با عكس رئيسجمهور خواهند آمد و طبيعتاً از ليست اصولگرايان برداشت خواهند كرد و سبد اصولگرايان را تضعيف خواهند كرد و اين به نفع چه جرياني خواهد بود؟ قطعاً به نفع جريان اصلاحطلب خواهد بود. اين دو جريان براي اسقاط و حذف جريان اصولگرا به يك اتحاد و يكپارچگي پنهان خواهند رسيد و تمام ظرفيتهاي خود را براي مقابله و شكست اصولگرايان به كار خواهند گرفت.
اطلاعات مستند درباره اين توافقات وجود دارد؟
طبيعتاً اين اطلاعات، اطلاعاتي نيست كه به صورت شفاف و آشكار در اختيار كسي قرار بگيرد. اينها موضوعات تبييني -تحليلي است. ما آرايشهاي سياسي را وقتي تحليل ميكنيم و زماني كه گفتارهاي بسياري از منسوبين اين دو جريان را بررسي ميكنيم ميتوانيم به راحتي به توافقات فيمابين اين دو جريان پي ببريم. مثلاً مواضعي كه آقاي جوانفكر، آقاي اميريفر يا برخي از سركردههاي اصلاحطلب داشتهاند به خوبي اين موضوع را اثبات ميكند كه جريان اصلاحات و انحرافي به صورت هماهنگ در مقابل اصولگرايي صفآرايي كردهاند و نتيجه اين صفآرايي هم به نفع آنهاست.
تاكتيكهاي مشخص اين دو جريان براي شركت و پيروزي در انتخابات را ميتوان نام برد؟
جريان اصلاحطلب با عنصر مظلومنمايي و انسجام رسانهاي به ميدان ميآيد. بنده به شما قول ميدهم انسجام رسانهاي كه در خارج و داخل در انتخابات سال ۸۸ شكل گرفت در انتخابات مجلس نهم به چند برابر خواهد رسيد. آنها مديريت رسانهاي قوي خواهند داشت و يك بمباران رسانهاي تبليغاتي توسط ماهوارهها و رسانههاي ديگر به صورت منسجم و گسترده خواهند داشت آن هم عليه اصولگرايان. جريان انحرافي با اين متد به سمت جلو حركت ميكند كه توقعات اجتماعي را به بالاترين سطح افزايش دهد. توقعات اجتماعي كه بالا ميرود مجلس كنوني مجبور است مقاومت بكند. بعد اعلام ميكنند كه مجلس به بهبود سطح اقتصادي و اجتماعي جامعه كمك نميكند وگرنه دولت خواهان ارتقاي اين سطح است و القا كنند كه مجلس، مجلس لايقي نيست و اگر مجلس همراه و همگام با ما شكل بگيرد تمام اين وعدهها عملياتي ميشود. بنده معتقد هستم تا روزهاي نزديك به انتخابات جريان انحرافي دائماً شعارهايي را سر ميدهد كه توقعات اجتماعي و مطالبات اجتماعي را بالا ببرد و بيشتر هم خواهد شد براي آنكه مجلس مجبور به مقابله و مقاومت خواهد شد و با همين ترفند مجلس را تضعيف و رسانهاي ميكنند كه اين مجلس، مجلسي است ضد رفاه، ضد خدمت به مردم، ضد كمك به اقشار مستضعف و ضعيف و اگر اين مجلس نباشد و مجلس همسو با ما باشد يقيناً ما(جريان انحرافي) ميتوانيم راه خدمت و راه رفاه را هموار بكنيم. به هر حال جريان انحرافي قصد دارد براي آنكه مجلس را به انفعال وادار كند مطالبات اجتماعي را افزايش دهد، شعارهايي را كه منجر به افزايش سطح توقع شود را گسترش دهد و نتيجه آن اين خواهد شد كه مردم از مجلس رويگردان شوند.
پس تخريب و هجمه عليه مجلس را در روزهاي آتي بيش از گذشته انتظار داشته باشيم؟
بله، قطعاً همينطور است. خط اصولي جريان انحرافي تخريب همه نهادهاي كشور است يعني تمام نهادها بايد از حيز انتفاع ساقط بشوند، در منظر عمومي متهم به محافظهكاري و منفعتطلبي بشوند تا به اين وسيله به هدف نهايي خود برسند و مجلس در رأس اين هجمهها و تخريبها خواهد بود. الان هم نوك حملات جريان انحرافي و جريان فتنه مشتركاً روي مجلس تمركز پيدا كرده است چرا كه اگر مجلس را از حيز انتفاع ساقط و در منظر عمومي تخريب بكنند آن موقع زمينه براي طرح يك مجلس ايدهآل و همراه با آنها فراهم خواهد شد.
نقش آقاي هاشمي رفسنجاني و حزب كارگزاران در اين پازل طراحي شده دو جريان انحرافي و اصلاحات چيست؟
ما اميدوار هستيم كه آقاي هاشمي مثل انتخابات سال ۸۸ عمل نكند. بالاخره توقع جامعه، رهبري و دلسوزان نظام اين است كه آقاي هاشمي تجربه تلخي را كه در فتنه ۸۸ به وجود آمد و عملاً در كنار جريان فتنه و اصلاحطلبان قرار گرفت و آنها هم از ظرفيتهاي ايشان براي آن موضوع استفاده كردند را دوباره تكرار نكند ايشان نبايد اجازه دهد كه در اين مرحله هم همين اتفاق بيفتد. اين نگراني وجود دارد كه هم جريان انحرافي و هم جريان فتنه و اصلاحات بخواهد از ظرفيتهاي آقاي هاشمي و حتي كارگزاران استفاده كند البته من در مورد كارگزاران و آقاي هاشمي تفكيك قائل ميشوم. كارگزاران هم با جريان فتنه و هم جريان انحرافي يك همپوشاني و همافزايي داشته است. كارگزاران خاصيتش اين بوده كه در هيچ دورهاي از انتخابات در يك نقطه نايستادهاند، در همه نقطهها ميايستند كه هميشه در قدرت سهمي داشته باشند يعني تلاش ميكنند در پازلي كه طراحي ميشود ردپايي از خودشان باقي بگذارند؛ چراكه اين گروه به حضور در قدرت بيش از هر چيز ديگري فكر ميكنند. نگاه آنها حضور در قدرت است و فرقي نميكند براي آنها كه چپ و راست در قدرت باشد يا اصلاحطلبان يا اصولگرايان.
جريان اصولگرا تا چه حد تاكتيكهاي گروههاي مقابل خود را رصد ميكند و سعي ميكند آنها را خنثي كند؟
بنده فكر ميكنم الان چيزي در حد صفر باشد. اصولگرايان در اين چندماهه با مشكلات جدي روبهرو بوده و نتوانستهاند به ساز و كار وحدت برسند و نتيجه آن، اين شده است كه اصطكاكها و اختلافات و تفاوتها در درون اصولگرايان بيشتر شده و اين مانع از رصد اصلاحطلبان و ديگر جريانات مقابل شده است. يعني همان خواب خرگوشي كه اصلاحطلبان در مرحله دوم شوراهاي شهر پيدا كردند و اصولگرايان را نديدند و شروع كردند به وزنكشي و تقسيم ظرفيتهايشان و ايجاد چنددستگي در بين خودشان، اين فرصت را به اصولگرايان داد كه به ايجاد يك شبكهسازي عظيم اجتماعي دست بزند به دور از چشمهاي اصلاحطلبان. اصلاحطلبان درگير اختلافات خودشان شدند و ظرفيتهايشان به وسيله زد و خورد بين خودشان از بين رفت و اصولگرايان فرصت اين را پيدا كردند كه با فراغ بال و با استراتژي مشخص و وحدت و برنامههاي مشخص بيايند فراغ و پيروز انتخابات شوند. ما در اين مرحله همين رفتار را از اصولگرايان شاهد هستيم.
هنوز ۷+۸ به يك انسجام قطعي نرسيده است، هنوز برخي از دوستان در ترديد به سر ميبرند، برخي از دوستان در آرمانگرايي غيرواقعي به سر ميبرند، بعضيها هم مثل شوراي سوم سبد آراي خود را پر ميبينند و به همين دليل بيرغبتي براي حضور در فرآيند وحدت را نشان ميدهند همه اينها باعث شده است ظرفيت اصولگرايان رو به تقليل برود و البته ۷+۸ در اين چند هفته يك رويكرد فعالي را انتخاب كرده و ظرفيتهاي شهرستاني را فعال و سازماندهي ميكند و به نظر من اين كار بسيار درستي است. ۷+۸ نبايد متوقف و منتظر وحدت بشود البته با گفتمان وحدت بايد جلو برود اما در كنار حركت براي ملحق كردن ديگران به سازوكار وحدت بايد با قدرت هم جريان اصلاحطلب رو رصد بكند هم سازماندهي ستادها و ظرفيتهاي كشور را در دستور كار خودش قرار بدهد تا زمان را به راحتي از دست ندهد.
با توجه به وضع موجود و به فرض استمرار آن، احتمال شكست اصولگرايان در انتخابات آتي وجود دارد؟
بله، قطعاً همينطور خواهد شد. به جد بدون هيچ ملاحظهاي عرض ميكنم كه تشتت و اختلاف و صفبنديهاي مختلف در درون جريان اصولگرايي منجر به پيروزي جريان فتنه و انحرافي خواهد شد. كساني كه با شعار ساكتين فتنه نيايند(بايد اين را بدانند) اگرسازوكار وحدت را مخدوش بكنند، عاملين فتنه خواهند آمد، خالقين فتنه خواهند آمد. در آن صورت ما بايد منتظر باشيم مالك اشترهاي علي برگردند شمشير را از زير خرخره معاويهها بيرون بكشند و يك پيروزي مسلم به يك شكست مسلم تبديل بشود. ما الان در منطقه، در جنبش والاستريت در كشورهاي اسلامي منطقه به زير خرخره نظام سلطه رسيدهايم و مالكاشترها شمشيرهايشان زير خيمه معاويهها و عمروعاصهاست اگر مجلس نهم از پازل اصولگرايان حذف بشود من نگراني اين را دارم كه تمام ظرفيتهاي بهوجود آمده در داخل و خارج از دست برود. ما فكركنيم در مجلس نهم عدهاي بيايند و شعار نه غزه و نه لبنان سر بدهند، چه اتفاقي در منطقه و جهان خواهد افتاد. انقلابي كه امروز الهامبخش است و مديريت تحول در منطقه را به صورت دلخواه كسب كرده در درون مجلسش كساني بگويند استقلال، آزادي، جمهوري ايراني.
شبيه مجلس ششم؟
به مراتب بدتر از آن. اگر مجلس نهم دست اصلاحطلبان بيفتد بايد برويم پشت سر مجلس ششم نماز بخوانيم. يعني بسيار راديكالتر و بسيار براندازانهتر و بسيار ساختارشكنانهتر حضور خواهند يافت تا انقلاب و نظام را از بين ببرند. من معتقدم اين خطر را بايد احساس و اصل كوچكتر را فداي اصل بزرگتر بكنيم.
ما بايد چكار بكنيم كه برخي از چهرههايي كه امروز در مجلس به اسم اصولگرا اهداف جريان اصلاحات را تأمين ميكنند در ليست اصولگرا حضور نداشته باشند؟
ما اگر فرآيند وحدت را تعقيب كنيم، ظرفيت نيروهاي انقلابي و ولايي در ۷+۸ تقويت بشود طبيعتاً در بستن ليست و در سياستگذاريها و در تعيين افراد مطمئن، كارآمد، مقبول و با صلاحيت ميتواند نقش پررنگي داشته باشد. اگر ما بخواهيم خواستهاي را كه شما به آن اشاره كرديد، محقق كنيم باز بايد سراغ وحدت برويم و با اختلاف و در مقابل هم بودن نميتوانيم يك ليست درست،كامل و مقبول ببنديم.
پس شما ميفرماييد تمام گروههاي اصولگرا قبل از چانهزني بر سر افراد و گزينهها، وحدت را شكل بدهند و پس از آن نظرات را ابراز كنند؟
دقيقاً همينطور است.