سید قاسم رزاقی موسوی|این نوشتار، تأملی است بر مطلبی تحت عنوان «مراجع تقلید: استوانههای اسلام یا گذشته»، که توسط آقای «اکبر گنجی» ایراد شده و از سوی سایت «نیلگون» منتشر شده است. مدعای اصلی ایشان در این مقاله این است که مراجع تقلید، نسبت به نقش اصلی خود در حفظ کیان اسلام و دین چه به معنای «متن تعالیم الهی» و چه به معنای «حفظ حرمت مسلمانان و معتقدان به آن عقاید» در جامعهی امروزی نقشی نداشته و حتی مخالفتهای آنان با برخی مظاهر بیعدالتی، در راستای ذهنیتها و خواستههای خودشان است که هیچ ارتباطی با حقوق بشر و دموکراسی ندارد و ناظر به اموری است که اگر پذیرفته شود، به نقض بیشتر حقوق اساسی مردم منجر خواهد شد. سپس در ادامه به نمونههایی از این مخالفتهای مراجع پرداخته و با بهرهبرداری سیاسی از این نمونهها در صدد اظهار مخالفت خود با مراجع از یکسو و حکومت، دولت و رهبری از سوی دیگر است. این مقاله ضمن ارایهی نکات کلی دربارهی مبانی دینی و اعتقادی، در ادامه به نقد و بیان نکاتی میپردازد که اشتباه، نقص و یا تعمد نویسنده در سوء استفاده یا بهرهمندی جهت دار از برخی اطلاعات درست یا نادرست منابع خبری به شمار میآید. مطالب مندرج در این مقاله، در سه بخش براساس محتوای نوشتار نویسنده تنظیم گردیده است:
بخش اول: مراجع تقلید استوانههای دین
۱. تعریف دین و نقش مراجع به نظر میرسد دین به مجموعهای از اندیشهها و عقایدی اطلاق میشود که از سوی خداوند توسط پیامبران برای هدایت بشریت نازل شده تا مردم با اعتقاد به آن و عمل براساس تعالیم آن به سر منزل مقصود، سعادت و کمال انسانی نایل شوند که در سه محور ۱) اندیشهها و عقاید؛ ۲) اخلاقیات و ۳) احکام؛ منبعث از منبع وحی در ادیان آسمانی ارایه میشود. از جمله تعاریف مطرح شده دربارهی دین میتوان به این تعریف اشاره نمود: «دین انقلاب فکری است که انسان را به سمت کمال سوق داده و پیشرفت او در همهی عرصههای مهم حیات انسانی را به همراه دارد.»[۱] این سوق دادن انسان به کمال توسط دین در قالب تعالیم وحیانی قرآن و روایات معصومین، در راهکارهای زیر ترسیم شده است:
- انسجام در افکار و عقاید انسان و تنزیهی آن از اوهام و خرافات؛
- تعریف و تبیین اصول اخلاقی؛
- ارایهی بهترین نوع ارتباطات خانوادگی و اجتماعی؛
- لغو تمامی عوامل تعصبات و انحرافات قومی و قبیلهای[۲]
از این رو دین به معنی «متن» که نویسنده مطرح نمود را میتوان تا حدودی به همین معنای مطرح شده یعنی اندیشههای وحیانی دانست که توسط پیامبران و از جمله پیامبر اسلام برای مردم مطرح شد. بررسی حفظ همین متن در تاریخ اسلام، یادآور مجاهدت علما و تلاش طاقت فرسای بزرگانی است که از جان خود مایه گذاشتند تا با حفظ آن، این متن امروز به دست ما برسد. مجاهدتی که از همان دوران ائمه(علیهمالسلام) با توجه به سختگیریهای حکام بنیامیه و بنیعباس، توسط اصحاب و شاگردان خاص و عام آنها شروع شده و به ویژه با حمایتهای دولت شیعی آلبویه از علمای بزرگ عصر، منابع چهارگانهی اولیهی حدیثی شیعه تدوین گشت و بعدها در دورهی حکومتهای بعدی به ویژه دولت صفویه، تلاش بزرگان علما به ثمر نشست و منابع حدیثی شیعه گردآوری شد. تاریخ گواه متقنی بر تلاش علما و مجاهدت آنان است. نویسنده در ابتدای این نوشتار دربارهی نقش علما برای امروز و آینده مدعی شدند:
«در گذشته افتخار یک فقیه این بود که اسامی شهدای کربلا را حفظ است. امروز اینترنت این امکان را فراهم آورده است که هرکس با کلیک کردن یک دگمه در عرض چند ثانیه اسامی همهی شهدای کربلا را داشته باشد ... با زدن یک دکمه تفسیر فلان آیه را از نظر تمامی مفسران دید. وقتی میتوان همهی تفاسیر قرآن را روی یک صفحه یک کیلوگرمی داشت، دیگر چه کسی نیاز دارد، تفسیر قرآن بخرد؟ ... بدین ترتیب خطری دین/ اسلام/ شیعه- به عنوان متن- را تهدید نمیکند و نخواهد کرد تا نیازی به اقدام مراجع تقلید باشد»[۳]
دین به معنی «متن» که گنجی مطرح می کند را میتوان تا حدودی به همین معنای اندیشههای وحیانی دانست که توسط پیامبران و از جمله پیامبر اسلام برای مردم مطرح شد. بررسی حفظ همین متن در تاریخ اسلام، یادآور مجاهدت علما و تلاش طاقت فرسای بزرگانی است که از جان خود مایه گذاشتند تا با حفظ آن، این متن امروز به دست ما برسد.
الف) نیازمندی به علما و مراجع در حفظ متن دین از تحریف لفظی و تغییرات احتمالی که در گذشته یا امروز توسط مخالفان صورت میگیرد. تحریفهایی که در تاریخ میتوان نمونههایی از آن را مشاهده نمود. به ویژه با وجود این تکنولوژیهای جدید، تحریفها راحتتر، سریعتر و گستردهتر صورت میگیرد چراکه «چو دزدی با چراغ آید گزیدهتر برد کالا» از این رو عالمان به عنوان متخصصان و آگاهان به متن دین میتوانند جلوی این تحریف لفظی را گرفته و نقش صیانت و حفاظت از دین را اجرا نمایند.
ب) نیازمندی به علما و مراجع در حفظ متن دین از تحریف معنوی و تفسیرهای انحرافی که از دین صورت میگیرد. امروزه شاهد تفسیرهای انحرافی از دین و مبانی اعتقادی آن هستیم همان طور که در گذشته نیز همواره عدهای بودهاند که میخواستند دین را آن گونه که خود میخواهند تفسیر کنند به گونهای که فرقههای «زیدیه، اسماعیلیه و غلات» در دوران حضور ائمه و بعدها «شیخیه، بابیه و بهاییه» محصول همین تفسیرهای انحرافی از دین و فاصله گرفتن از اهل بیت(علیهمالسلام) در تفسیر دین میباشند و حال آن که مراجع و علما با تأسی به روایات اهل بیت(علیهمالسلام) و بر اساس مبانی استنباط و اصول فقه در صدد تبیین و تفسیری از دین، هماهنگ با تفسیر ائمه(علیهمالسلام) هستند به گونهای که کمترین انحراف و فاصله را از تفسیر آنان داشته باشد. البته علما در این مسیر از تکنولوژی جدید برای هرچه بهتر رساندن کلام اهل بیت و اندیشههای وحیانی به مردم استفاده مینمایند. از این رو، این ادعای نویسنده که امروزه با وجود تکنولوژیهای جدید، خطری دین اسلام به عنوان متن را تهدید نمیکند و نیازی به وجود علما و مراجع نیست، پذیرفتنی نمیباشد. زیرا تهدید آن با استفاده از همین ابزارهای جدید بیشتر، رساتر و سریعتر صورت میگیرد، وجود علما در تقابل با این گونه تحریفها از دین به عنوان نمایندگان عام ائمه(علیهمالسلام) در حفاظت از دین لازم بلکه ضروری است.
۲. مراجع و صیانت از دین ایشان در ادامه، دین به معنایِ «مسلمانی» یا همان حفظ جان، مال و آبروی مسلمان را، معقولترین معنا از دین دانسته و معتقد است علما در وظیفهی خود در صیانت از دین به این معنا، کوتاهی کردند. در تحلیل بیشتر مطلب اکبر گنجی باید گفت ایشان با هدف تعریض بر حکومت و مراجع، به گمان خود، ظلم و ستم حکومت ایران بر مردم و مظلومیت مردم ایران را مصداقی برای این معنا مطرح مینماید. به گمان نویسنده، سکوت مراجع در برابر این ظلم خارج از وظایف مرجعیت در صیانت از دین است. او مینویسد:
«سومین معنا- شاید معقولترین معنا- این است که جان، مال و آبروی مسلمانان/ شیعیان به خطر بیفتد. یعنی مسلمانان/ شیعیان، مورد ظلم/ سرکوب/ شکنجه/ تجاوز قرار گیرند. یعنی همان چه در طول ۳۲ سال گذشته در نظام «سلطانی فقیه سالار» جمهوری اسلامی روی داده است... حل نزاع کمونیستها/ یهودیها/ مسیحیها/ بهاییها، {مورد توجه مراجع} نیست، مراجع تقلید خود را مکلف به دفاع از آنها نمیدانند. محل نزاع، برادران اهل تسنن و شیعیانند. داستان اندوه باری که بر اینان در این نظام «فقیه سالار» رفته است، جای انکار ندارد.»[۴]
در پاسخ باید گفت: «این که وظیفهی مراجع حفظ و صیانت از دین و آموزههای آن است شکی نیست و حتی این معنای جدید از دین (به معنای مسلمانی) اگر با تسامح پذیرفته شود، باز هم در طول تاریخ شاهد مجاهدت علما و مراجع در این زمینه به ویژه در تاریخ معاصر ایران هستیم. مجاهدت علما و همراهی مردم در قیام برضد استعمار انگلیس در نهضت جنوب، نهضت شمال، نهضت مشروطه و سرانجام نهضت اسلامی ایران که به رهبری علما و مراجع در شهرهای مختلف صورت گرفته است.
تاریخ همواره شاهد همراهی و هدایت مراجع برای حفظ مسلمانان و صیانت از آبرو، جان و مال آنهاست. اما این که در موضوعی خاص و مورد اختلاف میان حکومت اسلامی و عدهای مخالف، عدم همراهی علما با دیدگاه این افراد مخالف را خارج از وظایف مرجعیت دانستن، نگاهی یکسویه و خارج از انصاف به نظر میرسد.
در حالی که نگاه منصفانه به عملکرد مراجع، حاکی از نقش مؤثر آنان در کشورهای مختلف است. حمایت مراجع از مسلمان عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان در راستای وظایف مرجعیت در حفظ و صیانت از دین است که به نظر نویسنده نیامده است. امروز تنها اشارهی «آیت الله سیستانی» کافی است تا منشأ تحولات در عراق گردد. آیا حمایت ایشان از مسلمانان عراق و رهبری داهیانهی این مرجع شیعیان، نمونهای از اساطین/ استوانه بودن مراجع در عصر حاضر نیست؟ یا این جمله بنیاد کارنگی که «امروزه هیچ رهبری در جهان به اندازهی رهبر ایران دارای اهمیت نیست»[۵]، بهترین دلیل برای اهمیت و نقش مراجع در تحولات جهان در حمایت از مسلمانان نیست؟ آیا صرف حمایت نکردن از گروهی معترض که به شیوهای نادرست اعتراض خود را بیان کردند، خروج از وظایف مرجعیت است؟
۳. بستن سایتها از سوی مراجع! در این قسمت نویسنده با تعریضی بر حکومت و علما این نکته را مطرح میسازد:
«اینک همهی مراجع تقلید دارای سایتاند. فقیهان مردم ایران را از نعمت استفاده از سایتهای دیگران محروم کردهاند، اما سایتهای مراجع تقلید و روحانیت همراه ولی فقیه آزاد است.»[۶]
در پاسخ به این ادعای نویسنده باید گفت انتساب بستن سایتها به مراجع در این زمینه نابخردانه و از سر ناآگاهی یا غرض ورزی است زیرا اگر چنین اقدامی هم صورت بگیرد از سوی حکومت است نه مراجع. هم چنین، مراجعه به تاریخ و نحوهی برخورد حکومت با این سایتها، نشان از رعایت انصاف و برخورد عادلانه بر اساس موازین اسلام و شرایط امر به معروف و نهی از منکر است. این که شخصی یا گروهی آگاهانه، هدفمند و برنامهریزی شده با حمایتهای مالی و معنوی از سوی غرب، در صدد تبیین و نشر عقاید انحرافی، ایجاد شبهه و تخریب عقاید مردم برآیند، حکومت اسلامی به عنوان حافظ دین، جان و مال مردم چه وظیفهای دارد؟ آیا سکوت حکومت و در مقابل، ترکتازی دزدان عقاید مردم، خیانت نیست؟ آیا اقدام منطبق با شرایط امر به معروف، تذکر، احضار، اخطار و سرانجام بستن آن به منظور حفظ دین و اعتقاد مردم ضعف حکومت است یا نکتهی مثبت و افتخار آمیز آن.
ادامه دارد...
منبع:سايت برهان
پینوشتها: [۱] . محاضرات فی الالهیات»، جعفر سبحانی، تلخیص: علی ربانی گلپایگانی، قم: مؤسسهی نشر اسلامی،چاپ سوم، ۱۴۱۶ق، ص ۵
[۲] . همان
[۳] . سایت نیگلون/ روزنت، ۷،۸،۱۳،۱۴و۱۵دی ماه ۱۳۸۹.
[۴] . سایت نیگلون/ روزنت، ۷،۸،۱۳،۱۴و۱۵دی ماه ۱۳۸۹.
[۵] . سایت برهان، گروه سیاسی ۲۶-۱۱-۸۹
[۶] . سایت نیگلون/ روزنت، ۷،۸،۱۳،۱۴و۱۵دی ماه ۱۳۸۹.