کد خبر: 454258
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۲
بیانات رهبر انقلاب در طول ۲۲ سال اخیر در باره سرمایه‌داری غرب
آن کسانى که توصیه می‌کردند ما روشهاى نظام سرمایه دارى را دنبال کنیم، ببینند که امروز نظام سرمایه‌دارى در یک بن‌بست کامل است. ممکن است نتایج این بن‌بست سالها بعد به نتائج نهائى برسد، اما بحران غرب به طور کامل شروع شده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری ، مجموعه‌ای از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی را در طول ۲۲ سال اخیر درباره نظام سرمایه‌داری غرب به شرح زیر منتشر کرد:

بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان۱۳۹۰/۰۸/۱۱

امروز در خود آمریکا، در خود کشورهاى غربى، در خود نظام سرمایه‌دارى و به اصطلاح لیبرال‌دموکراسى - که هم «لیبرال»اش دروغ است، هم «دموکراسى»اش دروغ است - اینها شکست‌خورده‌اند. امروز مردم آمریکا در سرتاسر ایالات آمریکا، و مردم در هشتاد کشور جهان علیه این نظام ایستادگى کردند. ممکن است مردم را سرکوب کنند، اما این آتش خاموش نخواهد شد. نمیتوانند دفاع کنند؛ دستشان خالى است. دنیا جریان دیگرى پیدا کرده است و بدانید به حول و قوه‌ى الهى، مبارزه‌ى حق - که با سردمدارى ملت ایران و با پرچم اسلام آغاز شده است - با باطل، با طاغوتها، با فرعونها و با فرعون استکبار، تا سرنگونى استکبار ادامه پیدا خواهد کرد.
تحلیلگران - به قول خودشان - در اتاقهاى فکرشان مى‌نشینند مطالعه میکنند، بررسى میکنند، مى‌بینند نقطه‌ى کانونى و مرکزى این حرکت، جمهورى اسلامى است؛ لذا متوجه شماها میشوند؛ متوجه جوانهاى ما، متوجه مسئولان ما که محکم ایستادند و این راه را با جرأت، با قدرت، با توکل به خدا، با خوشبینى به آینده و با امیدِ تمام دارند ادامه میدهند.

بیانات در دیدار نخبگان و برگزیدگان کرمانشاه۱۳۹۰/۰۷/۲۶

برجستگى‌هاى یک جامعه در این زمینه‌هاى ذهنى و فکرى و علمى باید در خدمت تعالى انسان قرار بگیرد. امروز در دنیا اینجور نیست؛ امروز در دنیا نه علم در خدمت تعالى انسان است، نه هنر و نه بقیه‌ى چیزها. خب، یک نمونه‌ى هنر، سینماست. قله‌ى سینماى دنیا، هالیوود است. این دستگاه‌هاى هنرى دنیا چقدر به اخلاق بشرى، به معنویت انسان، به امیدبخشى به انسان کمک میکنند؟ عکس قضیه است؛ نمیشود گفت صفر، مبالغى زیر صفر! یعنى بنیانهاى اخلاقى را، بنیانهاى فکرى را، تعالى بشرى را تخریب میکنند. امروز در دنیا، هنر در خدمت تعالى انسان نیست؛ علم هم همین جور. علم در خدمت سرمایه‌دارى است، در خدمت ثروت‌اندوزان است. دانش بشرى امروز در خدمت کسانى است که کمپانى‌هاى بزرگ اقتصادى مال اینهاست؛ جنگها را اینها راه مى‌اندازند، انسانها را اینها میکُشند، کشتارهاى جمعى را اینها میکنند؛ علم در خدمت اینهاست. علم در خدمت مردم محروم افغانستان نیست. علمى که به افغانستان رفته، همان هواپیمائى است که بالاى سرشان میرود، بمبارانشان میکند. علمى که آن روز به عراق آمد، ابزارهاى شیمیائى بود که حلبچه را به آن روز درآورد. در این مناطق، علم اینجورى است. علم در خود کشورهاى غربى هم همین طور است. بله، ثروتِ یک جمعى را، یک اقلیتى را بالا برده؛ خود آن ثروت موجب شده که علم پیشرفت پیدا کند؛ اما علم شده یک ابزارى براى تبعیض و عدم تعادل اجتماعات و عقب‌رفتگى اجتماعات. ما باید این را برگردانیم.

بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه۱۳۹۰/۰۷/۲۴

امروز بسیارى از مشکلاتى که در کشورهاى اروپائى، مثل انگلیس، مثل فرانسه، مثل آلمان، مثل ایتالیا وجود دارد، ناشى از این است که سیاستهاى شبکه‌ى خبیث صهیونیستى بر دولتهاى این کشورها حاکم است. اینها از سرمایه‌داران و کمپانى‌داران صهیونیست که در دنیا زیادند، چشم میزنند و حساب میبرند. در آمریکا هم همین جور است. تملق‌گوئى به صهیونیستها، یک شیوه‌ى معمول در بین قدرتمندان آمریکاست. در اروپا هم کم و بیش همین جور است. وقتى ملتها - چه ملت آمریکا، چه ملتهاى اروپا - بدانند که خیلى از این بدبختى‌ها ناشى از سلطه‌ى شیطانى و اهریمنى این شبکه است، یقیناً انگیزه‌شان بیشتر خواهد شد، حرکتشان شدیدتر خواهد شد. ممکن است امروز آمریکا با پلیس، بلکه با ارتش، مردم را سرکوب کند - که سابقه هم دارد؛ چند سال قبل از این در شیکاگو یک حرکتى به وجود آمد، ارتش را وارد کردند؛ گمانم زمان کلینتون بود، حاکمیت آن مجموعه‌ى قبل از بوش - هیچ ابائى ندارند؛ ارتش را وارد میکنند، مردم را سرکوب میکنند، میزنند، میکُشند، زندانهاى سخت میکنند؛ این حرکت سرکوب میشود، اما از بین نمیرود؛ آتش زیر خاکسترى خواهد ماند و یک روزى آنچنان شعله خواهد کشید که همه‌ى این بناى پوشالى استکبارى و سرمایه‌دارى را خواهد سوزاند و خاکستر خواهد کرد.

بیانات در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت کرمانشاه‌۱۳۹۰/۰۷/۲۰

در مرکز مالى آمریکا، در پایتخت اقتصادى آمریکا، یعنى در نیویورک، آن هم در خیابان «وال استریت» که کانون اصلى سرمایه‌دارى دنیاست، هزاران نفر جمعیت جمع بشوند، بگویند ما سرمایه‌دارى را نمیخواهیم. اینها نه مهاجرند، نه همه سیاه‌پوستند، نه از طبقات پائین جامعه‌اند؛ در میانشان استاد دانشگاه هست، سیاستمدار هست، گروه‌هاى دانشجوئى به اینها پیوسته‌اند؛ میگویند ما نظام کاپیتالیستى را نمیخواهیم. خب، این همین حرف ماست؛ ما هم که از اول گفتیم «نه شرقى، نه غربى»، یعنى نه نظام کاپیتالیستى، نه نظام سوسیالیستى؛ آن سوسیالیستى‌اش بود که به جهنم رفت، این هم دارد یواش یواش سرازیر میشود. بعد از این حادثه، اقبال به اسلام بیشتر خواهد شد. این هم یک موج دیگر است؛ موج سوم است.

بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه‌۱۳۹۰/۰۷/۲۰

یک مسئله این است که فساد رژیم سرمایه‌دارى براى آن مردم، محسوس و عینى شده است. ممکن است این حرکت را سرکوب کنند، اما نمیتوانند ریشه‌هاى این حرکت را از بین ببرند؛ بالاخره یک روزى این حرکت آنچنان خواهد بالید که نظام سرمایه‌دارى آمریکا و غرب را بکلى به زمین خواهد زد.
رژیم فاسد سرمایه‌دارى نه فقط به مردم کشورهاى افغانستان و عراق و بقیه‌ى جاها رحم نمیکند، بلکه به مردمِ خودش هم رحم نمیکند. مردم در این اجتماعات و تظاهرات چندین هزار نفرى نیویورک یک تابلوئى بلند کردند که رویش نوشته بود: «ما ۹۹ درصدیم». یعنى ۹۹ درصد ملت آمریکا - اکثریت ملت آمریکا - محکومِ یک درصدند. جنگ عراق و افغانستان را آن یک درصد راه مى‌اندازد، اما کشته و غرامتش را آن ۹۹ درصد میدهد. این آن چیزى است که مردم را بیدار کرده، وادار به اعتراض کرده. البته شیوه‌هاى تبلیغاتى و جنگ روانى مسئولان آمریکائى و سازمان سیا و دیگران، شیوه‌هاى بسیار قهار و جبارى است؛ ممکن است بر اینها فائق بیایند؛ اما بالاخره حقیقت قضیه روشن شد و بیشتر روشن خواهد شد. با این همه ادعا، رژیم سرمایه‌دارى این است؛ لیبرال دموکراسى غرب این است.
حمایت از اسرائیل را همین یک درصد میکنند. مردم آمریکا انگیزه و علاقه‌اى به حمایت از اسرائیل ندارند، که پول بدهند، مالیات بدهند، خرج کنند، براى اینکه بتوانند غده‌ى سرطانى اسرائیل، دولت جعلى اسرائیل را در یک منطقه‌اى سر پا نگه دارند. بعد هم نوع برخوردشان؛ آن از کتمان و مسکوت نگهداشتن، بعد هم شدت عمل؛ هم در آنجا، هم در بعضى کشورهاى اروپائى. در انگلیس آنچنان شدت عملى به خرج دادند که ده یکِ آن را انسان در کشورهاى عقب‌افتاده‌اى که نظامهاى دیکتاتورى با مردم برخورد میکنند، مشاهده نمیکند. اینها آن وقت مدعى طرفدارى از حقوق بشر، مدعى آزادى بیان، مدعى آزادى اجتماعات، مدعى همه‌ى مردم دنیایند. آن کسانى که توصیه میکردند ما روشهاى نظام سرمایه دارى را دنبال کنیم، آنها را یاد بگیریم، آنها را عمل کنیم، به این واقعیتها نگاه کنند، ببینند که نظام سرمایه‌دارى چیست؛ بن‌بست کامل. امروز نظام سرمایه‌دارى در یک بن‌بست کامل است. ممکن است نتائج این بن‌بست سالها بعد به نتائج نهائى برسد، اما بحران غرب به طور کامل شروع شده.

بیانات در دیدار دانشجویان در یازدهمین روزماه رمضان۱۳۸۹/۰۵/۳۱ 

ما داریم جلو میرویم، داریم پیشرفت میکنیم. دشمنان ما منحنى‏شان به طرف ضعف است، منحنى ما به طرف قوّت است. نظام طاغوتى، نظام سرمایه‏دارىِ متجاوز و ظالم در دنیا- که مظهرش رژیم ایالات متحده‏ى آمریکاست- امروز از ده سال پیش و از بیست سال پیش، بسیار ضعیف‏تر است. در نقطه‏ى مقابل، تفکر اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، امروز از ده سال پیش، از بیست سال پیش، بسیار قوى‏تر و بسیار پیشرفته‏تر و بسیار آماده‏تر است.

بیانات در دیدار دانشجویان در یازدهمین روزماه رمضان۱۳۸۹/۰۵/۳۱

خوشبختانه روند پیشرفت در کشور، در زمینه‌هاى مختلف، روند خوب و مطلوبى است. روند عدالت هم خوب است. خوب، این دهه، دهه‌ى پیشرفت و عدالت نامیده شده است. پیشرفت که گفتیم، پیشرفت علمى است، پیشرفت فناورى است، پیشرفت سیاسى است، پیشرفت اخلاقى است؛ همه‌ى اینها مورد نظر است. خوب، یک کارهاى خوبى دارد انجام میگیرد؛ لااقل زیرساختهائى براى کارهاى بزرگ و جهشها دارد فراهم میشود. در مورد عدالت هم حداقل این است که این تفکر دارد همه‌گیر میشود؛ یعنى همه معتقد میشوند به اینکه باید دنبال عدالت رفت، باید عدالت را اجرائى کرد، باید این آرزوها را اجرائى کرد، در محیط اجراء وارد کرد - که توى صحبتهاى دوستان هم بود - این خودش پیشرفت است. البته این معنایش این نیست که ما به این مقدار پیشرفت در زمینه‌ى عدالت قانع هستیم؛ نه، آرزو و همت خیلى بالاست؛ آرزوها بالاست، همتها هم بالاست؛ اما میخواهم به شما عرض کنم که ما داریم جلو میرویم، داریم پیشرفت میکنیم. دشمنان ما منحنى‌شان به طرف ضعف است، منحنى ما به طرف قوّت است. نظام طاغوتى، نظام سرمایه‌دارىِ متجاوز و ظالم در دنیا - که مظهرش رژیم ایالات متحده‌ى آمریکاست - امروز از ده سال پیش و از بیست سال پیش، بسیار ضعیف‌تر است. در نقطه‌ى مقابل، تفکر اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، امروز از ده سال پیش، از بیست سال پیش، بسیار قوى‌تر و بسیار پیشرفته‌تر و بسیار آماده‌تر است.

بیانات در دیدار کارگران نمونه سراسر کشور۱۳۸۹/۰۲/۰۸

اهمیت به تلاش و فعالیت کارگر است؛ فهمیده بشود که این یک جهاد است؛ این مهم است. کارگر در پشت دستگاه، یا در حین طراحى و نقشه‏پردازى، یا در کارِ در مزرعه، یا در هر نقطه‏اى که کار دارد تولید مى‏شود و محصولى دارد به وجود مى‏آید، باید احساس کند و بداند که یک عمل بزرگ را، یک عمل مهم را، یک ارزش را دارد به وجود مى‏آورد؛ اسلام این را مى‏خواهد بیان کند. این، اعتقاد قلبى ماست. خیلى فاصله است بین این نگاه و نگاه دنیاى مادى، اعم از دنیاى سرمایه‏دارى یا دنیاى سوسیالیستى که به کارگر به عنوان یک ابزار نگاه مى‏کند. امروز در دنیاى سرمایه‏دارى، گاهى بعضى از کارگرها از لحاظ برخوردارى مادى وضعشان هم خوب است- البته عمومیت ندارد، بعضاً این‏جور است که وضعشان خوب است- لیکن همان هم از چشم کارفرما، از چشم سیاست‏گذاران کار و تولید، یک ابزار است؛ مثل یک پیچ و مهره؛ تا وقتى ارزش دارد که بتواند به آن‏ها ارزش مادى تحویل بدهد، پول تحویل بدهد. خیلى فاصله است بین این نگاه به کارگر، و این نگاه که کارگر را یک مجاهد فی سبیل الله مى‏داند؛ براى کارى که او انجام مى‏دهد، فراتر از همه‏ى اجرهاى مادى، یک اجر الهى، یک ارزش الهى، یک پاداش الهى در نظر مى‏گیرد؛ این‏ها خیلى باهم فاصله دارد؛ این لازم است، این آن نیاز حقیقى است.
بیانات در دیدار کارگران نمونه سراسر کشور۱۳۸۹/۰۲/۰۸

مسئله‏ى دیگر در زمینه‏ى کار، رابطه‏ى کارگر و کارفرماست. هر دو روشى که در دنیاى متعارفِ زمان ما معمول بود- روش سوسیالیستى و روش سرمایه‏دارى- غلط است. در منطق تفکر سوسیالیستى، کارگر و کارفرما دوتا دشمن بودند در مقابل هم؛ دوتا دشمن، به خون هم تشنه؛ این تحلیلشان بود. راه حلى هم که نشان دادند، راه حل ضایعِ باطلِ غلطى بود: مالکیت دولت بر همه‏ى منابع تولید و ابزارهاى تولید؛ که بعد از گذشت چند دهه، به آن‏ فضاحت انجامید. آن یک نگاه بود، که نگاه دشمنى و ستیزه‏گرى بین کارگر و کارفرما بود. نگاه دیگر، نگاه منطق غربى است که کارفرما سلطان کارگر است، صاحب‏اختیار کارگر است، کارگر ابزارى است در دست او و در اختیار او. این هم تحقیر شخصیت انسان است؛ غلط اندر غلط. هر دو نگاه، غلط است.

بیانات در دیدار کارگران نمونه سراسر کشور۱۳۸۹/۰۲/۰۸

دنیائى هم که در مقابل ایران صف‏آرائى مى‏کند و دندان نشان مى‏دهد و پنجه‏ى خونین حواله مى‏کند و بداخلاقى مى‏کند و در همه‏ى جاهائى که دستش برسد، مى‏خواهد یک اشکالى ایجاد کند، دنیاى استکبارى است؛ دنیاى تحت تأثیر و در مشت نظام سرمایه‏دارىِ ظالم و ستمگر است. این را نمى‏تواند تحمل کند، چون این از قاعده‏ى آن‏ها خارج است؛ لذا با او دشمنى مى‏کند، که مى‏بینید دشمنى‏ها را در این سى سال. آنچه که کم نبوده و همه دیده‏اند و چشمشان پر است، دشمنى‏ها و عنادها و خباثتهاى دشمنان ماست. آن‏ها نتوانستند کارى بکنند، بعد از این هم مطمئن باشید هیچ کارى نمى‏توانند بکنند.

بیانات در دیدار جمعی از مردم آذربایجان۱۳۸۸/۱۱/۲۸

سردمداران کشورهاى مستکبر- چند تا دولت مستکبر- مى‏نشینند در باره‏ى نظام جمهورى اسلامى اظهار نظر مى‏کنند و این‏جور وانمود مى‏کنند که جامعه‏ى جهانى با جمهورى اسلامى مخالف است. کدام جامعه‏ى جهانى؟ کدام جامعه‏ى جهانى با جمهورى اسلامى مخالف است؟ چهار تا، پنج‏تا دولت مستکبر- که غالباً ملتهاى خودشان هم حرف آن‏ها را قبول ندارند- با نظام اسلامى، با جمهورى اسلامى مخالفند. نظامهائى که در پنجه‏ى کمپانى‏دارهاى صهیونیست است، توى مشت زالوهاى بین‏المللى است، البته که با جمهورى اسلامى- که فریاد عدالت سر داده است- مخالفند؛ باید هم مخالف باشند. آن روزى که شبکه‏ى اختاپوسى سرمایه‏دارى جهانى از ما تعریف کند و با ما مخالف نباشد، آن روز ما باید عزا بگیریم.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری۱۳۸۸/۰۷/۰۲
اسلام آمریکائى فقط آن نیست که آمریکاپسند باشد؛ هر چیزى که خارج از این اسلام ناب است؛ اسلام سلطنتى هم همین‏جور است، اسلام التقاطى هم همین‏جور است، اسلام سرمایه‏دارى هم همین‏جور است، اسلام سوسیالیستى هم همین‏جور است، اسلام‏هائى که با شکلها و رنگهاى مختلفى عرضه بشود و آن عناصر اصلى در او وجود نداشته باشد، همه‏اش مقابل اسلام ناب است؛ در واقع اسلام آمریکائى است. انسان مشاهده مى‏کند در این معارضه‏هائى که با نظام در طول این سى سال انجام گرفته، این اسلام‏هاى گوناگون حضور داشته‏اند؛ هم اسلام التقاطى وجود داشته، هم اسلام سلطنتى وجود داشته، هم اسلام سوسیالیستى وجود داشته؛ انواع و اقسام این اسلامها در مواجهه‏ى با نظام جمهورى اسلامى وجود داشته‏اند. خوب، در این نگاه به اسلام و درک و فهم از اسلام، فرد و جامعه باهم ملاحظه مى‏شوند، معنویت و عدالت باهم ملاحظه مى‏شوند، شریعت و عقلانیت با یکدیگر ملاحظه مى‏شوند، عاطفه و قاطعیت در کنار هم دیده مى‏شوند؛ این‏ها همه باید باشد. قاطعیت در جاى خود، عواطف در جاى خود، شریعت در جاى خود، عقلانیت- که آن هم خارج از شریعت البته نیست- در جاى خود؛ همه در کنار هم بایستى مورد استفاده قرار بگیرند؛ انحراف از این منظومه‏ى مستحکم، موجب انحراف از نظام اسلامى خواهد بود.

بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‏۱۳۸۸/۰۲/۲۷

جهانى شدن، اسم خیلى قشنگى است و هر کشورى فکر مى‏کند بازارهاى جهانى به رویش باز مى‏شود. اما جهانى شدن به معناى تبدیل شدن به یک پیچ و مهره‏اى در ماشین سرمایه‏دارى غرب، نباید مورد قبول هیچ ملت مستقلى باشد. اگر قرار است جهانى شدن به معناى درست کلمه تحقق پیدا بکند، باید کشورها استقلال خودشان- استقلال اقتصادى و استقلال سیاسى- و قدرت تصمیم‏گیرى خودشان را حفظ کنند؛ و الّا جهانى شدنى که ده‏ها سال پیش از طریق بانک جهانى و صندوق بین‏المللى پول و سازمان تجارت جهانى و امثال این‏ها- که همه ابزارهاى آمریکائى و استکبارى بودند- به وجود آمده، ارزشى ندارد. بنابراین، یک اصل مهم، مسئله‏ى استقلال است؛ که اگر این نباشد پیشرفت نیست، سرابِ پیشرفت است.

بیانات در دیدار مردم مریوان۱۳۸۸/۰۲/۲۶

مروز همه‏ى دنیا شاهدند که سیستم سرمایه‏دارى غرب، چقدر در مقابله‏ى با حوادث و بحرانها توخالى و ناتوان است. خودِ این سیستم بحران‏آفرین است و وقتى بحران به وجود مى‏آید، از خودش نمى‏تواند دفاع کند. این سیستمِ اقتصادى غرب است که همه‏ى افتخارشان به این سیستم اقتصادى بوده است؛ اقتصاد سرمایه‏دارى. و سعى داشته‏اند این سیستم را به هزار شیوه و هزار زبان، به عنوان نسخه‏ى منحصربه‏فردِ اقتصاد، به ملتها تحمیل کنند.

پیام نوروزى رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال ۱۳۸۸۱۳۸۸/۰۱/۰۱

سال ۸۷ که بر ما گذشت، سال بسیار پرماجرائى بود؛ هم در زمینه‏ى مسائل بین‏المللى، و هم در زمینه‏ى مسائل کشور. در سطح بین‏المللى حوادث بزرگ و مهمى اتفاق افتاد که بى‏گمان در مجموعه‏ى سیاستهاى جهانى داراى تأثیرات عمیق و مؤثرى است، که از جمله‏ى آن‏ها در زمینه‏ى اقتصادى، بحران عظیم مالى و اقتصادى است که از کشور آمریکا شروع شد و به اروپا و دیگر کشورها و از جمله به کشورهاى منطقه‏ى ما رسید. این مسئله براى مردم جهان، مسئله‏ى بسیار مهمى است؛ نه فقط در زندگى روزمره‏ى آن‏ها و برنامه‏ریزى‏هاى اقتصادى آن‏ها تأثیر مى‏گذارد، بلکه در دیدگاه‏هاى آن‏ها نسبت به نظریات اقتصادى و اقتصاد سرمایه‏دارى احتمالًا تأثیرات شگرفى را بر جاى خواهد گذاشت. خوشبختانه کشور ما و ملت ما توانستند تا حدود زیادى از آثار زیانبار این طوفان سهمگین جهانى خود را برکنار بدارند، و البته همچنان مراقبتهاى لازم بایستى ادامه پیدا کند.

بیانات در دیدار نخبگان جوان دانشگاهى۱۳۸۷/۰۶/۰۵

هیچ کشورى از این کشورهائى که در زمینه‏هاى مختلف چنین پیشرفت‏هائى پیدا کرده‏اند، مثل کشور ما نیست! ما مظلومانه، تنها و در بین این همه دشمنیها- در حالى که هم شرقِ کمونیستى و هم غربِ سرمایه‏دارى با ما به جد دشمن بودند؛ اروپا هم که مایل بود یک نقش مثلًا میانه‏اى ایفا کند، هیچ‏گونه کمکى به ما نکرد، بلکه ضربه هم زد- این جوانهاى باهوش و زیرک و احیاناً بسیار زبل از میان ملت ما، توانستند این نهالها را رشد بدهند و به ثمر برسانند. کارهاى بزرگى شده؛ این خیلى امیدبخش است. در آینده هم مى‏توانید این کارها را انجام بدهید. لذا من نگاهم به آینده، نگاه خیلى خوبى است؛ اگرچه وضع کنونى را قابل تحسین مى‏دانم، اما به‏هیچ‏وجه قناعت به این وضع را مجاز نمى‏شمارم، براى هیچ‏کس: نه براى دولتى‏ها، نه براى خود شما جوانها، نه براى اساتیدتان. ما هنوز خیلى باید راه برویم؛ خیلى باید حرکت کنیم. فاصله‏ى ما هنوز با آن قله‏ها- حتّى، برخى پائین‏تر از قله‏ها- زیاد است. باید این فاصله‏ها را طى کنیم.

بیانات در دیدار با مردم شیراز۱۳۸۷/۰۲/۱۱

اردوگاه سرمایه‏دارى و استعمارى با همه‏ى توان سیاسى خود، با همه‏ى قدرت مالى و اقتصادى خود و با همه‏ى شبکه‏هاى تبلیغاتى خود، دارد فشار مى‏آورد تا شاید بتواند ملت ایران را وادار به عقب‏نشینى و تسلیم بکند؛ نه فقط از حق هسته‏اى- حق هسته‏اى یکى از حقوق ملت ایران است- بلکه مى‏خواهند ملت ایران را از حق عزتش، از حق استقلالش، از حق قدرت تصمیم‏گیریش و از حق پیشرفت علمیش، وادار به عقب‏نشینى کنند. ملت ایران امروز در جاده‏ى پیشرفت علمى و پیشرفت فنّاورى افتاده و مى‏خواهد دو قرن عقب‏افتادگى خود را در دوران‏ طاغوتها، جبران کند. این‏ها دستپاچه شده‏اند و نمى‏خواهند ملت ایران- که در این نقطه‏ى حساس دنیا قرار گرفته است و به عنوان پرچم‏دار اسلام شناخته شده- به این توفیقات دست پیدا کند؛ لذا فشار مى‏آورند. اما ملت ایران ایستاده است.

بیانات در دیدار گروه کثیرى از کارگران و کارآفرینان۱۳۸۷/۰۲/۰۴

در منطق کشورهاى سرمایه‏دارى، کارگر یک ابزار است؛ وسیله‏اى است در خدمت کارفرما. در منطق آن مکتبهاى مضمحل‏شده و نابودشده‏اى که ادعاى طرف‏دارى از کارگر مى‏کردند، وجود جنگ میان کارفرما و کارگر بود. از این جنگ بود که آن نظامها مى‏خواستند نان بخورند و اسمشان را بگذارند مدافعین کارگر. آن وقت در نظام به اصطلاح سوسیالیستى شوروى سابق، همان بساط سرمایه‏دارى، همان اسرافها، همان فسادهاى گوناگون مالى به اسم کارگر و به نام دفاع از طبقه‏ى کارگر وجود پیدا کرده بود. منطقشان، منطق تضاد و تعارض بود. اسلام و نظام اسلامى و جمهورى اسلامى هیچ‏یک از این دو طریق را قبول ندارد؛ معتقد است که این دو عامل، یعنى عامل کارآفرینى و ایجاد بنگاه‏هاى اشتغال و کارآفرینى یک بازوست، وجود نیروى کار یک بازوى دیگر است. این‏ها باید هر دو باشند و همکارى کنند. نقش دولت، ایجاد یک خط عادلانه‏ى میانه براى این همکارى است؛ ظلم نشود. نه آن‏ها به این‏ها تعرض کنند، نه این‏ها از کار آن‏ها کم بگذارند؛ هیچ‏کدام به حقوق یکدیگر تعرض نکنند. اگر این‏جور باشد، آن وقت جامعه با سلامت و صفا پیش خواهد رفت؛ نه آن پرخورى‏ها و اسرافها و زیاده‏روى‏ها فرهنگ رائج خواهد شد، نه محرومیت یک طبقه براى آن طبقه فرهنگ ثابت خواهد شد. این، منطق نظام جمهورى اسلامى است.

بیانات در دیدار نخبگان جوان۱۳۸۶/۰۶/۱۲

شما امروز لحن کسانى را که بر کرسیهاى سیاسى‏اى سوارند که پایه‏هاى آن بر روى سرمایه و علم منحرف- سرمایه‏دارى- قرار گرفته، ببینید. دولتهاى غربى الآن این‏جورى‏اند. حالا در قله‏ى قدرتهاى غربى، امریکاست. کرسى قدرت پایه‏هایش بر روى کارتلها و تراست‏هاى سرمایه‏داران قرار دارد و ابزارش علم است. از سلاح به وسیله‏ى علم استفاده مى‏کنند؛ از جاسوسى و دزدى اطلاعات به وسیله‏ى علم استفاده مى‏کنند؛ از زد و بند در جاهاى مختلف دنیا به وسیله‏ى علم استفاده مى‏کنند. ببینید سران این‏جور کشورها که این‏جور علم منحرف دارند، لحنشان چیست؟ شنیدید این سخنرانى چند روز قبل رئیس‏جمهور امریکا را که چقدر نفرت‏انگیز، چقدر خشونت‏طلبانه و متکبرانه بود. همین غرور و تکبر روز به روز هم دارد این‏ها را در گرداب فرومى‏برد. امروز شما این را بدانید- من حالا دارم به شما مى‏گویم. شما آن روز را خواهید دید؛ آن‏روز ماها نیستیم، اما شما جوانها آن روز را خواهید دید- که این تمدن بناشده‏ى بر این پایه‏ى غلط، در گرداب دارد فرومى‏رود؛ دارد لحظه به لحظه در باتلاق پائین‏تر مى‏رود و سقوط خواهد کرد؛ بدون شک. همین غرور هم، همین تکبر ابلهانه و احمقانه هم یکى از عوامل همان سقوطى است که انتظارِ این‏ها را مى‏کشد. این‏ها سقوط مى‏کنند. یک هارت‏وهورتى امروز مى‏کنند؛ اما در سراشیب دارند حرکت مى‏کنند، خودشان هم ملتفت نیستند؛ البته هوشیارهاشان چرا. هوشمندانشان سالهاست فریاد مى‏کشند، هشدار مى‏دهند؛ زنگ خطر! منتها کیست که بشنود؛ مَستند. مست.

بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسى مشهد۱۳۸۶/۰۲/۲۵

غربى‏ها هیچ مایل نبودند و نیستند که غیر غربى وارد باشگاه علمى غرب شود. این کشورهاى آسیائى که الآن پیشرفت کرده‏اند- مثل ژاپن، مثل چین، مثل تا حدودى هند- غرب به هیچ‏کدام از این‏ها کمکى نکرد. چین در کشمکش‏هاى شدید شرق و غرب- کمونیسم و دنیاى سرمایه‏دارى- از طرف شوروىِ آن روز سخاوتمندانه مورد حمایت قرار گرفت؛ حتّى انرژى هسته‏اى‏اش را روس‏ها دادند. چین هیچ‏چیز نداشت؛ شوروى‏ها چون مى‏خواستند یک جبهه‏ى آسیائى بزرگى در مقابل امریکا و اروپا تشکیل بدهند، چین را تجهیز کردند؛ چون چین کمونیستى بود، تجهیزش کردند. هند هم در درجه‏ى بعد همین‏طور؛ یعنى در جبهه‏بندى‏هاى شرق و غرب، هند گرایش به چپ داشت، شوروى‏ها- چپ‏ها- کمکش کردند. امریکایى‏ها متقابلًا پاکستان را تقویت مى‏کردند. البته پاکستان هم انرژى هسته‏اى را خودش به وجود نیاورد، آن‏ها از چین گرفتند؛ اما امریکا چشمش را بست و در موازنه‏هاى سیاسى منطقه‏اى به رو نیاورد. ژاپن، پیشرفت علمى خودش را به کمک امریکا و غرب به دست نیاورد؛ ژاپنى‏ها توانستند نفوذ علمى کنند- شاید تعبیر سرقت، تعبیر خوبى نباشد- و توانستند علم را به شکلى که طرف راضى نیست، از او بقاپند؛ منتها ملت سخت‏کوشى بودند و خودشان را پیش بردند؛ غرب به آن‏ها کمکى نکرد.

بیانات در دیدار مسئولان اقتصادى و دست‌‌اندرکاران اجراى اصل ۴۴ قانون اساسى‌‌۱۳۸۵/۱۱/۳۰

نویسندگان قانون اساسى و اصل ۴۴، هم هوشمند بودند، هم منصف؛ به نظر بنده. ما با بیشتر این‏ها از نزدیک کار کرده بودیم. در محصول کار هم که همین اصل ۴۴، اصل ۴۳ و این‏هاست، کاملًا پیداست که این‏ها هم مردمان هوشمندى بودند، هم مردمان باانصافى بودند. این‏ها آن چیزى را که از نظرشان به شکل کلى درست هم هست، خط میانه‏ى بین اقتصاد سرمایه‏دارى و اقتصاد سوسیالیسم شناخته بودند و این را در قالب آن سه محور اصلى مالکیت، در اصل ۴۴ ریختند. مالکیتهاى اختصاصى دولتى، مالکیت تعاونى، و مالکیت بخش خصوصى؛ این‏ها را تقسیم‏بندى کردند. بعد، در ذیلش براى این، دو سه تا شرط قرار دادند. یکى از شرطها این است که این تقسیم‏بندى با این مصادیق- که مصادیق را ذکر کردم- باید موجب رشد و توسعه‏ى اقتصاد بشود؛ باید مایه‏ى زیان نباشد. یعنى اگر یک روزى مسئولان کشور تشخیص دادند که این تقسیم‏بندى، مایه‏ى زیان است؛ موجب رشد اقتصادى نیست، این قانون دیگر در آن روز، بدین شکل اعتبار ندارد و به شکلى که منطبق بر مصلحت باشد، انطباق دارد. این، هوشمندى و انصاف آن‏ها را مى‏رساند.

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی بمناسبت کنگره عظیم حج۱۳۸۵/۱۰/۰۸

اکنون دولت امریکا و سرمایه‏سالارى غرب و فعالان مفسد صهیونیست حقیقت زنده‏ى بیدارى اسلامى را حس مى‏کنند و با اعتراف به این که سلاح و قدرت نظامى در برابر این حقیقت، کارآئى ندارد، همه‏ى توان خود را در حیله‏ها و شیوه‏هاى سیاسى به کار مى‏گیرند.

بیانات در دیدار کارگران‌‌‌۱۳۸۵/۰۲/۰۶

یک مسئله مربوط به روابط و احساسات کارگر و کارفرماست. این روابط در اسلام، برخلاف روابط کارگر و کارفرما در مکاتب مادى است. در مکاتب مادى، چه مکتبهاى سرمایه‏دارى- که یکسره طرف‏دار سرمایه‏دارند و به کارگر مثل ابزار کار و ماشین نگاه مى‏کنند- و چه در مکتب کمونیسم- که خود را طرف‏دار قشر کارگر مى‏دانستند و وانمود مى‏کردند که بهشت را براى کارگران در همین دنیا به ارمغان خواهند آورد و عملکردشان نشان داد که دوزخ زندگى را، نه فقط بر کارگر، بلکه بر دیگر قشرهاى جامعه ملتهب‏تر مى‏کنند- در هر دو نظام (چه نظام سرمایه‏دارى و چه نظام کمونیستى) رابطه‏ى کارگر و کارفرما، رابطه‏ى خصمانه است. در نظام سرمایه‏دارى، رابطه، رابطه‏ى استثمارگرى و فشار کار از آن ناحیه است؛ در نظام کمونیستى هم کارفرما را مثل یک شیطان مجسم و یک هیولائى تصویر مى‏کردند؛ علتش هم این بود که مى‏خواستند زمام همه‏ى منابع تولید و کارخانه‏ها را به دست دولت بدهند و خودشان بشوند کارفرماى بزرگ. همین کار را هم کردند و همین هم پدرشان را درآورد و نابودشان کرد؛ هم خودشان را نابود کرد و هم ملتهایشان را به خاک سیاه نشاند.
در اسلام این‏طورى نیست؛ در اسلام رابطه‏ى کارگر و کارفرما، رابطه‏ى دوتا دشمن نیست، رابطه‏ى دوتا همکار است؛ رابطه‏ى استثمارگرى هم نیست؛ یعنى کارفرما سلطان کارگر نیست. در نظام سرمایه‏دارىِ غربى، مالک امور، کارفرماست؛ حالا براى مصلحت ممکن است یک امتیازاتى هم براى کارگر قائل شود تا کار او را از دست ندهد؛ اما رابطه این است، او مثل ابزار کار است. نگاهش به کارگر، نگاه به یک انسان نیست، نگاهِ مثل یک ماشین است. اسلام این را قاطعانه رد مى‏کند. کارگر و کارفرما دو عنصرند، هرکدام نباشند، کار زمین است. کارگر آن کسى است که بالمباشره کار و محصول کار را تولید مى‏کند؛ کارفرما آن کسى است که زمینه‏ى این تولید را فراهم مى‏کند. او تولیدکننده‏ى کار و محصول کار است؛ این فراهم‏آورنده‏ى زمینه و کارآفرین است. او هم نباشد، کار لنگ مى‏شود؛ این هم نباشد، کار لنگ مى‏شود؛ مثل دو شریک، مثل دو هم‏سنگر. این نگاه اسلام است. هر دو باید نسبت به هم صداقت و محبت و صفا داشته باشند؛ هم کارفرما نسبت به کارگر، هم کارگر نسبت به کارفرما. حق هرکدام به وسیله‏ى آن دیگرى رعایت شود. اگر این شد، که این نگاه اسلام است؛ هم حرمت سرمایه‏گذار و کارآفرین و کارفرما باقى و محفوظ مى‏ماند؛ هم حرمت کارگر و کننده‏ى کار و حاضر در صحنه. حرمت و حق هر دو محفوظ است و کشور هم به سوى اعتلا پیش مى‏رود. رابطه‏ى کارگر و کارفرما این است. کارگران قدر کارفرماها را بدانند، کارفرماها هم قدر کارگران را بدانند؛ مثل دو همسنگرى که اگر هرکدام آسیب ببینند، آن دیگرى هم آسیب خواهد دید؛ مسئله این است. تنظیم این روابط هم به عهده‏ى مسئولان کشور است؛ چه آن‏هایى که قانون مى‏گذارند و چه آن‏هایى که قانون را اجرا مى‏کنند. این هم یک مطلب است که باید مورد توجه باشد.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار عمومى مردم قم‏‏‏۱۳۸۴/۱۰/۱۹

یک روز تفکرات چپ حاکم بود؛ مارکسیسم و سوسیالیزم در دنیا براى جوان‏ها جاذبه داشت؛ اما امروز نیست. یک روز تفکرات ناسیونالیستى و ملت‏گرایى‏هاى افراطى در دنیا دل بعضى را مى‏بُرد؛ اما امروز این‏ها کهنه شده است. یک روز لیبرالیسمِ غربى و منطق دولت‏هاى سرمایه‏دارى دم از گسترش جهانى مى‏زد و مى‏گفت همه‏ى دنیا باید ما را بپذیرند؛ اما امروز لیبرال دمکراسىِ غرب خودش را با کارهاى امریکا مفتضح کرده است؛ اروپا هم همین‏طور است و آن‏ها هم شنیدن حرفى را که برخلاف منافع ملى‏شان باشد، تحمل نمى‏کنند؛ روسرى دختران مسلمان را نمى‏توانند تحمل کنند؛ امنیت شهروندان‏شان را به جُرم مسلمان بودن، به جُرم رنگین‏پوست بودن، نمى‏توانند تأمین کنند؛ این لیبرال دمکراسى غرب است. همین‏هایى که ادعا مى‏کردند همه‏ى دنیا مال ماست؛ ماییم که باید فکر اساسى و ایدئولوژى جهانى را به مردم دنیا بدهیم(!) این رفتار خودشان است در اروپا و امریکا؛ این‏ها دیگر حرفى براى گفتن ندارند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار کارگزاران نظام و قشرهاى مختلف مردم‏‏۱۳۸۴/۰۶/۱۱

امروز دنیاى غرب و امریکا و سیاست‏سازان تفکر غربى- صهیونیست‏ها و محافل سرمایه‏دار غربى- خوب مى‏دانند که حرکت عظیم ملت فلسطین ناشى از گرایش آن‏ها به اسلام است. چون محور را اسلام قرار داده‏اند، شجاعت پیدا کرده‏اند و به معناى واقعى کلمه دل به مجاهدت داده‏اند. هرجا ملتى این روحیه را پیدا کند، هیچ قدرتى- قدرت نظامى و غیر نظامى- قادر به برخورد با آن‏ها و سرکوب آن‏ها نخواهد بود؛ این را خوب مى‏فهمند. قضایاى دنیاى اسلام، همه مؤید این واقعیت است. این یک واقعیتِ مسلم است که امروز بیدارى اسلامى، بلکه نهضت اسلامى، در دنیاى اسلام یک حقیقت روشن است؛ هیچ‏کس نمى‏تواند این را انکار کند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار رئیس جمهور و هیأت وزیران‏‏۱۳۸۴/۰۶/۰۸

بعضى‏ها مى‏گویند عدالت یعنى توزیع فقر. نخیر، کسانى که بحث عدالت را مى‏کنند، به‏هیچ‏وجه منظورشان توزیع فقر نیست؛ بلکه توزیع عادلانه‏ى امکانات موجود است. آن‏هایى که مى‏گویند عدالت توزیع فقر است، مغز و روح حرفشان این است که دنبال عدالت نروید؛ دنبال تولید ثروت بروید تا آنچه تقسیم مى‏شود، ثروت باشد. دنبال تولید ثروت رفتن بدون نگاه به عدالت، همان چیزى مى‏شود که امروز در کشورهاى سرمایه‏دارى مشاهده مى‏کنیم. در غنى‏ترین کشور عالم- یعنى امریکا- کسانى هستند که از گرسنگى و از سرما و گرما مى‏میرند؛ این‏ها که شعار نیست؛ واقعیتهایى است که مشاهده مى‏کنیم. کسانى هستند که در آرزوى یک آپارتمانِ سه چهار اتاقه سالهاى سال تلاش مى‏کنند و چون به جایى نمى‏رسند، مى‏روند خیانت مى‏کنند تا به این امکانات برسند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‏هاى استان کرمان۱۳۸۴/۰۲/۱۹

در امریکا، معناى آزادى رسانه‏ها، آزادىِ سخن گفتنِ بزرگ سرمایه‏داران است. عمده‏ترین مطبوعات، متعلق به آن‏هاست. مهم‏ترین چاپخانه‏ها و ناشران کتاب متعلق به سرمایه‏داران است. یکى از مسئولان کنونى در باره‏ى تسخیر لانه‏ى جاسوسى کتابى به زبان انگلیسى نوشته بود. این مسئول محترم خودش به من مى‏گفت: به هر ناشرى در امریکا مراجعه کردیم، حاضر نشدند این کتاب را چاپ کنند؛ چون ناشران عمده، وابسته به دستگاه‏هاى سرمایه‏دارى‏اند؛ بنابراین مجبور شدیم به کانادا برویم. در آنجا با زحمت توانستیم یک ناشر پیدا کنیم که این کتاب را چاپ کند. ایشان مى‏گفت آن ناشر بعداً با من تماس گرفت و گفت از وقتى من تعهد کرده‏ام این کتاب را چاپ کنم و آن‏ها این را فهمیده‏اند، به من تلفن‏هاى تهدیدآمیز مى‏شود و جان من را تهدید مى‏کنند! آزادى واقعىِ بیان و آزادى انتخاب هم به معنایى که آن‏ها شعارش را مى‏دهند، در آنجا نیست.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‏هاى استان کرمان۱۳۸۴/۰۲/۱۹

بنده دعواى اصلاح‏طلب و اصول‏گرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم‏بندى را غلط مى‏دانم. نقطه‏ى مقابل اصول‏گرا، اصلاح‏طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح‏طلب، اصول‏گرا نیست. نقطه‏ى مقابل اصول‏گرا، آدم بى‏اصول و لاابالى است؛ آدمى که به هیچ اصلى معتقد نیست؛ آدم هرهرى مذهب است. یک روز منافع او یا فضاى عمومى ایجاب مى‏کند که به‏شدت ضد سرمایه‏گذارى و سرمایه‏دارى حرکت کند، یک روز هم منافعش یا فضا ایجاب مى‏کند که طرف‏دار سرسخت سرمایه‏دارى شود؛ حتّى به شکل وابسته و نابابش! نقطه‏ى مقابل اصلاح‏طلبى، افساد است. بنده معتقد به اصول‏گراى اصلاح‏طلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روش‏ها به صورت روز به روز و نوبه‏نو.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم رفسنجان‏۱۳۸۴/۰۲/۱۸

ملتهاى مسلمان تا قبل از آنکه انقلاب اسلامى به صحنه بیاید، مى‏پنداشتند نام عدالت در اردوگاه چپ و سوسیالیستى است، و رفاه و پیشرفت مادى در اردوگاه راست- یعنى نظام سرمایه‏دارى- قرار دارد. اسلام به صحنه آمد؛ وعده‏ى زندگى همراه با رفاه مادى و عدالت اجتماعى را به مردم داد و آن‏ها مجذوب این شعار و این حرکت عظیم شدند؛ لذا در تمام دنیاى اسلام، نام انقلاب اسلامى و نام امامِ این انقلاب براى مردم به صورت یک خورشید درخشان و یک نقطه‏ى پُرجاذبه درآمد. بااینکه ما در سالهاى نخستین انقلاب تبلیغات وسیعى هم در دنیاى اسلام نداشتیم؛ اما هرکس از نظام جمهورى اسلامى به نقاط دوردست دنیا که مسلمانان در آنجا زندگى مى‏کردند، سفر کرد، دید نام امام، نام انقلاب، نام نظام جمهورى اسلامى و این پرچمِ برافراشته، در اعماق قلب مردم مسلمان جا دارد. حتّى بسیارى از ملتهاى غیر مسلمان به خاطر این شعار به اسلام جذب شدند. ما باید به این شعارها عمل کنیم. به صرفِ گفتن و تکرار کردن، نمى‏توان دلخوش بود که به آن هدفها خواهیم رسید؛ باید این‏ها را در عمل و در تجربه‏ى میدانى و واقعى پیاده کنیم؛ این مسئولیت بزرگ مسئولان جمهورى اسلامى است. همه‏ى مسئولان به این معنا معتقد بوده‏اند و هستند و آن را دنبال مى‏کنند؛ ولى باید تلاش و کار کنند تا این اهداف و آرمان‏ها تحقق پیدا کند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار اعضاى هیأت دولت‏‏۱۳۸۳/۰۸/۲۰

ممکن است شما بگویید مثلًا در امریکا یا انگلیس به نسبت جمعیت این کشورها فقیر وجود ندارد. این را نباید حساب کرد؛ باید نگاه کرد که دولت انگلیس در شبه قارّه‏ى هند چقدر فقیر ایجاد کرده؛ یا فلان دولتى که استعمار آفریقا یا امریکاى لاتین را داشته، آنجا چقدر فقر ایجاد کرده؛ یا امروز امریکا با سعه‏ى نفوذ اقتصادى‏اى که در تمام‏ دنیا دارد، چقدر فقر و گرسنگى و محرومیت در دنیا ایجاد کرده است. ملاک، این‏هاست. البته در خود این کشورها هم فقر و فقیر و فاصله‏ى طبقاتىِ بسیار زیاد وجود دارد؛ اصلًا شگفت‏آور است. گاهى در آمارهاى ما متأسفانه چیزهاى بى‏ربطِ ساده‏لوحانه‏ى کوته‏بینانه‏یى دیده مى‏شود که مثلًا شکاف اقتصادى کشور ما از امریکا یا از فلان‏جا بیشتر است؛ این‏ها حرفهاى ناشى از ندانستن و جهلِ به واقعیت‏هاست؛ اصلًا از واقعیت‏ها اطلاع ندارند. نخیر، دره‏ى اقتصادى در کشورهاى سرمایه‏دارى، وحشتناک و فوق تصور و از همه جاى دنیا بیشتر است. علاوه بر این، آن‏ها را نباید در خود آن کشورها مقایسه کرد؛ بلکه باید در همه‏ى دنیا محاسبه کرد؛ چون دامنه‏ى نفوذ و اقتدار و حرکت این‏ها در همه‏ى دنیاست. ما فعلًا نمى‏خواهیم در مسائل جهانى و بین‏المللى وارد شویم؛ خودمان را محاسبه کنیم. اگر مى‏خواهیم دنیا آباد شود، باید خودمان را کنترل کنیم. من و شما که زمامدار و مدیر هستیم و اداره‏ى امور مالى و صنعتى و کشاورزى کشور دست ماست- یعنى گلوگاه‏هاى فعال کشور دست من و شماست- باید خود را کنترل کنیم. فقط شخص خود ما نیستیم؛ ما یعنى مجموعه. شما، یعنى شما و معاونان و مدیران و مسئولانِ اثرگذارتان. البته ممکن است کسى در گوشه‏یى و در سطوح خیلى پایین خطایى بکند که قابل کنترل و پیشگیرى و پیش‏بینى نباشد؛ آن بحث دیگرى است؛ اما مجموعه‏یى که شما مدیر و رئیس و وزیر آن هستید، باید این خصوصیات را داشته باشد.

بیانات رهبر انقلاب در دیدار قاریان شرکت کننده در بیست‏ویکمین دوره مسابقات بین‏المللى قرآن کریم‏۱۳۸۳/۰۶/۲۶

این خواندن و تلاوت قرآن، قدم اول است، قدم آخر نیست. اول، آشنایى و انس با قرآن لازم است. بعد، مفاهیم قرآنى را به صورت سطورِ قطعى و مجسمِ برنامه‏ى زندگى در مقابل چشم نگه داشتن، تا ما را به این طرف و آن طرف نکشانند؛ یک روز ما را به سمت کمونیسم بکشانند، یک روز به سمت لیبرالیسم؛ یک روز از سوسیالیسم بگویند، یک روز از سرمایه‏دارى. قرآن را وقتى‏که یاد گرفتیم و با آن آشنا شدیم، نمى‏توانند ما را به این طرف و آن طرف بکشانند؛ چون خط روشن قرآن ما را هدایت مى‏کند. و آن‏گاه، پیاده کردن این مفاهیم در واقعیت زندگى است.

رهبر انقلاب، در دیدار مسوولان وزارت امورخارجه و روسای نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور۱۳۸۳/۰۵/۲۵

اسلام ما اسلام عقلانى است. عقل کاربرد بسیار وسیعى در فهم ما، تشخیص اهداف و تشخیص ابزارهاى ما داراست. از عدالت هم به‏عنوان یک هدف به‏هیچ‏وجه صرف‏نظر نمى‏کنیم. اینکه تصور شود چون دنیاى سرمایه‏دارىِ مبتنى بر لیبرال دمکراسى برایش مسأله‏ى عدالت، مسأله‏ى فرعى و درجه‏ى دو و ابزارى است و براى آن‏ها مسأله‏ى نفع و سود و پول مسأله‏ى اصلى است، موجب نمى‏شود که ما از عدالت به معناى یک مسأله‏ى محورى و اصلى صرف‏نظر کنیم. ما در قالبهاى اقتصادى و در کارکرد سیاست داخلى و خارجى‏مان، مسأله‏ى عدالت محور است. اسلام ما این است: اسلامِ معنویت، عقلانیت و عدالت. به اسم اسلام قانع نیستیم که اسلام لیبرال داشته باشیم تا ارزشهاى غربى و ارزشهاى امریکایى را ترویج کند و از روشهاى آن‏ها استفاده کند و با آن‏ها در بخش‏هاى مختلف هم‏رنگ و هم‏صدا شود و احیاناً دعاى ندبه‏اى هم بخواند. ما اسلام متحجرِ طالبانى را هم قبول نداریم. نه اینکه حالا قبول نداریم، از اولِ جریان نهضت آن را قبول نداشتیم.
بیانات رهبر معظم انقلاب‏ در دیدار مداحان به مناسبت میلاد حضرت فاطمه (سلام‏اللَّه‏علیها)۱۳۸۳/۰۵/۱۷

امروز دستگاه‏هاى تبلیغاتى دنیا براى گمراه کردن انسانها دائم الگو جلوى چشم نسلهاى بشر در همه‏ى دنیا مى‏آورند. البته الگوها کم‏جاذبه و ناموفق است، اما دست‏بردار نیستند؛ هنرپیشه مى‏آورند، نویسنده مى‏آورند، آدم‏هاى پرهیاهوى خوش‏ظاهرِ بدون باطن مى‏آورند، هیکلهاى پوچ و بى‏معنا را مى‏آورند و مرتب نمایش مى‏دهند، تا بتوانند به وسیله‏ى این الگوها، انسانها را به سمتى حرکت بدهند و به راهى بکشند. آن‏ها براى این کار، پولها خرج مى‏کنند و فیلمهاى هالیوودى و چیزهایى از این دست که مى‏بینید و مى‏شنوید و مى‏دانید، اغلبش جهت‏دار است. بااینکه مى‏گویند هنر بایستى فارغ از سیاست و جهت‏گیرى سیاسى باشد، رفتار خودشان بعکس است و این‏جورى نیست؛ مستکبران عالم هنر، سینما، فیلم، شعر، نوشتن، مغز و استدلال و فلسفه را در راه منافع استکبارى و چپاولگرى خودشان استخدام کرده‏اند؛ همین چیزى که امروز مظاهر سرمایه‏دارى دنیاست؛ قدرت نظامى‏اش امریکاست، قدرتهاى اقتصادى‏اش هم شرکتهاى پشت سر دولت آمریکایند. آن‏ها از همه‏ى امکانات استفاده مى‏کنند براى الگوسازى، ملتها هم دستشان خالى است و الگو و نمونه‏یى که بتوانند در مقابله‏ى با آنچه که آن‏ها مى‏آورند، از خودشان نشان بدهند، ندارند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار هیأت علمى و کارشناسان جهاد دانشگاهى‏۱۳۸۳/۰۴/۰۱

وقتى جهاد؛ یعنى تلاش هدف‏دار براى خدا، وجود داشت، بدون تردید موفقیت هم با آن همراه خواهد بود. ما راهى که به سمت مرزهاى پیشرفته‏ى دانش در همه‏ى زمینه‏ها داریم، مسلم بدانید که جز با روحیه‏ى استقلال، روحیه‏ى توکلِ به خدا و روحیه‏ى کار براى ایمان طى نخواهد شد. باید این راه را سریع طى کنیم و راههاى میان‏بُر را پیدا کنیم و خودمان را برسانیم؛ مرزهاى دانش را باز و مرزهاى جدیدى را ایجاد کنیم؛ این کار ممکن است؛ زیرا اینجا سرزمین علم‏خیز است و شماها نشان دادید که مى‏شود. درهاى بسیارى از این دانشها بر روى کشورهایى مثل کشور ما و غیر دارندگانش بسته است و وقتى اجازه مى‏دهند دانش منتقل شود، که کهنه و دستمالى شده است و از نویى و طراوت افتاده است. البته در همه‏ى زمینه‏ها همین‏طور است؛ در زمینه‏هاى علوم انسانى هم همین‏طور است. من آن‏روز به دوستانى که در زمینه‏هاى اقتصاد و مدیریتهاى گوناگون کشورى کار مى‏کنند و در اینجا بودند، گفتم که مطالبى را امروز بعضى‏ها در اینجا دنبال مى‏کنند، که منسوخ شده است. نظریات برتر آن‏ها به بازار آمده و مورد عمل قرار گرفته و آن‏ها مشغول کار هستند، ولى تعدادى در اینجا- کسانى که مجذوب حرف آن‏ها هستند- تازه دارند آن دنباله‏ها را مطرح مى‏کنند! بعضى مى‏گویند تعبد پیش خداى متعال و پیش دین نداشته باشیم، اما خودشان در مقابل غرب و در مقابل اروپا و امریکا تعبد دارند! این افراد تعبد در مقابل خدا را قبول نمى‏کنند، ولى تعبد در مقابل سرمایه‏دارى غرب و دستگاه‏هاى قدرت سیاسى متکى به آن سرمایه‏دارى را با جان و دل مى‏پذیرند!

بیانات در دیدار نمایندگان هفتمین دوره‏ى مجلس شوراى اسلامى‏۱۳۸۳/۰۳/۲۷

من به‏خاطر دارم که اوایل انقلاب امام این را مکرر به یاد مى‏آوردند که در مجالس دیگر در دنیا درگیرى‏هاى شنیع و کتک‏کارى هست؛ اما تفاخر مى‏کردند که در مجلس ما این حرفها نیست؛ مباحثه و مجادله هست. این، مهم است. ما باید ببینیم دیگران چه مى‏کنند که نقطه‏ى ضعف آن‏ها محسوب مى‏شود؛ از آن پرهیز کنیم. در بسیارى از مجالس کشورهاى سرمایه‏دارى معمول و رایج است که نماینده علناً به زبان مى‏آورد و در عمل هم نشان مى‏دهد که حافظ منافع شرکتها و کارتلها و تراستها و کمپانى‏هاى گوناگون است؛ از این کار ابایى هم ندارد. مقاصد و منافعى را که کمپانى‏هاى بزرگ و مراکز عظیم مالى- که بیشترین ظلم دنیا از سوى آن‏هاست- تعریف مى‏کنند، این‏ها در مجالس دنبال قانون‏گذارى و ردیف کردن کار آن‏ها هستند؛ این بزرگ‏ترین نقطه‏ى ضعف آن‏هاست.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى(ره)۱۳۸۳/۰۳/۱۴

پدیده‏ى استعمار- که دهها کشور و میلیونها انسان را سالهاى متمادى غرق در سخت‏ترین و شدیدترین محنتها کرد- یکى از چیزهایى است که در نتیجه‏ى تفکیک علم از معنویت، سیاست از معنویت و دولت از اخلاق در اروپا اتفاق افتاد. دو جنگ جهانى اول و دوم هم از همان میوه‏هاى تلخ بود. کمونیزم و حکومتهاى اختناق مارکسیستى هم جزو نتیجه‏ها و میوه‏هاى تلخ جدایى حرکت علمى و صنعتى از معنویت بود. ویران شدن کانون خانواده، سیلاب فساد جنسى و طغیان سرمایه‏دارىِ افراطى، همه نتایج همان تفکیک است.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى(ره)۱۳۸۳/۰۳/۱۴

ضابطه‏هاى رهبرى و ولایت فقیه، طبق مکتب سیاسى امام بزرگوار ما، ضابطه‏هاى دینى است؛ مثل ضابطه‏ى کشورهاى سرمایه‏دارى، وابستگى به فلان جناح قدرتمند و ثروتمند نیست. آن‏ها هم ضابطه دارند و در چارچوب ضوابطشان انتخاب مى‏کنند، اما ضوابط آن‏ها این است؛ جزو فلان باند قدرتمند و ثروتمند بودن، که اگر خارج از آن باند باشند، ضابطه را ندارند. در مکتب سیاسى اسلام، ضابطه، این‏ها نیست؛ ضابطه، ضابطه‏ى معنوى است. ضابطه عبارت است از علم، تقوا و درایت. علم، آگاهى مى‏آورد؛ تقوا، شجاعت مى‏آورد؛ درایت، مصالح کشور و ملت را تأمین مى‏کند؛ این‏ها ضابطه‏هاى اصلى است برطبق مکتب سیاسى اسلام. کسى که در آن مسند حساس قرار گرفته است، اگر یکى از این ضابطه‏ها از او سلب شود و فاقد یکى از این ضابطه‏ها شود، چنانچه همه‏ى مردم کشور هم طرف‏دارش باشند، از اهلیت ساقط خواهد شد

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى استان زنجان‏۱۳۸۲/۰۷/۲۲

پس از به وجود آمدن نظام اسلامى بر پایه‏ى مستحکم ایمان‏هاى مردم، چالش عظیم جهانى در برابر آن پیدا شد. چرا؟ چون این نظام به‏طور طبیعى با اختاپوس خطرناک نظامهاى استکبارى دنیا درگیر مى‏شد. معناى این درگیرى این نبود که ما مى‏خواستیم به جنگ امریکا یا انگلیس یا فلان کشور برویم. شما جوانان بدانید که در طول دوران بیست و پنج سال انقلاب اسلامى، حتّى یک روز هم نشد که مسئولان انقلاب به ذهنشان خطور دهند که به جنگ و معارضه با این کشور و آن کشور بروند؛ نه، این چالش از ناحیه‏ى هویّت و ذات انقلاب است. وقتى یک کشور اسلامى با داشتن موقعیت حسّاس جغرافیایى و با فرهنگِ عمیق به میدان مى‏آید و ایده‏اى را مطرح مى‏کند و براى جان بخشیدن به آن، تمام مجاهدت و تلاش خود را مى‏کند و نشانه‏هاى موفقیّت در چهره‏ى او آشکار مى‏شود، به‏طور طبیعى منافع استکبار را در کلّ منطقه به خطر مى‏اندازد. لذا دستگاه‏هاى استکبارىِ آن روز- که در یک طرف اردوگاه لیبرالیزم سرمایه‏دارى و در طرف دیگر اردوگاه سوسیالیزم ادّعایىِ الحادىِ دیکتاتورى بود- با انقلاب اسلامى درافتادند. عجیب این بود که این‏ها در نوددرصدِ مسائل با همدیگر اختلاف داشتند، اما در اینکه باید این شعله‏ى برافروخته را خاموش کرد و این نهال برآمده را کَند، باهم متّحد بودند! شما جوانان عزیز روى این مسائل فکر کنید؛ این‏ها حرفهاى تکرارى نیست؛ این‏ها راه ما را براى آینده روشن مى‏کند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار معلّمان و کارگران‏۱۳۸۲/۰۲/۱۰

عدّه‏اى در جامعه طورى حرف مى‏زنند و مشى مى‏کنند که تصوّر مردم این‏گونه باشد که بله، بزن و بکوب مسابقه‏ى مادیّات است؛ هرکه پول بیشترى به‏دست آورد و استفاده‏ى بیشترى کرد، او بُرده است؛ هرکس استفاده‏ى کمترى کرد، کلاهش پس معرکه است و عقب‏مانده و بدبخت است! قضیه این نیست. این مربوط به قانون جنگلِ حیوانهاى مدرن است! بله؛ در نظامهاى سرمایه‏دارى که دعوا بر سر پول و مادیّات است، همین‏طور است- چون معنویتى وجود ندارد- اما در جامعه‏ى انسانى، فضیلت و شرف و آبرو و کرامت انسانى و ارزش معنوى حرف اوّل را مى‏زند. البته این بهانه نشود براى اینکه به فکر مادیّات و ترمیم معیشت نباشند؛ باید باشند و راهش هم همان چیزى است که عرض کردم: پایه‏هاى اقتصادى را مستحکم کنند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد امیرالمؤمنین على(ع)۱۳۸۱/۰۶/۳۰

ما امروز اگر جمهورى اسلامى هستیم، اگر حکومت علوى هستیم، باید این‏ها را رعایت کنیم. شما مردم هم این‏ها را باید از ما بخواهید. اقامه‏ى دین خدا را باید بخواهید. اینکه ما نگاه کنیم ببینیم شرق و غرب در مفاهیم حکومتى و مفاهیم سیاسى حرفشان چیست، آن‏ها چه مى‏گویند، ما هم سعى کنیم خودمان را آن طور تطبیق دهیم، این مثل همان خلافت عثمانیهاست، مثل خلافت بنى امیّه و بنى عبّاس است. آن‏ها هم اسمشان خلیفه‏ى پیغمبر بود؛ اسمشان حاکم اسلامى بود؛ اما رسم و عملشان حکومت کسرى و قیصر و حکومت پادشاهان بود. همان‏طور که آن‏ها عمل مى‏کردند، این‏ها هم همان‏طور عمل مى‏کردند. اسممان حکومت علوى و حکومت اسلامى باشد، بعد برویم سراغ سرمایه‏دارى غرب، سراغ حکومتى که سرمایه‏داران و کمپانى‏داران و زشت‏روترین ظالمان و ستمگران عالم آن را اداره مى‏کنند؟! این درست است؟ این همان نفاق خواهد شد. پرچمى را با یک نامى بلند کنیم، آن وقت در زیر این پرچم سراغ چیزهاى دیگر برویم!؟ امروز در نظام اسلامى، همه‏ى کارگزاران حکومت، از پایین تا بالا؛ از رهبرى- که خدمتگزار همه است- از رئیس‏جمهور، از وزرا، از مسئولین قضائی، از نمایندگان مجلس و از مدیران گوناگونى که در اکناف کشور هستند، باید همّتشان این باشد که دین خدا را اقامه کنند، عدالت را احیا کنند، تبعیض در اجراى مقرّرات را از میان بردارند، بیشترین توجّهشان به طبقه‏ى محروم و مستضعف و فقیر باشد- همچنان که امیر المؤمنین بود- شعار تقوا را شعار شخصى و عمومى خودشان قرار دهند؛ این وظیفه‏ى ماست.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ زایران حرم امام خمینى(ره)۱۳۸۱/۰۳/۱۴

هنر بزرگِ امام بزرگوار ما این بود که چارچوب محکمى را براى این انقلاب به وجود آورد و نگذاشت این انقلاب در هاضمه‏ى قدرتها و جریانهاى سیاسىِ مسلّط هضم شود. شعار «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى»، یا شعار «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» که تعالیم امام و خطّ اشاره‏ى انگشت ایشان در دهان مردم انداخت، معنایش این بود که این انقلاب متّکى به اصول ثابت و مستحکمى است که نه به اصول سوسیالیزمِ اردوگاه آن روز شرق ارتباطى دارد، نه به اصول سرمایه‏دارىِ لیبرال اردوگاه غرب. علّت اینکه شرق و غرب با این انقلاب دشمنى کرده‏اند و سرسختى نشان داده‏اند، همین بود.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى‏۱۳۸۰/۱۲/۲۷

آمریکاییها اصولى را به عنوان اصول امریکایى معرفى مى‏کنند و مى‏گویند این اصول، جهان‏شمول است. این اصول، آزادى انسان، آزادى فکر، کرامت انسان، حقوق بشر و از این قبیل چیزهاست. این‏ها اصول آمریکاییند؟! مشخّصه‏ى جامعه‏ى آمریکایىِ امروز این‏هاست؟!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار