کد خبر: 453963
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۳
می گویند "مارتین لوتر کینگ" مرد شماره یک تاریخ آمریکا در قدرت سخنرانی است. پر بیراه نگفته اند. اگر چند سخنرانی از شخصیتهای مشهور سیاسی آمریکا گوش کرده باشید، نمی توانید مارتین لوتر کینگ را به لحاظ قدرت نفوذ کلام و تسلط در استخدام کلمات با افرادی مثل جان اف کندی، فرانکلین روزولت، ریچارد نیکسون، رونالد ریگان، جسی جکسون، ژنرال آیزنهاور، هری ترومن و دیگر شخصیتهای سیاسی آمریکا که به تسلط در سخنرانی مشهورند، در یک جایگاه قرار بدهید. شاید این بر می گردد به سواد او و شاید هم به صداقتش هنگام سخنرانی و اینکه آنچه بر زبان می آورد را واقعا منظور کرده که به زبان آورده. نطق بسیار مشهوری از او بجا مانده که بخاطر تکرار عبارت "I have a dream" در آن، به همین عنوان مشهور است. سخنرانی بسیار پرشور و محکم و غرائی است الحق؛ طوریکه در فرازهایی از آن، خود کینگ بغض می کند و با صدایی بسیار لرزان و پر از بغض آرزوی تحقق عدالت و برابری برای سیاه پوستان آمریکا در خاک آمریکا می کند. ارزش این سخنرانی و عمق فریاد عدالتخواهی مارتین لوتر کینگ در کلمات محکمی که ادا می کند را مطالعه ای کوتاه در وضعیت تبعیض نژادی وحشتناک حاکم بر جامعه آمریکا در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم روشنتر می کند. سالهایی که سیاه پوست آمریکائی را فقط به مثابه عددی روی آمار جمعیت آمریکا بشمار می آوردند و هیچ شانی برای او بعنوان انسان قائل نبودند.

این روزها تصاویری از سفید پوستان آمریکا - و نه سیاه پوستان - در تلویزیون های دنیا به نمایش در می آید که آنها را در سرمای شدید و زیر بارش سنگین برف نشان می دهد که بست نشسته اند و برف و سرما که هیچ، سنگ هم از آسمان ببارد تو گوئی قصد ماندن در خیابان دارند! جمعیتی که به نظام اقتصاد سرمایه داری معترضند و به هیچ قیمتی حاضر به جمع کردن چادرهای خود از خیابان و رفتن به خانه های گرم خود نیستند. این تصاویر را که نگاه می کنم، فکر می کنم انگار که یک روح عدالت طلب محض مثل روح مارتین لوتر کینگ در وجود این جماعت دمیده باشی، انگار که صدها مارتن لوتر کینگند که برای عدالتخواهی فریاد می زنند. این جماعت مشکل اسلام ندارند، هر چند اگر فطرتشان را بیدار کنی آن را هم طلب می کنند. اینها مردم تونس و مصر نیستند که عزت اسلامی شان در پای میزهای مذاکره معامله شده باشد. مردم لیبی و یمن و بحرین و عربستان و اردن هم نیستند که دوست دارند دموکراسی را بجای سیستم دیکتاتوری مزمزه کنند و برای یکبار هم که شده برای دخالت در سرنوشت کشورشان آزادانه به پای صندوق رای بروند. اینها یک درد دارند که از جنس دیگر است؛ خسته اند! از کاپیتالیسم و نظام سرمایه داری که روح انسانی آنها را پای خدائی بنام دلار قربانی کرده خسته اند.

این روزها انگار چند صد هزار نفر "مارتین لوتر کینگ" ریخته اند توی خیابانهای نیویورک و اوکلند و این جمله او را که "ما ناراضی هستیم و راضی نخواهیم شد تا وقتی که عدالت مثل آب جاری شود" با هم فریاد می زنند. رویای مارتین لوتر کینگ نه فقط رویای دست نیافتنی سیاهان ستم دیده دهه های سی و چهل آمریکا، که امروز رویای سفید پوستانی شده که زمانی "مالکوم اکس"، رهبر مبارز سیاه پوستان مسلمان آمریکا، آنها را "دشمن" خطاب می کرد و از تفکیک کامل سفید پوستان از جامعه سیاهان و قطع دستشان از تمامی شئون زندگی سیاهان آمریکا برای رسیدن سیاهان به آزادی سخن می گفت. جای مارتین لوتر کینگ و مالکوم اکس این روزها خالی است. شاید باورش هم برایشان در سالهای چهل سخت که نه، محال می نمود که روزی سفید پوستان آمریکا علیه نظام کاپیتالیستی و سرمایه داری حاکم بر آمریکا قیام کنند و زیر برف و در سرمای طاقت فرسا، نشستن در کف خیابان و خوابیدن در چادر را به رفتن در خانه ترجیح بدهند.

اما تو ای عدالت گستر آخرین؛ عجل علی ظهورک! این فریادها که برای عدالتخواهی بلند است، عجیب، کسی را می خوانند. هیچکس را در میان بشر دیگر داعیه ای برای رساندن بشر به فلاح باقی نمانده. عَلَم ها همه خوابیده اند و دیگر هیچ مکتب مادی الحادی بریده از خدایی کام تشنه عدالت بشر را سیراب نمی کند. چهارده قرن از شکستن کنگره های کسری گذشته است و تن خسته زمین دیگر مردای از گردش بدور خورشید جز انتظار قدوم عدالت گستر تو ندارد. عجل علی ظهورک.

منبع: اسکالپل
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار