علي رضائي | سناريوي مهمل ترور سفير عربستان در امريكا، بهانه دوبارهاي به دست جبهه استكبار داده است تا از چند وقت گذشته با بدترين معاني در رسانهها و محافل جاسوسي خود از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ياد كند و حتي كار را به جايي برساند كه رسماً و علناً تنها راه باقيمانده براي مقابله با فرزندان خميني كبير در سپاه پاسداران را ترور و حذف فيزيكي آنان اعلام كند. نام بردن از سرلشكر قاسم سليماني فرمانده سپاه قدس و قرار دادن وي در ليست ترور، اوج استيصال و رذالت و حقارت و به بيان سادهتر، نهايت كم آوردن تروريستهاي امريكايي و اسرائيلي در برابر قهرمانان جهان اسلام و نگهبانان انقلاب اسلامي در سراسر كره خاكي است. در اين شرايط ارائه پاسخهاي منطقي و تحليلي به اين پرسش كه علل و عوامل سپاههراسي توسط دشمنان اسلام از بدو تولد اين نهاد مقدس تا امروز چه بوده است؟ قطعاً ميتواند راهگشايي باشد براي جويندگان حقيقت.
تكليف سپاه فراتر از مرزهاي ايران
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، امام خميني(ره) دفاع از اين موهبت الهي را از مهمترين تكاليف دانستند و از اين رو عدهاي از جوانان انقلابي و پيروان راستين ولايت فقيه، ستونهاي اجرايي آن تكليف بزرگ را پايهگذاري كردند كه سپاه پاسداران حاصل آن شد. رهبر كبير انقلاب پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي، در دوم ارديبهشت ۱۳۵۸ طي فرماني به شوراي انقلاب اسلامي رسماً تاسيس نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را اعلام كردند. همانگونه كه از نام و عنوان رسمي آن پيداست، سپاه شامل پاسداراني است براي دفاع از انقلاب اسلامي در سراسر جهان و اين بدان معناست كه نهاد نظامي– فرهنگي سپاه نبايد افق ديد خود را محدود به مرزهاي ايران كند، بلكه با صدور پيام انقلاب اسلامي به سراسر جهان، وظيفه حفظ و نگهباني و پيشرفت روزافزون آن را نيز دارد كه اين تكليف البته فارغ از معناي كشورگشايي است. سپاه با تقويت توانمنديهاي داخلي كشور ايران، فقط افكار عمومي را از ابعاد روشن و پرصلابت ايمان و مقاومت در راه حق آگاه ميكند و بعد از آن ملتها هستند كه پيام انقلاب اسلامي را درك كرده و آن را بر پيامهاي ديگر جهاني از جمله ليبرال دموكراسي و سكولاريزم ترجيح ميدهند و بر اين اساس در برابر دولتهاي زورگو و ديكتاتور فرياد اعتراض سر ميدهند.
نهاد مقدسي كه فرزند زمانه خود است
نگاهي به حركت و تلاشهاي سپاه در خط انقلاب اسلامي نشان ميدهد كه اين نهاد مقدس همواره فرزند زمانه خود بوده است و با آسيبشناسي و شناخت مسير، در هر عرصه و هر دوره فرصتها را مورد استفاده بهينه قرار داده و تهديدات داخلي و خارجي را سريعاً شناخته و در برابر آنها ذرهاي قد خم نكرده است. سپاه پاسداران از طرفي يك تشكل مردمي و انقلابي است. نيروي مقاومت بسيج نيز يك تشكل كاملاً مردمي و انقلابي است كه سازماندهي آن زير نظر سپاه قرار دارد و داوطلبان از متن جامعه براي تحقق ارتش ۲۰ ميليوني و بسيج دهها ميليوني به آن ميپيوندند. گرايش دانشآموزان، دانشجويان، مهندسان، پزشكان و اساتيد دانشگاه و بسياري از اقشار ديگر جامعه به بسيج كه بدنه مقاومت مردمي سپاه در مسير مبارزه با معاندين و معارضين داخلي و خارجي را تشكيل داده است، تاكنون ضربههاي فراواني به نظام سلطه تحميل كرده است و در واقع ميتوان ادعا كرد كه پاسداران انقلاب در نهاد سپاه و سازمان بسيج، دشمنان انقلاب اسلامي را در بنبست بدون بازگشت قرار دادهاند.
شكست جنگندههاي غول پيكر
در برابر اراده معنوي سپاه
براي اثبات اين ادعا كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي توانسته است بيگانگان را از رسيدن به مقاصد خود بازدارد، فقط كافي است به حضور و نقشآفريني سپاه در جنگ تحميلي، سازندگي و آباداني كشور، مقابله با تحريمها و دفع فتنه ۸۸، نگاهي داشته باشيم.
طبيعي است در شرايطي كه دشمنان انقلاب اسلامي با آن همه نيروي نظامي و ادوات جنگي و سلاحهاي كشتار جمعي در برابر اراده معنوي پاسداران انقلاب اسلامي و تفكر بسيجي زمينگير شدهاند، ابهت جنگندههاي غول پيكر آنان مقابل چشم جهانيان فرو ريخته است، حتي در جنگ نرم هم نتوانستهاند به اهداف خود در ايران دست يابند و از ديگر سو روز به روز شاهد خروش موج انقلاب اسلامي در ساير كشورها هستند، خشونت و رفتارهاي تروريستي را بر عقلانيت و انسانيت ترجيح دهند و تنها راه باقيمانده براي رهايي از بن بست بينالمللي را تضعيف انقلاب اسلامي ايران از طريق قطع پايههاي اصلي آن بدانند.
بيداري اسلامي كه حقيقتاً امريكا، انگليس، اسرائيل و هم پيمانان آنها را در يك بن بست بينالمللي قرار داده است، بنابر اذعان تحليلگران غربي نيز ناشي از يك سرمنشأ و منبع اصلي يعني انقلاب كبير اسلامي ايران است. بر اساس چنين تفاسيري، دولتمردان در نظام سلطه تصميم گرفتهاند تا سرمنشأ بيداري مسلمانان جهان و ملتهاي عدالتخواه را خدشهدار كنند كه اين هم امكان پذير نيست مگر با بستن روزنههاي تنفسي درخت تنومند انقلاب اسلامي نظير سپاه كه كارويژه آن دفاع از انقلاب اسلامي است.
انتقامگيري نظام سلطه از سپاه و بسيج
شكست توطئههاي غرب عليه نظام جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي در سراسر جهان كه در واقع علت اصلي پروژه سپاههراسي را تشكيل داده است، در چند سطر قابل خلاصه نيست، اما تفصيل يك مورد از آن موارد، به خوبي ميتواند عصبيت غرب در برابر سپاه پاسداران و نيروي بسيج را نشان دهد. حوادث پيش و پس از انتخابات دهم رياست جمهوري كه به وقوع يك فتنه عميق در مسير انقلاب اسلامي منجر شد، مراسم يك جشن پر از شادماني و نشاط را براي نظام سلطه مهيا كرد و سردمداران ظلم و آدمكشي بيش از هر زمان ديگر به نابودي نظام اسلامي ايران به عنوان بزرگترين مانع مقابل اهداف خود، اميدوار و ذوقزده شدند. اما ديري نپاييد كه نقشههاي غرب در قبال نظام جمهوري اسلامي ايران، نقش بر آب شد و بزرگترين اميد سلطهگران براي پرش از مانع اصلي مقابل خود، به نااميدي سرد و تاريكي تبديل شد. در آن ايام شايعاتي درباره سپاه و بسيج در سطح جامعه پخش شد كه به وضوح آبشخور آن شايعات مشخص بود. تروريستهاي بينالمللي و مأموران نفوذي آنان با بيرحمي تمام، وارد فاز ترور مسلحانه شدند و پس از هر قطره خون، بدون هيچ سند و مدركي انگشت اتهام را به سوي محافظان انقلاب دراز ميكردند كه اين خود بزرگترين دليل بر عقدهگشايي و انتقامگيري آنان از سپاه و بسيج بود؛ انتقام از كساني كه آماج حملات فيزيكي و انواع تهمتها و ناسزاي فتنهگران بودند و با اين حال در پي دفع فتنه بودند. اين انتقامگيري امروز هم ادامه دارد و خصوصاً در شرايطي كه بيداري اسلامي در منطقه خاورميانه به بيداري ملتهاي عدالتخواه در قلب اروپا و امريكا گره خورده و همه نگاهها به ايران خيره است، بيشتر نيز شده است.
حال براي آنكه بهتر بتوان هويت گردانندگان پروژه سپاههراسي در شرايط كنوني و علل و عوامل آن را شناخت، فقط كافي است به هويت كساني كه در فتنه ۸۸، مدافعان حريم انقلاب اسلامي و ولايت فقيه را در سيبل حملات خود قرار دادند بشناسيم و نقاب از چهره آنان برداريم و صورت واقعي آنان را بنگريم، آنگاه به سادگي متوجه خواهيم شد كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فقط به اين خاطر كه هميشه در دفاع از انقلاب و حريم ولايت فقيه پيشتاز بوده مورد هجمههاي بياساس استكبار جهاني قرار گرفته است.