
هر چند شهردار تهران در مراسم افتتاح رسمي ايستگاه استاد معين بر وعده خود مبني بر افتتاح هر ماهه يك ايستگاه مترو تأكيد كرد و گفت قرار است ايستگاههاي مترو تهران به ۲۴۰ ايستگاه برسد، اما آنچه از روند تعامل ميان مديريت شهري و دولت برميآيد آن است كه با توجه به ارسال پرونده اعتبارات مترو به قوه قضائيه، همچنان بايد متروي تهران تشنه اعتبارات باشد و مسافران هم به رغم وعده مسئولان به خدمتگزاري براي مردم چشم انتظار تكميل خطوط ريلي شهري باشند تا بخشي از مشكلات آنان در اين ميان برطرف شود. به واقع اينكه قابيل درويش مديرعامل مترو بر اين نكته تأكيد دارد كه شهرداري سه ساله با تأمين اعتبارات قادر خواهد بود پرونده مترو را ببندد، اين سؤال پيش ميآيد كه چرا عدهاي در پروسه پرداخت اعتبارات براي زير ساختهاي حمل و نقل شهري كوتاهي ميكنند؟
اينكه دولت در كنار مديريت شهري ميبايد تمام هم و غم خود را براي تكميل شبكه حمل و نقل عمومي به كار ببندد، انتظاري است كه همواره در رأس خواستههاي شهروندان تهراني بوده است. نبايد اين نكته را فراموش كرد كه با تكميل اين شبكه ريلي چه ميزان از سفرهاي شهري (آمد و شد) با اين وسيله نقليه صورت خواهد گرفت و چه ميزان در وقت و هزينه شهروندان صرفهجويي خواهد شد و چه ميزان در مصرف سوخت صرفهجويي شده و به پاكي هواي شهر كمك خواهد كرد؟
از سوي ديگر وقتي تمامي شرايط را ميتوان براي تسهيل در آمد و شد شهروندان فراهم كرد و اينكه ميتوان از بار ترافيكي شهري كاست، چرا نبايد اختصاص بودجه و اعتبارت به مترو در اولويت قرار گيرد؟ در يك نگاه كلي، شهروندان وقتي با مشكل تردد روبهرو ميشوند، شهرداري و دولت را در يك طرف و خود را در طرف ديگر ميبينند و هرگونه كمكاري و بيتوجهي به خود را ناديد گرفتن مردم عنوان ميكنند. اينكه دولت و شهرداري قادرند مشكلات ترافيكي تهران را حل كنند اما به هر دليل در انجام آن كوتاهي ميكنند دودش به چشم مردم ميرود. گرچه ممكن است سهم دولت در اين ميان بيش از شهرداري باشد. آنچه در اين ميان به آن بيتوجهي شده است، آن است كه دستگاههاي نظارتي و كنترلي تاكنون به وظايف خود به خوبي عمل نكردهاند و تاكنون مشكل همچنان باقي مانده است و هر روز بر پيچيدگي آن افزوده ميشود.