
تحليل شما از سناريو سازي اخير ايالات متحده عليه كشورمان چيست؟
انقلاب اسلامي از بدو تولد تاكنون با توطئههاي رنگارنگ ايالات متحده روبهرو شد؛ چراكه امريكاييها بزرگترين بازنده انقلاب سال ۵۷ ايران بودند. به همين خاطر در طول ۳۳ سال اخير، ما شاهد انواع سناريوسازيها عليه كشورمان توسط امريكا بودهايم. اين سناريوها شامل كودتا، تحريك قوميتها، جنگ تحميلي، جريانسازي در ميان نخبگان و اپوزيسيون سازي و فراهم كردن مقدمات فعاليت گروهكهايي مانند منافقين و ريگي، بودهايم و در عقبه تمام آنها دستان امريكاييها به خوبي قابل مشاهده است اما نكته حائز اهميت در اين ميان، سكويي است كه گفتمان انقلاب اسلامي در ميان آن ايستاده است و در مقابل سكويي است كه امريكاييها در اختيار دارند. ما اگر اين دو محور را مقايسه ميكنيم ميبينيم كه به علت هوشياري و برخورداري از فرهنگ غني توسط مردم ما و همچنين دارا بودن رهبري هوشمند، تراز انقلاب اسلامي در نقطهاي بسيار بالاتر از آن چيزي كه امريكاييها تصور ميكردند، قرار گرفته است. اين حرفي نيست كه فقط ما بگوييم بلكه تمام كساني كه وقايع انقلاب اسلامي را دنبال ميكنند به آن اذعان دارند و جمهوري اسلامي را رو به رشد قلمداد ميكنند و در طرف مقابل جايگاه امريكاييها را رو به سقوط ميدانند. نمونه اين موضوع سقوط حاكمان مورد حمايت امريكا در منطقه و همچنين شكستهاي مفتضحانه نيروهاي نظامي امريكا در عراق و افغانستان است.
آيا اين تقابلها به همين موضوعات مختص بوده است؟
قطعاً اين طور نيست. ما شرايط گوناگوني از اين تقابلها را تجربه كرديم كه بزرگترين آن جنگ ۸ ساله و حمله صدام با پشتيباني ابرقدرتها به ويژه امريكا بوده است كه خوشبختانه ما از اين امتحان سربلند بيرون آمديم. البته امريكاييها دستبردار نبودند و اين سناريو اخير امريكاييها هم يكي ديگر از حلقههاي سناريو سازي عليه ايران است كه البته با دو حلقه قبلي كه امريكاييها با عنوان فعاليتهاي هستهاي و حقوق بشر آغاز كرده بودند، ارتباط دارد. نكته حائز اهميت در اين ميان اين است كه در مقطعي كه توأم با خروج نيروهاي نظامي امريكا از عراق بوده، دچار چالشي جدي شدهاند و مجبور هستند براي لاپوشاني اين شكستها دنبال سوژههايي باشند. اين در حالي است كه آنها هميشه عادت دارند شكستهاي خود را به جمهوري اسلامي منتصب كنند و اين چيز جديدي نيست اما اخيراً به صورت شفاف دست به اين موضوع ميزنند.
ما شاهد بوديم كه پايه اين تهديد روي نام سپاه شكل گرفته است. نظر شما در خصوص اين موضوع چيست؟
من معتقدم كه آنها اينگونه تصور ميكنند كه ما نيز همانند آنها رفتارهايمان در حوزه امنيتي بر پايه ترور و خشونت و نيروهاي نظامي است. آنها برداشت درستي از گفتمان انقلاب اسلامي ندارند به همين خاطر اگر امروز ميبينيم كه گفتمان انقلاب اسلامي در سراسر دنيا طالب دارد، ناشي از گفتمان انقلاب اسلامي و استقامت ملت ماست. تناقض آشكار اين است كه آنها هيچ ادلهاي در خصوص نقش سپاه در اين سناريو ندارند و از طرف ديگر فرمانده نيروي زميني ايالات متحده در سنا حاضر ميشود و با نام بردن برخي فرماندهان سپاه عملاً دستور ترور ميدهند. به همين خاطر ميبينيم كه آنها براي يك سناريو خيالي چه عمليات رواني گستردهاي را انجام ميدهند و اگر سناريو واقعي باشد، چه خواهند كرد. ما تمام اين رفتارهاي امريكا را در اعترافات ريگي مشاهده كرديم.
در مجموع من فكر ميكنم كه اين سناريو نخنما براي فرار به جلو امريكا از مشكلاتي است كه امروز گريبان آنها را گرفته است، گرچه تأثيري بر اراده ملت ما ندارد. امروز سپاه پاسداران نهادي برآمده از ملت قهرمان ايران اسلامي است و امتحان خود را در دوران سخت داده است و مصمم براي حفاظت از آرمانهاي انقلاب اسلامي و مردم كشور است. اين در حالي است كه فرزندان خدوم سپاه پاسداران هميشه از شهادت در راه آرمانهايشان استقبال كردهاند. اين در حالي است كه منطق سپاه هميشه بر اصول ديني استوار بوده و ما هيچگاه به سمت ترور و حركتهاي وحشيانهاي كه امريكاييها متخصص آن هستند، نميرويم.
شما سرانجام قيام وال استريت را چطور ميبينيد؟
همانطور كه از شعار ۹۹ درصدي معترضان پيداست، متوجه ميشويم كه اكثر مردم از اين سيستم كاپيتاليستي كشورشان ناراضي هستند. دير يا زود اين واقعيت به اثبات ميرسد كه نظام سرمايهداري هم مانند كمونيست با چالش جدي مواجه ميشود. هرچند ممكن است آنها با مسكنهايي اين اعتراضات را كنترل كنند اما در نهايت ما شاهد فروپاشي نظام سرمايه داري خواهيم بود. آن چيزي كه در پس اين ماجرا روشن شد، نظريه پايان تاريخ فوكوياما بود كه مردم ثابت كردند آن را قبول ندارند و به دنبال راه جديدي هستند كه مبتني بر فطرت و اصول انساني باشد.