رضا پورعلوي | مرگ وليعهد عربستان در يكي از بيمارستانهاي نيويورك كه همزمان با قتل معمر قذافي در ليبي و پس از اتهامافكني مشترك عربستان و امريكا عليه ايران رخ داد، بهانهاي شد تا دولت ديدگاههاي خود را درباره برقراري ارتباط با رياض آشكارا بيان كند.
پيام تسليت محمود احمدينژاد به ملك عبدالله پادشاه عربستان كه در آن به مانند پيام تسليت هاشميرفسنجاني، وي را «خادم الحرمين الشريفين» خطاب كرد و نيز سفر صالحي وزير امور خارجه كشورمان به عربستان براي حضور در مراسم تشييع جنازه سلطان بن عبدالعزيز و اقدامات ديگر برخي از دولتمردان ايران در اين ارتباط، همگي حاكي از تحقق برنامههايي است براي تقويت روابط با عربستان. تلاش دولت ايران براي تقويت روابط با رياض به عنوان يكي از همسايههاي كشورمان، در حالت كلي و عالم سياست بينالملل امري مطلوب و معقول است، ولي شرايط موجود تعيينكننده ميزان صحت آن است. اين روابط در شرايط موجود اگر هم تقويت شود جاي يك پرسش است كه آيا به حالت طبيعي خواهد بود يا خارج از روند عادي ديپلماسي جمهوري اسلامي؟
ديدگاه متضاد ايران و عربستان در قبال بيداري اسلامي
بيترديد در شرايط موجود جهاني، بيداري اسلامي بيش از هر مورد ديگري تعيين كننده است و بايد به عنوان يك شاخص براي كشورهاي اسلامي خصوصاً جمهوري اسلامي در نظر گرفته شود. با اين نگرش اگر بخواهيم نسبت عربستان با بيداري اسلامي را بسنجيم، لازم است تا به برخي از موارد ارتباطي ميان عربستان و بيداري اسلامي اشاره شود:
۱- موضعگيري منفي عربستان در برابر بيداري اسلامي
۲- تقابل سياستهاي عربستان با امواج بيداري اسلامي و هماهنگي با جبهه استكبار
۳- كشتار مردم بحرين توسط نيروهاي اعزامي از عربستان
۴- پناه آوردن برخي ديكتاتورهاي فراري منطقه به خاك عربستان.
اكنون اگر نگاهي به چارچوب ارتباطات جمهوري اسلامي ايران و بيداري اسلامي بيندازيم، مواردي كاملاً مغاير با آنچه در خصوص چهارسوي ارتباطات عربستان و بيداري اسلامي گفته شد، ديده ميشود.
با وقوع تحولات سياسي در منطقه خاورميانه و پس از آنكه رنگ و بوي اسلامي آن نمايان شد، رهبر معظم انقلاب اسلامي حمايت خود و نظام جمهوري اسلامي از بيداري اسلامي را در عمل و كلام، اعلام كردند. از ديگر سو تأكيد همگان در داخل و از خارج بر اينكه انقلاب اسلامي ايران الگوي حوادث و تحولات شده است، شرايط را به گونهاي پيش برد كه نگاه پر از اميد جريان بيداري اسلامي به ايران و رفتارهاي جمهوري اسلامي دوخته شد و بر همين اساس رهبر انقلاب تأكيد كردند:«چشم ملتهاي بيدار شده منطقه، به كشور عزيز ما دوخته شده است.» بنابراين اگر انقلاب اسلامي را در مركز بيداري اسلامي قرار دهيم و ملت و دولت ايران را الگوساز تحولات اخير بدانيم، اين رابطه از چهار جهت بدين صورت قابل تعريف است: ۱- الگوسازي ۲- اميدبخشي ۳- حمايت و ۴- رفع موانع.
نوع نگاه عربستان به ايران چگونه است؟
اينك اگر بيداري اسلامي را شاخص سياست خارجي خود قرار دهيم بايد بنگريم كه تقويت روابط با عربستان، كداميك از جهتهاي چهارگانه ارتباط ايران با بيداري اسلامي را به جهات موردنظر عربستان ميرساند و اصلاً آيا كمترين زمينهاي براي قرينهسازي نگاه ايران و عربستان در قبال بيداري اسلامي را ميتوان ايجاد كرد؟ مضاف برآنكه بايد ديد در اوضاع كنوني، تلاش ايران براي تقويت روابط با عربستان تا چه ميزان ميتواند ثمربخش باشد؟ در شرايطي كه عربستان:
۱- تبديل به يكي از بزرگترين پايگاههاي نظامي دشمن اصلي ايران يعني امريكا شده است.
۲- ملك عبدالله ذرهاي نگاه مثبت به ايران و نظام جمهوري اسلامي ندارد.
۳- با خريد چندين ميليارد دلار سلاح از امريكا و انباشتن آن در خاك خود، آرزوي نابودي ايران را در دل ميپروراند.
۴- مدام در پي اتهامافكني عليه ايران است كه آخرين آن همدستي با امريكا و صهيونيسم بينالملل براي تروريست نشان دادن ايران بود.
۵- پس از گذشت بيش از ۳۰ سال از عمر انقلاب اسلامي ايران، هنوز رفتار مناسبي با زائران ايراني در حريم امن الهي ندارد.
۶- با آغاز ايام حج تمتع، سنت اعلام برائت از مشركان در موسم حج را بر هم زدن امنيت حجاج خوانده و هشدار داده است كه با هر اقدامي كه امنيت و سلامت حجاج بيتالله الحرام را تهديد كند، به شدت مقابله ميكند، حال آنكه در انديشه حضرت امام (ره) حج بدون برائت مقبول نيست.
توجيهاتي از باب انفعال سياسي، خمودگي ديپلماسي و خوشخيالي كاذب
پس از مرگ وليعهد عربستان و صدور پيام پرآب و تاب تسليت از طرف رئيسجمهور البته عدهاي كه گويا انديشههاي امام راحل درباره آل سعود كه آنان را به عنوان «خائن الحرمين» ميشناختند و نيز حج خونين زائران ايراني در سال ۶۶ كه از قضا سلطان بن عبدالعزيز يكي از مسببان اصلي آن جنايت بوده است را فراموش كردهاند، پاسخ دادند كه «اين رفتار دولت، برابر با عرف ديپلماتيك بود» و ارائه توجيهاتي ديگر از اين قبيل از جمله «تقويت موقعيت ايران در منطقه»، «اعلام حسن نيت براي اثبات بيگناهي و دروغ بودن اتهام اخير عليه ايران»، «تغيير نگاه عربستان به ايران»، «تقويت رابطه با آن كشور همسايه براي رسيدن به يك نگاه مثبت جهاني» و در نهايت اينكه «خادم الحرمين، لقب و عنوان خطاب پادشاه عربستان است.»
ناگفته پيداست كه تمامي اين موارد توجيهاتي هستند از باب «انفعال سياسي»، «خمودگي ديپلماسي» و «خوش خيالي كاذب در عرصه بينالمللي» كه خارج از حقيقت و مسير اصلي سياست خارجي ايران تنظيم و تدوين ميشود زيرا تجربه تاريخي جمهوري اسلامي ثابت كرده است كه هر كجا در برابر غرشهاي زورگويان موضع انفعالي اتخاذ كرده، دايره اتهامات عليه نظام وسيعتر شده است.
از سوي ديگر در برابر چنين توجيهاتي بايد پرسيد در دنياي امروز كه دشمنان ايران فارغ از هر عرف و قانون و بدون هيچ سند و مدرك متقني، بزرگترين اتهامات را عليه ايران ميزنند و ايران را تروريست و محور شرارت ميدانند و با خيالپردازيهاي كودكانه خود دست ايران را در يك اقدام تروريستي عليه سفير عربستان در امريكا متصور ميشوند، چگونه است كه عدهاي براي خطاب قرار دادن پادشاه عربستان به دنبال لقب وي و عرف بينالمللي ميگردند؟ مگر چه اتفاق تلخ و ناگواري ميافتاد اگر بعد از تصميم به صدور تسليت، عنوان سادهتري براي پادشاه عربستان انتخاب ميشد و حتي پيام تسليت هم به گونهاي تنظيم ميشد كه هم تسليت باشد و هم پر از عبارات عبرتآموز؟ نه آنگونه كه بيداري اسلامي به ديده اغماض نگريسته شود و موجبات ضعف و نااميدي شيعيان بحرين را به وجود آورد.
بيشك در شرايط فعلي، تقويت موقعيت ايران در منطقه و جهان وابسته به تقويت بيداري اسلامي و بيداري ملتهاي آزاده و عدالتخواه است و انتخاب رفتارهاي منفعلانه در سياست خارجي همچون گذشته نه تنها سودي ندارد كه پر از ضرر و زيان است و دايره اتهامات و اقدامات سوء عليه ايران را وسيعتر خواهد كرد. اين يك قاعده بدون استثناست كه نظام جمهوري اسلامي ايران با هر دولتي فقط در شرايط عادلانه و محترمانه كه عزت اسلاميمان حفظ شود، به برقراري رابطه يا تقويت آن وارد ميشود.