
محمد حسین ایمانی خوشخو معاون جهاد دانشگاهی و رییس دانشگاه علم و فرهنگ در اظهارات روز گذشته خود، وجود فارغ التحصیلان بی کار را نه به دلیل نبود فرصت شغلی بلکه به علت ناتوانی فارغ التحصیلان دانشگاهی دانسته که این ادعای او مربوط به ضعف سیستم آموزش عالی مربوط است و نه ناتوانی دانشجویان.
البته این تنها اعتقاد او نیست بلکه چنین پیشفرض و باوری در میان قاطبه مدیران وجود دارد. این در حالی است که هیچکدام از این مدیران تا به حال پاسخ این پرسش را نداده اند که اگر پس از این همه هزینه مادی و ریالی که صرف مدارس و دانشگاه ها می شود و فارغ التحصیلان ناتوانمند بیرون می آیند، ایراد از ساختار آموزشی است یا از مدیران و یا از دانشجویان؟!
به گزارش «جوان»، اظهارات ایمانی در حالی صورت گرفته است که چند هفته پیش عبدالرضا شیخ الاسلامی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نرخ بیکاری افراد لیسانس ۲۰ درصد و نرخ بیکاری دیپلم و زیر دیپلم را ۲ درصد اعلام کرد که این نشانه ۱۰ برابر بودن نرخ بیکاری در فارغ التحصیلان دانشگاهی نسبت به دیپلمه و زیر دیپلم ها است.
یافتن شغل مناسب همواره یکی از ایده آل ها و اهداف زندگی محسوب می شود که افراد برای دستیابی به آن از روش های متخلف مانند توسل به تحصیلات دانشگاهی و یا آموزش های فنی و حرفه ای پناه می برند. در دهه های اخیر با افزایش گرایش به دانشگاه ها، آموزش های فنی و صنعتی کم رنگ و کم رنگ تر شد و جای خود را به تحصیلات دانشگاهی داد. در همین راستا، جوانان برای یافتن جایگاه مناسب شغلی به محیط های آکادمی پناه آوردند، غافل از این که در آینده نه چندان دور آمار بیکاران دارای تحصیلات دانشگاهی ۱۰ برابر کسانی می شود که تحصیلاتشان را در مقطع دیپلم و یا پایین تر از آن، متوقف کرده اند و دیگر کسی برای مدارک دانشگاهی، تره هم خورد نمی کند.
پذیرش نامتناسب با ظرفیت اشتغال اینکه چرا آمار بیکاری در فارغ التحصیلان دانشگاهی به این اندازه زیاد است و هر سال نیز بر این میزان افزوده می شود، دلایل متفاوتی دارد. زمانی که مسئولان آموزشی بدون توجه به ظرفیت های اشتغال و نیاز اجتماع، شروع به احداث واحدهای مختلف دانشگاهی و رشته های متعدد می کردند، تنها فکری که به ذهنشان خطور نمی کرد، این بود که آخر و عاقبت دانشجویانی که هزینه های کلان را در کنار جوانی و انرژی شان در اختیار آکادمی می گذارند، چه خواهد شد؟ این بود که دانشگاه ها با رشدی قارچ گونه رو به افزایش نهادند و شهر پر شد از فارغ التحصیلانی که با مدرکی در دست از موسسه ای به موسسه دیگر و از شرکتی به شرکت دیگر به جستجوی کار می رفتند.
در هر حال مسئولان آموزشی مقصرند در این میان مسئله این است که حتی اگر ادعای ایمانی درست باشد و فارغ التحصیلان توانمندی بر عهده گرفتن مشاغل را نداشته باشند، تقصیر بر گردن مسئولان آموزشی کشور است که نتوانسته اند متون درسی و رشته های دانشگاهی را با نیازهای اجتماعی هماهنگ کنند و تحصیلات آکادمی را به سمت کاربردی شدن پیش ببرند. ایمانی در این باره معتقد است که آموزش در دنیا به نوعی یک صنعت است که می تواند به خودی خود مولد باشد و معمولا بخش های مولد درآمد زا هستند اما در کشور ما به رغم وجود تنوع اموزشی، اما نگاه اقتصادی به مقوله آموزش وجود ندارد.
این دیدگاه فرافکنانه است علیرضا سلیمی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در این باره به «جوان» می گوید: در هر حال ما نباید چشممان را به روی واقعیت نبود فرصت شغلی برای فارغ التحصیلان ببندیم و با فرافکنی ناتوانی ها را به گردن دیگری بگذاریم. مسئله این است که طرح آمایش در توزیع رشته های دانشگاهی وجود ندارد و پذیرش دانشجو بر اساس نیازها نیست و در این میان دانشجو تقصیری ندارد و نرخ بالای بیکاری در میان فارغ التحصیلان به دلیل بی برنامگی مسئولان است. به باور سلیمی امروزه دانشجویان و فارغ التحصیلان مقطع دکترای حرفه ای نیز با مشکل بیکاری روبرو هستند، آیا آنها هم مهارت برعهده گرفتن مشاغل را ندارد؟!
چرا در رشته هایی که کاربرد ندارد، پذیرش داریم؟! سلیمی درباره کاربردی نبودن برخی از رشته های دانشگاهی در جامعه می افزاید: هر علمی اقتضائات خاص خودش را دارد و بر اساس جامعه قابل بررسی است و نمی شود علوم محتلف را با هم مقایسه کرد زیرا اقتضائات و الزاماتشان متفاوت است. بر اساس این اقتضائات و تناسبات اجتماعی، برخی از رشته ها در برخی جوامع کاربرد فراوان دارند ولی در جوامع دیگری غیر کاربردی هستند مانند علوم انسانی که در کشورهای اروپای از بالاترین جایگاه های برخوردارند ولی در کشور ما نه. برای کاربردی کردن علوم هم این مسئولان آموزشی هستند که باید سرفصل های رشته ها را براساس زمينه های شغلی مرتبط تنظیم کنند.