
تریبون مستضعفین نوشت: در هفته نیروی انتظامی سال جاری مخاطبین رسانه ملی شاهد پخش سریالی پلیسی از شبکه یک سیما بودند. سریال «سقوط آزاد» که با مشارکت شبکه یک سیما و اداره سینمایی نیروی انتظامی تولید شده است، با تبلیغات گسترده و حتی بنرهای خیابانی توانست بینندگان زیادی را به بهانه تماشای سریالی هیجان انگیز و البته ایرانی که ستارگانی متفاوت را در خود دارد، پای گیرندهها بنشاند.
این سریال سرشار از مشکلاتی است که هر کدام از آنها میتواند باعث نارضایتی بیننده شود.
ضعف داستان که مشخصا از نبود فیلمنامهای منسجم سرچشمه میگیرد، نتیجه عدم رعایت روال قانونی برای تولید این سریال است، به گونهای که سریال با یک «طرح کلی» وارد مرحله تولید شده و فیلم نامه در سر صحنه با مشورت بازیگران و دیگر عوامل نوشته و کامل شده است. که نتیجه آن ضعف شدید شخصیتهای داستان است که سعی شده با اکشنهای اقتباسی از فیلمها و سریالهای خارجی جبران شود.
انتخاب بازیگر نامناسب، شخصیت سرگرد صابری را به کاریکاتوری باور ناپذیر تبدیل کرده است، و سروان پوریا پلیس خوش تیپ و خوش پوش با عکس العملهای سریع که از فیلمها هالیوودی قرض گرفته شده است نیز نتوانسته زوج مکمل مناسبی برای وی باشد.
در نقدهای دیگر نیز کم و بیش به مطالب فوق اشاره شده است اما آنچه به آن تا کنون اشارهای نشده چهره ایست که از پلیس در این سریال به تصویر کشیده میشود.
دست اندرکاران رسانه ملی باید بدانند ما به دنبال ساخت «هشدار برای کبرا ۱۱» نیستیم بلکه به دنبال نمایش «نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران» هستیم، نه یک کلمهای کمتر نه کلمهای بیشتر.
اما متاسفانه تنها دغدغه موجود تقلیدی سطح پایین از اکشنهای غربی است که بیننده به لطف سریالهای خارجی پخش شده از سیما با آن بیگانه نیست. و تنها با گنجاندن چند دیالوگ و شهید کردن (!) یک افسر جوان خوش تیپ سعی شده است ایجاد تفاوت شود. که آن هم گویی پس از پایان سریال سازندگان به یاد آوردهاند که اگر یک شهید هم داشته باشیم بد نیست!
منظور چشم پوشی از واقعیتهای موجود در نیروی انتظامی و نمایش چهرهای آرمانی و دور از واقعیت نیست. بلکه القای حقیقت با به تصویر کشیدن واقعیت هاست.
اگر تنها به ارائه واقعیت – که هرچند در آثار مذکور با اغراق فراوان واقعیت نیز مورد تحریف قرار میگیرد- بسنده کنیم دیگر نمیتوان نام اثر را هنر گذاشت. هنر بیان حقایق والا برای مردم با استفاده از ابزارهایی است که هنرمند در اختیار دارد.
سریالهای پلیسی ما باید برای مردم حقیقت آنچه را که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی بدنبال آن است بیان کند و تفاوت نرم افزاری و سخت افزاری آن را با تصویری که مخاطب از «پلیس» در آثار خارجی دیده است، به نمایش بکشند.
اگر تنها به تصویر کشیدن اقتدار نیروی انتظامی مطرح باشد و این آثار را معیاری برای نمایش آمادگی و اقتدار پلیس بدانیم، بر همگان واضح است که در این امر نیز هم از لحاظ تجربه و هم از لحاظ تکنیک سینمایی بسیار عقبتر از فیلمها و سریالهای روز دنیا هستیم، و از طرفی مستندهای واقعی که به عملیاتهای نیروی انتظامی پرداخته است و تا کنون نیز چندین بار از رسانه ملی پخش شده بسیار تاثیر گذارتر و گویاتر هستند، و این خلا را به راحتی پر میکنند.
ای کاش سازندگان این سریال علاوه بر فیلمها و سریالهای خارجی مانند «جان سخت ۴» و «هشدار برای کبرا ۱۱»، نیم نگاهی هم به حقیقت تلاش افسران جان بر کف «نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران» داشتند و سعی خویش را در بازسازی تجربههای آنان در دفاع از امنیت و آرامش مردم ایران در برابر دشمنان داخلی و خارجی به تصویر میکشیدند.