
۱- اَينَ تذهبون (به كجا ميرويد؟)
هنوز مدت زيادي از سخنان روشنگرانه و تاريخي رهبر معظم انقلاب در خصوص عدم سياه و سپيد ديدن مسائل كشور نگذشته كه عدهاي دچار فراموشي شده و به اين سرعت آلزايمر سياسي گرفتهاند. نگاهي به تيترهاي روزنامههاي خاص منتسب به جريانهاي خاص نشاندهنده عينك بسيار تيرهاي است كه نويسندگان و سياستگذاران آن نشريات در بازتاب اتفاقات و وقايع داخلي كشور به چشم خود زدهاند.
كوچكترين موضوعي كه ميتواند بار منفي داشته و باعث ايجاد تشويش در اذهان عمومي شود، چنان به تيتر يك اين گونه جرايد تبديل ميشود كه آدمي در نيت اصلي آنها كه به اصطلاح اطلاع رساني است، شك ميكند. جالب اينجاست كه اخباري كه در اين روزنامهها تيتر ميشود بسيار شبيه هم است و انگار از يك تحريريه و يك شوراي سردبيري و سياستگذاري استفاده ميكنند، با اينكه در ظاهر شايد در دو نقطه جدا از هم قرار داشته باشند.
مثلاً دو روزنامه شرق و هفت صبح - منتسبان به اصلاحطلبان و جريان انحرافي- ديروز تيتر يك خود را به خبر تكذيب گشت نسبت ناجا از قول فرمانده اين نيرو اختصاص دادند؛ موضوعي كه بهزعم آنان از نقاط ضعف فرهنگي نظام است و برجسته كردن آن بهرغم اينكه صرفاً تكذيب يك خبر جعلي است، قطعاً با هدف مشوش نشان دادن اوضاع فرهنگي داخل كشور است.
قبلاً موضوعاتي از قبيل تلهپاتي و همنظري ميان آدمهاي دوقلو شنيده بوديم، اما ميان دوقلوهاي سياسي منحرف چيز جديدي است. اگر قرار باشد روزي فقط اين گونه نشريات وظيفه اطلاع رساني به جامعه را بر عهده بگيرند، احتمالاً خوانندگان به اين نتيجه ميرسند كه تمامي دنيا در صلح و آرامش است و همه بديها در كشور خودمان جمع شده، اصلاً چيزي به عنوان بيداري اسلامي رخ نداده است، ديكتاتورهاي حامي غرب يكي يكي دچار توفان و خيزش اسلامي مردم كشورشان نشدهاند، موج اسلامگرايي از يمن تا آن سوي آفريقا را در بر نگرفته و همه چيز بر وفق مراد امريكا است.
هم اكنون كه صداي مظلوميت ملت بحرين هر روز بلندتر ميشود، فرياد مردم معترض امريكا در خيابان والاستريت كه از سياستهاي دولتمردان خود به ستوه آمدهاند، عالمگير شده و هر روز هم بر دامنه اعتراضات افزوده ميشود، رسانههاي جهان به دو دسته تقسيم شدهاند، گروهي وظيفه خبري خويش را حفظ كرده در حال انعكاس وقايع بوده و عدهاي از رسانههاي وابسته چشم خود را بر روي حقايق بسته و به سانسور يا انعكاس تحريف شده اخبار ميپردازند.
با اينكه در داخل كشور اكثريت قاطع نشريات رسالت خود را در نشر اخبار و روشنگري مردم نسبت به آنچه در جهان ميگذرد و نويد فروپاشي نظام سلطه انجام ميدهند، باز هم رد پاي همان چند روزنامه ديده ميشود كه با سانسور اين وقايع گويا منتظر دريافت مزد از سوي كساني هستند كه نشر اخبار بيداري اسلامي و جنبش اشغال وال استريت را به نفع خود نميدانند.
۲- خواب و بيدار
آدمها سه دستهاند، آنها كه بيدارند، كساني كه خوابند و عدهاي كه خود را به خواب زدهاند. كسي كه بيدار است همه حقايق را ميبيند، آنها كه خواب هستند كه حرجي بر آنها نيست و اما عدهاي كه خود را به خواب زدهاند، ترجيح ميدهند چشمانشان را بر روي حقايق ببندند.
آنها كه خوابند را ميشود بيدار كرد، اما كسي كه خود را به خواب زده هرگز، مثال عيني اين مسئله اوضاع امروز جهان است. حركت بيداري اسلامي جمع خفتگان كشورهاي عربي را كه سالها زير سايه ظلم و ستم حكام خود زندگي ميكردند ناگهان به واكنش واداشت. كاخهاي به ظاهر مستحكم ديكتاتورها از خانه عنكبوت هم بيثباتتر شده و دومينوي سقوط ديكتاتوريهاي منحط كليد خورد.
بازگشت به اصل فرهنگ اسلامي و دوري جستن از مظاهر زندگي غربي از ثمرات اين حركت بزرگ است كه تمام شئونات زندگي مردم را در بر گرفته. آنها ديگر نميخواهند نسخههاي فرهنگي غربي را اجرا كنند و در مقابل آن موضع گرفتهاند.
نمونهاي از اين آگاهي را ميتوان اعتراض مردم كشور عربي تونس به پخش فيلم ضداسلامي و ضد ايراني پرسپوليس از يكي از شبكههاي تلويزيوني كشورشان دانست، البته سياست پشت پردهاي كه چنين فيلم بيارزشي را براي پخش از آن شبكه انتخاب كرده جاي واكاوي و دقت دارد، اما هوشياري مردم تونس در اعتراض به اين اقدام نيز جاي تقدير است.
اين در حالي است كه عدهاي به ظاهر هنرمند ايراني كه خود را به خواب زدهاند و ميخواهند در تاريكي زندگي كنند، در داخل يا خارج از كشور فيلمهايي را از جمله همين فيلم پرسپوليس يا دو فيلمي كه هم اكنون در جشنواره بيروت شركت كردهاند، ميسازند. كبكهايي كه سر خود را زير برف كردهاند و نصيبي جز سرما، تاريكي و مضحكه سايرين شدن، ندارند.