علي رضائي | مقصود اصلي اصلاحطلبان از انتخابات آزاد و طرح مكرر اين مسئله در جلسات مختلف چيست؟ اين سؤالي است كه پس از نظريهپردازيهاي متعدد درون دايره اصلاحات درباره انتخابات و افزودن قيد آزاد به آن ممكن است به ذهن عدهاي خطور كند و سايه شك و ترديد را روي افكار برخي از اقشار جامعه نسبت به شرايط موجود برگزاري انتخابات در ايران بگستراند. گويا «تعاريف سياسي براق» با «خلق واژههاي زيبا» براي اصلاحطلبان تبديل به يك فن و حرفه جهت رفع «بيحوصلگيهاي اجتماعي» شده كه اينك با «مهندسي معكوس» تعاريف سياسي و خط مشي واضح در ايران نظير «مردمسالاري ديني»، «انتخابات»، «آزادي مردم در انتخابات»، «ميزان، رأي ملت است» و اين قبيل موارد كه مصداق بارز انتخابات آزاد در ايران است، قصد دارند «بهرهبرداريهاي سياسي» خود را از فضاي موجود داشته باشند. سيدمحمد خاتمي نيز در اين جرگه، قلابي براي خود ساخته و هر از چند گاهي آن را به سويي پرتاب ميكند تا در آبي كه خود و همفكرانش گلآلود كردند، چند ماهي صيد كند. وي در آخرين تلاش خود طي يك ديدار با جمعي از جوانان اصلاحطلب كرمان تأكيد كرد كه «دفاع از حق و حرمت مردم و مطالبه انتخابات آزاد و سالم را يك وظيفه انقلابي، ديني و ملي ميداند.»
بيحرمتي به افكار عمومي
در كارنامه اصلاحات
تمناي اصلاحطلبان براي برگزاري انتخابات آزاد در حالي است كه انتخابات دهم رياست جمهوري در كشورمان را ميتوان به عنوان يكي از آزادترين انتخابات در ايران برشمرد؛ انتخاباتي كه از هر گروه و جناحي و با هر طرز فكري پاي صندوق رأي حاضر شدند و حتي اپوزيسيون خارجي نيز برخلاف عادت، حاميان داخلي خود را از تحريم انتخابات برحذر داشت و آنان را تشويق كرد تا براي يك «نه بزرگ به احمدينژاد» رأي خود را به نام ميرحسين موسوي به داخل صندوق رأي بيندازند. با اين حال به محض پايان يافتن زمان برگزاري انتخابات، وقتي كه نتايج اعلام شد اصلاحطلبان شكست را برنتافتند و با ادعاي تقلب در شمارش آرا، آزادي افكار عمومي در انتخاب كانديداي موردپسند خود را به تمسخر گرفتند و سپس با دستهبندي آرا در دو طبقه «كيفي» و «كمي»، به تحقير افكار عمومي پرداختند. بر اساس اين سابقه تاريك طبيعي است كه ديگر نميتوان به ادعاي امروز اصلاحطلباني چون خاتمي اعتماد كرد زيرا اين عده پس از آنكه مفاهيم مبرهن سياسي براي اجرا از جمله انتخابات آزاد را در حوادث فتنهگون سال ۸۸ به هم ريختند، اكنون به شيوه مهندسي معكوس فقط قصد بازآفريني آن موارد را دارند، به گونهاي كه ابداع اين مفاهيم را به نام خود ثبت و اينگونه القا كنند كه پيش از اين در قالب ديگري عمل ميشده است. اين تلاش اصلاحطلبان در حالي صورت ميگيرد كه در خود شاهد تناقض رفتاري است، آنچنانكه بايد پرسيد اگر پيش از اين، انتخابات آزاد نبود و مردم بيجهت در صفوف طولاني رأي ميايستادند، چرا در انتخابات دهم رياست جمهوري با آن ذوق و شوق شركت كرديد و هر روز در مسير تبليغات سخن تازهاي باب ميل هر طيف و گروهي را بر زبان جاري ساختيد؟ و ديگر سؤال آنكه اگر شما با ديده شك و ترديد به انتخابات آينده مينگريد، پس اين همه تكاپو و تبليغات رنگارنگ كه از چند ماه پيش آغاز كردهايد، چيست؟
علت تلاش اصلاحطلبان تندرو
در حوزه انتخابات
شركت اصلاحطلبان در انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي بيشك نشانگر آن است كه آنان به آزادي رأي مردم در انتخابات اعتماد دارند، اما چه تضميني است كه اگر در انتخابات آتي با شكستي مجدد مواجه شدند، به تشكيك و ترديد در امر انتخابات روي نياورند و فتنهاي تازه را رقم نزنند؟
پاسخ اين سؤال در واقع روشنگر علت تلاش اصلاحطلبان تندرو براي وارونه كردن حقايق و مهندسي معكوس مفاهيم سياسي و اجرايي در نظام جمهوري اسلامي ايران است. بررسي اظهارنظرات اخير خاتمي در حوزه انتخابات آزاد نشان ميدهد كه اصلاحطلبان از هم اكنون به دنبال ۱- فضاسازي عليه اصولگرايان ۲- ايجاد هراس و سياهنمايي در نظام ۳- ضرورت تغيير و ۴- القاي نياز كشور به ورود اصلاحطلبان به عرصه قدرت هستند.
تحقق ديكتاتوري
در بازي دوگانه اصلاحطلبان
بازي دوگانه افرادي چون خاتمي و اصلاحطلبان تندرو كه آزمون خود را در فتنه ۸۸ براي پذيرش مفاهيمي چون انتخابات آزاد و احترام به رأي ملت نشان دادهاند، در حالي دنبال ميشود كه از يك سو ميكوشند فضاي حاضر كشور را نامطلوب جلوه دهند و از اين مسير زيادهخواهي خود را به مرحله تصويب برسانند و از سوي ديگر صحنه انتخابات آينده را از هم اكنون به گونهاي رنگآميزي كنند كه در صورت مواجهه با شكست، رنگي غير از سياه در كارنامه نظام باقي نماند، اين در حالي است كه كارنامه آنان در انتخابات دهم رياست جمهوري به قدري سياه است كه از يك طرف با دستهبندي آراي مردم در دو طبقه كيفي و كمي، حتي براي حاميانشان نيز ثابت كردهاند كه اساساً به مسئلهاي به عنوان دموكراسي و آزادي افكار عمومي در انتخابات قائل نيستند و از طرف ديگر تمام تلاش خود را براي يك بازي ناجوانمردانه در پيش گرفتهاند كه مقوله انتخابات را فقط در دو معنا خلاصه كنند؛يا پيروزي اصلاحطلبان يا وجود تقلب كه اين چيزي غير از ديكتاتوري نيست.