کد خبر: 451793
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
گزارش تحليلي «جوان» از تأثير مميزي بر ساختار ذهني مخاطبان كتاب
ميثم نوانديش

با اين وجود كمتر موضوعي را مي‌توان يافت كه در اين ميان همانند جريان بررسي پيش از انتشار كتاب مورد عنايت و توجه اهالي قلم و مطبوعات قرار گرفته باشد و بسياري از آنها همراستا يا به طور تقريبي هم‌جبهه با نويسنده انتقاداتي را بر روند و چند و چون آن وارد كنند، اما اين موضوع زماني تأسف‌برانگيز مي‌شود كه تماميت نظام و سامانه فرهنگي كشور را از زاويه آن كه عمدتاً مبتني بر اظهار نظرها و سليقه‌هاي شخصي است، بسنجيم.
اين موضوع را در اظهارنظرهاي تمامي گروه‌ها و طيف‌هاي مختلف صاحب انديشه در كشور اين روزها مي‌توان ديد و در كمتر محفل و مجلسي مي‌توان بحثي از حوزه كتاب ديد و از آن سخني در ميان جمع نديد.
اهميت اين موضوع و نيز ساختار حاكم بر آن در روزها و هفته‌هاي گذشته تا جايي بالا رفته است كه ناشران و نويسندگاني كه به هزار دليل نوشته و نانوشته كمتر وقت و انرژي خود را صرف حضور در چنين محيط‌هايي مي‌كردند نيز عنان از كف داده و نسبت به واقعيت‌هاي حاكم بر اين موضوع واكنش نشان داده‌اند و آن را به تمامي جريان و نظام فرهنگي كشور تسري دادند كه‌ از ميان آنها مي‌توان به چهره‌شاخصي چون سيدمهدي شجاعي اشاره كرد.

شيوه‌هاي جديد خود فريبي
سيدمهدي شجاعي، مدير مؤسسه انتشاراتي كتاب نيستان و يكي از پرطرفدار‌ترين نويسندگان حال حاضر كشور ماست كه تنها يك اثر از او با نام كشتي پهلو گرفته كه در ژانر ادبيات مذهبي مي‌توان آن را طبقه‌بندي كرد در صورتي حيرت‌آور بيش از ۵۰۰ هزار نسخه از خود را مهمان خانه‌هاي مخاطبان شجاعي كرده است.
شجاعي كه در سال‌هاي گذشته به دليل بيماري كمتر تن به سخنراني و مصاحبه‌هاي مطبوعاتي مي‌داد در نشستي كه به مناسبت بزرگداشت مقام ادبي او برگزار شده و پس از انتقاداتي كه جسته و گريخته به نسبت انتشار آثار مرتبط با مؤسسه نشر وي وارد شده بود، اين بار وضعيت كنوني حاكم بر انتشار كتاب را كه در ماه‌هاي اخير گريبان مؤسسه وي را نيز گرفته است، به برخي از موضوعات كلان فرهنگي در كشور منتسب و سخن از اضمحلال فرهنگي جامعه بر زبان راند و عنوان كرد: آنچه ذائقه من را تلخ مي‌كند وضعيت عمومي فرهنگي ماست، فاجعه‌اي در فرهنگ ما در حال اتفاق است كه نمي‌تواند ذهن من را از آن خالي كند. ما در سراشيبي اضمحلال فرهنگي قرار گرفته‌ايم و دشمن حقيقي را نشناخته‌ايم.
وي در بخش ديگري از سخنانش كه در نوع خود و در كنار اظهارنظرهايي از اين دست به نوعي بي‌سابقه به شمار مي‌رفت و البته بدون مصداق عيني براي نمايش عيني اضمحلالي كه او مد نظر داشت، به موضوع دشمن‌شناسي و نگاه ساده‌لوحانه و عوام‌فريبانه موجود در اين رابطه اشاره كرد و گفت: زماني هنر و ادبيات فاخر در اين كشور توليد مي‌شد، اما الان ببينيد چه افرادي محبوب ما هستند و تمام اين تنزل‌ها توسط سياست‌گذاران ما اتفاق افتاده. دشمن ما را وادار كرد جاي ارزش‌ها، ضدارزش‌ها را بگذاريم و در سطوح تأثيرگذار افراد ناكارآمد بيايند، ما را وادار كرد منافع شخصي را بر منافع جمعي ترجيح دهيم و اسلام را وسيله فريب مردم قرار دهيم و گريز از دين را در جوانانمان باعث شد و الان ما آسمان را زير پا گذاشته‌ايم.
شجاعي همچنين افزود: ما در دوره‌اي گمان مي‌كرديم اين تخريب‌ها در اثر ناداني است ولي اين همه ناداني به موازات هم اتفاق نمي‌افتد و نمي‌توانيم بگوييم صرف ندانم‌كاري اين همه تخريب به وجود آمده. همه طراحي هوشمندانه است و ما در معرض جدي‌ترين آسيب‌ها هستيم.
وي همچنين با اشاره به موضوع مميزي اظهار داشت: با نگاه فعلي حاكم بر مميزي كتاب حتي اثري مانند ديوان حافظ نيز قابليت انتشار ندارد.
شجاعي همچنين مدعي شد: در اين سيستم كساني مميزي مي‌شوند كه صاحب انقلاب هستند. كارهاي افرادي مثل اميرخاني، بايرامي، دهقان و صدرعاملي بايد مميزي شوند. در اين راه البته آن سياستي كه مسئول مرتبط با اين وضعيت را اينجا مي‌گذارد ايراد دارد، دشمن او را اينجا گذاشته و ما بايد اين دشمن را شناسايي كنيم. نويسنده كتاب تحسين شده كرشمه خسرواني در بخشي از سخنان خود اظهار مي‌كند: اگر جامعه را با ۱۰، ۲۰ سال پيش مقايسه كنيد مي‌بينيد كه چه بر سر اخلاق جامعه ما آمده، اگر اين محصول آن چيزي است كه ما در اين ۳۰ سال بايد به آن مي‌رسيديم و آن چيزي است كه به عنوان دين عرضه كرده‌ايم كه بايد براي خودمان متأسف باشيم.
دشمن فرهنگي در كنار ماست؛ نه در مقابلمان
اظهار نظرهاي شجاعي كه از زبان يك نويسنده متعهد به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و از متقدمان عرصه هنر و ادبيات ديني خارج شده است، سؤال اساسي را در ذهن عمومي جامعه مخاطب به وجود مي‌آورد كه شاخصه‌ها و نشانه‌هاي اضمحلال فرهنگي و نيز دشمن شناسي در حوزه نشر كه به اعتقاد شجاعي در حوزه مميزي كتاب مي‌توان به روشني وجوهي از آن را ديد، چيست؟ آيا جريانات فرهنگي و به ويژه نشر در كشور ما اسير مديران خواب مانده است يا مديراني كه خود را به خواب زده‌اند و نويسندگان و ناشراني كه تنها براي خود ماهي مي‌گيرند؟
محسن پرويز معاون سابق فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين رابطه مي‌گويد: دشمن‌شناسي يك اصل اساسي است و قطعاً نمي‌توان اذعان داشت كه دشمن وجود ندارد. دشمن در نظام فرهنگي كشور ما خاكريز مقابل نيست، بلكه در كنار ما ايستاده است. او انكار ناپذير است و همه ما شاهد تأثيراتش هستيم، تأكيدات امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري هم گواه اين موضوع است. منتها ممكن است تحليل ما راجع به اينكه چه كسي در خدمت دشمن قرار گرفته، گوناگون باشد. در واقع دشمن براي نظام ما از ابتداي تأسيس وجود داشته و مانند ابليس است كه به هر وسيله‌اي متوسل مي‌شود و سعي در فريبكاري دارد. ممكن است يك روز در لباس دوست و خودي و روزي هم با لباس رزم به ميدان بيايد.
هنوز پاي ضابطه‌مندي مي‌لنگد
پرويز كه دوران حضور وي در معاونت فرهنگي وزارت ارشاد يكي از دوران پرحاشيه در زمان صدور مجوز انتشار آثار به شمار مي‌رفت در ادامه با اشاره به موضوع مميزي كتاب و اشاره تلويحي به اينكه نبايد مميزي را به كل جريانات فرهنگي كشور تسري داد، مي‌گويد: مشكلات نظارت پيش از چاپ، در دوره‌اي كه من هم در ارشاد بودم، وجود داشت و آن زمان هم از جزئيات عملكرد اداره كتاب راضي نبودم. اگرچه كليت ضرورت نظارت پيش از چاپ مورد تأكيد بوده و هست و ولنگاري در متن كتاب را قبول ندارم و معتقدم عدم نظارت صحيح مي‌تواند موجب بروز مشكلات فرهنگي، سياسي و حتي امنيتي شود، اما اتفاقاتي كه در اداره كتاب مي‌افتد، هيچ موقع مورد تأييد من نبوده است. من در مصاحبه‌هايي كه آن زمان هم انجام دادم، هيچ وقت از كارهايي كه در اين زمينه انجام شد، دفاع نكردم.
پرويز كه هم‌اكنون عضو هيئت مديره انجمن قلم ايران نيز به شمار مي‌رود به اين موضوع اشاره مي‌كند كه سم مهلك موضوع نظارت بر كتاب آن است كه عده‌اي بخواهند در آن مداخله مستقيم داشته باشند. هرچند افراد باسوادي باشند، بنابراين بايد رفتارها ضابطه‌مند بشود. اگر كارها به جاي محور بودن شخص، بر اساس ضوابط انجام شود، بسياري از رفتارها و اشكالات بروز پيدا نمي‌كند و دغدغه‌هاي بسياري از ناشران و نويسندگان كه بعضاً دغدغه‌هاي بجا و حق هستند، برطرف خواهد شد.
اول از همه شاخص‌ها تعريف شود
تأكيد محسن پرويز بر رعايت ضابطه در اين موضوع در حالي است كه برخي ديگر از كارشناسان از خود محور بودن و دوري كردن از حركت بر مدار ضابطه در اين رابطه اشاره مي‌كنند.
به اعتقاد برخي ديگر از كارشناسان مسير سراشيبي سقوط فرهنگي دقيقاً از جايي آغاز مي‌شود كه موضوع فقدان معيارها و ملاك‌هاي دقيقي براي ارزيابي اين موضوع در جامعه فرهنگي كشور خود را به خوبي نشان داده و از سوي ديگر به هزار دليل نوشته و نانوشته در اين حوزه جريانات فرهنگي به ويژه بر حوزه نشر نوعي دل ندادن به ضابطه به چشم مي‌خورد.
مهدي فضايلي، مديرعامل سابق خبرگزاري فارس و مدير عامل مؤسسه انتشارات سروش در اين رابطه معتقد است: روزها برخي به گوشه‌اي از ضعف‌هاي جامعه نگاه مي‌كنند و آن را منحط عنوان مي‌كنند وعده‌اي ديگرهم گوشه‌اي از جامعه را كه از حيث اخلاقي و اسلامي در وضعيت مناسب‌تري وجود دارد، مي‌بينند و نظر به اخلاقي بودن و متدين بودن جامعه مي‌دهند. در اين فضا طبيعتاً اگر بخواهيم به درستي نظر بدهيم و اظهار نظري بكنيم، بايد همه اين بخش‌ها را باهم ببينيم. مشكل بزرگي كه امروز با آن روبه‌رو هستيم، نبود شاخصه‌ها و معيارهاي علمي و دقيق سنجشي است كه بتوان با آن از وضعيت فرهنگي جامعه ارزيابي دقيقي به عمل آورد. در حال حاضر هم شاخصه‌هاي گسترش معنويت را مي‌توان در جامعه مشاهده كرد و هم صحنه‌ها و موارد دغدغه‌آفرين و بالطبع اين موارد اظهارنظرهاي متفاوتي را نيز به همراه دارد.
رفتارها و گفتارهاي متناقض
فضايلي همچنين به اين مسئله اشاره مي‌كند كه بحث پيرامون موضوعي مانند مميزي كتاب را بايد از بحث در رابطه با وجود يا عدم وجود آن جدا كرد و مي‌گويد: گاهي اظهارنظرهايي در اين رابطه ديده مي‌شود كه متناقض است. از سويي ما سخن از ابتذال و اضمحلال مي‌آوريم و از سوي ديگر قائل به ورودي‌هايي هستيم كه آن را دامن مي‌زنند. مثلاً مي‌گوييم چرا مميزي در حالي كه اگر ما قائليم كه جامعه بايد پيراسته باشد، پس بايد جلوي ورودي‌هاي منحط به آن را بگيريم. ممكن است بگوييم كه با جمع ‌كردن ماهواره نمي‌توانيم جلوي ورودي‌هاي منحط به جامعه را بگيريم. خب اين قبول است و حتي خود عاملان جمع‌آوري آن نيز بر آن معترفند، اما قبول كردن اين موضوع به معني آن نيست كه بگذاريم اين وضعيت در شرايط فعلي بماند. وي ادامه داد: اگر ما مطابق قانون مميزي پيش از انتشار كتاب داريم كه من معتقدم بايد داشته باشيم، يعني اينكه ما به شرايط جامعه‌مان حساسيم و كسي هم نمي‌تواند بگويد حساس باش، اما مميزي نكن، البته من معتقد نيستم كه هر نوع مميزي صحيح است، بالاخره تندروي‌هايي هست كه بايد اصلاح شود، اما اصل ماجرا را نمي‌توان كتمان كرد. اما در پس ميان تمامي اين اظهارنظرها به نظر مي‌رسد آنچه كه صلاح دانستن نظر و سليقه فردي بر قانون و روح حاكم بر آن است منجر شده كه كار به جايي برسد كه تمامي دستاوردهاي فرهنگي نظام اسلامي به راحتي و در اثر فشار وارد به ناشران در اين حوزه از سوي آنها و بالطبع نويسندگان مرتبط با آنها زير سؤال جدي برود.
اين مسئله تا بدانجا ريشه دوانده است كه اگر در گذشته‌اي نه چندان دور سخن از تهاجم فرهنگي در ميان بود، اين روزها سخن از ربايش ذهن و انديشه نيروهايي به ميان مي‌آيد كه سازندگان جريانات فرهنگي اصيل انقلاب به شمار مي‌روند و اين يعني اضمحلال انديشه فرهنگي جامعه و نيز طيفي از افراد و جريانات فرهنگي موجود در آن.
نبايد از ياد برد اين موضوع در فضا غبار آلود و شفاف كنوني به راحتي منجر به اين شده است كه اذهان عمومي عوام و خواص پيگير مقوله فرهنگ و به ويژه كتاب در فضاي تيره كنوني به طرفه العيني به سمت جلوه‌هاي فريبنده فرهنگ غير بومي خود جذب و رفته‌رفته منكر تمامي دارايي‌هاي خود ‌شوند؛ حقيقتي كه اين روزها از آن به نام سقوط ياد مي‌شود، حقيقتي تلخ كه جريان حاكم بر ادبيات دفاع مقدس جلوه روشن و بارزي از آن در طول سال‌هاي اخير است.
سخن از اين درد را با اين سؤال پاسخ مي‌بريم كه بر سر بالين بيماري چو اين، جنجال‌هاي كلامي و سخن از سقوط آزاد و انحطاط نوشدارو است يا نمك بر زخم زدن. به راستي چه كسي در حال سقوط است و چه كسي در حال دست گرفتن براي نجات وي.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار